دانلود پایان نامه ارشد درباره امام حسین، امام حسین (ع)، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

او را بيشتر جذب مي كنند.»(اسماعیلی 161:1389)
و این همان چیزی است که در تقسیم بندی های ژراژنت به آن اشاره شده و از آن به عنوان فرا روایتگری یاد شد. در واقع روایت فرعی بهانه ای است برای بیان و تکرار هسته اصلی و این روایت اصلی هم چون پایه ی داستان است که روایت فرعی بر روی آن شکل می گیرند، این روایت اصلی را مخاطب از پیش می داند و دراقع روایت های فرعی است که مخاطب را با وجه نمایشی که دارد جذب می کند چرا که مخاطب به این بخش آگاهی ندارد و این مسئله سبب جذب وی می شود اما بخش اصلی که جنبه آیینی و بنیادی دارد، مخاطب کاملاً به آن واقف است و ترکیب این دو، هم سبب جذب مخاطب و هم بیان مُجدد هسته اصلی می شود. نکته جالب این است که در بخش روایت در روایت ما با گونه متفاوت روایت (خود روایتگری، همگن، ناهمگن و …) رو به روایم.

2-1-6 پیوند تعزیه با اسطوره
در سرزمين هاي كهن جهان، بيشتر نمايش هاي كلاسيك رشته پيوندي با نمايشهاي آييني و ريشه در اسطوره ها، افسانه ها، عقايد و باورها، و به طور كلي فرهنگ عامه مردم داشتند. مثلا آيين نيايش و بزرگداشت ديونيسوس، يا باكوس، خداي تاكستانها و باروري و شور و جذبه عارفانه، بن مايه نمايشهاي كلاسيك تراژدي و كمدي يونان بوده اند. ترائوره با اشاره به اين موضوع كه و استناد به عقيده برخي نويسندگان درباره شكل گرفتن تراژدي و كمدي هجوآميز يونان براساس آيينهاي سري ديونيسوس و مراسمي كه به افتخار باكوس برپا مي شده است، مي نويسد:« نمايشهاي آتن، حتي پس از شناخته شدن به عنوان آثار ادبي و جدايي از مذهب، براي مدتي طولاني بخشي از مراسم جشن و سرور بوده اند.»ايرانيان شيعه نيز در ساختن تعزيه و به نمايش در آوردن واقعه كربلا و حديث مصائب سيدالشهدا به سنت نمايشهاي آييني قديم و شيوه اجراي مناسك و آيينهاي آنان و پاره اي از عناصر اسطوره اي و حماسي سازنده نمايشهاي آييني نظر داشته اند.
چلكووسكي رابطه تعزيه هاي اصلي با مذهب، به خصوص با اصل شهادت ، و وفادار ماندن تعزيه به اين رابطه را به درستي دريافته بود كه نوشت: « در روند تكاملي تعزيه ، بازنمايي محاصره و كشتار در كربلا محور اصلي نمايش باقي مانده است. تعزيه هرگز ملازمه هاي مذهبي خود را از دست نداده است.»(چلکووسکی،1350: 6) رفتارهاي آييني مردم پديده فرهنگي كهن سالي است كه عموما با اسطوره ها و شعائر مقدس ديني پيوند دارد. اين گونه رفتارها هرچه بيشتر به گذشته باز مي گردند جوهر ديني – تقدسي و بن مايه اسطوره اي – شعيره اي آنها نيرومند تر و پررنگ تر مي شود.مردم جامعه هاي ابتدايي و مردم پندارگراي جامعه سنتي امروز، فرق چندان زيادي ميان اسطوره و تاريخ نمي گذارند. براي عامه مردم اسطوره نقش تاريخ را دارد و مانند تاريخ، واقعيتها و رويدادهاي دور و گذشته را بيان و آشكار مي كند.
