دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، ناخودآگاه، عوامل بازدارنده، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مقابله با واقعيات تازه از نو بسازيم . اين قيمتي است كه بايد براي راه يافتن به آينده اي كارساز و انساني پرداخت …( تافلر، 1980، صص 1، 179، 180، 495 و 499 ).

خلاقیت به عنوان فرآیند137
یکی از سوالهای مهم در باره خلاقیت آن است که انسانهای مختلف چگونه خلاقیت خود را بروز می دهند ؟ عده ای از پژوهشگران مثل می (1959) اندرسون ( 1959) والاس ( 1926) اتریک ( 1974) آلبرشت ( 1987) قائل به مرحله ای و فرآیندی بودن آن هستند. ممكن است چنين بپنداريم كه ايده هاي نو به يك باره در ذهن ظاهر مي شوند اما واقعيت امر چنين نيست بطور کلی ظهور هر ايده خلاقانه از يك فرآيند هفت گانه تبعيت مي كند كه عبارتند از :
1- آماده سازي138 : ذهن براساس تجارب وآموزشها چهارچوب بروز خلاقيت را فراهم مي سازد.
2- بررسي139 : ذهن براي درك روشنتر از ايده جديد و شناخت عناصر آن به تحقيق و بررسي می پردازد.
3- تغيير140 : ذهن تفاوتها و شباهتهاي اطلاعات مربوط را با استفاده از تفكر واگرا و همگرا شناسايي می كند.
4- دوره كمون141 : ضمير ناخودآگاه اطلاعات جمع آوري شده را براي مدتي راكد و سپس منعكس می كند.
5- جرقه142 : ذهن با پردازش اطلاعات قبلي ، ايده جديدي را شكل داده و ارائه می دهد. دانته در تائید این مطلب می گوید:” شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است “
6- تاييد143 : فرد با آزمايش ايده جديد در يك مقياس كوچكتر امكان عملي شدن آن را تجربه می نمايد.
7- اجراء144 : فرد نتيجه ايده خلاقانه و آزمايش عملي موفقيت آميز خود را به مرحله اجرا می گذارد (همتي ، 1378،ص 18 ).
ديدگاه ديگر كه متعلق به آلبرشت ( 1987) است يك فرآيند پنج مرحله اي براي بروز خلاقيت به شرح زير مطرح مي نمايد:
1- جذب145 : منظور توجه ويژه و شيفته شدن به يك موضوع است كه اغلب نيازمند اطلاعات جديد است .
2- الهام146 : منظور رخنه ناگهاني و سريع يك راه حل است كه به ذهن مي رسد و فرد ” آهان ” مي كويد.
3- آزمايش147 : منظور به مرحله اجراء گذاشتن ايده ها ست تا درستي و نادرستي آن معلوم گردد.
4- پالايش148 : منظور ايجاد اصلاحات و تغييرات لازم در ايده جديد جهت كاربردي كردن آن است .
5- عرضه149 : منظور وجود خريدار و مشتري براي ايده جديد است تا به جامعه عرضه گردد .
آلبرشت معتقد است كه شخص خلاق ، اطلاعات پيرامون خود را جذب و براي بررسي مسائل ، رهيافتهاي مختلفي را مورد بررسي قرار مي دهد زماني كه ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد بطور غير محسوس شروع بكار مي كند و پس از تجزيه وتحليل و تركيب اطلاعات ، رهيافتي براي مسئله ارائه مي كند (شهرآرا ، مدني پور، 1375 ، ص 41) البته مرحله سوم و چهارم نيازمند صرف وقت و انرژي زيادي است ( سيدعامري ، 1381، ص 94 و 95).
والاس150 فرآيند خلاقيت را شامل مراحل زير مي داند (البته اين ديدگاه تا حدودي شبيه ديدگاه كلي است كه ابتداء شرح داده شد ) :
1- آمادگي151 : شامل ايجاد توجه ويژه و تمركز بر روي يك مسئله بمنظور حل آن است .
