دانلود پایان نامه ارشد درباره پیش آزمون، سطح معنادار، سطح معنی داری، برون گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

فرض برابری واریانسها بر قرار است.
جدول نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر آموزش بر برون گرایی گروه آزمایش
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادي
ميانگين مجذورات
مقدار F
سطح معناداری
توان آزمون
ثابت
50/110758
1
50/110758
08/1468
000/0
1
گروه
82/92
1
82/92
23/1
273/0
193/0
سطح معناداری آزمون برابر 273/0 نشان می دهد که تفاوت بین دو گروه آموزش و کنترل از نظر برون گرایی با توجه به آموزش ایرو بیک معنی دار نیست.
4-3-7 فرضيه هفتم: تاثیرآموزش ایروبیک بر روان آزرده گرایی در زنان غیر ورزشکار
جدول نتایج آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف فرض نرمال بودن روان آزرده گرایی
گروه ها
میانگین
انحراف معیار
کولموگوروف اسمیرنوف
معناداری
آزمایش
25
56/22
594/0
872/0
کنترل
25
56/25
714/0
688/0
با توجه به اینکه آماره کولموگوروف اسمیرنوف در سطح 05/0 = معنادار نبوده بنابراین فرض نرمال بودن عامل معناداری در دو گروه آزمایش و کنترل مورد پذیرش قرار می گیرد.
جدول نتایج آزمون ماچلی در اندازه گیری های مکرر تأثیر آموزش ایروبیک بر
روان آزرده گرایی
آماره ماچلی
درجه آزادي
سطح معناداری
015/0
2
00/0
طبق نتایج حاصله، آماره ماچلی در سطح 05/0 = معنادار می باشد.
جدول نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر در خصوص پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری تاثیر آموزش ایروبیک بر روان آزرده گرایی
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادي
ميانگين مجذورات
مقدار F
سطح معناداري
توان آزمون
گرينهوس- جيسر
61/31
1
37/31
24/1
27/0
195/0

F مشاهده شده در سطح 05/0 تفاوت معناداری را بین میانگین پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری تاثیر آموزش بر فراوانی روان آزرده گرایی گروه آزمایش نشان نمي دهد.
نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر آموزش بر روان آزرده گرایی گروه آزمایش
جدول نتايج آزمون لوین پیش فرض برابری واریانس ها
مقدار F
درجه آزادي 1
درجه آزادي 2
سطح معناداری
327/0
1
48
57/0

F مشاهده شده برای آزمون لوین در سطح 05/0 تفاوت معناداری را نشان نمی دهد. بنابراین فرض صفر یعنی فرض همگنی واریانس ها پذیرفته می شود.
جدول نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر آموزش بر فراوانی روان آزرده گرایی گروه آزمایش
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادي
ميانگين مجذورات
مقدار F
سطح معناداری
توان آزمون
ثابت
90/91562
1
90/91562
60/1346
000/0
1
گروه
30/49
1
30/49
725/0
399/0
133/0

نتایج نشان می دهد که تفاوت بین دو گروه آموزش و کنترل از نظر فراوانی روان آزرده گرایی معنی دار نیست و چون توان آماری (133/0) کمتر از حد نصاب 8/0 است لذا می توان گفت حجم نمونه کافی نبوده است.

