دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارت، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، کاهش اضطراب

دانلود پایان نامه ارشد

ي مي‌توان به مهارتهاي هويت‌يابي يا خودآگاهي بر مبناي مرحله هويت‌يابي در برابر آشفتگي اريکسون، آموزش مهارتهاي حل مسأله و تصميم‌گيري، تفکر انتقادي و تفکر خلاق بر مبناي نظريه رشد اخلاقي کلبرگ اشاره کرد. لازم به يادآوري است که در اين قسمت فقط آن نوع نظريه‌ها يا ديدگاههايي مطرح شدند که بيشترين ارتباط را با آموزش مهارتهاي زندگي داشتند. اگرچه رگه‌‌هايي از مهارتهاي زندگي را در ساير ديدگاهها نيز مي‌توان مشاهده کرد. براي مثال در ديدگاه شناختي برنامه درسي به آموزش حل مسأله تأکيد مي‌شود؛ اما در اين نظريه مهارت مذکور در مفهوم عام خود مورد تأکيد است، نه مهارت حل مسأله اجتماعي که به حل مشکلات و تعارض‌هاي بين فردي توجه دارد. همچنين در ديدگاه ماوراي فردي به خلاقيت تأکيد مي‌شود اما در اينجا نيز خلاقيت در زندگي روزمره و بطور اخص مورد تأکيد نيست؛ اگرچه ارتباط غيرمستقيم با آن دارد. با اين حال ديدگاه ماوراي فردي در نظريه مک نيل (1996) جزء انسانگرايي محسوب شده است.
ديدگاه رفتاري ميلر (1383) و يا تکنولوژيکي مک نيل (1996) به دليل اهداف و طرز تلقي‌هاي خاص از يادگيرنده و روش‌هاي آموزشي، و ديدگاه موضوعي/ ديسيپليني با توجه به ماهيت مهارتهاي زندگي و جنب? مهارتي بودن آنها تناسب بسيار کمتري با مهارتهاي مذکور دارند. اگرچه در آموزش پاره‌اي از مهارتهاي زندگي مانند استفاده از تکنولوژي اطلاعات مي‌توان از روش‌هاي رفتارگرايانه استفاده کرد. ولي در هر حال دامن? استفاده از آن بسيار محدود است. ديدگاه بازسازي‌گرايانه در نظريه مک نيل و تغيير اجتماعي در نظريه ميلر بدليل تأکيد بر تجديد ساختار جامعه و نيز تلقي کارگزار تغيير از يادگيرنده چندان متناسب با آموزش مهارتهاي زندگي که در آن به رفتارهاي سازگارانه و دموکراتيک تأکيد مي‌شود، تشخيص داده نشدند.

نظريه‌هاي يادگيري مرتبط با آموزش مهارتهاي زندگي:
نظرية يادگيري اجتماعي86:
برنامة آموزش مهارتهاي زندگي بيشتر بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي بنا شده است. (سازمان بهداشت جهاني 1377، ص24). بر اساس اين نظريه يادگيري فرايند فعال و مبتني بر فعاليت يادگيرنده است که از طريق مشاهده رفتار ديگران و پيامدهاي آن حاصل شده است. آلبرت بندورا87 واضع اين نظريه است. به اعتقاد او انسان موجودي اجتماعي است و رفتار او بايد در پرتو روابط اجتماعي بررسي شود. انسان داراي ظرفيت‌هاي شناختي وسيعي است و مي‌تواند دربارة ارتباط ميان رفتار و پيامدهاي آن بيانديشد و آنها را پيش بيني و ارزيابي کند. بندورا معتقد است يادگيري‌هاي پيچيدة انسان غالباً از طريق مشاهده مستقيم رفتار ديگران نظير والدين، همسالان، معلمان و نيز صحنه‌هاي فيلم و حتي کارتون و… شکل مي‌گيرد. به اعتقاد او ما در خلال زندگي در معرض الگوهاي مختلف قرار مي‌گيريم مشاهدة اين الگوها به ما فرصت مي‌دهدکه بدون آزمايش و خطاي مستقيم و خطر پذيري‌هاي متعدد، رفتارهاي متنوعي را بياموزيم. از آنجا که انسان داراي توانايي‌هاي شناختي است، او مي‌تواند از ميان الگوهاي موجود تنها به بعضي از آنها توجه کند، يعني او تا حدودي داراي حق انتخاب است (سيف، 1379).

