دانلود پایان نامه ارشد درباره افغانستان، رادیکالیسم، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

مسيرايران مي افزود.

ب)پس از 11 سپتامبر:
با حملات تروريستي 11سپتامبر و مداخله نظامي ايالات متحده در افغانستان، علاوه بر مسائل سياسي و امنيتي، مسائل اقتصادي نيز در روابط ايران و افغانستان يا به عبارت ديگر در اهميت استراتژيکي ايران و افغانستان رنگ تازه اي به خود گرفت. طرح احداث خط لوله گاز ترانس افغان بعداز وقفه اي که حکومت طالبان به آن وارد کرد با تهاجم آمريکا به افغانستان در سال 2001 وارد مرحله تازه اي شد. بسياري از تحليل گران مسايل  انرژي اعتقاد دارند که دولت آمريکا پس از سقوط طالبان و  حاکميت ساختار سياسي نزديک با سياست هاي آمريکا در افغانستان در راستاي کاهش وابستگي منطقه به خطوط لوله انتقال انرژي روسيه و محروم کردن ايران از امتيازات اقتصادي و کاهش نقش اين کشور در معادلات منطقه، به بزرگترين حامي اين مسير تبديل شده است.
پروژه انتقال نفت وگاز آسياي مرکزي و درياي خزر در همان حال که يک پروژه اقتصادي است،يک پروژه سياسي هم هست و در نوع خود رقابت هاي عميق و مهمي را در بردارد که ماهيت سياسي دارند. براي فهم اين موضوع بايد به واقعيت هاي متفاوت و اهداف بازيگراني توجه داشت که آشکار و پنهان درگير چنين رقابتي شده اند. آسياي مرکزي، بعد از سقوط اتحاد شوروي، بين پنج کشور ترکمنستان، تاجيکستان، قرقيزستان، ازبکستان و قزاقستان تقسيم شد. درست بعد از اعلام استقلال، رقابت هادر سطح منطقه اي  و بين المللي بالا گرفت. ازاين رو مهم ترين موضوع، خطوط ارتباطي آسياي مرکزي با دنياي خارج بود.
علاوه بر روسيه، مسيرهاي چين، پاکستان، افغانستان و ايران به صورت جدي مطرح شدند. تمامي صاحب نظران و کارشناسان اين واقعيت را قبول دارند که انتقال نفت و گاز آسياي مرکزي به بازارهاي جهاني از طريق ايران با صرفه تر، امن تر و مسير آن کوتاه تر است. به ويژه که ايران مي تواند از دو طريق به طور همزمان به اين نياز آسياي مرکزي پاسخ دهد. يکي بهره گيري از خطوط لوله موجود در ايران است که عمدتاً در مسير شمال-جنوب قرار دارند و نفت ايران را از جنوب کشور به پالايشگاه هاي موجود در مرکز و شمال مي رسانند. دوم مبادله نفت از طريق « سوآپ ». چنان که ايران و قزاقستان توافق كردند بخشي از نفت اين كشور از طريق سوآپ به ايران تحويل داده شود و به ازاي آن به همان مقدار نفت از جنوب ايران به حساب قزاقستان از پايانه هاي نفتي ايران تحويل طرفين معامله قزاقستان مي گردد. اين هردو امکان در مسير ايران وجود دارد وهيچکدام از مسير هاي ديگر ازاين امتياز برخوردار نيستند.

اولویت های منطقه ایی و هویت ژئوپلیتیک ایران
به دليل ماهيت جغرافيايي و ژئوپليتيكي كه منطق هگرايي و سازما نهاي منطقه اي دارند، ايران نيز براي شكل دهي و عضويت در سازمان هاي منطقه اي بايد بر اساس منطق و ديكته هويت ژئوپليتيك خود عمل نمايد. به اين ترتيب شدت وابستگي به هريك از پنج منطقه ژئوپليتيك پيرامون كشور مي تواند شاخص مناسبي براي اولويت دهي به شكل دهي و عضويت در سازمان هاي منطقه اي باشد.

