دانلود پایان نامه ارشد درباره آسیای صغیر

دانلود پایان نامه ارشد

‍ژنرال برجسته ي آتني آلسي بيادس نيز وارد ماجراي سياسي شد وي برادرزاده ي پريكلس بود . در تاريخ 413 پيش از ميلاد در زمان جنگ ناموفق آتني ها عليه سيسيل آلسي بيادس متهم شده بود به توهين به مقدسات در نتيجه به اسپارتا گريخته بود وي در آنجا به رهبران اسپارتا كه با آتن در جنگ بودند كمك كرد و حتي نقشه هاي جنگي آتني ها را نيز در اختيار آن رهبران قرارداد گذشته از اين ها آلسي بيادس تمام شهرهاي يوناني آسياي صغير را تحريك كرد كه عليه آتني ها شورش كنند ولي در همان اسپارتا عده ي زيادي از قدرت فراوان وي بيمناك شده بودند و اگر قرار باشد نظر پلوتارك را بپذيريم براي قتل وي توطئه كرده بودند در تاريخ 412 پيش از ميلاد هنگامي كه آلسي بيادس از اين توطئه باخبر شد شهر را ترك كرده به آسياي صغير و نزد تيسافرنس رفت وي به زودي مقام مهمي در دربار آن ساتراپ نشين كسب كرد تيسافرنس از هوش و كارداني اين دستيار جديد بسيار خوشش آمد و مجذوب او گرديد.
آلسي بيادس از فزوني قدرت اسپارتا بيمناك شد و مايل بود كه از آنان انتقامي بگيرد اين بود كه كوشيد پيمان بين اسپارتا و تيسافرنس را برهم بريزد آلسي بيادس به تيسافرنس توصيه كرد تا در تمام كردن جنگ شتاب نكند بلكه صبر كند تا نتيجه و حاصل جنگ اسپارتا و آتن را مشاهده نمايد كه به تضعيف تمام يوناني ها منجر خواهد شد آلسي بيادس باز هم توصيه كرد كه تيسافرنس پول مقرري را به اسپارتا پرداخت نكند و به جاي يك درهم به هر نفرفقط سه اوبول به هر ملوان بپردازد به اين دليل كه مي گفت پول زياد به معلم نداشت از قبل هم تصميم همه ي اين كارها را گرفته بود نهايت آلسي بيادس اين توصيه ها را به عمل مي آورد تا اعتماد تيسافرنس را بيشتر جلب كند در واقع او هدف ديگري داشت آتني ها كه در اين هنگام حالت دفاعي به خود گرفته و صدمات فراواني را متحمل شده بودند از اينكه آلسي بيادس را سرزنش كرده بودند پيشيماني داشتند آلسي بيادس هم با احتياط فراوان شروع كرد كه تيسافرنس را اندك اندك به سوي يك ا تحاد با آتني ها بكشد وي اين كار را بدين ترتيب آغاز كرد كه در گوش تيسافرنس خواند اسپارتائي ها مي كوشند در خشكي برتري نظامي پيدا كنند و هنگامي كه به هدف خود رسيدند شهرهاي يوناني آسياي صغير را از تسلط ايران خارج نمايند ولي آتني ها قصدشان تسلط بر درياهاست ومانند اسپارتا خطري متوجه ايران نخواهد كرد تيسافرنس در اين زمينه با وي موافقت كرد كه نبايد بگذارند اسپارتا بيش از اندازه نيرومند گردد پس تصميم گرفت كه به ميزان اندكي به آنها پول بپردازد و پنهاني نيز با منافع آنان مخالفت نمايد سپس تيسافرنس در زمينه متحد شدن با آتن تمايل خود را ابراز داشت به نظر مي رسد كه تحت شرايط مساعد وي در اين مورد راه خطايي نپيموده بود ولي آلسي بيادس در زمينه اعتماد به اين ساتراپ ايراني بيش از اندازه پيش رفته بود.