2- نهفتگي152 : شامل غفلت موقتي و ناخودآگاه از مسئله است كه به آن مرحله خواب روي مسئله153 هم گفته مي شود.
3- پافشاري154 : شامل تلاش و درگيري جدي با مسئله كه همراه با پشتكار و جمع آوري اطلاعات است.
4- بصيرت155 : شامل نيل ناگهاني به حل مسئله است كه با تجزيه وتحليل عوامل و تركيب آنها ايجاد مي شود.
5- رسیدگی و ارزيابي156 : شامل سنجش اعتبار ، سودمندي و مطلوبيت ايده است چرا كه هر نتيجه اي الزاما مفيد نيست ( چاندن ، 1997 ؛ سيدعامري ، 1381، ص 96 ؛ حسن زاده ، 1383، ص 36 و 37) .
استين ( 1962) فرآيند خلاقيت راشامل سه مرحله زير مي دانست:
1- فرضيه سازي : بر مبناي هدف انجام بهتر كار و ويژگيهاي شخصيتي و عوامل شناختي انجام مي گيرد .
2- آزمون فرضيات : بررسي عملي نتيجه بخش بودن يك ايده خلاق خصوصي به تجربه عمومي است .
3- انتقال نتايج : فرد با روش مناسب ، نتايج بدست آمده را به ديگران انتقال مي دهد ( حسن زاده ، 1383، ص 38 ).
البته نباید فراموش کرد اعتقاد به مرحله ای بودن جریان بروز خلاقیت ، نباید ما را به خطای فرمولی بودن آن دچار سازد. این مراحل نه علمی است و نه عملي . بلکه به عنوان یک راهنما در درک چند مرحله ای بودن ، حل خلاقانه مسائل می توان آنرا به کار برد ( ازبورن157 ، 1381ص 69).

خلاقیت استعدادی برای تمام عمر
شاید خیلی از افراد تصور می کنند خلاقیت استعدادی است که در سنین کودکی وجوانی بروز داده می شود اما تحقیقات صورت گرفته آنرا تائید نمی کند . انسانها درطول عمر حتی بزرگسالی می توانند خلاق باشند . به عبارت دقیق تر بروز خلاقیت بیش از آنکه تابع ” سن زمانی ” باشد تابع ” سن شغلی ” است . مفهوم دقیق این مطلب ، اهمیت درک شرائط محیطی را ایجاب می کند . یک قرن پیش پژوهش ها نشان دادند که دستاوردهای خلاق در اوایل بزرگسالی افزایش می یابد ، در اواخر سی سالگی و اوایل چهل سالگی به اوج می رسد و به تدریج افت می کند . افرادی که خلاقیت را زود شروع کرده اند ، زودتر به اوج و افول می رسند ، در حالی که ” افراد دیر شکوفا شده ” در سنین بالاتر توان کامل خود را نشان می دهند . روند خلاقیت در رشته های گوناگون نیز متغییر است . برای مثال ، نقاشان و موسیقیدانان معمولا ظهور زودهنگام خلاقیت را نشان می دهند ، شاید به این علت که قبل از اقدام به نوآوری به تحصیلات رسمی زیاد ، نیازی ندارند . دانشمندان معمولا دستاوردهای خود را دیرتر نشان می دهند ، زیرا باید به مدارج عالیتری دست یابند و سالها تحقیق کنند تا خدمات ارزشمندی ارایه دهند ( سیمونتون ، 1991) . در هرحال بروز خلاقیت محدود به سنین خاصی نيست . بررسی زندگی هنرمندان تجسمی مشهور 60 ساله و مسن تر نشان داده است که آنها کیفیت کار خود را به این صورت ارزیابی کردند که همواره در 40 تا 60 سالگی بهتر شده است … خلاقیت در میانسالی می تواند بیانگر انتقال از علاقه خودمحور به ابراز وجود ، به سمت اهداف نوع دوستانه نیز باشد . بعد از اینکه افراد میانسال بر توهم جوانی که ” زندگی می تواند مادام العمر باشد ” غلبه می کنند ، میل کمک کردن به بشریت و پرمایه کردن زندگی دیگران ، بیشتر می شود ( داکی ، 1989). این تغییر می تواند تا اندازه ای سبب افت کلی بازدهی خلاق در میانسالی باشد. ( سید محمدی ، 1385، ص 135 و ص237).