فصل پنجم

بحث و نتيجه گيري

5-1 مقدمه
هدف از فصل پنجم تفسير نتايج تحليل هاي آماري گزارش شده در فصل چهارم و بحث و نتيجه گيري پيرامون يافته هاي تحقيق مي باشد. در اين فصل با تكيه بر فرضيه ها به بحث و نتيجه گيري پيرامون يافته ها پرداخته شده است. اطلاعات اين فصل در چهار قسمت ارائه مي شود. در قسمت اول، يافته ها بطور كلي و به تفكيك اهداف مورد نظر در تحقيق بيان مي شود. در قسمت دوم، به بحث و نتيجه گيري پيرامون يافته هاي تحقيق مي پردازيم. در قسمت سوم، نتيجه گيري كلي از مباحث بيان شده ارائه مي گردد. در قسمت چهارم، به محدوديت هاي تحقيق و در قسمت پنجم، به پيشنهادهاي كاربردي برخاسته از تحقيق و پيشنهادهاي مطالعاتي براي تحقيقات بعدي پرداخته مي شود.
5-2 يافته ها به طور كلي و به تفكيك اهداف تحقيق
اثر آموزش ايروبيك بر شادكامي زنان غيرورزشكار معني دار بوده است. (05/0 ≤ P)
اثرآموزش ايروبيك بركيفيت زندگي زنان غيرورزشكار معني داربوده است. (05/0 ≤ P)
اثر آموزش ايروبيك بر ويژگي هاي شخصيتي زنان غيرورزشكار معني دار نبوده است.
5-3 بحث و نتيجه گيري
فرضيه اول : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش بر افزایش شادکامی گروه آزمایش تاثیر داشته است. نتایج پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش در سطح معناداری، تفاوت معناداری وجود دارد. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي نيازي (1390)، يعقوبي و برادران (1390)، روح الهي، پايندان و عشرتي (1390)، حمايت طلب، بزازان و لحمي(1382)، گودرزي و حمايت طلب (1384)، جلالي فراهاني و همکاران (2011)،كه نشان مي دهند بين دو گروه ورزشكار و غير ورزشكار در سازه ي شادكامي تفاوت معني داري وجود دارد، همخواني دارد. همچنين با پژوهش هاي رودريگز، کسن و هامفريز (2010)، بو و همکاران(2011)، لي(2010)، بنتون و تري لاوي (1997)، بلومنتال و ايمرسي (1995) مبني بر اين كه، داشتن فعاليت هاي ورزشي، مي تواند بر ميزان شادي افراد بيفزايد و ورزش منظم وداشتن تمرينات جسماني نيز در ايجاد شادکامي موثراست نيز هماهنگي دارد.