در خلال این احوال آلسی بیادس با اعضای حزب اولیگارش در آتن تماس برقرار کرده بود طرفداران وی در آتن به صورت علنی برای استقرار یک دولت اولیگارشی دست به کار شدند و اظهار می داشتند اگر چنین نشود ایرانیان با آتن پیمان اتحاد نخواهند بست و دولت بایک بحران جدی روبه رو خواهد شد آلسی بیادس نیز مخفیانه فرستادگانی نزد رهبران آتن به جزیره ی ساموس فرستاد و به آنان وعده داد که توجه و عنایت تیسافرنس را به سوی آنان جلب کند مشروط بر آنکه بهترین مردمان زمام ا مور رادردست گیرند و میهن مادری را از بحران نجات دهند ولی باید دانست که آلسی بیادس تمام این کارها را برای آن انجام می داد تا بتواند به آتن بازگردد او حزب ساموس را تشکیل داد توطئه ای با هدف براندازی دموکراسی آتن صورت گرفت بنا به گزارش توسیدیدس سربازان سپاه اندک اندک به سوی توطئه گرایش پیدا کردند به امید دریافت حقوق سلطنتی زیرا آنان بر این باور بودند که داریوش اعتمادی به دموکرات های آتن ندارد و علاقمند است که در آتن یک حکومت اولیگارشی بر سرکار آید .
پیروان و طرفداران آلسی بیادس فرستاده ی قابل اعتماد به نام پیساندر را از جزیره ی آموس به آتن فرستادند ماموریت این فرستاده ایجاد مقدمات یک کودتا بود تا دموکرات ها را کنار بزنند و یک حکومت اولیگارشی برپا دارند چیزی از این جریان نگذشته بود که هیئتی از آتن به سرپرستی پیساندر نزد تیسافرنس رفت تا پیمانی با وی منعقد سازد . این هیئت به شهر ماگنزیا در آسیای صغیر رسید ولی تیسافرنس که چندان علاقه ای به این کار نداشت به آلسی بیادس دستور داد که از طرف وی مذاکره کرده و پیمان ببندد طبق گزارش توسیدیدس تمام این کارها برای فریب دادن آتنی ها بود آتنی ها آماده بودند تا سراسر منطقه یونیا و جزایر مربوط به آن را تسلیم ایرانیان کنند ولی آلسی بیادس در عین حال می خواست که کشتی های ایرانی اجازه داشته باشند در تمام مناطق متعلق به آتن عبور و مرور کنند سفیران آتنی با این قسمت توافق نکردند و ناگزیر به شهر خود بازگشتند.
3-3-2 شورش كوروش جوان
كوروش جوان اميد آن را داشت كه با كمك مادرش پاري ساتيس بر تخت سلطنت ايران جلوس كند ، مادرش نفوذ فراواني بر داريوش دوم داشت فرزند ارشد شاه آرساس قبلا به عنوان جانشين شاه تعيين شده بود و داريوش نمي خواست تصميم خود را در اين مورد تغيير دهد طبق گزارش پلوتارك ادعاي كوروش بر اين پايه بود كه وي هنگامي به دنيا آمد كه داريوش دوم شاه بود در حالي كه وقتي آرساس به دنيا آمد داريوش يك فرد عادي بود طبق نظر پلوتارك هنگامي كه پدر كوروش درگذشت وي حدود هيجده سال داشت اين قسمت از اطلاعات داده شده به نظر درست نمي رسد زيرا چهار سال پيش از آن وي به عنوان فرماندار آسياي صغير منصوب شده بود.
در آغاز سال 404 پيش از ميلاد هنگامي كه كوروش از بيماري پدرش باخبر شد به بال رفت يعني جايي كه دربار شاهانه رسما در آنجا نشست داشت در ماه مارس 404 پيش از ميلاد داريوش در گذشت و آرساس پس از برگزاري مراسم مربوطه كهن در پايتخت قديمي يعني پاسارگاد بر تخت شاهي نشست وي نام سلطنتي اردشير دوم را براي خود برگزيد از آنجا كه وي حافظه اي فوق العاده و استثنايي داشت يونانيان وي را لقب منمون يعني پرحافظه دادند.
