دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای صغیر، سیاست خارجی، دولت ایران، بهره مندی

دانلود پایان نامه ارشد

از مراجعت به آسیای صغیر سپاهی به عده صد هزار نفر ترتیب داده و سیزده هزار نفر از مردمان جنگی یونانی به خدمت خود در تحت ریاست کل آرخ63 اجیر کرده به عزم تصرف سلطنت از آسیای صغیر تا نزدیکی بابل آمد .
در اینجا در محلی موسوم به کوناکسا64 جنگی بین قشون اردشیر و کوروش روی داد که اگرچه فتح با قشون کوروش بود ، ولیکن از جهت کشته شدن او وهشت نفر از همراهانش تخت سلطنت برای اردشیر باقی ماند چراکه قشون کوروش65 بعد از قتل او پراکنده شدند ولیکن قسمت یونانی قشون او پس از مذاکره با تیسافرن به طرف دجله رفت و وقتی که به زاب کوچک رسید تیسافرن صاحب منصبان آن را به چادر خود دعوت کرد که آنها را به وطن هایشان برساند و ده هزار یونانی را از دجله به طرازبون و از آنجا به یونان مراجعت داد.
شخص مذکور گزنفون66 نام داشت و کتابی در عقب نشینی این عده نوشته که معروف به عقب نشینی ده هزار نفر است و اوضاع آن روز ایران را به خوبی نشان می دهد این جنگ و عقب نشینی ده هزار نفر یونانی مذکور نتایج بسیار بدی داشت زیرا در انظار عالم ثابت نمود که ایران این زمان با وسعتی که دارد از حیث استعداد نظامی بسیار ضعیف است .
بعد از کمک کردن دولت اسپارت به کوروش روابط دربار ایران نسبت به آن دولت کدر شد و آتنی ها به ایران نزدیک شدند و نیرو دریایی هر دو به آک نن امیرالبحر یونانی در آبهای لاسدمون با بهره مندی عملیات کردند پس از آن فرناباز به آتن رفت و یونانی هایی که بر ضد اسپارت بودند او را مانند یک ناجی پذیرفتند و به پول ایران دیوارهای شهر آتن ساخته شد.
در این اوان تیسافرن والی سابق آسیای صغیر به آنجا مراجعت کرده درصدد مطیع کردن شهرهای یونانی در آسیای صغیر برآمد ، از این اقدام ، دولت اسپارت مکدر شده خواست جلوگیری کند و با این مقصود آژه زیلاس67 پادشاه اسپارت از ده هزار نفر یونانی که تازه به ایران مهاجرت کرده بودند استفاده نموده به طرف آسیای صغیر روانه شد . در ابتدا چنین به نظر می آمد که ا زجهت داشتن قشون زبده موفق خواهد شد ، زیرا در نزدیکی سارد فتح نمایانی نمود ولیکن بزودی دولت ایران نقشه ی او را عقیم کرد.
باری جنگ تب با اسپارت شش سال طول کشید بی اینکه غالب یا مغلوب معلوم شود ولی دولت آتن به کمک ایران شکست فاحشی به نیرو دریایی اسپارت داده مجددا در دریا برتری یافت.
بالاخره جنگ با دخالت دولت ایران خاتمه یافت توضیح آنکه اردشیر دوم به طرفین تکلیف کرد صلح کنند و چون دولت اسپارت در تحت فشار نیرو دریایی ایران واقع شده بود سفیری ان تالسید68 نام به دربار ایران فرستاد و فرمانی بدین مضمون صادر شد :
شاه عادلانه می داند که شهرهای یونانی در آسیا و نیز در جزیره ی قبرس متعلق به او می باشند و نیز عادلانه می داند که شهرهای دیگر یونانی باید هرکدام مستقل بمانند و اتحادی با یکدیگر بر ضد ثالثی نکنند و الا با پول و نیرو دریایی بر علیه متخلف اقدام خواهد کرد .
