دانلود پایان نامه ارشد درباره اسپارت، آتن، يونان، يوناني

دانلود پایان نامه ارشد

دشمن خويش پديد آورند؟ شايد تنها نقطه ضعف او عقب نشيني ده هزار نفر يوناني است كه گزنفون آن را با آب و تاب در «آنابازيس» شرح داده است . اما آيا همان گزنفون نيست كه در سيروپديا ايرانيان را ستايش انگيز ستوده است و زندگي آنان را به عنوان سرمشقي براي آيندگان قرار داده است ؟ پس دليل اين تناقضات چيست؟ شايد بتوان درك كرد تنها محل ارتباط ما با گذشته خويش همين منابع يونان است و ما ناچاريم از آنها بگيريم و قضاوت كنيم همچنين بايد افزود كه بيشتر اين تناقضات در گفته هاي خود مورخان يوناني است . آنان از طرفي شيفته ايران و ايراني بودند و از طرفي از آنان هراس داشتند با اين حال كدام سردار يوناني بود كه سرسپرده دربار ايران نمي گرديد و پيشاني بر آستان آن نمي ساييد؟ ولي در مورد عقب نشيني ده هزار نفر يوناني از سرزمين هاي داخلي ايران بهتر است به سخنان فرزانه ايران دوست مهدي بديع گوش دهيم اما درباره عقب نشيني ده هزار نفر كه از موهبت لطف سخن گزنفون نامدار شد و غالبا به تحسين از آن ياد مي كنند ناچاريم كه بار ديگرآنچه را عمداً فراموش مي شود خاطر نشان كنيم و آن اين است كه اين عقب نشيني يوناني بوده است نه ايراني. آن هم عقب نشيني يونانياني كه اگر هم ديوانه وار مي گريختند ، از برابر ايرانيان مي گريختند و نيز چنين است حكايت اگه زيلاس كه سنت وي را به صورت قهرمان يوناني گري جلوه ميدهد در حقيقت ماجراجويي جاه طلبي پيش نبود كه از بركت دسيسه هاي ليزاندر همان كسي كه پلوتارك به خوبي درباره وي گفته است مي دانست چگونه پوست روباه را بر پوست شير بدوزد. كه به انتقام اينكه مورد لطف خداوند سارد نبود اگه زيلاس را بر تخت اسپارت كشانيد و از آنجا روانه آسياي كوچكش ساخت و شوش به صورتي شايسته اين ضربه را پاسخ داد.91
يكي از مسائل مهم اين دوره و در عصر روابط سياسي و ديپلماتيك دولت امپراتوري هخامنشي با دول يوناني موضوع ارتباط اين دولت نيرومند با دولت شهر تب واقع در جلگه بئوسي مي باشد.
ارتباط با تب تقويت و تحريك اين دولت شهر عليه دو قدرت تضعيف شده يوناني ، آتن و اسپارت از آخرين ابداعات سياسي دربار اردشير دوم براي هرچه بيشتر تقسيم نمودن و در نتيجه هر چه بيشتر ضعيف كردن يونان و ايجاد يك قدرت جديد در كنار ايران عليه دو نيروي ديگر بود كه به شكلي روشن وتعيين كننده به انجام رسيد. اينكار درست زماني انجام مي شد كه دربار ايران دچار ضعف و كشمكش بود سركشي ها و جنبش هايي در گوشه و كنار ايران ديده مي شد اما يونانيان نظر به رقابتي كه با هم داشتند نمي توانستند با يكديگر سازگاري كنند و همواره خواهان دخالت و داوري ايران در كارهاي خود بودند پياپي به دربار شوش يا به فرمانداري آسياي كوچك مراجعه و داوري يا كمك مي خواستند دربار هخامنشي در واقع حكم و داور عالي مقام و صاحب نظر دنياي كهن به وي‍ژه براي يونانيان بود.92
پس از صلح شاه اردشير دوم با يونان وتغييرات مجدد آن كه همگي منافع دولت شاهنشاهي را در برداشت در يك نسل ثمرات پيروزي ماراتن به يغما رفت و با آنكه شهرهاي داخلي يوناني در ظاهر آزادي داشتند اما قدرت ايران آنها را در خود فرو برد. 93
آنگاه يونيان مجددا رعاياي شاه شدند و قدرت آتن كه تحت عنوان اتحاديه دلوس از متحدين خود خراج مطالبه مي كرد به پايان رسيد.94
اسپارت به ياري و مساعدت ايرانيان در يونان آسيايي واژه اي به قدرت رسيد آنگاه اين دولت مبالغي را به عنوان هدف نجيبانه استخلاص برادران آسيايي خوداز آنان اخذ نمود . مدتي بعد ايرانيان مالياتي را كه از طرف اسپارتيان بر يونانيان تحميل مي شد تثبيت نمودند اين ماليات بسيار سبك تر از ماليات هاي بود كه قبلا آتن و اسپارت از آنان مي گرفتند در اين ميان تمام يونانيان اسپارت را خائن مي دانستند و با اشتياق در انتظار ملتي بودند كه آن را نابود سازد.