نقش ويژه مدارس158 در پرورش خلاقيت
حسب نظر افلاطون وظیفه مهم آموزش و پرورش و مدارس تبدیل “بودنهای محدود” انسان به “شدنهای نامحدود” است همچنين سقراط هدف آموزش را در ايجاد نياز به دانستن ، نه ارائه دانسته ها تلقي مي كرد ( مويد نيا ، 1384، ص 168) . مفهوم این سخنان تائید وجود استعداد فراوان ظاهرا پوشیده در ذات انسان است . در دنیای امروزی ، مسئولیت خطیر این فرآیند در درجه اول متوجه مدارس می باشد.” پرورش استعدادها و كمك به تقويت خلاقيت ” جزو اهداف رسمي و سياستهاي تعريف شده وزارت آموزش و پرورش كشورمان است . در اصل25 كليات نظام آموزش و پرورش مصوب شوراي تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش (1367) تحت عنوان پرورش توان تفكر، نقد و ابتكار آمده است :
” در تدوين و اجراي برنامه هاي آموزشي و پرورشي بايد از شيوه هايي استفاده شود كه توان تفكر ، تحليل ، نقد ، تحقيق ، ابتكار و خلاقيت را تقويت كند و زمينه مناسب براي خودآموزي دانش آموزان را فراهم نمايد . برنامه ريزي درسي بايد بگونه اي باشد كه به دانش آموزان مجال تفكر داده شود و آنان را به انديشيدن و تفكر ترغيب نمايد … تعليمات بايد بگونه اي باشد كه در دانش آموزان رشد فكري و قوه تجزيه وتحليل را تقويت كند … در تنظيم محتوي و مواد درسي و تدريس بايد از شيوه هاي استفاده شود كه متكي بر مشاركت فعال دانش آموزان در درس و بحث باشد و به آنان فرصت كافي جهت ارائه يافته هاي خود ، راه حلهاي مختلف براي حل مسائل و شيوه هاي ابتكاري داده شود … و از جاذبه اينگونه فعاليتها جهت پرورش روح، تفكر و تحقيق در دانش آموزان استفاده شود … در برنامه هاي تربيت معلم ، روشهاي پرورش استعداد ، ابداع و خلاقيت به معلمين در مراحل مختلف تحصيلي تعليم داده شود ” ( كفايت ، 1373، ص 4). شانس مدرسه به ويژه مقطع ابتدائي از آن جهت است كه سنين مهم خلاقيت ( 7 تا 11 سالگي ) را در برمي گيرد(سايت اينترنتي آفتاب ، 1387، ص 2 ) . بديهي است اصولا مدارس بايد مسئوليت اجراي اين اهداف و سياستها را به عهده داشته باشند. اينكه ساختار، برنامه ها و روشهاي جاري در سازمان آموزش و پرورش تا چه حد با آن هماهنگ و سازگار است موضوع تا حدود زيادي زير سوال است . تلقي عمومي متخصصين و كارشناسان مويد ناكارآمدي سازمان آموزش و پرورش در اين راستا مي باشد بطوريكه كمتر خوش بيني وجود دارد كه مدارس بتوانند كمك هدفدار و برنامه ريزي شده اي به رشد و شكوفائي استعدادهاي خلاقانه كودكان بنمايد. افكار عمومي جامعه نيز كم و بيش در تائيد چنين ذهنيتي است. دريك تقسيم بندي كلي عوامل محيطي مانع بروز خلاقيت در مدرسه عبارتند از : جو حاكم مدرسه ، مواد و محتوي آموزشي و نقش معلم .