2-3-1- منطقه خاور میانه
خاورميانه محل اتصال قار ههاي آفريقا، آسيا و اروپا است و مه مترين آبراه ها و شبكه هاي حمل ونقل دريايي را دربر مي گيرد. از نظر ژئواستراتژيك نيز منطقه تماس بين ارواسيا و جهان بحري است. اين منطقه به دلايل مختلف سياسي-امنيتي، اقتصادي و فرهنگي)درايسدل و اچ بليك، (22-23, 1369اهميت بسيار زيادي براي جمهوري اسلامي ايران دارد. از نظر سياسي-امنيتي، اسرائيل بزرگ ترين دشمن ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي در اين منطقه است. همچنين حضور چشم گير قدرت مداخله گر ايالات متحده آمريكا در اين منطقه، امنيت و منافع ملي ايران را به شدت به خطر انداخته است. علاوه بر اين، رقابت با قدرت هاي منطقه اي )تركيه، عربستان و عراق( و بحرا نهاي قومي– مذهبي )كردها( از ديگر عواملي است كه باعث اهميت سياسي-امنيتي خاورميانه براي ايران شده است.
از نظر فرهنگي نيز پيوندهاي مذهبي با مردم عراق و همچنين شيعيان سوريه و لبنان و وجود عتبات عاليات در عراق و سوريه، براي ايران شيعي مهم تلقي مي شود. شكل گيري مفهوم سياسي-مذهبي هلال شيعي در منطقه ناشي از پيوند فرهنگي ميان ايران و شيعيان اين كشورهاست. از منظر اقتصادي نيز كشورهاي منطقه به دليل ويژگي هاي اقتصادي خاص، بازار مناسبي براي كالاهاي توليدي ايران به شمار مي آيند و از پتانسي لهاي مناسبي براي شكل دهي به سازما نهاي اقتصادي برخوردارند. در مجموع مي توان گفت ايران وابستگي ژئوپليتيك بسياري به منطقه خاورميانه دارد.

