دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای کوچک، دولت ایران، داریوش اول، اهورامزدا

دانلود پایان نامه ارشد

بود می بیند .سردار دلاور پارسی را متهم به بی لیاقتی سستی و شورش گری نمود . شهرب فریگیه اوریئیوس دستور یافت سر تیسافرن را از تن جدا کرده و به شوش بفرستند.پریزاد به کین خواهی خود رسید و اکنون می توانست خرسند بمیرد ولی پارس تواناترین تدبیرگر خویش را از دست داد.77
پلوتارک می نویسد اردشیر با کشتن تیسافرن که اشکارترین و بدترین دشمن یونانی ها بود هر سیه روزی را که به یونان وارد آورده بود جبران کرد.
اینک اسپارت شرمناک و سرافکنده از آتن و متحدین یونانی به خاطر اتحادی که در گذشته با ایران داشت در مقابل دولت پارس قرار گرفته بود و قصد داشت به جبران گذشته به ازادی جزایر یونانی نشین و سپس تصرف آسیای کوچک بپردازد . یونانیان که درد تحقیر را چشیده بودند ، از اگه زیلاس به مثابه قهرمانی که می تواند آنها را در مقابل قدرت طلبی و سلطه گری پارسیان برتری بخشد استقبال کردند . شعار این سردار اسپارتی انتقام از ایرانیان و کشاندن جنگ به خانه آنان بود . دولت ایران برای مقابله با تجاوز سردار اسپارتی شخصی به نام تیموکرات 78 از اهالی ردس را با پنجاه تالان پول 300 هزار فرانک طلا به یونان فرستاد تا در شهرهای یونانی نظر فرماندهان و فرمانروایان را به طرفداری ایران جلب کند و آتش جنگ را بر ضد اسپارت در یونان برافروزد تیموکرات با زبردستی توانست ماموریت پنهانی خود را با صرف هزاران دریک طلا انجام دهد و شهرهای آتن تب ، کورینت و ارگس را علیه اسپارت وادار به جنگ کند. به دنبال این سیاست جدید سردار اسپارتی به سال 394 ق. م به وسیله افورهای اسپارت از آسیای کوچک فراخوانده شد.79
اگه زیلاس درست زمانی به اسپارت فراخوانده شد که خواب تاخت و تازه های تازه را با کاپادوکیه می دید اما برای او یک عامل عمده ناشناخته ماند و آن شناختی بود که پارسیان از دیرباز از یونانیان داشتند آنان یک سستی تباه کننده تر یونانی را کشف نموده بودند و دیر زمانی آن عامل را که بسیار برنده تر از شمشیر بود در دنیای یونانی بکار می گرفتند .
طلا همیشه در بدترین شرایط بهترین عملکرد را پدید می آورد در سخن کوتاه و رک اسپارتی اگه زیلاس این حقیقت آشکار نهفته است او در هنگام ترک آسیا می گفت مرا ده هزار کمان گیر شاه از آسیا راندند . و غرض او از این گفته ده هزار بیمرگ نبود بلکه سکه هایی بود که رویش انگاره شاه چون کمانگیری نمایانده شده بود.80
اردشیر به درستی درک می کرد همانگونه که آتن با کمک نظامی ایران به دست اسپارت در اگس پوتامس از ادعاهای خویش برای تسلط بر دنیای یونانی دست برداشته بود اینک نیز با تقویت و پشتیبانی آتن باید حریفی روبروی اسپارت که دولت هخامنشی را با خطر روبرو ساخته بود قرار داد استراتژی اردشیر سرانجامی سخت برای یونان به بار آورد.