تورنس طي تحقيقات خود دريافت كه با توسعه دانش ( تاكيد به افزايش اطلاعات با تاكيد بر حفظيات)، قدرت قضاوت و قدرت تصور به محدود شدن گرايش مي يابد ريبوت در توضيح اين معادله مي گويد قدرت تصور سريعتر از قدرت استدلال رشد مي كند ، بنابراين وقتي استدلال ، سير صعودي طي مي كند ، تصور به زوال مي گرايد آموزشهاي رسمي مدرسه نيز ، عمدتا به رشد استدلال تاكيد مي كنند تا رشد تصور. در نتيجه با گذشت زمان و بزرگ شدن كودكان ، خلاقيت آنان نيز قرباني استدلال ، منطق و عادات مي گردد و در عمل تحصيل علم و تجارب مانند عوامل بازدارنده اي فكر دانش آموزان را به جمود مي كشاند( سعيدي ، 1381، سايت مجله علمي – آموزشي فرهنگ وپژوهش ، ص 1). به گفته بل والاس در کلاسهای درس خلاق ، فکر بیش از حافظه ارزش دارد و معلم تعادلی بین امنیت روانی و آزادی دانش آموزان برقرار می می سازد تا آنها بتوانند ریسک کنند در چنین کلاسهائی ، معلم هدایتگر و تسهیل کننده فرآیند یادگیری دانش آموزان می باشد در حالیکه در کلاس غیر فعال معلم مقتدر ، دربند زمان و غیر حساس به نیازهای احساسی دانش آموزان و مقید به نظم دادن اطلاعات است ( موید نیا ، ص 59). وجود و تداوم مسائلي چون تاكيد بر سطوح اوليه حيطه شناختي و محفوظات ، تكاليف زياد ، عدم توجه به تفاوتهاي فردي ، كلاسهاي پرجمعيت ، انظباط سخت ، برنامه و ساعات درسي غيرقابل انعطاف ، عدم آشنائي كافي معلمان با ويژگيهاي دانش آموزان خلاق ، روشهاي تدريس سنتي ، معلم محوري ، تاكيد زياد بر ارزيابي و نمره ، ارجحيت موفقيت تحصيلي ، فشار براي همنوائي ، تلقي سكوت و كم تحركي به ادب ، غالب بودن جريان تفگر همگرا ، عدم تجهيز منابع و امكانات و… همه بعنوان مصاديق موانع بروزخلاقيت دانش آموزان محسوب مي شوند.
جان ديوئي متفكر بزرگ مسائل تربيتي اعتقاد دارد ” مدرسه بايد خود انگيختگي دانش آموزان را تشويق كند . كار مدرسه نبايد آموزش تبعيت و فرمانبرداري باشد بهتر است مدرسه فقط مقررات را محور كار قرار ندهد تا دانش آموزان فرصت بروز خلاقيت خود را داشته باشند “. در حاليكه امروزه ايده ها ي نو كودكان به واسطه غير معمول بودن مورد بي اعتنائي و چه بسا مورد استهزاء قرار گرفته و سركوب مي شود . جو انعطاف پذير مدرسه ، شرائط حل بسياري از مشكلات مورد نظر را فراهم مي كند كودكان بايد در فعاليتهاي كلاسي ، انجام تكاليف و… از آزادي نسبي برخوردار شوند البته اين موضوع نافي ضرورت استقرار نظم و انضباط نيست چراكه مطابق اصول علمي ، هرهدف آموزشي مي تواند در كليات تابع نظم و در جزئيات تابع انعطاف باشد. در اين صورت هم معلم و هم دانش آموزان ، احساس امنيت داشته و با اعتماد به نفس به انجام فعاليتهاي خلاقانه مي پردازند.
مواد و محتوي آموزشي نيز به سهم خود از اهميت بالائي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره موفقیت تحصیلی، انگیزه پیشرفت، عوامل شخصیتی، ویژگیهای شخصیت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش و پرورش، پرورش خلاقیت، کتابخانه دیجیتال، مدیران مدارس