«تعزيه در ميان سنتهاي ايراني رفتاري است آييني – نمايشي كه با ساخت و پرداختي تاريخي – ديني ، ريشه در رفتارها و مناسك آييني كهن ايراني دوانده و مايه از اسطوره ها و داستاهاي ايراني گرفته است. داستان واقعه هاي تاريخي هر يك از مجالس تعزيه، به صورتي خاص با اسطوره و قصه ها درمي آميزد. اگر كسي از چگونگي واقعه هاي تاريخي مذهب تشيع آگاهي داشته باشد، تمايز ميان تاريخ و افسانه يا اسطوره در تعزيه ها براي او دشوار خواهد بود. از این روست كه وقايع، داستاها و رخدادهاي تاريخي تعزيه ها براي عامه مردم گيرايي دل انگيز پيدا كرده اند.
رفتارهاي آييني كه بنيادشان صرفا بر اسطوره ها و پنداشتهاي افسانه اي نهاده شده عمل و كاركردشان با رفتارهاي آييني اي كه بنايشان بر واقعه ها و رخدادهاي تاريخي گذاشته شده است، تفاوت دارد. آيينهاي مبتني بر اسطوره يك شكل نمايشي از پندارههاي ذهن ابتدايي در جامعه ها و تفسير و تعبير عيني بر اسطوره يك شكل نمايشي از پندارهاست؛ درصورتي كه آيينهاي مبتني برواقعه هاي تاريخي آميخته با افسانه، شكل نمايشي رفتارهايي هستند كه در بيرون از ذهن و پندار مردم و در حيات تاريخي – اجتماعي جامعه رخ داده اند و مردم در آن رويدادها شركت داشته، يا شاهد آنها بوده اند و به تدريج در طول حيات نسلها طبع ازلي گراي عامه مردم، اين رويدادهاي تاريخي را با مجموعه اي از افسانه ها و قصه ها و باورها آميخته و به صورت آييني – نماشي در آورده است. تعزيه در شمار آن دسته رفتارهاي است كه در آنها واقعه هاي تاريخي و مذهبي در قلمرو فرهنگ عامع همراه با مجموعه اي باور و افسانه رشد و بالندگي يافته و به صورت نمايش آييني – مذهبي تعزيه درآمده است.(شهیدی،1380: 27)
در جامعه هاي ديني – سنتي جهان، در هر دوره زماني، انساني كامل و قهرماني برتر در ذهنيت جامعه يا در واقيعت حيات تاريخي مردم مي زيسته است. نمونه اين انسان والا و كامل و قهرمان برجسته در جامعه اسطوره اي ايران پيش از تاريخ، سياوش و در تاريخ حيات اجتماعي شيعيان ايران دوره اسلامي، حسين بوده و هست. سياوش يك هستي ايزدي و شخصيتي قدسي و روحاني – اسطوره اي بوده كه مظلومانه به شكلي سبعانه به دست گروهي اهريمن نهاد كشته شد و خونش به ناحق برخاك فرو ريخت و از خون او گياهي كه “سياوشان” خوانده مي شود، بر زمين روييد. حسين نيز يك شخصيت والاي تاريخي – مذهبي بود كه در راه عشق به خداوند، معبود حقيقي ، و حفظ و صيانت دين الهي در ميان امت مسلمان، خون پاكش را ايثار كرد aو با مرگ معصومانه و بديع خود حماسه شهادت و نهضت سرخ عاشورا را در تاريخ قلم زد. بنابراين ، نمايش تمثيلي مرگ سياوش در آيين سوكواري سالگرد مرگش، زمينه و سرمشقي شد براي بازسازي آيين سوك حسين (ع) در سالگرد شهادتش و برگزاري نمايش آييني شهادت سرخ او و يارانش در مراسم تعزيه خواني و دسته گرداني محرم.