3-2-4 شاه اردشیر صلح شاه را به یونان تحمیل می کند
ساختن دیوارهای آتن اسپارت را نگران می کرد آنان بخاطر می آورند که در پایان نبردهای پلوپونز این دیوارها را که به وسیله تیمستوکلس ساخته شده بود از بیخ و بن برانداخته بودند ولی سیاست اخیر ایران در حمایت از آتن برای اسپارت قابل تحمل نبود اگر آتن قوی می شد اسپارت محکوم به نابودی بود زیرا ذخائر و نیروهایش را در جنگ های فرسایشی و طولانی از دست داده بود لذا اسپارت در مقام عذرخواهی برآمد. رفتار اگه زیلاس برای اسپارت نتیجه ای هراس انگیز داشت . شورای عالی اسپارت رای داد ، سفیری برای پوزش به ایران فرستاده شود دریاسالار جدید اسپارت آنتالسیداس از طرف شورا به عنوان سفیر عالی اسپارت به نزد تیری باذ در سارد فرستاده شد آتنی ها نیز همین که از این واقعه مطلع شدند سفرایی نیز روانه کردند تا لاسه دمونی ها تنها به قاضی نرفته باشند .81
آنتالسیداس در نزد تیری باذ اعتراف کرد که لاسه دمونی ها نظری به شهرهای آسیایی یونان در آسیای کوچک ندارند و تنها چیزی که اسپارت از شاه ایران می خواهد این است که شاه اردشیر استقلال جزایر و شهرهای یونانی اروپایی را بشناسد آنتالسیداس برای بار یافتن به نزد شاه دو سال در سارد انتظار کشید و سرانجام به اتفاق تیری باذ در شوش به حضور شاه اردشیر رسید. او این سفیر نیرنگ باز را به گرمی پذیرفت اردشیر تاج گلی را که به گرانبهاترین عطرها آغشته شده بود نثار این اسپارتی محیل نمود و او را نوازش کرد و سرانجام شاه پیشنهاد اسپارت را پذیرفت . مجلس آخر این کمدی سیاسی در سارد به نمایش نهاده شد . تیری باذ که به جای فرناباذ به فرمانروایی آسیای کوچک برگزیده شده بود در سارد فرمان اردشیر را که به مهر او ممهور شده بود به نمایندگان دول یونانی نشان داد مضمون فرمان به گفته گزنفون چنین بود شاه اردشیر عادلانه می داند که شهرهای آسیایی جزایر کلازومن و قبرس را مستملکات خود بداند و آزادی و استقلال داخلی یونان اروپایی را که به آنها مسترد خواهد ساخت مگر محلازدمن82 ، ایمبروس و سکیروس83 که مانند گذشته از آن آتنی ها خواهد بود هرکه صلح را نپذیرد با او خواهم جنگید همراه با آنها که با من داستانند پیاده و در دریا با کشتی و با پول .
برطبق يك ماده ديگر عهد نامه كه در بادي امر جالب توجه به نظر مي آمد ، استقلال همه شهرهاي بزرگ و كوچك يوناني تضمين مي شد . آيا يونانيان چيزي بهتر از ا ين مي خواستند؟ مسلماً نه ، به شرط آنكه اسپارت با ايران متحد نشده بود! اردشير دوم ، اسپارت را به صورت سگ نگهبان خود در آورده بود و بدين ترتيب مي خواست جلو اقدامات يونانيان را در مورد برقراري مجدد وحدت خويش بگيرد. در حقيقت ، اسپارت ماموريت مشعشع نظارت بر اجراي دقيق عهدنامه را برعهده گرفته بود! و آنچه براي او مي ماند این
بود كه تمام خاك خود را حفظ مي كرد و در ميان يونانيان به دليل رابطه با دولت ايران احساس مزيت و برتري مي نمود84
در اين زمان يونانيان چنان ضعيف و چنان عاجز و متفرق شده بودند كه مي بايست نه تنها سيطره اسپارت بلكه تفوق شاهنشاه ايران را نيز بپذيرند . اين نخستين بار پس از نبرد ميكال بود كه ايرانيان توانستند به طور واقعي تسلط خود را بر يونانيان آسياي كوچك تحمل نمايند . اينك اردشير مي توانست به خوبي خودستايي كند، آنجايي كه داريوش و خشايارشا درمانده بودند او كامياب گشته بود.85