دولت اسپارت در ازای همراهی دولت ایران رسما متعهد شد که هیچ گونه رابطه ای با شهرهای یونانی در آسیای صغیر نداشته باشد . فرمان مزبور که دخالت تامه دولت ایران را در امور دول یونانی می رساند برای ملل یونانی موهن بود.
بعضی از مورخین به این عقیده اند که این کار ایران را به منزله ی عدم بهره مندی های خشایارشا می توان دانست این صلح به اسم سفیر اسپارت دردربار ایران موسوم به صلح آنتالسید گردید . فرمان اردشیر تا قوی شدن مقدونی، مبنای روابط دول یونانی با یکدیگر بود و دول مزبور همواره سفرایی به دربار اردشیر فرستاده دخالت او را مانند حکمی خواستار می شدند.
3-2 سیاست خارجی اردشیر دوم ( منمون)
با مرگ داریوش دوم پسرش اردشیر دوم به قدرت رسید یونانی ها برای تمیز این اردشیر از اردشیر اول او را منمون لقب داده اند زیرا دارای حافظه ی خوب بود.اردشیر در همان اوایل سلطنت با قیام برادرش کوروش کوچک مواجه شد کوروش با یکصد هزار نفر نیروی ایرانی و آسیایی و حدود سیزده هزار چریک یونانی مزدور به شاهانه معروف شد69 طبق این صلح همه مستملکات یونانی آسیای صغیر و جزیره ی قبرس مجددا به دست ایرانیان افتاد و پادشاه ایران در منازعات میان شهرهای یونانی به عنوان حکم پذیرفته شد فرمان اردشیر دوم در سال 387 ق. م نفوذ ایران را در یونان به بالاترین درجه خود رساند و مانع اتحاد یونانیان شد این فرمان از آن مبنای عمل روابط دول یونانی با یکدیگر شد و تا روی کارآمدن فیلیپ مقدونی معتبر بود هر وقت دولت های یونانی از این حکم تخطی می کردند دولت مورد تجاوز به تقاضای مداخله و حکمیت ایران متوسل می شد . 70بر این اساس دولت های یونانی سفرای خود را همواره به دربار اردشیر می فرستادند و دخالت و رای او را چون حکمی بین خود خواستار می شدند.
اردشیر با تحمیل این صلح به یونانیان عملا یونان را به زیر حمایت پارس آورد و تابع سیاست خود گردانید در حقیقت این شاهنشاه ا یران بود که سیاست خارجی یونان را تعیین می کرد71 این فرمان در واقع دخالت تام ایران در یونان و توهین به همه یونانیان محسوب می شد.
در مجموع اردشیر دوم موفق ترین سیاست را در قبال یونان اتخاذ کرد برای تضعیف بیش از حد یونانی ها یکی از دولت های آتن اسپارت و تب را بنا به مقتضای زمان تقویت کرد تا موازنه ی قوا ایجاد شده و دولت های مزبور توانایی مقابله با ایران را نداشته باشد .فرمان اردشیر تحکیم مجدد اقتدار امپراطوری در سرزمین یونان بود مقتدرترین پادشاهان هخامنشی با توسل به نیروی نظامی و با دادن سرمایه های مالی و جانی فراوان نتوانستند به اهداف مورد نظر خود در یونان دست یابند اما اردشیر دوم فقط با توسل به کمانداران قدرتمند زرین پارسی توانست به اهداف سیاست خارجی امپراطوری ایران در یونان جامه عمل بپوشاند . نادرست نخواهد بود سیاست خارجی او را در یونان موفق ترین سیاست خارجی دوران هخامنشی نامید.
باری هرچند اردشیر در قبال یونان سیاستی موفق پیش گرفت اما در مصر چندان موفقیتی حاصل نکرد در همان اوایل سلطنتش شورش مصر به جدایی آن از امپراطوری منجر شد و دیپلماسی زرین و اسلحه ی طلایی او برخلاف یونان در این سرزمین کارگر نیفتاد.
