دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، پرورش خلاقیت، کتابخانه دیجیتال، مدیران مدارس

دانلود پایان نامه ارشد

بر خوردار است . امروزه در سيستمهاي پيشرفته آموزشي هدف ” چگونه ياد گرفتن ” و ” چگونه فكر كردن ” جايگزين ” چه ياد گرفتن ” شده است . آشكار است وقتي چه ياد گرفتن مهم است عمدتا با كميت و انباشت اطلاعات در ذهن دانش آموزان مواجه شويم غافل از اينكه به كاربرد و مفيد آن توجه داشته باشيم . اثربخشي مطالب آموزشي بصورت داشتن ارتباط با نيازها ، توانائيها ، تفاوتهاي فردي و دانش پيشين دانش آموزان ، موجب ايجاد پيوند عاطفي و شناختي بين فرد و برنامه درسي مي گردد . براين اساس نامطلوبترين وضعيت ، شرائطي است كه ارزيابي ذهني دانش آموز از اين لحاظ كم اهميت باشد يعني تصور نكند كه يادگرفتن و ياد نگرفتن مطالب آموزشي يكسان نيست . فراهم آوردن فرصت يادگيري چندگانه ( نظري ، عملي ، مهارتي و…) و بهره مندي از توانائيهاي مختلف حسي و مدرنيزه كردن روشهاي آموزش با استفاده از بسته هاي آموزشي ( كتاب درسي ، كتابها و وسايل كمك آموزشي ، سوالات ارزشيابي و راهنماي درسي و…) از جمله موارد قابل توجه در مورد جو حاكم بر مدارس مي تواند باشد. معلمان بعنوان موثرترين و كارسازترين مولفه نظام تعليم وتربيت نيز در فرآيند ياددهي و يادگيري و ايجاد تفكر خلاق در دانش آموزان داراي نقش اساسي هستند . شخصيت و خلاقيت خود معلم و نگرش وي نسبت به موضوع ، شيوه تدريس ، سبك اداره كلاس ، در پرورش تفكر خلاق و انتقادي در دانش آموزان بسيار مهم است بطوريكه اثر هيچ عامل ديگر حتي برنامه درسي و مديريت با تاثير نقش معلم برابري نمي كند چرا كه تاثيرگذاري آن هم مستقيم و هم غير مستقيم است ( فلاح ، سايت اينترنتي همشهري آنلاين ) . متاسفانه هنوز نظام آموزش و پرورش كشورمان تا حدود زيادي معلم محور است چنين روشي جزو شيوه هاي غير فعال آموزش طبقه بندي مي گردد. در شيوه غيرفعال دانش آموز مصرف كننده علم و دانش است تا توليد كننده آن . انديشه ورزي جايگزين انديشه آفريني است. ايوان ايليچ159 وضع چنين مدارسي را اينگونه توصيف مي كند ” هنگامي كه در مدارس باز مي شود در آموزش و پرورش بسته مي شود” ( كريمي ، 1378، ص 46 و47). لاجرم مي بايست روشهاي سنتي و قديمي آموزشي بايد پيوسته جاي خود را به روشهاي نو و خلاقانه بدهند كه در آن خيلي از چيزها از جمله محتوي كتابها ، نگرشها و روشها مي بايست تغيير بيابند و دانش آموز و توجه به رشد استعدادهاي فردي محور كار باشد . تحقيقات تورنس ، البيرخ ، آرتوا ، كارين ، والاس و رابرت نشان داده است كه نقش مثبت معلمان خلاق و روشهاي فعال تدريس در رشد قواي خلاقانه دانش آموزان موثرتر است( غني زاده ، 1387 ، ص 74). سیروتنیک و کلارک160 ( 1998) با اذعان به نقش ویژه مدرسه در آموزش خلاقیت می گویند ” فرصت نهائی برای هر گونه تغییر و اصلاحی در آموزش و پرورش در دست ، مغز و قلب کسانی است که در مدرسه کار می کنند ” ( موید نیا ، 1384 ، ص2 ).

