دانلود پایان نامه ارشد درباره استان گیلان، آق قویونلو، مراکز آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

ن است. در استان گیلان انواع مختلف آب و هوا به شرح زیر وجود دارد:
1. آب و هوای معتدل و مرطوب: این آب و هوا مناطق جلگه ای و کوهپایه ای را در بر می گیرد. زمستان های معتدل تابستان های گرم و مرطوب و بارندگی سالانه بین 1000 تا 2000 میلی متر از ویژگی های این نوع آب و هوا است.
2. آب و هوای مرطوب کوهستانی: این نوع آب وهوا ارتفاعات بیش از 1500 متر را در بر می گیرد و ویژگی آن داشتن زمستان های سرد و برف و تابستان های معتدل است.
3. آب و هوای نیمه خشک: این آب و هوا مساحت کمی از استان گیلان در محدوده شهرستان رودبار را در بر می گیرد و مهمترین ویژگی آن بارش کم وخشکی هوا است. میانگین ریزش جوی سالانه در این محدوده کمی بیش از 36 میلی متر است.
از نظر جغرافيايي گيلان را مي توان به چهار قسمت مجزا و مشخص به صورت زيرتقسيم نمود:
الف: قسمت پست ساحلي است، كه در معرض امواج درياي خزر است . در اينجا خود را درمقابل پديده اي قابل توجه و مداوم مي بينيم : این پدیده موجب حركت امواج و شدت بادهاي شمالي و شمال غربي می گردد. مسافتي طولاني از ساحل را با شنهايي كه باد آنها را جا به جا مي كند، به صورت تپه هايي به ارتفاع هفت تا ده متر و عرض دويست تا چهارصد متر، مي پوشاند . در سمت ديگر اين تپه هاي شني به طرف داخل رودخانه ها با رسوبات زيادي كه همراه دارند از كوه سرازير مي شوند و چون نمي توانند راهي به طرف دريا باز كنند در باتلاقها و مردابها مي ريزند . فشار امواج دريا از رسوبات رودهايي كه به دشواري راهي به سوي دريا گشوده اند سدي در دهانه مرداب ايجاد مي كند و آنجا را به روي كشتيها مي بندد. اين مردابها تمام طول ساحل را مي پوشانند، نمونه بارز آنها مرداب انزلي در انتهاي غربي و مرداب استراباد در انتهاي شرقي است و مردابهاي مشابهي مانند مرداب لنگرود نيز در فاصله ميان آن دو قرار دارد . سواحل داخلي اين آبهاي راكد پوشيده از قشر ضخيمي از قطعات كوچك شاخه هاي زبان گنجشك، چنار،تبريزي ، بيد و انواع درختهايي است كه در نواحي مرطوب مي رويد . جويها و رودخانه هايي كه از كوه سرازير مي شوند از روي اين تكه چوبها و يا از ميان ريگهاي روان راهي براي خود باز مي كنند. در فصول باراني همه اين نواحي از آبهاي راكد پوشيده مي شود .
ب: دامنه هاي البرز به صورت ديواره اي وسيع و شيبي جنگلي به طرف دريا كشيده مي شود . در همين قسمتها است كه مسيلها و تنگه هايي خيال انگيز وجود دارد . به دشواري مي توان عظمت و تنوع جنگلهايي را كه همانند روپوشي زيبا تمام اين مسيلها و دره ها را پوشانده است توصيف كرد و يا آنها را طبقه بندي نمود . در اين نواحي بلوط ،نارون ، چنار، افرا، زبان گنجشك ،زيز فون ، شمشاد، گردو، آلش، سروكوهي و سرخدار (نوعي كاج) ديده مي شود . شاخه هاي موي وحشي به تنه درختان مي پيچد و بالا مي رود .