«در دوره اسلامي كه عصر نيايش قهرمانان اسطوره اي پايان يافته بود و حماسه قهرماني هاي حسين و مصائب حسين و آلام او در عاشوراي كربلا بر ذهنيت جامعه پرتو مي افكند، مردم اين شخصيت تشيع را به يك شخصيت ازلي و اسطوره اي برازنده ي او تبديل كردند و سوك مصائب او را همچون سياوش، قهرمان اسطوره اي به نمايش درآوردند.(همان،24)
با پذیرش استدلال هایی که هوئینزگاه درباره ی بازی و نمایش دارد، مي توان تمايز برجسته ميان نمايشهاي آييني و بازي را اين چنين تبيين كرد: همه ي نمايش هاي آييني بازي هستند، ليكن هر بازي اي نمايشي نيست. نمايشهاي آييني با داشتن همه ي ” خصوصيات صوري بازي” يك ” عنصر ذهني” نيز افزون بر خصوصيات بازي دارند. هوئيزينگاه اين عنصر ذهني را فعليت رمزي نمايشهاي آييني و از ويژگي هاي اين نوع بازي آييني و وجه تمايز ميان بازي ها و نمايشهاي آييني مي داند. او درباره نمايشهاي قومي در فرهنگ هاي باستاني مي نويسد: نمايش قدسي بيش از آنكه يك فعليت ظاهري باشد، يك واقعيت ساختگي است . همچنين بيش از اين كه يك فعليت نمادين باشد، يك واقعيت رمزي است. در اين گونه نمايش چيزي ناديدني و غيرمتحقق، صورتي مقدس و متحقق و رمزي است. در اين گونه نمايش چيزي ناديدني و غير متحقق، صورتي قدسي و متحقق، صورتي مقدس و متحقق و زيبا مي يابد. شركت كنندگان در اين گونه مناسك متقاعد مي شوند كه اين عمل سعادت و آمرزش حتمي برايشان مي آورد و به سعادتشان فعليت مي بخشد. همچنين باور دارند كه نمايش آييني نظمي از چيزها پديد مي آورد كه برتر از نظمي است كه عادتا در آن زيند. به همين سان اين ” فعليت از راه بازنمايي” خصوصيت رسمي بازي را در هر زمينه حفظ مي كند.

2-1-7 شبيه اسطوره اي امام حسين:
شبيه امام در مجالس شبيه خواني همواره انساني راستگو، شجاع و به كنار از دروغ و دغل است. انساني مقدس و آنچنان كه ستاري مي نويسد:« قداست معني تجلي ذات مطلق نامريي و فوق بشري يعني تجلي عالم مينو و الوهيت است و بدين جهت از لحاظ تاريخي با هماد هاي ديني پيوند ناگسستني دارد.( ستاري،13: 71)
امام مظهر انسان كامل است، خورشيد سيمايي كه مومنان را از نور درون خويش مستضعفين مي سازد، او همواره بايد در جهان حضور داشته باشد زيرا هر آنچه در اين جهان دارد از بركت وجود اوست كه امكان وجود يافته است. چنان كه شبيه حضرت فاطمه در مجلس تعزيه غضب باغ فدك، حضرت امير را اين گونه مورد خطاب قرار مي دهد.
اي شير خدا و والي دين
ابن عم خاتم النبييين
عالم همه طالب و تو مطلوب
هر غالبي از تو گشته مغلوب
مفتاح مقاصد جهاني
مقياس زمين و آسماني
« پیامبران، اولیا و شخصیت های فوق انسانی که به لحاظ مقام و منزلت بسیار فراتر از انسان های معمولی هستند، طوری که هیچ بازیگری ، حاضر به ایفای آن و یکی شدن با آن نیست و این مسئله به دو دلیل است: در وهله اول به دلیل اعتقاد مسلمانان که این امر را کفر می دانند و دوم این که حتی ماهرترین بازیگران رئالیستی، نمی تواند این فاصله را از میان برآرد، فاصله ای که جزء جدایی ناپذیرتصور تماشاگران تعزیه از امام حسین (ع) و یارانش است.»(ناصربخت،1386: ) به عنوان نمونه در «قانیا سلطان ارمن»امام حسین (ع) پس از شهادت خود، به ظلم و ستم قانیا آگاهی می یابد و به یاری زندانیان می شتابد و یا هنگامی که از دیدگاه تماشاگر در کربلاست به یاری سلطان قیس هندی که گرفتا ر شیر شده در مکانی دور از کربلاست می شتابد تا سلطان قیس را نجات دهد در حالی که جسم او در کربلاست و او با استفاده از وجود اسطوره ای خود به جنگل های دوردست می رود و سلطان را نجات می دهد.