کاربرد و دلالت نظريه يادگيري اجتماعي بر مهارت‌هاي زندگي
عمده‌ترين دلالت اين نظريه به روش‌هاي آموزش مهارتهاي زندگي مربوط ميشود. روشهايي که در آنها تأکيد بر مشاهده عيني يا تصويري است ودر آن فراگيران در جريان يادگيري وآموزش فعالانه شرکت مي کنند، مي‌تواند در يادگيري بسياري از مهارتهاي زندگي مؤثر باشد . بطور کلي تئوري يادگيري اجتماعي دو تأثير بنيادي بر روي توسعه برنامه‌هاي مهارتهاي زندگي و مهارتهاي اجتماعي دارد. يکي ضرورت تجهيز کودکان و نوجوانان به روشها يا مهارتهايي براي کنار آمدن با جنبه‌هاي دروني اجتماعي‌شان از قبيل کاهش اضطراب، کنترل خود و تصميم‌گيري است و ديگري مؤثر بودن برنامه‌هاي مهارتهاي زندگي و اجتماعي مستلزم تکرار فرايندهاي طبيعي مي‌باشد که از طريق آن کودکان رفتار را ياد مي‌گيرند. بنابراين بيشتر برنامه‌هاي مهارتهاي زندگي و اجتماعي مؤلفه‌هاي مشاهده، ايفاي نقش، آموزش همسالان و آموزش عادي را دربر مي‌گيرد (PAHO، 2001، ص 16).
تئوري روانشناسي سازندگي يا ساختن گرايي88
هسته روان‌شناسي ساختگرا که رشد فردي، از قبيل کارکرد ذهني بالاتر است در منابع اجتماعي ريشه دوانده است. رشد شناختي کودک که به صورت يک فرايند گروهي در نظر گرفته شده است از طريق تعاملات با ساير افراد و محيط توسعه داده مي‌شود. بنابراين فرد مرکز توليد دانش نيست بلکه بيشتر يادگيري و درکش را از طريق تعامل اجتماعي بدست مي‌آورد. مربيان و روان‌شناسان پيرو پياژه89 و ويگوتسکي90 پيشنهاد مي‌کنند که يک مکانيسم مهم براي رشد کودک، تعارض شناختي است که از طريق تعامل اجتماعي بوجود آمده است؛ تناقض بين درک موجود کودک و تجربيات او با ديگران به ويژه با همسالان آگاهتر، سبب شده است که او باورهاي فعلي خودش را مورد سؤال قرار دهد و سطوح جديدي از درک و فهم را جستجو نمايد (PAHO، 2001، ص 19).
در نظريه سازندگي برخلاف نظريات رفتارگرايي و خبرپردازي، واقعيت عيني جهان بيرون، مستقل از يادگيرنده مسلم فرض نشده و چنين تصور نمي شود که يادگيرنده از راه يادگيري نسخه‌اي از اين جهان را به ذهن خود مي سپارد. اعتقاد پيروان اين نظريه آن است که يادگيرندگان بر اساس تجارب شخصي خود، دانش (يعني مفاهيم، اصول، فرضيه‌ها، تداعي‌ها، و غيره) را مي سازند، و اين کار را به طور فعال انجام مي دهند. بنابراين مي توان گفت که سازندگي به آن ديدگاهي گفته مي شودکه بر نقش فعال يادگيرنده از درک وفهم ومعني بخشيدن به اطلاعات تأکيد مي‌کند (وولفولک، 1995، ص38، به نقل از سيف، 1379، ص333).
با توجه به اينکه در نظرية سازندگي فرض مي‌شود که دانش شخصي است و در نزد افراد مختلف متفاوت است، اقدام معلم در انتقال دانشي که خود از آن برخوردار است به يادگيرندگان امري معقول و ممکن به حساب نمي آيد. معلمان معتقد به نظرية سازندگي يادگيري به دانش آموزان خود کمک مي‌کنند تا دانش خاص خودشان را بسازند. از اين رو مهمترين روش آموزشي مورد پذيرش ساختن گرايان روش شاگرد محور و بهترين شيوة يادگيري، يادگيري اکتشافي است (سيف، 1379، ص346).