2-3-2- منطقه خليج فارس
سرتاسر نوار ساحلي شمال خليج فارس كه در تقسيم بندي هاي اخير به عنوان يكي از زير سيستم هاي آسياي جنوب غربي مطرح گرديده محدود به جمهوري اسلامي ايران است. اين منطقه از شمال غرب به كشورهاي عراق و كويت، از جنوب غرب و جنوب به عربستان سعودي، امارت متحده عربي، قطر و بحرين و از جنوب شرق نيز محدود به قسمتي از عمان )المسندم( است )ژئوپليتيك منطقه خليج فارس، 1387 ، ص 3)خليج فارس از نظر ويژگي هاي سياسي-امنيتي و اقتصادي منطقه اي بسيار حياتي براي ايران محسوب م يگردد. وجود منابع عظيم نفت و گاز به همراه حضور قدرت مداخل هگر (آمريكا) و پيمان نظامي–امنيتي آن با كشورهاي منطقه، اختلافات ارضي و مرزي و رقابت با قدرت هاي منطقه اي اهميت اين منطقه را براي ايران دو چندان كرده است. همچنين از آنجايي كه تقريباً تمام صادرات نفتي و اكثر صادرات و واردات غير نفتي ايران از اين منطقه صورت مي پذيرد؛ خليج فارس و تنگه هرمز به عنوان شاهرگ اقتصادي، سياسي و امنيتي ايران محسوب مي شود و در صورت هرگونه بحران در منطقه تاثيرات مستقيمي بر امنيت و منافع ملي ايران خواهد داشت. از نظر فرهنگي، خليج فارس و كشورهاي پيرامون آن بخشي از جهان اسلام را تشكيل می دهند. وجود اكثريت شيعي در بحرين و عراق و اقليت شيعيان در ساير كشورهاي منطقه براي ايران مهم تلقي مي شود. علاوه بر اين، هويت تاريخي منطقه و نام خليج فارس براي اكثريت ايرانيان حساس و مهم شمرده مي شود. به طور كلي، خليج فارس مه مترين منطقه ژئوپليتيك ايران محسوب ميشود و اين كشور وابستگي ژئوپليتيك بسيار بالايي به اين منطقه دارد.
2-3-3- منطقه شبه قاره
منطقه شبه قاره با تاكيد بر دو كشور افغانستان و پاكستان واجد اهميت بسزايي براي ايران است. از جمله دلايل اهميت سياسي-امنيتي اين منطقه براي ايران م يتوان به مرزهاي طولاني با دو كشور افغانستان و پاكستان، وجود اقليت هاي اكولوژيك1 )بلوچ ها( ، ضعف ساختار دولت-ملت و دولت هاي شكننده در اين منطقه، ب يثباتي سياسي، تجارت و قاچاق مواد مخدر و تهديدات ناشي ازآن، بنيادگرايي اسلامي و تروريسم بين المللي، وضعيت شيعيان و نهايتاً حضور ايالات متحده و پايگاههاي نظامي آن در منطقه اشاره كرد. از نظر فرهنگي و اجتماعي نيز قسمت وسيعي از اين منطقه جزء حوزه تمدني ايراني محسوب مي شود، به طوري كه افغانستان را م يتوان دولت -ملتي فارس زبان محسوب كرد. از نظر اقتصادي، منطقه شبه قاره به دليل ناامني و بي ثباتي چندان مورد توجه واقع نشده است، اما كشيده شدن خط لوله صلح به منطقه (پاكستان-هند) مي تواند مزاياي اقتصادي و امنيتي براي ايران به همراه داشته باشد. به طور كلي، شبه قاره بعد از خليج فارس و خاورميانه مهم ترين منطقه ژئوپليتيك پيرامون ايران است.
2-3-4- منطقه آسياي مركزي
پنج جمهوري آسياي مركزي بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شووري بر نقشه جغرافياي سياسي جهان شكل گرفتند. اين منطقه در حوزه تمدني ايران قرار دارد. وجود كشور فارسي زبان تاجيكستان و شهرهاي بزرگ و آباد سمرقند و بخارا با اكثريتي فارسي زبان نشا ندهنده پيوند فرهنگي–تمدني ايران با كشورهاي اين منطقه است. از نظر سياسي-امنيتي نيز اين منطقه به دليل رقابت قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي، داشتن مرزهاي طولاني آبي–خاكي، تلاش آمريكا و ناتو براي نفوذ در منطقه، شكل گيري سازمان همكاري شانگهاي به مركزيت اين منطقه و رژيم حقوقي درياي خزر داراي اهميت قابل توجهي است. از نظر اقتصادي، انتقال خطوط انرژي و نقش ترانزيتي و كريدوري ايران در ارتباط اين كشورها با آب هاي آزاد و همچنين بازار مصرف اين كشورها داراي اهميت است. اما به دليل رقابت هاي منطقه اي، ايران تاكنون نتوانسته است در مقايسه با ساير قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي نقش اقتصادي پر رنگي در اين جمهوري ها ايفا نمايد. علي رغم همه اين موارد، ايران داراي وابستگي ژئوپليتيك بالايي به اين منطقه نيست، هر چند فرصت هاي جغرافيايي زياد در ارتباط با اين منطقه براي ايران وجود دارد.