در اين زمان اسپارت از طرف ايران ماموريت يافته بود متن صلح شاه را براي يونانيان تفسير و در ايالات يوناني اجرا كند ايرانيان بر اين حكمراني اسپارت نظارتي مستقيم داشتند شهرهاي يوناني آسيايي و جزيره اي مجدداً در حلقه تجارت شاهنشاهي مجتمع شده و سياست هاي وي همواره نزاع ديرين بين آتن و اسپارت را احيا مي كرد تحت همين سياست مجددا نبردهاي سياسي نظامي بين آتن و اسپارت از سرگرفته شد.
در اين زمان تب95 به عنوان نيروي سوم و براي هرچه بيشتر منهدم كردن جهان يوناني وبا حمايت مستقيم دولت شاهنشاهي وارد عمل گرديد . نيرو يافتن تب بدين طريق بود كه بسياري از دول كوچك يونان كه از منازعات پيوسته جاه طلبي ها و بحران هايي كه دو دولت اسپارت و آتن آفريده بودند در نگراني به سر مي بردند در اتحاديه اي تحت عنوان بئوسي تحت رهبري دولت شهر تب گرد آمدند البته اين اتحاديه شرحي كه خواهد رفت از گذشته موجود بود ولي با تكيه به امپراتوري نيرومند هخامنشي از اهداف سياسي بيشتري برخوردار شد. در جلگه بئوسي ، مانند پلوپونز زمين ها متعلق به اشراف بود و اشراف دور از املاك خود در شهرها به سر مي بردند . آبادترين شهرهاي بئوسي در پيرامون درياچه كوپايس96 قرار داشت. در اواخر عصر هومر اقوامي كه از حدود كوه بوئنون در اپيروس97 به اين ناحيه آباد يورش آوردند و شهرهاي متعدد آن را تصرف كردند .اين شهرها بعدها نام هاي مهاجمين را به خود گرفت مانند خايرونيا98 كه در آنجا بعدها فيليپ مقدوني با غلبه بر آتن به آزادي يونان پايان داد تب كه بعدها پايتخت قوم مهاجم شد و اروخومندس كه پايتخت ديرين قوم بئوسي بود
مردم آتن اهالي بئوسي 99را مردمي بي ذوق مي خواندند و مسخره مي كردند كودني آنان را به پرخوري و آب و هواي مرطوب و مه آلود آنان نسبت مي دادند.