3-2-1 گاه شناسی جنگ های اردشیر دوم در یادداشت های روزانه نجومی بابلی

بخش اعظم قسمت های تاریخی سالم و محفوظ مانده مربوط به پادشاهی اردشیر دوم یک لوحه گلی است که زاکس و هونگر تاریخ آن را در سال 24 اردشیر یکم تعیین کرده بودند.
KUR ia-a-mun-ia-am-mu این کلمه باید ایونیه یا یونیه باشد . توضیح رضایت بخش نشانه های آخر یعنی am-mu ممکن نیست . یک m در میان دو حرف صدادار می تواند نشانه w باشد اما این نکته در مورد دو m صدق نمی کند با این حال اینگونه تصور می شود که این نام چنان به yauna و Ia-a-man-a-a نزدیک است که ترجمه آن به ایونیه یا سرزمین ایونیه ای ها اجتناب ناپذیر می نماید. X-su-un-du یا باید انتهای یک نام جغرافیایی یا یک نام شخصی باشد . بسیاری از نام های جغرافیایی در منطقه گسترده ای پایانی شبیه به این دارند.
کامل ترین توصیف این جنگ در کتاب دیودوروس است که اطلاعات خود را از افوروس گرفته است به نوشته دیودوروس جنگ در 391 ق.م از این شهر خود شاه سالامیس شده و سپس سراسر جزیره قبرس را تصرف کرده است . با این حال شهرهای آماتوس ، سولی و کیتیوم ایستادگی کرده و سفیرانی نزد اردشیر فرستاده و درخواست کمک کرده اند . اردشیر با این درخواست موافقت کرده و به شهرب های نواحی ساحلی آسیای صغیر فرمان داده تا به خواستن رزمناوهای تری رم بپردازند. او به هکتاتومنوس پادشاه محلی کاریا و آئوتوفراداتس فرمان حرکت به سوی قبرس را صادر کرده است تاریخ شروع جنگ که دیودوروس می گوید عموماً پذیرفته شده است .
در آغاز جنگ اورگوراس بسیار موفق بود بخش اعظم قبرس و بخش هایی از فنیقیه و کیلیکیه را تصرف کرد و با همکاری آتن و آکوریس فرعون مصر شورش بزرگی علیه شاه ایران برپا کرد در این مرحله از جنگ اردشیر کامیاب نبود چون در جنگ با یونانیان درگیر بود . با این حال در سال 387 بنابر پیمان صلح مشهور به صلح شاهانه قبرس ناچار به ایران تعلق یافت و تحت انقیاد ایران درآمد شرایط این صلح را در واقع شاه ایران دیکته کرد و آن را تیریباز در سارد برای هیئت نمایندگی یونانی قرائت نمود که طبق مفاد و شرایط این پیمان قبرس به شاه بزرگ تعلق می یافت .
اکنون که اردشیر دستش باز شده بود به تلاشی جدی برای سرکوب شورشیان پرداخت و سپاه تازه ای همراه با ناوگان و به فرماندهی تیریباز به قبرس فرستاد در حالی که فرماندهی ارتش با اورونتس ، شهرب ارمنستان بود. ناوگان ایران به فرماندهی گلوس پس از برخی بدبیاری های اولیه پیروزی بزرگی بر ناوگان اوراگوراس در کیتیوم در قبرس به دست آورد و آن گاه اوراگوراس در شهر خودش سالامیس پناه گرفت و آرام نشست . ایرانیان از زمین و دریا سالامیس را محاصره کردند اما موفق به تسخیر آن نشدند اوراگوراس برای درخواست کمک به مصر گریخت ولی موفقیتی به دست نیاورد.