در اين قسمت رازك وحشي، انجير، گوجه، گلابي و سيب وحشي فراوان است و همه جا از توتهاي وحشي، نسترن هاي وحشي، پيچك و گلهاي سرخ پوشيده شده است . جايي كه درخت غان و شمشاد ديده مي شود با بيشه هايي زينت مي گيرد. هنگام بهار بنفشه، پامچال و ديگر گلهاي جنگلي زمين جنگل را به صورت فرشي زيبا مي پوشاند. اين گلها را در منطقه معتدل جنوبي نيز مي توان ديد ولي اين مقايسه با هند شرقي يا هند غربي به علت وجود آب و هواي خاص آن مناطق و اثر آنها در پرورش اين گلها درست تر به نظر مي رسد. گياهان اين سرزمين از نوع گياهان جنوب اروپا با شرايط آب و هوايي همانجا است و بايد رطوبتي را كه به ندرت در خارج از منطقه حاره ديده مي شود به آن اضافه نمود. حيوانات اين ناحيه مانند حيوانات دشتهاي جنگلي عرضهاي بالاي جغرافيايي يعني مناطق نزديك به قطب است .
ج: زمين هاي خارج كوهستان ها است كه شهرها و مراكز بزرگ جمعيت ديده مي شود. اين نقاط در ميان انبوه درختان جنگلي پنهان شده است ، چنانكه مسافران چون به اين نقاط وارد مي شوند گمان مي برند كه هنوز از جنگل نگذشته اند و چون همه جا را غرق در شاخ و برگ گياهان طبيعي مي بينند و در هر جا با مراتع و باغهايي از ميوه هاي گوناگون روبرو مي شوند به دشواري مي توانند يقين كنند كه وارد دهكده اي شده اند و يا به شهر بزرگي رسيده اند. در اين قسمت از كشور كرم ابريشم تربيت مي شود و تهيه كرم ابريشم در گذشته گيلان را مورد توجه بازرگانان اروپايي قرار مي داده است و به همين جهت گيلان در نظر خارجيان مشهور ترين ولايت ايران بود .
د: قله هاي بلند كوهها ديده مي شود كه پو شيده از چراگاه هاي تنك است و مه زيادي آنها را مي پوشاند قله ها تقريبا هميشه با باريكه هايي از برف به نظر مي رسند بخاري كه از چشمه هاي آب گرم بالا مي رود طول ساحل را تا قله هاي برف گرفته دماوند مه آلود نشان مي دهد و به سبب نوسان تدريجي حرارت آب و هواي اين منطقه گاهي كسل كننده و زماني حيات بخش جلوه مي كند . در رشته كوه هاي بالايي بر روي تخته سنگها با گذرگاه هايي روبرو ميشويم كه به لحاظ خطري كه هنگام عبور از آنها متصور مي شود نظيرشان در ساير نقاط ايران ديده نمي شود . در منطقه خالي از درخت و در جنگلها و در دامنه كوه هايي كه بر آنها مشرف است ییلاقهایی بسيار زيبا و خوش آب و هوا ديده مي شوند .
درگذشته چادرنشين ها كه بايد براي تامين خوراك گله هاي خود همراه آنها زندگي مي كردند ، در فصل تابستان گله ها يشان را به اين ييلاق ها مي بردند . يكي از اختصاصات مهم اين چادرنشينها آن بود كه گاهي با قبايل چادرنشين ديگري كه بي اراده در دهكده ها جاي مي گرفتند مخلوط مي گرديدند ولي شدت گرما و شرجي بودن بيش از حد هوا آنها را وا مي داشت تا از اين عده جدا شوند و همچنین دسته هاي كولي نيز در گيلان قديم كم نبودند . ولي امروزه با گسترش روزافزون مدنيت و زندگي شهرنشيني در استان سبز، چادر نشيني روزبروز كمرنگ و كم رنگ تر مي شود و تا جايی كه اكنون بندرت مي توان اين سبك زندگي را در اين ناحيه مشاهده نمود.

