دانلود پایان نامه ارشد درباره اصالت وجود، آسیای مرکزی، اردشیر سوم، گره گشایی

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی در نزد پارسیان به این حقیقت اشاره دارد:
وقتی دو تن در شارع عام با یکدیگر برخورد می کنند علامتی که معلو می کند طرفین از یک رده اجتماعی اند این است که به جای سلام کردن از طریق ادای کلمات بر لب های یکدیگر بوسه می زنند و اگر یکی از دو تن در درجه ای اندکی فروتر باشد بر گونه های هم بوسه می دهند و اگر یکی از دو تن تولدی بسیار پایین داشته باشد در برابر دیگری عمل زانون زدن انجام می دهد.
با آنکه لفظ proskynese معنای بوسه زدن را ایجادب می کند اما معلوم می شود که در این رسم درباری عمل مذکور فقط به بوسه زدن محدود نمی شده است و از همین جاست که حیله ی ایسمنیاس معنای خاص خود را می یابد .
وقتی به حضور شاه راهنمایی شد حلقه ای را که به انگشت داشت مخفیانه بیرون آورد و به پاهایش انداخت و بعد به عنوان اینکه به عمل proskynese پرداخته است شتابان خم شد و آن را برداشت به این ترتیب او به پارسیان چنان وانمود کرد که به رسم زانو زدن عمل کرده است در حالی که هیچ عملی که برای یونانیان خجلت آور باشد انجام نداده بود.
با وجود این همین متن خود موجب دو تفسیر می شود : یکی آنکه مانند دیگر روایت های یونانی وانمود می کند که رسم proskynese به خاک افتادن در حضور شاه را ایجاب می کند یا آنکه فقط خم کردن کمر کفایت می کرده است یکی از عبارت های هرودوت نیز خواننده را در ابهام و دوراهی می گذارد : می نویسد که اسپرتیاس و بولیس اسپارتی وقتی به حضور خشایارشا راهنمایی شدند با وجود دستوری که از طرف گاردهای شاه به آن ها داده شده بود از انجام رسم معهود خودداری کردند: و اظهار داشتند که این کار را نخواهند کرد حتی اگر سر آن ها را به زور به سوی زمین برند زیرا می گفتند که در رسم و عادت آنها نیست که در برابر یک انسان دیگر زانو بزنند و آنها برای این کار نیامده اند در نظر یونانیان زانو زدن عملی است که فقط در برابر خدایان باید انجام گیرد.
درهر حال مسلم این است که تشریفات مذکور رسمی بوده که از طریق آن عظمت پادشاه یادآوری می شده است59 و این حرکت حتی در غیبت پادشاه نیز اجرا می شده است.
2-3-5 فرمانده جنگی : نمایش ها و واقعیت ها
داریوش در میان کیفیت های خودی توجهی خاص به ارزش های جنگی یک فرمانده نظامی دارد در این خصوص مولفان کلاسیک گفتارهای متناقض دارند بی تردید چنانکه کزنفون بیان می کند پیروزی درجنگ از موارد اصالت وجود پادشاه است لیکن یونانیان غالبا بر نفرت شاهان پارسی از فرماندهی ارتش اشاره کرده اند چنانکه دیودور درباره اردشیر سوم می گوید که جنگ را دوست نمی داشت و بر کنار ماند و با آنکه مصری ها مبارزه طلبی می کردند به دلیل عشق و علاقه اش به صلح و آرامش ناگزیر صبر و حوصله پیشه می کرد تا آنگاه که به خشم آمد و مصمم شد با باغبان به جنگ پردازد شهرت خشایارشا به راحت طلبی و ک جراتی نیز بر رقیبان او شناخته شده بود و همچنین داریوش سوم که او را متهم به فرار و رها کردن ارابه و علائم پادشاهی در جنگ های ایسوس و گوگمل کردند .