اين كار آتني ها از لحاظ تاريخي نيز چندان ناصواب نبود زيرا مردم بئوسي در مسير تاريخ خودگاهي به كارهاي ناپسند دست زده و حوادثي نامطلوب را بوجود آورده بودند. مثلا مردم شهر تب ، با مهاجمان ايراني همكاري كرده و صدها سال همچون خاري در تن آتن فرو رفتند اما در عين حال محسناتي هم داشتند . قهرمانان دلاور و وفادار جنگ همچون زيود ، اپامينونداس100 ،وبعدها پلوتارك101 خالق تاريخ حيات مردان نامي از اين سرزمين برخاستند.102
به موجب صلح شاه سه شهر سرآمد يونان يعني آتن اسپارت و تب براي نزديك تر شدن به دستگاه شاهنشاهي مبارزه اي سرسختانه و بسيار تعيين كننده را آغاز نمودند اسپارت و تب در شهری بودند که برای آمادی جلوگیری از قدرتمند شدن مخاطره انگیز سومی باهم متحد شدند اما در اين زمان با بركات صلح شاه به تدريج آتن هم از نظر سياسي وهم از نظر اقتصادي خودرا باز مي يافت .
آغاز مبارزات
اولين اقدام اسپارت براي ايجاد فضاي تشنج بيشتر در يونان اين بود كه اسپارت براي تضعيف تب اتحاديه بئوسيايي را متهم كرد كه ماده خودمختاري پيمان صلح را نقض كرده است و به دنبال آن ارتش اسپارت در شهرهاي بئوسي، حكومت هاي اليگارشي طرفدار اسپارت را برقرار كرد كه تعدادي از آنها مستقيما تحت حمايت پادگان هاي اسپارتي بودند103.
با اعتراضي تب يك ارتش لاسه دموني پايتخت آن جا يعني كادميا را تسخير كرد و يك حكومت اليگارشي در اين عمل به وجود آورد اين بحران كشور تب را به قهرماني هاي شگفت انگيز برانگيخت دو قهرمان تبي ، به نام هاي پلوپيداس و آپامينونداس ارتشي فراهم ساخته و آماده هجوم به اسپارت شدند آنها توفيق يافتند كه تهديد حكومت اسپارت را منتفي نمايند ولي از آنجايي كه هيچ حركت سياسي و يا نظامي در يونان بدون نظر موافق يا مخالف ايران به نتيجه اي نمي رسيد لذا اهالي تب هم از اين مسئله دور نبودند.
آنگاه ايشان سفرايي به نزد شاه ايران به شوش فرستادند رهبر اين هيئت پلوپيداس فرمانرواي تبي و سردار معروف آنان بود.
اين سفير به سال 367 ق.م در شوش به حضور شاهنشاه ايران رسيد تبي ها به خوبي مي دانستند اگر به مبدا قدرت نزديك باشندو دربار ايران را راضي نگاه دارند زودتر به نتايج سودبخش آن يعني تبديل شدن به بزرگ ترين قدرت يونان در زير سايه شاه خواهند رسيد .104
از آنجا كه مردم دولت شهر تب در زمان حمله خشايارشا به يونان به ويژه در جنگ پلاته از ايران طرفداري نموده بودند وبا آگه زيلاس در حمله به شهرهاي ايراني – يوناني آسياي كوچك همراهي نكرده بودند اخيرا هم در جنگ هايي با اسپارتيان پيروز شده بودند اين عوامل باعث شد كه اردشير سفراي آن كشور را به گرمي بپذيرد( بنياد استراتژي در شاهنشاهي هخامنشي ، ص 171)
شاهنشاه اردشير در برابر درخواست سفيرتب قول نمود كه مسن105 از تابعيت اسپارت خارج شود و دولت آتن نيز كناره هاي بئوسي را تهديد نكند آنگاه اعلام نمود دولت تب بايد نيرومندترين وتعيين كننده ترين دولت شهر يونان شود هركس اين فرمان را نپذيرد شاه او را وادار خواهد ساخت كه فرمانش را اطاعت نمايد و اگر دولت آتن برخلاف راي شاه عمل كند به عنوان ياغي شناخته خواهد شد .106
مردم تب از فرمان شاه اردشير خرسند شده و آن را در سراسر يونان پراكندند اين ا مر موجب حسادت آتن كه در اين زمان سعي مي كرد دوباره خود را به ايران سازد گرديد و عواقب شومي را به بار آورد.