2-1-3 رودها و منابع آبي مهم:
رودهاي بزرگ و پر آب استان گيلان عبارتند از سفيدرود، آستاراچاي، قره سو، گري چاي، هره دشت ،گركانرود، ناو، لمير ، شفارود ، رود پلنگ دره، رود شاندرمن، توروبارس، شاديران، رودخانه پسيخان ، رود شيجان، خمام رود، دسيدم رود، چاك رود، لنگرود، پلرود و شلمان رود . بر روي برخي از اين رودها سد و تأسيسات آبي نظير سد سفيدرود، سد گله ( امام زاده هاشم ) و شبكه آب برتاريك فومن ساخته شده است . يادآوري مي شود كه بزرگترين درياچه طبيعي جهان يعني درياچه خزر نيز همچون دايه اي مهربان از طرف شمال بر سراسر استان گيلان پنجه افكنده است.

شکل 2-2 رود قره سو

2-1-4 تاریخچه:
تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد. آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ ۵۰ تا ۱۵۰ هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند.
پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد. در آن‌ دوره‌ «كاسي‌ها» براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند. درهمين‌ زمان‌، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر منجمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دوقوم‌ «گيل» و «ديلم‌« اكثريت‌ داشته‌اند.
در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند ودولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند. زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌سلوكي‌ها درآمد. در زمان‌ سلوكيان‌، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند. در زمان‌ساسانيان‌، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در زمان‌ خلفاي‌ عباسي‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند. چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحادديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد.
در حدود سال‌ ۲۹۰ هجري‌ قمري‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي‌آوردند. از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند. يكي‌ از مهمترين‌ اين‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌« بود. در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود(گروه پژوهشگران ایران، 1374)
2-1-5 گیلان در دوره صفویه و کیاییان:
در اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ میلادی، گیلان تحت سلطه اعضای دو خاندان محلی بود. از ۶۸-۱۳۶۷ میلادی علی کیا بن امیرکیای ملطی، یک رهبر علوی کنترل بیه پیش (به مرکزیت لاهیجان) را با پشتیبانی سادات مرعشی حاکم در مازندران به دست گرفت. او و جانشینانش خود را در لاهیجان مستقر ساختند و بر همه شرق گیلان تا اوایل عصر صفوی حکم راندند. خاندان شیعه زیدی امیرکیایی، خانواده‌ای از نسبتاً نوپادشاهان، بود، گرچه حتی یکی از اعضای آن هم در داشتن ادعای اصل و نسب ساسانی شک نداشت. در بیه پس (به مرکزیت فومن؛ و بعداً رشت)، یک منطقه سنی، خاندان سنی شفیعی اسحاقوندی از نیمه قرن سیزدهم به قدرت رسید.
این خاندان که مقرش فومن بود، تدریجاً همه غرب گیلان را تصرف کرد. این خاندان اصل و نسبش را به پادشاهان ساسانی و پیش از آن می‌رساند، و در همان زمان، ادعای تبار از اسحاق نبی شاه اسماعیل صفوی شش سال (و به گفته لاهیجی هشت سال) در گیلان ماند، قبل از این که فروپاشی امپراطوری آق قویونلو، که به او فرصتی که دنبال اش بود تا تخت پادشاهی ایران را در سال ۹۰۵ شمسی تصاحب کند را داد. اسماعیل از ماندن نزد امیره اسحاق، حاکم بیه پس، که توسط مشاوران برای او تعیین شده بود اجتناب کرد، احتمالاً به خاطر این که نمی‌توانست به یک سنی اعتماد کند. به هر حال، او به آسانی، دعوت حاکم عالی مقام وقت گیلان، کارکیا میرزا علی شیعه از لاهیجان را، که با آق قویونلو بارها جنگیده بود، پذیرفت. هر دو خاندان توسط شاه عباس صفوی از بین رفتند و گیلان تحت فرمان حکام منصوب دولت مرکزی در آمد. شاه تمام گیلان را به ملک شخصی خود تبدیل کرد.
پیش از صفویه آثار مکتوب بر جای مانده از گیلانیان به زبان فارسی انگشت شمار است زیرا مراکز آموزشی که این زبان را آموزش دهند یا ولی نعمتانی که مشوق آن باشند وجود نداشت. گیلان در دوره ی صفویه با نقاط دیگر ایران ارتباط گسترده‌تری یافت که منجر به نگارش بیشتر کتب فارسی نویسندگان و دانشمندان گیلانی شد.
افول صفویان و انقراض آنان در سال ۱۷۲۲، منجر به یک حالت آشوب در کشور شد. مناطق شمالی کشور نسبت به تاثیر و اشغال خارجی آسیب پذیر شد. اولین تلاشها توسط روسیه تزاری برای تسلط بر دریای خزر و استانهای ایرانی گیلان، مازندران، استرآباد و آذربایجان در همین زمان شروع شد. این قرن پرآشوب ظهور سه رهبر قدرتمند ایلی را به خود دید، نادر شاه افشار، کریم خان زند و آغا محمد خان قاجار. طی بیشتر این دوره، گیلان توسط فرمانروایان محلی از بازماندگان اسحاقیه و خصوصاً امیره دباج فومن و بیه پس با کمک حکام شهرها و بخش‌ها که آنها هم از خاندانهای محلی بودند اداره می‌شد که یا به طور مستقل حکم می راندند یا استقلال نسبیشان را با پرداخت خراج به چهره‌های نوظهور فوق الذکر و فرمانداران کل منتصب آنان تضمین می‌کردند. تقسیم گیلان به دو بخش در این دوره هم ادامه یافت. در این دوره تعدادی فرماندار کل هم توسط نادرشاه، کریم خان و آغا محمد خان برای گیلان منصوب شدند ولی دوره آنها عمدتاً کوتاه بود. طی دوره نادرشاه، فرمانروایان گیلان خراج اختصاص یافته به‌استان را به فرمانداران کل یا خزانه مرکزی می‌فرستادند. به هرحال مالیات‌گیری منجر به دو شورش عمده شد. در هرج و مرج پس از قتل نادر شاه، قلمرو او به دست سران

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره استان گیلان، دریای خزر، معماری بومی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره استان گیلان، تجارت خارجی، انقلاب اکتبر