داوری مولفان کلاسیک در این خصوص بیشتر از نوعی ضدیت یونانی است که عموما مایل است بربرها ب طور عام و شاهان بزرگ را به خصوص به منزله مردمانی ضعیف بی اراده جلوه گر سازد اما این قضیه از یک سوی دیگر نیز ناشی از تبلیغات متناقض درون دربار در زمان مخالفت های داخلی است و در اناباسیس متذکر می شود که گمان می کنند این جایگاه مطمئن ترین نقطه است زیرا گرد شاه را اطرافیان گرفته اند و اگر پادشاه فرمانی داشته باشد رساندن آن به تمام افراد ارتش در نصف زمان لازم ممکن خواهد شد به نوشته ی نیکلای دمشقی کورش نیز در نبرد علیه استیاگ همین روش را برگزید و خودش در میان افراد پارسی عالی رتبه قرار گرفت و به همین ترتیب داریوش سوم نیز در نبرد ایسوس در میان سپاهیان قرارگرفت مطابق رسم روشی که به وسیله شاهان پارس مرسوم شده بود و همچنین روشن است که تدابیر لازم اندیشیده شده بود که اگر زدوخورد سرنوشتی پرمخاطره بر خود گیرد شاید بتواند سالم از معرکه جنگ بیرون برده شود و به همین دلیل بود که در جنگ ایسوس داریوش سوم از بیم آنکه اسیر اسکندر شود بر اسبی نشست که به همین منظور در پشت ارابه او حرکت می کند .60
در جنبه سیاسی این رسوم شکی روا نیست مولفان قدیم در موارد بسیار از بحث و جدل های که پیرامون همین مطالب در دربار هخامنشی جریان داشته است سخن رانده اند براساس نوشته ی هرودوت ارتبان که پیش از آن داریوش را نیز از جنگ با سکایی ها بر حذر داشته بود همین استدلال را در برابر خشایارشا که اماده فرماندهی ارتش در جنگ با یونانیان می شد بیان داشت و متذکر شد که نباید جان شاه را در معرض خطر قرار داد دیودور در روایت جنگ ترموبیل متذکر می شود که یونایان سراپرده شاهی را به تصرف درآورده اند و آنگاه ملاحظه کردند که اگر شاه در خیمه خود مانده بود حتما به دست یونیان کشته می شد و جنگ در همان جا به پایان می رسید . مطابق نوشته ی کتزیاس نزدیکان اردشیر به همین ترتیب او را از فرماندهی ارتشی که قصد حمله به مصر داشت منصرف کردند به نوشته ی دیودور و کنت کورث بعد از اعلام مرگ ممنن همین گفت وگو در میان نزدیکان دایوش سوم درگرفت:
برخی اظهار نظر کردند که شاه بزرگ باید شخصا در نبرد حضور یابد و استدلال می کردند که در این صورت افراد سپاه با دلگرمی بیشتر جنگ خواهند کرد لیکن خریدموس آتنی به داریوش توصیه کرد که وقتی پای نظم سلطنتی در میان است نباید شتابان همه چیز را در معرض خطر نهاد و بهتر آن است که پادشاه به همان وظیفه سنگین و خرد کننده حکومت بر آسیا بسنده کند و سرداری را که مراتب تجربه و کاردانی خود را پیش از این به ثبوت رسانده است روانه ی میدان جنگ سازد.
مولفان کلاسیک از گفت و گوهایی بر همین منوال در اردوی کوروش جوان و اردشیر قبل از نبرد کوناکسا سخن رانده اند.61
بنابراین بزرگداشت و تجلیل از فضیلت های جنگی شاه بزرگ جنبه ای صرفا آرمانی و ایدئولوژیک در مسیر طرز تفکر سلطنتی دارد و دلیل بر آن نیست که شاه شخصا اسلحه به کف در میدان جنگ حضور یافته است و در جنگ هایی نیز که شاه شخصا وارد می شد کمتر به نمایش خصلت های جنگ جویانه خود می پرداخته بلکه بیشتر ظواهر رفتاری یک جنگ جوی نخبه و استثنایی را به معرض انظار می گذاشته است که می داند چگونه باید در برابر آشوب و وحشت میدان کارزار پایداری می کند ( بیان خود داریوش درکتیبه نقش رستم در این خصوص پلوتارک در اخلاقیات خود یادآور می شود که داریوش شخصا به این خصلت استثنایی خویش تفاخر می کند که درجنگ ها و در برابر خطرات ذهن اش تندتر و روشن تر می شده است
سنت نبرد تن به تن سرداران در نزد یونانیان و مقدونیان رسمی رایج و در میان پارسیان و ایرانیان نیز معمول بوده است و در این خصوص پیشنهاد فرمانده سپاهیان پارسی ایرانی در اریه برای تعیین سرنوشت نبردی که در طی آن هیچ یک ازطرفین نزاع نمی تواند بر دیگری برتری یابد معروف است و کنت کورث در این خصوص می نویسد او طرف مخاصمه را دعوت کرد تا هرکس مایل است وارد میدان شود و با او به نبرد تن به تن بپردازد اری گیوس مقدونی حاضر به مبارزه شد و دوئل در فضای آزاد بین دو صف آرایی روی داد و در آن ستی برزنس شکست خورد و کشته شد و سپاهیانش تسلیم مقدونیان شدند.
شباهت های مسلم میان میان روایت کالیستن و خارس در باره ایسوس و نیز مولفان متعدد یونانی پیرامون نبرد کوناکسا که در آن در سال 401 شاه بزرگ قانونی و برادرش کوروش که مدعی حقوق برتر خود بود باهم روبه رو شدند وجود دارد کورش برخلاف توصیه کلئارک که او را از جنگ برحذر می داشت عقیده داشت که نباید خود را ناسزاوار تاج و تخت شاهی نشان دهد در این جا نیز مانند اسکندر و داریوش در ایسوس کوروش و اردشیر دو رقیب که بر سر قدرت پادشاهی به رقابت برخاسته بودند در مرکز کارزار واقع شده بودند و در این منظره هر دو بر آن شدند که شخصا سرنوشت جنگ را معلو کنند گویی دست سرنوشت می خواست مبارزه را محدود به یک دوئل میان دو برادر کند جنگ تن به تنی که قابل قیاس با مبارزه اتئوکل و پولی نیس بود که شاعران غم نامه پرداز یونانی به آن اشاره کرده اند .