اسپارت همواره مترصد بود كه ضربه نهايي را به تب تازه قدرت يافته و مورد حمايت ايران وارد سازد مهمترين عاملي كه اسپارت را به چنين عملي وادار مي نمود شروع شدن قدرت تب به عنوان رهبري اتحاديه شهرهاي بئوسي بود كه سخت مورد خشم و اعتراض اسپارت قرار مي گرفت آنگاه اسپارت همه اميد خود را به اين بست تا روابط آتن و تب را روي به سردي گذارد . اين موضوع مطابق پيش بيني اسپارت به زودي پديدار شد حسادت در بين رقباي سياسي يك امر طبيعي بود و بطور كلي دشواري از لحظه اي آغاز مي شد كه طرفين وضع خود را بهتر مي ديدند و يا خود را از يكديگر بي نياز مي دانستند آتني ها و تبي ها بتدريج از يكديگر دوري گرفتند.107
سرانجام آتن با اسپارت قرارداد صلحي را به امضا رسانيد و تبي ها اين صلح نامه را منسوخ دانستند بنابراين در انزوا قرارگرفته و اين بهترين فرصت براي انتقام جويي اسپارت بود ارتش اسپارت در 371 ق.م چنانكه گذشت به بئوسي حمله برد همه آينده تبي ها به نبوغ فرمانده نظامي شان آپامينونداس بستگي داشت آنان با شجاعتي نوميدانه در لوكتر با اسپارت روبرو شدندآپامينونداس بهتر از هر سردار عصر خويش مي دانست كه كمبود عددي را چگونه با بكار بردن تدبير جنگي جبران كند او از جنگيدن سنتي خودداري نمود و فالانژ خود را طوري ترتيب داد كه ابتدا دشمن را ودار به هزيمت و آنگاه او را محاصره مي نمود اين آرايش صف آرايي جنگي انحرافي نام گرفت.108 و در لوكتر معجزه كرد و اسپارت شكست خورد اما تب هم با مرگ اپامينونداس به جايي نرسيد آنگاه هلادقديم به اراده شاه قطعه قطعه و كوفته گرديد.
با همه شهامت هاي تبي و نبوغ فرماندهي آن در شكست اسپارتيان درلوكتر ممكن است موجب تاسف باشد كه مردي چون آپامينونداس در مبارزات خود بر همه حريفان يوناني خويش از ايران استمداد مي كرد البته موضوع چندان تازه و عجيبي نيست معهذا اين عمل انجام مي شد البته در تبرئه او مي توان گفت كه وي از ديگر سرداران و فرمانروايان قبلي تقليد مي كرده است اما واقعيت اين است كه در اين زمان همه حكومت هاي يونان به اعزام سفيراني به دربار ايران جهت مشورت با ايرانيان عادت داشتند خود آپامينونداس ، هرگز نتوانسته بود يك سياست ملي يوناني تمام عيار در پيش گيرد.109
شايد هم آرزو داشت كه روزي با در دست داشتن وسيله يونانيان را بار ديگر از وابستگي به ايران برهاند اما خدمت او پيش از تحقق آرزوهايش و نقشه هاي احتمالي اش با مرگش به پايان آمد.
شوكت زودگذر تب فقط باعث كاهش قدرت و نفوذ اسپارت و آتن شد و قدرت تب مانند اسپارت به دلیل قدرت دريايي آتن در درياها نيز به پايان رسيد. آنگاه ايرانيان بهانه خوبي پيدا نمودند و ضعف مجدد درياي آتن به آنها فرصت داد كه چندين جزيره ساحلي آسياي كوچك را از اتحاديه جديد آتيك بيرون آورند. آتن ، اسپارت و تب ، قدرت خويش را از دست دادند در راس يونان حكومتي وجود نداشت وهرج و مرج در همه جا حاكم بود. در سايه سياست هاي ايران، يونان و شهرهاي بزرگش همه قدرت خويش را از دست دادند اينك براساس قوانين خدشه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای کوچک، آسیای صغیر، شاهنشاهی هخامنشی، اعاده حیثیت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای صغیر