صلح شاهنشاه ، جهان يوناني را به دو بخش تقسيم كرد. اين دو بخش يكي به طور مستقيم و ديگري به طور غير مستقيم تحت استيلاي ايران بودند . يونانيان ميراث عصر طلايي خود را بر باد داده و قهرمانان و مردان سياسي خويش را انكار كرده بودند و آنچه اهانت را شرم آورتر مي ساخت اين بود كه يونانيان مي بايست در برابر دشمني سر فرود آورند كه او را در دريا و در خشكي شكست داده بودند . اينك اسپارتيان در سايه قدرت هراس آور ايران بر يونانيان به همان اندازه نظارت دقيق مي كردند كه بر هيلوت هاي خودشان. آنگاه استانداران ايراني مجدداً بر اريكه قدرت خويش در آسياي كوچك بازگرديدند و پيش از پيش به يونانيان آسياي كوچك ظلم و اجحاف كردند حكومت اسپارتيان و دوستان ايراني آنها حس تنفري در يونان ايجاد كردند كه ثمرات تلخ خود را در آينده اي نه چندان دور به بار آورد. از پيمان آنتالسيداس تا حضور اسكندر مقدوني در آسياي كوچك و نبرد گرانيكوس هنوز سي سال راه باقي بود. « صلح شاه » بي اعتباري روابط اجتماعي دولت هاي يوناني را يك بار ديگر ثابت نمود . عصر طلايي اما كوتاه پريكلس ( نيمه دوم قرن پنجم ق.م) يونان ، اروپا را از يك تابش كوتاه با عظمت و پرآوازه بهره مند ساخته بود اما شرايط صلح امپراطوري دريايي آتن و قدرت هراس انگيز زميني اسپارت را از هم پاشيد . روزهاي زرين پريكلس رفته بود و هرگز باز نمي گشت. اينك بسياري از دولت شهرهاي يوناني به صورت اعضاي يك پهنه وسيع امپراطوري پارس درآمده بودند سربازان يوناني و اسپارتي كه زماني در ماراتن و در پلاته حماسه آفريده بودند اينك در سپاه شاه و ارتش هاي مصري به صورت مزدوري به كار مي پرداختند.
با اين همه در ولايات آسياي كوچك و ايوني كارها به سادگي پيش نمي رفت و اردشير ناچار شد چند بار ديگر قدرت صلح شاه را كه اركان آن بر سياست و طلا تكيه داشت ، به يونان تاكيد نمايد اما با ورود سياست هاي ايران در اين كشورها ، نوعي حكومت هاي خودمختار مبتني بر جنبه هاي دموكراتيك رايج بود. زيرا ايرانيان دست اين ولايت را كه از مركز امپراتوري بسيار دور بودند در امور داخلي خود بسيار آزاد نهاده بود و نيز مانند گذشته از سلسله هاي محلي و شهرهاي آزاد رو به رشد خواسته نمي شد تا سيادت شاه بزرگ را بر خود بپذيرند و خراج منظم به دربار ايران بپردازند. حتي آنان ديگر مغلوب را به قبول آيين خويش نيز وادار نمي ساختند . از اين رو بر روي سكه هاي شهربانان ولايات نقش اهورامزدا مشاهده نمي شد ، بلكه تصوير بعل ترسوس86 و پالاس آتنه نقش شده است.87
با مرگ اردشير دوم به سال 358 ق.م تاريخ روابط ايران و ملل يوناني در مسير انتهايي قرار مي گيرد سياست اردشير دوم در تصنيف ملل يوناني براي درازمدت ، نتايجي شوم براي هر دو ملت ايران و يونان به بار آورده بود. در شمال يونان و در كوهستان هاي بلند مقدونيه سپاهي به فرمانروايي فيليپ آماده مي گرديد تا از راهي كه ايرانيان آن را در يونان ضعيف شده فراهم ساخته بودند بگذرد و امپراتوري هخامنشي را نابود سازد. راهی که اسكندر از آن عبور مي نمود.