اصول حاکم برآموزش در اين رويکرد به قرار زير است:
1- گنجاندن يادگيري در زمينه‌هاي مربوط و واقعي (زندگي)
2- گنجاندن يادگيري در تجارب اجتماعي
3- تشويق تملک و داشتن نظر در فراگرد يادگيري
4- ارائه فراگرد ساختن دانش
5- تشويق و خود آگاهي از فراگرد ساختن دانش
6- ارائة تجربه و تقدير از ديدگاه‌هاي مختلف
7- تشويق استفاده از انواع روشهاي ارائه.
در توضيح اصول ياد شده مي توان گفت که اولين اصل معطوف است به اينکه يادگيري بايد در زمينه‌هاي حل مسأله مرتبط با دنياي واقعي زندگي انجام پذيرد و شاگرد بايد ارتباط موضوعها را با زندگي خود درک کند. اصل دوم به گنجاندن يادگيري در تجارب اجتماعي مربوط مي‌شود. از آنجا که ساخت گريان حقيقت را امري نسبي و حاصل تعامل اجتماعي مي‌دانند و گفتگو و توافق را مبناي ايجاد و توسعة نظريه‌ها مي‌شمرند؛ دو مسير را براي ايجاد زمينه‌هاي اجتماعي و تعاملي به منظور تسهيل يادگيري پيشنهاد مي‌کنند. اين دو مسير ارتباطهاي ميان شاگرد و معلم، و ارتباط ميان شاگردان همگروه است. اصل تشويق و داشتن نظر در فراگرد يادگيري با آزاد گذاشتن شاگرد در انتخاب مسائلي که مي‌خواهد به آن بپردازد در ارتباط است. در اين مورد معلم فقط به تبيين مسائل براي انتخاب شاگرد مي‌پردازد وخود رأساً تصميم نميگيرد؛ زيرا مهارت در يافتن مسأله نيز خود، بخش مهمي از تجربه مشکل‌گشايي در دنياي واقعي است که شاگرد بايد با آن روبه رو شود. اصل کسب تجربه در زمينة فراگرد ساختن دانش، به فرايند کسب دانش تأکيد مي‌نمايد يعني اين نظريه به نتيجه يا نتايج يادگيري توجهي ندارد. تشويق خود آگاهي از فراگرد ساختن دانش، هدف غايي و نهايي رويکرد ساخت‌گرا است. مفهومي که تقريباً مشابه “فراشناخت” در نظرية شناختي است. فرا شناخت شامل فراگرد‌هاي برتر نظارت کننده، ارزيابي کننده و هدايت کننده فراگردهاي ذهن است. تشويق استفاده از انواع روشهاي ارائه نيز به خاطر ملاحظه و رعايت تنوع روشها، راهبردها و ابزارهايي است که بيشترين تناسب را با نحوة يادگيري شاگردان مختلف دارد. تنوع روشها موجب برطرف کردن موانع محيطي و نوع ارائه محتوا مي‌باشد (سيف،1379، صص340-337 ).
ويگوتسکي خاطرنشان مي‌کند که “يادگيري متوجه تنوعي از فرايندهاي مربوط به رشد دروني است که تنها وقتي مي‌تواند بکار‌انداخته شود که کودک در تعامل با محيط و همسالان است” (ويگوتسکي، 1978، ص 90؛ به نقل از PAHO، 2001، ص 19).
يک عنصر مهم در تئوري ويگوتسکي ديدگاه منطقه تقريبي رشد91 است. او استدلال مي‌کند که براي درک ارتباط بين رشد و يادگيري بايستي بين دو سطح متفاوت رشد تمايز قايل شد: سطح واقعي رشد92 و سطح بالقوه93. سطح واقعي اشاره مي‌کند به حل مسئله‌اي که يک کودک مي‌تواند به تنهايي انجام دهد، در مقابل سطح بالقوه رشد وقتي رخ مي‌دهد که کودک مسأله را تحت هدايت بزرگسال يا با همسالان مستعدتر حل نمايد. سرانجام، از ديدگاه روان‌شناسي ساخت گرا، محيط يادگيري يک نقش مهمي را در هدايت رشد فرد برعهده مي‌گيرد و اين به نوبه خود تحت تأثير يادگيري گروهي و تعاملات با همسالان قرار خواهد گرفت (PAHO ،2001،ص20).