تاثير متقابل161 معلمان – شاگردان و خلاقيت
شهید مطهری می فرمایند ” ستایشگر معلمی هستم که نه اندیشه ها ، بلکه اندیشیدن را به من آموخت” بقول شارتیه ” هنر معلم تشنه کردن ذهن متعلم است تا او خود نخجیر خود را شکار کند” روسو نيز مي گويد “اجازه دهيد كودك حقايق را كشف كند اگر اطلاعات را جانشين آن نمائيد استدلال نخواهد كرد” ( مویدنیا، 1384، ص 168). برخی از دانش آموزان به داشتن ایده های عجیب و غریب و حتی ظاهرا احمقانه و شیطنت آميز علاقه دارند و متمایل به ابراز عقاید غیرمعمول هستند بازی، تفریح و شوخی کردن را دوست دارند از تحجر و انجماد فکری گریزان هستند همه اینها ، علائم استعدادهای خلاقانه است ولی برای معلم ممکن است نشانه های ناسازگاری باشد که نیاز به کنترل دارد سالها می گذرد تعدادی از این دانش آموزان خلاقیت فوق العاده ای از خود نشسان داده و موفق می شوند . کلاس درس صحنه وحشتناکی برای سلطه جویی است . یکی از دلایل اساسی این ادعا ، اصرار اغلب مدیران مدارس است که معلمان صرفنظر از هر چیز ، باید بر کلاس خودشان تسلط داشته باشند . کنترل کردن دیگران هرچقدر هم که با خوش بینی همراه باشد ، افراد بشر را به سطح اشیاء تنزل می دهد . در شرائط کنترل ، میل به نافرمانی و مبارزه زیادتر می شود … بسیاری معلمان عاجز از برقراری ارتباط سالم ، به سلطه جویی متوسل می شوند. اخراج از کلاس ، ارسال گزارش بدرفتاری دانش آموز به خانواده ، فراخواني والدين ، جداکردن از دیگران ، جابجائی ، سرپا نگه داشتن ، در گوشه کلاس قراردادن ، فرستادن به دفتر، نشاندن در صف جلو ، ایجاد احساس گناه و… همه روشهای سلطه جویانه ، منفی و کنترل کننده هستند کارکرد این روشها به جای پرورش خلاقیت ، دانش آموزان را به جانب همرنگی162 سوق می دهد . این روش بنا به قول اشتاینر در تضاد با هدف تربیتی رهاکردن فرد از همنوائی و همرنگی است . تاسف در این است که اینگونه رفتارهای سلطه جویانه از طرف معلم به جای آنکه سازندگی ، نوآوری و کارآیی را تشویق کند شاگردان را به نقطه مقابل این خصایل می کشاند . این تناقض عظیم یادگیری مدرن است و متاسفانه راه حل ساده ای هم برای رفع آن وجود ندارد . معلم و شاگرد هر دو موجود و انسان پیچیده ای هستند که در دنیای سلطه جویی انسان متمدن زندگی می کنند … ارزیابیها حاکی است هرسال علاقه شاگردان به مدرسه کمتر می شود . آیا احتمال دارد مدرسه جالب بودن خودش را از دست بدهد؟ آیا محیط خارج جذابتر است ؟ آیا معلمان نمی توانند مطالب را به شکل جالب ارائه دهند ؟ متاسفانه شواهد در تائید عجز معلمان از این توانائی است … معلم سلطه جو فقط به موضوع درس و نتیجه توجه دارد سوال ، اظهار نظر و علائق دانش آموزان را کودکانه ، احمقانه و بی اهمیت می داند اگر معلم از اعتماد به نفس برخوردار باشد می تواند به رشد شخصی شاگرد کمک کند . درک کردن ، احترام گذاشتن و تشویق کردن سوالات کودک ، علائق ناشگفته او را به جانب خویشتن سازی سوق می دهد . پاسخهای سلطه جویانه که بنام کنترل خوانده می شوند در را به روی شاگرد می بندد ، مکالمه را قطع ساخته و از رشد کودک جلوگیری می کنند… تدریس هنگامی شاگردان را در نیل به خویشتن سازی یاری می کند که برمدار علایق شاگرد و معلم استوار بوده ، آشکارسازی کامل احساسات و افکار شاگرد را تشویق کند ، سوالات شاگردان و پاسخ به آنها به خوبی و با مهارت برگزار شود و به آشکارسازی کامل افکار و احساسات معلم نیز منجر گردد( شوستروم ، 1967، ص 139- 131 ).