2-3-6 شاه شکارچی :
شکارگاه نیز مکان برتری است که شاه بزرگ می تواند در عرصه ی آن دلاوری خود را به منصفه ی ظهور برسانددر میان تمام ویژگی های که به نظر کزنفون کوروش را در دوران جوانی اش از دیگران متمایز می کند علاوه بر استعدادهای درخشان او در نبرد تمرین های جنگی تیراندازی یا کمان نیزه و زوبین عشق و علاقه او به شکار است او شیفته شکار بود و شیفته ی مقابله با جانوران وحشی و رودرویی با خطر از مباحثی که غالبا تکرار می شود این است که شاه به تنهایی تعداد بی شماری جانور درنده را می کشد و کنت کورث می نویسد که فقط شخص اسکندر 400 درنده را شکار کرده و کشته است و این نکته ای است که در کتیبه های آسوری نیز با آن برخورد داریم آشور بنی پال دوم فخر فروشی می کند که با دست های خودش لااقل 450 شیر قوی هیکل و 390 گاو نر وحشی را کشته است و سر 200 شتر مرغ و 20 شیر درشت اندام را قطع کرده است در میان جانشیان اسکندر نز همین مبحث رواج داشته است لی زیماک شهرت داشت و این که با دست های خود یک شیر را که هیکلی حقیقتا فوق العاده داشته است کشته است . درباره پردیکاس قصه جالب تری رواج داشته است به این شرح که :
او چنان بی باک و جسور بود که یک روز وارد کنامی شد که شیر ماده ای در آن سکونت داشت شیر ماده را در آنجا نیافت لیکن بچه شیرها را بیرون کشاند و با خود برد این ماجرا بسیار مورد توجه یونیان و حتی بربرها واقع شد زیرا ماده شیر همواره به مثابه حیوانی شهرت داشت که با قدرت و جسارت فوق العاده ای از خود دفاع می کند به همین دلیل می گویند که سمیرامیس ملکه آسور وقتی ماده شیری را می کشت بسیار شادمان و مفخترتر از زمانی می شد که شیر نری یا یوزپلنگ یا جانوران درنده نظیر آنها را شکار می کرد.
این قصه را هرچند به وضوح اطرافیان خود پردیکاس ساخته و پرداخته اند لیکن در همان مفهومی جای می گیرد که ویژه نوع تفکر شرق میانه ای است و اما افسانه مربوط به لی زیماک می گوید که او زبان یکی از درنده ترین شیرها را از کام او بیرون کشید و به این ترتیب جانور سبع را خفه کرد.
تشریفات درباری در خصوص شکار برای شاه مقام ویژه ای قائل بوده است کزنفون در موارد متعدد کوروش را در صحنه ای شکار بالاخص در دربار استیاگ تعریف می کند و در یک م ورد مینویسد که کوروش اولین زوبین را به سوی شکار پرتاب کرده است پلوتارک در اخلاقیات وجود این رسم و مقررات را در دربار پارس تصریح کرده است .
2-3-7 سازنده باران و فرمانروای توفان
اقتدار شاهانه به ترتیبی مستقیم تر در گردش طبیعت به ظهور می رسد در این زمینه روشن ترین روایت مبتنی است که پولی ین پیرامون لشکرکشی درایوش علیه سکاهای آسیای مرکزی در سال 519 به نگارش دراورده است ارتش شاه بزرگ که حیله گرانه به وسیله ی سیراکس سکایی راهنمایی می شد به منطقه ای کاملا بیابانی رسید که در آن نه آب بود و نه آذوقه و نه حتی یک پرونده در آسمان و یک جانور بر زمین .و در اینجا بود که داریوش گره گشایی کرد:بر بلندی بسیار مرتفعی شد و در حالی که عصای شاهی اش را به زمین فرو برده بود جامه ی سلطنتی را بر آن آویخت و تاج پادشاهی را بر فراز آن کرد وقت برآمدن آفتاب بود از خداوند آپولون درخواست کرد تا پارسیان را رهایی بخشد و از آسمان برای آن ها آب فرستد خداوند تقاضای او را شنود و باران فراوان فرو ریخت .
روایتی که پولی ین نقل کرده است آشکارا منشا و مبدا پارسی دارد و در جاهای دیگر تصریح شده است : محل عبادت ، لحظه آن ، تقاضا کننده ، پارسیان به ترتیب منظم و دائم نیروهای طبیعت را ستایش می کرده اند . آنها برای آفتاب ، ماه ، خاک ، آتش ، آب ، باد قربانی می کرده اند و در نهایت نیز دیده می شود که سیراکس سکایی به منظور آنکه طرح شیطانی خود را به عنوان راهنمای دروغین به اجرا بگذارد، در برابر داریوش آتش جاودان و آب مقدس را به شهادت می طلبد .
2-3-8 میان آدمیان و خدایان
نیایش های شاهانه : در همه گزارش های که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره هخامنشیان، اردشیر اول، تعبیر و تفسیر، کتیبه بیستون Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای صغیر، سیاست خارجی، دولت ایران، بهره مندی