 به عقیده ی محققین، ورزش باعث شادی و نشاط و بالا بردن اعتماد به نفس می گردد، زیرا افراد افسرده یا اعتماد به نفس ندارند یا میزان آن در آنان  بسیار پایین است. ورزش احساس رضایت باطنی شخص را بالا برده و فرد حس می کند که به موقعیت هایی دست یافته است (فراهانی، ۱۳۸۶). نشاط دوست و همكاران (1386) مطرح نمودند كه شادكامي با رضايت زناشويي، خوش بيني و ميزان ورزش هفتگي ارتباط مثبت معنادار و با سابقه بيماري هاي جسماني و روانشناختي ارتباط منفي معنادار دارد. پژوهش ها نشان داده است كه ورزش باعث افزايش سلامت رواني، تقويت احساس ارزشمندي،كاهش اضطراب و افسردگي (گياكوبي و هاوزنبلاس و فراي356 ، 2005) و افزايش قدرت ذهني (لوي و لوي357، 2005) مي شود. در يك جمع بندي كلي مي توان مطرح نمود كه تمرين و فعاليت هاي بدني ايروبيك تأثير به سزايي در شادكامي افراد درگير در اينگونه فعاليت ها دارد (يعقوبي و برادران، 1390).
فرضيه دوم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش بر افزایش کیفیت زندگی گروه آزمایش تاثیر داشته است. در بین دو آزمون پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش در سطح معناداری، تفاوت معناداری وجود ندارد. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي چترودي (1390)، امين شكروي و همكاران (1388)، اسدي ذاكر و همكاران (1388)، شاه علي و همكاران (1389)، قلي پور و همكاران (1390)، مند علي زاده (1390)، نوري و همكاران (1390)، تاديبي و بيات (1389)، نجفي دولت آباد و همكاران (1388)، شکروي و همكاران (1388) كه نشان مي دهند فعاليت بدني منظم بر ارتقاي سطح کيفيت زندگي در زنان مؤثر بوده است، همخواني دارد. بي تحركي و كم تحركي عواقب زيادي دارد كه از جمله اين موارد مي توان به پايين آمدن كيفيت زندگي اشاره كرد. ورزش و تفريحات سالم در زمان اوقات فراغت، علاوه بر سلامت جسمي و رواني شخص، موجب افزايش كارايي و جلوگيري از بسياري از بيماري ها و معضلات فردي و اجتماعي و در پي آن صرفه جويي در هزينه هاي درماني مي شود. بنابراين كيفيت زندگي ارتباط تنگاتنگي با وضعيت بدني، رواني، اعتقادات شخصي، ميزان خوداتکايي، ارتباطات جمعي و محيط زيست دارد (سياري و همكاران، 1380) و بر طبق نظر خيلتاش و همکاران، كيفيت زندگي برداشت هر شخص از وضعيت سلامتي خويش و ميزان رضايت او از اين وضع مي باشد (خيلتاش و همکاران، 1385).
فرضيه سوم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش بر پارامتر با وجدان بودن گروه آزمایش تاثیر معناداری نداشته است. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387)، اسکندل (1965)، گوندولا (1991) همخواني دارد. ولي از پژوهش هاي علوي و همكاران (1390) و استیری(1380) حمايت نمي كند.
فرضيه چهارم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود ندارد. در حالیکه بین نتایج پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش در سطح معناداری، تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش بر افزایش موافق بودن گروه آزمایش تاثیر نداشته است. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387)، اسکندل (1965)، گوندولا (1991) همخواني دارد. ولي از پژوهش هاي علوي و همكاران (1390) و استیری(1380) حمايت نمي كند.
فرضيه پنجم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود ندارد. تفاوت بین دو گروه آموزش و کنترل از نظر میانگین گشودگی با توجه به آموزش ایروبیک معنی دار نمی باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش بر افزایش گشودگی گروه آزمایش تاثیر نداشته است. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387)، اسکندل (1965)، گوندولا (1991) همخواني دارد. ولي از پژوهش هاي علوي و همكاران (1390) و استیری(1380) حمايت نمي كند.
فرضيه ششم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود ندارد. که تفاوت بین دو گروه آموزش و کنترل از نظر برون گرایی با توجه به آموزش ایرو بیک معنی دار نیست. بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش بر افزایش برون گرایی گروه آزمایش تأثیر نداشته است. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387)، اسکندل (1965)، گوندولا (1991) همخواني دارد. ولي از پژوهش هاي علوي و همكاران (1390) و استیری(1380) حمايت نمي كند.
فرضيه هفتم : طبق نتایج حاصله، مشخص شد که بین دو آزمون پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش در سطح معنی داری 05/0 تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج نشان می دهد که تفاوت بین دو گروه آموزش و کنترل از نظر فراوانی روان آزرده گرایی معنی دار نیست. بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش بر افزایش روان آزرده گرایی گروه آزمایش تأثیر نداشته است. يافته اين تحقيق با پژوهش هاي علوي و همكاران (1390)، اسکندل (1965)، گوندولا (1991) همخواني دارد. ولي از پژوهش هاي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387)، و استیری(1380) حمايت نمي كند.
تبيين نتايج بدست آمده از اثر آموزش ايروبيك بر ويژگي هاي شخصيتي زنان غيرورزشكار بدين شرح است: براساس يافته هاي پژوهش حاضر، آموزش ايروبيك بر ويژگي هاي شخصيتي زنان غيرورزشكار معني دار نبوده است. اين نتايج، همچنين، با يافته هاي به دست آمده از پژوهشهاي رايلي و استارت (1995)، هوارد (1999)، استفان (2002) و جونز (2002) كه نشان مي دهند بين گروه ورزشكار و غيرورزشكار در خرده مقياس هاي پرسشنامة روان شناختي كاليفرنيا تفاوت معنادار است، ناهمخوان است. همچنين، اين نتايج با يافته هاي به دست آمده از پژوهش افشارمند و همكاران (1386) كه تفاوتي بين دو گروه ورزشكار و غيرورزشكار به دست نياورد، همخوان است. عدم تفاوت ويژگي هاي شخصيتي در زنان ورزشكار و غيرورزشكار مي تواند به اين دليل باشد كه شايد در فرهنگ، ويژگي هاي شخصيتي در گرايش افراد به سمت ورزشكار شدن تأثير چنداني نداشته باشد و عوامل ديگري همچون محيط اجتماعي، ارزش هاي جامعه، ميزان دسترسي به فعاليت ها و امكانات ورزشي، سطح اقتصادي – اجتماعي خانواده و جزآن در اين امر دخيل باشد. از سوي ديگر، افرادي كه به عنوان ورزشكار در اين پژوهش شركت كرده بودند، زناني بودند كه در يك باشگاه ورزشي ثبت نام كرده بودند و به طور منظم هفته اي 3 روز ورزش مي كردند. در حالي كه پژوهش ها نشان داده است ارتباط بين ويژگي هاي شخصيتي و ورزش بيشتر در سطح ورزشكاران حرفه اي معنادار است (درخشان مباركه، 1376).

5-4 نتيجه گيري كلي
نتايج تحقيق حاضر نشان داد كه انجام حركات ايروبيك همراه با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره انحراف معیار، پیش آزمون، تحلیل واریانس، سطح معنادار Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حركات، of، and، the