راههاي آموزش و پرورش خلاقيت
هرچند فرض مي شود كه همه انسانها ذاتا داراي استعداد ارزشمند ابداع و نوآوري هستند لكن ميل عمومي در ميان انسانها به سمت تقليد است . ماكياول (1532) نظريه پرداز مشهور علم سياست در كتاب ” شهريار163 ” مي گويد” مردم پيوسته در راههايي گام برمي دارند كه ديگران همواركرده اند و دركارهاي خويش راه تقليد مي پويند چون نوآوري كار سختي است “وي نهايتا انسانها را به داشتن نيروي سازنده اي بنام ويرتو164 دعوت مي كند كه منشاء خلاقيت وتوانائي سرشار مردان بزرگي چون موسي ، كوروش ، رومولوس و تسه ئوس بوده است ( آهني ، 1387، ص 6) . براين اساس چشم انداز يادگيري و پرورش راههاي بروز خلاقيت چندان اميدوار كننده نيست. لكن تحقيقات تخصصي و نويد بخش فراواني وجو دارد كه خوشبختانه قابليت يادگيري و پرورش استعداد نوآوري و ابداع در نزد انسانها بويژه دانش آموزان را تائيد مي نمايد . طي سالهاي اخير به اهميت آموزش و تجربه در برابر وراثت تاكيد بيشتري شده است . تجربه عنصري است كه قادر به اعمال كنترل بيشتري بر آن هستيم. در حاليكه ما نمي توانيم اجداد خود را انتخاب كنيم و يا فرهنگ ويژه خود را تغيير دهيم . ما قادريم با آگاهي نسبت به تاثير مثبت و يا منفي تجربه ها ، از آنها در تصحيح رفتار خود نسبت به سايرين بهره بگيريم ( بني جمالي و احدي ، 1370 ، ص 16 ).
تورنس ( 1973) بعنوان یکی از نامدارترین نظریه پردازان حوزه خلاقیت مي گويد : ” من طی 15 سال تجربه مطالعه و آموزش تفکر خلاق و كار با كودكان ، شواهدی دیده ام که نشان میدهد خلاقیت را می توان آموزش داد” ( حاجی دخت ،1387، ص 54). كودكان خلاق و مبتكر به دنيا مي آيند، آنان خلاق تر از بزرگسالان هستند زيرا مغزشان هنوز در مجموعه راه و روشهاي معمول مشاهده ي مسائل حبس نشده است يا تحت فشار پيروي يا اجبار منطقي قرار نگرفته اند. ادوارد دو بونو نويسنده مشهور عرصه خلاقيت كتابي دارد تحت عنوان ” كودكان مسائل را حل مي كنند ” وي در اين كتاب راههاي آموزش و پرورش خلاقيت كودكان را ذكر كرده است ( هارتلي ، 1988، ص 253). انیشتین با انتقاد از مدرسه ای خشن و نظامی در مونیخ که شاگرد آن بود می گفت ” یادگیری و خلاقیت را نمی توان با فشار تشویق کرد اجبار موجود در آن مدرسه چنان اثر بازدارنده ای برمن گذاشت که پس از قبولی در امتحانهای نهائی برای یک سال ، دیدن هر نوع مسئله علمی برایم ناگوار بود”. خوشبختانه اکثر تحقیقات علمی اخیر برآموزش پذیر بودن امر خطیر خلاقیت تاکید داشته اند.