ساتراپ كاريا يعني تيسافرنس كه دخترش با آرساسس ازدواج كرده بود در مراسم تاجگذاري شركت كرد و به شاه جديد اطلاع داد كه كوروش در حال توطئه عليه اوست. كاهني كه در كودكي كوروش معلم وي بود اين اتهام را تاييد كرد. اگر بتوان سخني گزنوفون را باور داشت در اين زمان كوروش عليه برادرش توطئه اي به عمل نياورده بود طبق نظر گزنوفون منظور تيسافرنس فقط بدگويي و غيبت بوده است . اردشير فرمان داد تا برادرش را بازداشت كنند تا به اعدام وي اقدام شود پاريساتيس ملكه بيوه پس از مدتي تلاش وكوروش موفق شد كه حكم آزادي فرزند محبوبش را بگيرد كه در سال 403 پيش از ميلاد بدون اينكه صدمه اي ببيند دوباره به آسياي صغير فرستاده شد.
كوروش درك كرده بود كه امپراتوري هخامنشي به آهستگي رو به زوال مي رود پس كمر همت بر آن بست كه قدرت و شهرت سابق آن را بازگرداند بسيار دشوار است كه بگوييم گذشته از به دست آوردن تاج و تخت ايران اين مرد جوان چه هدف هايي در پيش داشت و در ميان چه طبقاتي از مردم وي اميد پشتيباني داشت احتمال آن هست كه وي قصد داشت نفوذ طبقه اشراف را كم كند و يك حكومت خودمحور وخود مركز به وجود آورد كم و بيش شبيه آنچه در يونان بود بدين ترتيب در پاره اي موارد شايد او برنامه هاي اجتماعي وسياسي جانشيان اسكندر مقدوني را در نظر گرفته بوده است.110
در هر حال شخصيت كوروش واجد مشخصاتي محونشدني از دوستان يوناني اش بود گزنوفون در كتابش آناباسيس نوشته است كه طبق نظر افرادي كه به كوروش نزديك بوده اند او باهوش ترين ولايق ترين فرد ايراني بعد از كوروش بزرگتر براي احراز تاج و تخت شاهي بوده است . طبق نظر همين مورخ وي مردي بسيار متين و مبادي آداب شكارچي شجاع ، جنجگويي دلير و باهوش بوده است ، او به بزرگترها احترام مي گذاشت و با سخاوتي فراوان به دوستانش پاداش مي داد و از همه مهمتر او به قول و عهد و پيمان با متحدانش هميشه وفادار بود . بدين ترتيب بود كه تمام شهر و بسياري از مردمان بي طرف به قول وعهد او اعتماد كامل داشتند اگر او با دشمنانش پيماني مي بست آنان كوچكترين شكي در ثبات و استحكام آن نمي داشتند كوروش فرماندهي سپاهيان ورزيده را برعهده مي گرفت و همچنين دستياران باهوش و دوستان ثابت قدم. بسياري از اشراف گرداگرد برادرش و اطرافيان تيسافرنس نزد وي آمدند و به وي پيوستند طبق نظر پلوتارك كوروش نبوغي درخشان داشت و در علم و در حكمت كاهنان تبحر و صلاحيتي بيش از برادرش داشت.
كوروش با فرهنگ يوناني آشنايي داشت ومي توانست بدون كمك مترجم مطالب خود را به زبان يوناني بيان دارد با وجود اين وي يك ديكتاتور و مستبدشرقي بود مثلا طبق گزارش گزنوفون هنگامي كه وي فرماندار آسياي صغير بود فرمان اعدام دو تن از نوادگان خشايارشا را به نام هاي اتوبوساسس و ميترااوس صادر كرد به خاطر آنكه آنها در حضور وي دست هاي خود را از آستين بيرون نياورده بودند هرچند كه اين رسم فقط مي بايستي در حضور شاه ايران اجرا شود به همين ترتيب او تعدادي از مردم شهر كدريايي را در ناحيه كاريا در شمار بردگان درآورد زيرا آنان زماني متحد آتني ها بوده اند.