2-2 مفهوم زمان
مفهوم زمان از دیرباز فکر بشر را به خود مشغول داشته و از قدیم تا به حال نظرات فلسفی و فیزیکی متفاوتی در مورد مفهوم و تعریف زمان ارائه شده است. سه مسئله عمده در مبحث زمان عبارتند از بحث وجود زمان، ارتباط میان زمان و حرکت و مسئله پیوستگی. سعی می شود از منظرهای علمی، فلسفی و فیزیکی مفهوم زمان مورد بررسی و مطالعه واقع شود و نظرات مختلف ارائه شده مورد بررسی قرار گیرد. از دیدگاه اسطوره ای، زمان به رویدادها وابسته است و با آنها تعریف می شود به عبارتی، این رویدادها هستند که زمان را تعیین می کنند اما به مرور با رشد فکر بشر وابستگی زمان از رویدادها جدا شد. در گذشته دو برداشت برجسته ای که از زمان وجود داشت، بحث خطی بودن و دایروی بودن زمان بود. در دیدگاه های مرتبط با دایروی یا خطی بودن، موارد مختلف و گاه متضادی دیده می شود که ریشه در طرز تفکر و دیدگاه نظریه پردازان و معتقدان به آن مفهوم دارد. یکی از کلی ترین نظرات راجع به دایروی بودن زمان، همان مبحث تناسخ است که بیشتر در تفکر شرقی ریشه دارد. در این دیدگاه، انسان چند مرتبه و در صور مختلف پا به عرصه وجود گذاشته و با صور و حالات مختلف زمان، حیات برای او تکرار می شود تا این که نهایتا با تحمل رنج ها و مرارت های دنیوی، رستگار شده و به حقیقت بپیوندد. البته این دیدگاه، نهایتا سرانجامی برای بشر قائل است و فلسفه تکرار در آخر به انجام می رسد. دیدگاه دیگر، معتقد است که به مانند دایره، در حیطه زمان، اول و آخر به یکدیگر پیوند می خورند.
طرز تفکر رایج از این برداشت به گروهی برمی گردد که به سال کبیر اعتقاد داشتند، یعنی تکرار متناوب حوادث به همان سبک و سیاق قبلی خود. هراکلیتوس از نظریه پردازان این تفکر بود. تفکر مشابهی هم وجود داشت که معتقد به تکرار بود ولی در جزئیات تفاوت قائل بود و از جمله صاحب نظران این دسته می توان به آناکسیماندر و امپدوکلس اشاره کرد. رواقیون هم به نوعی این دیدگاه دایروی بودن زمان را قبول داشتند. نکته ای که در میان نظرات ذکر شده وجود دارد، اعتقاد به وجود آغاز و پایانی برای هر دوره است و آن را نباید با نظرات کسانی اشتباه گرفت که این دنیا را چون دایره ای بسته برای انسان در نظر گرفته اند که بنابر آن، بشر نه آغازش را می داند و نه پایان اش را. به عبارتی برخی دایروی بودن دنیا را نه به واسطه تکراربلکه به علت مشخص نبودن مبدا و مقصد آن و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آداب و رسوم، قهوه خانه ها، روایت شناسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره دوره های زمانی، زمان در روایت، فرهنگ عامه