یک سال بعد اورگوراس از مصر برگشت در حالی که مقداری پول اما نه آن قدر که امید داشت از آکوریس گرفته بود بنابراین اورگوراس تصمیم گرفت با تیریباز فرمانده کل قوای ایران به مذاکره بپردازد تیریباز خواستار آن شد که اورگوراس از همه شهرهای قبرس عقب نشینی کند و فقط به عنوان سلطان سالامیس خراج سالانه ثابتی به شاهنشاه ایران بپردازد و از او همانند برده ای از ارباب خود اطاعت کند . اورگوراس با همه این خواسته ها موافقت کرد به جز آخری که حاضر نشد به عنوان برده مطیع شاه ایران باشد بلکه گفت باید به عنوان شاهی از یک شاه بزرگتر اطاعت کند . مذاکرات قطع شد و جریان رخداد مسیر دیگری یافت دیودورس در اینجا جهش منطقی عجیبی را از رویدادها مطرح می کند و می نویسد چون تیریباز با این شرط موافق نبود اورونتس سردار دیگر که به مقام بلند تیریباز رشک می برد محرمانه نامه هایی علیه تیریباز برای اردشیر فرستاد عملا انسان انتظار دارد که اورگوراس در مقام بهتان زننده ابتکار عمل را به دست گیرد و این دقیقا همان چیزی است که تئوپومپوس می گوید اما احتمالا هر دو در این کار شرکت داشته اند و اورونتس تیریباز را دستگیر کرد و او را به شوش فرستاد که در آنجا زندانی شد . آن گاه اورونتس و اواگوراس به توافق رسیدند که اواگوراس باید شاه سالامیس باقی بماند سالانه خراج ثابت بپردازد و از شاه ایران به عنوان یک شاه و نه برده اطاعت کند این را دیودوروس به منزله پایان جنگ می داند.
دیودوروس از این سال دو داستان دیگر نیز حکایت میکند : یکی شورش گلوس داماد تیریباز است که از بیم آن که مبادا پس از بازداشت پدر زنش او نیز مغضوب شود سر به شورش برداشت و دیگری ماجرای محاکمه تیریباز است که پس از فارغ شدن اردشیر از جنگ با کادوسیان انجام شده است . این داستان به نوعی حاشیه رفتن داستان سرایانه است و احتمالا یک قصه اخلاقی یونانی درباره داوری و قضاوت خردمندانه منشا آن بوده است .
یگانه واقعیت تاریخی که می توان گویا به آن مطمئن بود تبرئه بعدی تیریباز و تنزل رتبه اورونتس است . حتی از این فراتر می رود و هم واقعیت تاریخی محاکمه تیریباز و هم تنزل رتبه اورونتس را انکار می کند.
بنا به گزارش دیودوروس همه این وقایع در 4/385 ق. م رخ داده اند اما بی گمان این نادرست است خود دیودوروس می گوید جنگ حدود 10 سال به درازا کشیده است و این سخن را ایسوکراتس نیز تایید می کند به طوری که پایان جنگ می بایست در 381 ق.م بوده باشد این ناهمسازی موجب پریشانی بیشتری در پژوهش های جدید شد . چون دیودوروس زمان پایان جنگ را در سال نادرستی قرار داده بود رویدادهای قبلی و به ویژه نبرد دریایی در کیتیوم نیز ممکن بود گرفتار تاریخ گذاری نادرستی شوند.
آیا یادداشت های روزانه نجومی می تواند در حل این مسئله به ما کمک کند؟ حادثه ای که در لوحه مورد بحث ما در سال 1/382 رخ داده و به آن اشاره شده و به بیشترین احتمال آخرین ماه سال یعنی آوریق 381 بوده است بایستی بسیار مهم بوده باشد که بر منجمان بابلی اثر گذاشته است در سال 381 ق.م دو حادثه مهم احتمالا رخ داده است : شکست ناوگان اواگوراس در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره هخامنشیان، آسیای صغیر، تعبیر و تفسیر، سازمان اداری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای کوچک، آسیای صغیر، شاهنشاهی هخامنشی، اعاده حیثیت