هنگامي كه اين شاهزاده جوان به آسياي صغير بازگشت شروع كرد كه سپاهيان عظيمي گرداگرد خود فراهم آورد تا بتواند تاج و تخت ايران را از آن خود سازد .با داشتن چنين هدفي وي پنهاني نيروي فراواني از سپاهيان مزدور يوناني را اجير كرد از زبان اين سربازان و نيز خود وي شايع كردند كه اين سپاهيان براي جنگ با تيسافرنس آماده مي شوند اردشير دوم كه سرگرم آرام كردن بحران داخلي بود بحراني كه موروثي به وي رسيده بود اين شايعات را از طرف كوروش باور كرد زيرا درگيري و منازعه بين ساتراپ ها براي توسعه قلمرو خود در نظر حكومت مركزي امري عادي به شمار مي آمد گذشته از آن كوروش فرستادن ماليات را براي شاه مرتبا ادامه مي داد مالياتي كه از قلمرو آسياي صغير مي گرفت.
در خلال اين احوال اسپارت ها كه در سال 404 پيش از ميلاد در جنگ با آتني ها پيروز شده بودند و اكنون در سراسر يونان نقش رهبري داشتند ديگر تمايلي نداشتند كه به وعده گذشته خود نسبت به ايرانيان عمل كنند آنان وعده داده بودند كه شهرهاي يوناني آسياي صغير را به ايرانيان بازگرداندند. اسپارتاييها از اين نظر دست به اين اقدام نزدند كه اين كارشان باعث خفت اسپارتاييها در انظار يوناني ها مي گرديد اين بود كه به زودي روابط بين اسپارتا و ايران پرتنش شد.
ولي در سال 402 پيش از ميلاد كوروش جوان سفيراني به اسپارتا فرستاد و از آنان تقاضا كرد سپاهياني در اختيار وي بگذارند. اين تقاضا مورد استقبال اسپارتا قرار گرفت و آنان ژنرال خود كليكاركوس را مامور كردند كه از كوروش اطاعت كند و به وي در امر انتخاب سربازان مزدور ياري نمايد اسپارتا كه شورش كوروش را پيش بيني مي كرد در عين حال با مصر نيز پيمان بست در حالي كه درآن سرزمين شورش اميرتائوس در حال قدرت گرفتن بود.
در اين هنگام كمبودي از نظر سربازان مزدور در يونان مشاهده نمي شد زيرا جنگ پلوپونسوس به پايان رسيده بود و عده ي زيادي سرباز حرفه اي آماده خدمت و فعاليت بودند براي هر كه در نظر آنان لايق باشد كلياركوس سردار اسپارتا از كوروش مبلغ ده هزار داريك دريافت كرد و در كرسونسو شروع به جمع آوري سپاه نمود .
آريستي پوس شمالي نيز به كوروش پيوست و از نظر مهمان نوازي چهار هزار سرباز مزدور براي او آماده كرد كوروش در عين حال به پروكسينوس از بواويتا دستور داد كه با يك سپاه نزد او بيايد در حالي كه سپاهيان تغيير لباس داده و به منظور مبارزه عليه پيسيديان ها كه آماده حمله به آسياي صغير بودند به آنجا مي رفتند سرانجام سوفانتوس از آركاديا و سقراط از آكائيا نيز به كوروش پيوستند در حالي كه به آنان دستور داده شده بود با حداكثر تعداد سرباز نزد وي روند و اين بار به بهانه ي جنگ عليه تيسافرنس پس از آن كوروش جنگجويان خود را كه از زمين و دريا شهر ميلتوس را محاصره كرده بودند نزد خود فراخواند در آن زمان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اسپارت، آتن، يونان، يوناني Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره كوروش، كرد، يوناني، سپاهيان