دلالتهاي تئوري روانشناسي ساختن گرايي بر آموزش مهارتهاي زندگي
به دليل اينکه هدف آموزش مهارتهاي زندگي آماده نمودن دانش آموزان براي محيط واقعي زندگي است، لذا بر مبناي نظرية ساخت گرايي هر قدر شرايط محيط‌هاي آموزشي مهارتهاي زندگي بر محيط‌هاي واقعي و طبيعي زندگي شباهت بيشتري داشته باشد و فعاليتهاي يادگيري با آنچهکه در شرايط واقعي پس از آموزش که شاگردان با آن مواجه خواهند شد قرابت بيشتر داشته باشد به همان‌اندازه امکان دستيابي به اهداف برنامه بيشتر خواهد گرديد. با توجه به توضيحات فوق، کاملاًآشکار است که روش آموزشي مبتني بر نظرية سازندگي يا ساختن گرايي يادگيري بايد بر فعاليت يادگيرنده در جريان ساختن دانش تأکيد بورزد و اصطلاحاً شاگرد محور باشد. از اين رو بهترين روش آموزشي برخاسته از اين نظريه روش آموزشي مبتني بر يادگيري اکتشافي است (سيف، 1379، ص 336).
هر قدر شاگردان در فعاليتهاي يادگيري و آموزش بصورت فعالانه و با اراده و تصميم خود شرکت کنند، تأثير بيشتري بر آمادگي آنان جهت مواجهه با شرايط واقعي زندگي خواهد داشت.
بطور کلي ديدگاه ساخت گرا سه تأثير مهم بر روي رويکرد مهارتهاي زندگي دارد:
1- اهميت همکاري همسالان به عنوان اساس مهارتهاي يادگيري به خصوص مهارتهاي حل مسأله مي‌باشد.
2- رويکرد ساختگرا اهميت زمينه فرهنگي را در القاء هرگونه برنامه درسي مهارتهاي زندگي مفهوم‌دار برجسته مي‌کند؛ نوجوانان خودشان با کمک هم، محتوا را از طريق تعامل اطلاعات واقعي با محيط خاص فرهنگي‌شان بوجود مي‌آورند.
3- اين ديدگاه خاطرنشان مي‌کند که رشد مهارتها از طريق تعامل فرد با محيط اجتماعي، مي‌تواند هم فراگيران و هم محيط (گروه همسالان، کلاس درس، گروه جوانان و…) را تحت‌تأثير قرار دهد.

تئوري مسئله- رفتار94
همانگونه که ريچارد جسور95 اظهار کرده است، اين تئوري مشخص مي‌کند که رفتار نوجوان (مانند رفتارهاي مخاطره‌آميز) نمي‌تواند به يک منبع منفردي کاهش داده شود بلکه اين رفتار حاصل تعاملات پيچيده بين افراد و محيط است. تئوري مسئله- رفتار روابط بين سه دسته از متغيرهاي روان‌شناختي را مورد بررسي قرار مي‌دهد: (1) نظام شخصيت96؛ (2) نظام محيطي ادراکي97؛ (3) نظام رفتاري98. نظام شخصيت شامل “ارزشها، انتظارات، باورها، نگرش‌ها و جهت‌گيري‌هايي به سمت خود و جامعه” مي‌باشد. نظام محيطي ادراکي در ارتباط با ادراکات دوستان و نگرش‌هاي والدين به سمت رفتارها مي‌باشد. و همينطور براي بندورا نظام رفتاري معمولاً به عنوان يک دسته معيني از رفتارهاي به لحاظ اجتماعي پذيرفتني (مصرف الکل، توتون، و داروهاي ديگر؛ بزهکاري؛ سوء استفاده جنسي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارت، آموزش و پرورش، سلسله مراتب، سوء مصرف مواد Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، آموزش مهارت، سطوح مهارت