فلدهوسن و همکارانش می کویند پاسخ به این سوال که خلاقیت را می توان آموزش داد ؟ مثبت است. براین اساس روشهای موثری برای آموزش خلاقیت به کودکان کشف وارائه شده است . یکی از برگزیدگان جشنواره خوارزمی در سال 1385 بنام مهدی شاملومقدم که با ارائه “طرح سیستم یکپارچه کتابخانه دیجیتال ” رتبه دوم کشوری را بدست آورده بود اعتقاد دارد ” رمز موفقیت من بی توجهی به کلیشه ها و وقت گذاشتن روی کارهای فوق برنامه است سعی می کنم خیلی جوگیر محیطی که درآن هستم نشوم حتما لازم نیست کاری کنید که همگان انجام می دهند هرکسی سرنوشت خودش را دارد باید فهمید کجا استعدادها بیشتر شکوفا می شود تا بتوانید موفق شوید(روزنامه جام جم 21/03/1386). روانشناس مشهور ژان پياژه165 مي گويد ” هدف اصلي آموزش و پرورش ، آفرينش انسانهاي توانا به انجام دادن كارهاي نو و انسانهايي خلاق و نوآفرين و كاشف است . رابرت كوپر معتقد است وظيفه آموزش و پرورش فقط آشنا كردن دانش آموزان با حقايق نيست ، بلكه آموزش و پرورش مسئوليت دارد به آنان كمك كند به منحصر به فرد بودن خود پي ببرند ، راه رشد و گسترش استعدادهاي خود را بياموزند . ( مويد نيا ، 1384 ، ص 168) .
درجهان امروز پرورش خلاقيت يكي از محورهاي اساسي نظامهاي آموزشي است معلمان نقش بسيار اساسي در رشد و يا سركوبي خلاقيت دانش آموزان دارند روانشناسان پرورشي معتقدند معلمان مي توانند شيوه هاي تفكر واگرا و راههاي تقويت توانائيهاي خلاقانه را به افراد بويژه كودكان ونوجوانان بياموزند. فرض است که کودکان دارای اشتیاقی ذاتی برای اکتشاف هستند که آموزش باید آنرا تغذیه کند ( کفایت ، 1373 ، ص 12 ) برخي از شيوه های آوزش و پرورش خلاقیت عبارتند از :
– تقويت و تشويق قوه تخيل كودكان : کودکان دارای توانائی ذاتی تخیل و تصور بی حد وحصر هستند چنین توانائی در حقیقت بذرهای خلاقیت کودکان است ( حسن زاده ، 1383، ص 15). تخيل يكي از پايه هاي تفكر خلاق است معلمان و والدین مي تواند با اجنتاب از پرسش و پاسخ هاي قالبي و طرح سوالاتي كه با ” چرا ” و ” چكونه ” شروع مي شود به اين امر كمك نمايند . مثلا به جاي سوال ” قوه جاذبه زمين را تعريف كنيد ؟ ” سوال كند ” فكر مي كنيد اگر قوه جاذبه زمين وجود نداشت چه مشكلاتي براي انسان پيش مي آمد”. كودكان خلاق از گنجينه گرانبهايي چون تخيل قوي و… برخوردار هستند( ميناكاري ، 1368، ص 70).
– ايجاد انگيزه166 : براي ايجاد انگيزه و تحرك لازم در كودك بايد به رشد ويژگيهاي مثبتي چون خودباوري167 ، خود كارآيي168 ، خودگرداني169 توجه شود( هارتلي ، 1384ص 20) .

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، ناخودآگاه، عوامل بازدارنده، پردازش اطلاعات Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره داده ها و اطلاعات، ابراز وجود، آموزش پذیر