3-2-5 سخني درباره اردشير دوم
اردشير دوم هخامنشي پس از سلطنتي طولاني بر امپراتوري پارس به سال 358 ق.م در گذشت . دوره سلطنت اين پادشاه ، عصر اضمحلال قدرت سياسي يونان و بروز جنگ هاي داخلي در آن و در نتيجه ، اعمال قدرت فراوان پارس ها بر آنان بود. در واقع كاري در يونان انجام نمي شد مگر آنكه دربار پارس در آن دخالت و بر آن نظارت داشته باشد.
در مورد سن و مدت سلطنت او ، روايات مختلفي به نگارش درآمده است . پلوتارك مي گويد وي در سن 94 سالگي در سال شصت و دوم سلطنت خود فوت كرد.88
« دي نن » نيز همين عقيده را دارست. ديودور سيسيلي در كتاب 15 ، بند 93 مي نويسد « اردشير چهل و سه سال سلطنت كرد و در سال سوم المپياد 104 فوت كرد.» بنابراين حساب فوت او در 362 ق.م روي داده است. «نلدكه» معتقد است وي در 358 ق.م در گذشته و چهل و شش سال سلطنت نمود.89
از ميان مورخين فوق تنها پلوتارك شخصيت او را ستوده است و مي گويد اردشير به رافت شهرت داشت . ملت او را دوست ميداشتند در زمان هاي آخر سلطنت خويش بسيار مهربان بود و از خونريزي دوري مي گزيد.
در زمان طولاني سلطنت اين شاه ايران حاكم مقتدر و بي چون و چراي يونان بود سياستمداران ايراني چون تيسافرن و فرناباذ ، ملت هاي یوناني را به بازيچه هاي كوچكي مبدل ساخته بودند و آنچه كه در دوران جنگ هاي پلوپونز بر سر يونان آمده بود توسط اردشير به شكلي سخت تر و كوبنده تر بر اين دولت شهرها تحميل شد بايد افزود كه سياست خارجي ايران به وي‍ژه در يونان در زمان اين پادشاه موفق ترين و پيروزترين سياست خارجي عصر هخامنشي بوده است .
مرحوم پيرنيا او را پادشاهي ضعيف شهوت پرست و متلون نشان داده است .وي معتقد است كه اكثر قضاياي مهم دوران او به طور غير مترقب به نفع او خاتمه يافته است. اماعليرغم نظر پيرنيا بايد گفت در جهان پيچيده سياست كه جهان امروز هم چون گذشته دچار مشكلات آن است به ندرت در تاريخ سياسي دولت ها و در روابط بين ملت ها شانس وتصادف توانسته است اساس پيروزي يك ملت و يا دولت بر سرزمين ديگري باشد شايد كشته شدن كوروش كوچك را به دست او و جنايات مادرش پريزاد و كشته شدن فرزندانش در توطئه هاي خانوادگي بتوان از عوامل اصلي ضعف دربار و مشكلات داخلي به حساب آورد ولي با همه اين ها اردشير از شوش به خوبي يونانيان را مي شناخت. حيله ها ، دورويي هايشان و عشق مفرطشان به طلا و همچنين مزدوري آنان را درك مي كرد اما بازهم به قول پيرنيا او در يونان موفق شد چیزی که داریوش اول و خشایارشا به ان نرسیدند ، اوضاع در هم و بر هم يونان او را حاكم عالي عالم يوناني كرد.90
در اينجا اين سوال پيش مي آيدكه اوضاع در هم و برهم يونان چگونه پديد آمده بود؟ جز با سياست زيركانه ي ايرانيان كه توانسته بودند چنين شرايطي براي بزرگ ترين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای صغیر، سیاست خارجی، دولت ایران، بهره مندی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اسپارت، آتن، يونان، يوناني