2-3-5- منطقه قفقاز
قفقاز منطقه اي بين درياي سياه و درياي خزر، در جنوب روسيه و شمال غرب ايران است. وسعت قفقاز 440 هزار كيلومتر مربع و داراي سه جمهوري مستقل، هفت جمهوري خود مختار و چهار استان خود مختار است )واعظي، 1388 ، ص (72 اين منطقه در طول تاريخ از ابعاد مختلف براي قدرت هاي اروپايي و آسيايي با اهميت بوده است. اين منطقه به دلايل زير از نظر سياسي- امنيتي براي ايران اهميت دارد: شكل گيري آرمان آذربايجان بزرگ، روابط سياسي–نظامي آذربايجان با آمريكا، جنگ هاي منطقه اي )آذربايجان و ارمنستان، روسيه و گرجستان( بحران هاي قومي–مذهبي، و نهايتاً روابط ايران با ارمنستان )كريمي پور، 1379 ، ص (208 عامل ديگر تهديدزا تن شهاي ناشي از دولت سازي در منطقه و جابجايي مقامات دولتي كشورهاي منطقه قفقاز است )وثوقي، 1388 ، ص (108 از نظر اقتصادي، اين منطقه ارتباط دهنده ايران به اروپاست و در زمينه صادرات انرژي نيز براي ايران مهم تلقي م يشود. از نظر فرهنگي، آذربايجان بعد از ايران دومين كشور شيعي جهان محسوب مي شود و پيوند قومي-مذهبي قوي با استان هاي شمال غرب كشور شامل آذربايجان غربي، شرقي و اردبيل دارد. وابستگي ژئوپليتيك ايران به اين منطقه در حد متوسط است.

جدول شماره 2-1: میزان وابستگی ژئوپلیتیک ایران به هر یک از مناطق ژئوپلیتکی پیرامون کشور

مکاتب و نظریه ها
2-4-1- مفهوم رادیکال و رادیکالیسم
معنای لغوی رادیکال از واژه  Radix  به معنی ریشه است و نظر کسانی را که خواستار تغییر اساسی و سریع در جامعه هستند را می رساند. مثلاً در ریاضیات علامت رادیکال (  √ ) به معنی رسیدن به ریشه عدد است.
این اصطلاح هر عمل و نظر سیاسی و اجتماعی را که خواهان تغییرات فوری و قاطع در نهادهای اجتماعی است را در بر میگیرد
اصطلاح رادیکالیزم و رادیکال بیشتر برای اعمال و نظریه های گروههای چپ افراطی اعم از مارکسیست و غیر مارکسیست که خواهان تحولات اساسی و از ریشه در نهادهای اجتماعی هستند، بکار    می رود.
اصطلاح رادیکالیسم در باب کسانی اطلاق می شود که از موسسات سیاسی و اجتماعی موجود ناراضی باشند. آنها که عموماً طالب تغییرات اجتماعی و در هم پاشیدن اوضاع حاضر و تاسیس موسسات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شایسته تری هستند.
در جامعه جدید کسانی را رادیکال می گویند که تقاضای اصلاحات اساسی برای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و بهبود موقعیت سیاسی توده ها را دارند. رادیکالها معمولاً به نفع طبقات فقیر و محروم از امتیازات و بر ضد ثروتمندان و صاحب منصبان اجتماعی مبارزه می کنند.رادیکالیسم بیشتر از همه به اندیشه و یا آیین کسانی اطلاق می شود که افکار سیاسی چپ گرا دارند. در مقابل میانه روها و سپس محافظه کاران قرار میگیرند که متمایل به بازگشت به نهادها و سازمانهای دیرین هستند.

2-4-2- حوزه مطالعات جغرافیای رادیکالیسم
رادیکالیسم به تغییرات بنیادی و اساسی در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجه دارد. بنابراین با این دیدگاه به بررسی و مطالعه موضوعاتی چون بررسی ریشه های عقب ماندگی جهان سوم، توسعه نابرابر در سطح جهان، علل قطبی شدن جهان، علل بوجود آمدن تراستها، کارتلها، مازاد اقتصادی، توزیع درآمد، ارزش کار، عدالت اجتماعی، گتوهای شهری، سلسله مراتب طبقاتی، جغرافیای امپریالیسم، جغرافیای جهان سوم، جغرافیا و نظام تولید، جغرافیای امراض طبقاتی، جغرافیای نژادی، ویژگی های جغرافیای تولید و مصرف انبوه می

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره افغانستان، نفت و گاز، حل و فصل اختلافات Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ژئوپلیتیک، منابع طبیعی، بخش غیر رسمی