دانلود پایان نامه ارشد درباره قانون مدنی، عزل وکیل، اشخاص ثالث، مسئولیت مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

نمی‌پذیرد.
  بنابراین، باید پذیرفت که حکم ماده‌ی 680 قانون مدنی قاعد‌ه‌ای استثنایی است و قانو‌ن‌گذار حکم وکیل سابق را بدون رضای موکل درباره‌ی او نافذ می‌داند. به‌بیان‌دیگر، ‌وکیل معزول را، حتی پیش از آگاه شدن از تصمیم موکل، دیگر نباید وکیل واقعی پنداشت. مسئولیت موکل در برابر اعمال حقوقی چنین وکیلی، که تنها به‌حکم ظاهر نماینده‌ی موکل است، ‌ریشه‌ی قراردادی ندارد.
دیدگاه دوم: اعطای نیابت به وکیل باید به‌گونه‌ای انجام شود که اشخاص ثالث بتوانند حدود اختیار و پایان نیابت را احراز کنند. نادیده گرفتن این تکلیف، هرگاه باعث شود که دیگران به‌حکم ظواهر بر وجود وکالت اعتقاد مشروع پیدا کنند، خود نوعی تقصیر است که موکل باید زیان‌های ناشی از آن را جبران کند. از سوی دیگر، عادلانه‌ترین راه جبران ضرر این است که موکل اهمال‌کار به نتیجه‌ی معامله‌ای که وکیل ظاهری او انجام داده است پایبند شود. پس نفوذ عمل حقوقی چنین وکیلی درباره‌ی موکل نتیجه مسئولیت مدنی ناشی از فریفتن اشخاص ثالث است.
نقد دیدگاه دوم: اگر ثابت شود از عزل موکل و ایجاد ظاهر دروغین خسارتی به شخص ثالث نمی‌رسد یا راه عادلانه‌تری برای جبران آن وجود دارد یا طرف قرارداد مایل به اجرای مفاد قرارداد نیست، باید معامله‌ای که وکیل ظاهری برای موکل انجام داده است نافذ نباشد. درحالی‌که حکم ماده‌ی‌‌680 درباره‌ی نفوذ عمل وکیل مقید به هیچ شرطی نیست. وانگهی‌ چگونه می‌توان عزل وکیلی را که خیانت او آشکارشده است تقصیر نامید و به‌عنوان خسارت ناشی از آن، موکل را مسئول شناخت؟
دیدگاه سوم: از مفاد پاره‌ای از اخبار برمی‌آید و بسیاری از فقیهان به‌اجمال از آن یادکرده‌اند این است که چون نفوذ عزل موکل پیش از آگاه شدن وکیل باعث ضررهای نامتعارف وکیل و اشخاص ثالث می‌شود، قانون‌گذار این حکم ضروری (عزل وکیل) را مرتفع کرده است. به‌بیان‌دیگر، قاعده (حکم اولی) این است که
وکالت به عزل موکل از بین برود. ولی ایجاد ضرر نامشروع باعث می‌شود تا قانون‌گذار آن را تا آگاه شدن وکیل باقی بداند (حکم ثانوی).
بر مبنای دفع ضرر از اشخاص ثالث و وکیل، نفوذ عزل موکل به‌طورکلی از بین می‌رود و نمی‌توان آن را مشروط به تقصیر موکل و ایجاد ضرر کرد. به‌بیان‌دیگر،‌ وکیل ظاهری در حکم وکیل واقعی قرار می‌گیرد و این امر نتیجه‌ی مسئولیت مدنی موکل نیست. بر همین مبنا ‌اگر ثابت شود که طرف معامله از عزل وکیل آگاه بوده است، چون ضرر بر او تحمیل می‌شود، قاعده‌ی طبیعی نفوذ عزل موکل اجرا می‌شود و محلی برای استناد به‌قاعده‌ی (لاضرر) باقی نمی‌ماند.93

2-2-1-2: اثبات و نحوه اطلاع عزل
ماده 680 قانون مدنی مقرر می‌دارد: «تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است».
بنابراین تا زمانی که وکیل از عزل موکل مطلع نشود به کار وکالتی خود ادامه می‌دهد و آثار این افعال متوجه موکل خواهد شد هرچند موکل وکیل را عزل کرده باشد چراکه آنچه مسلم است این است که اراده موکل مبنی بر فسخ باید صورت خارجی بیابد یعنی اراده درونی موکل برای انحلال عقد کافی نیست. حال تمام بحث بر سر این نکته است که این صورت بیرونی و خارجی چگونه باید باشد.
بنا به‌حکم خاص ماده ۶۸۰ قانون مدنی سمت وکیل وقتی زایل می‌شود که اراده‌ی موکل ابراز شود و علاوه بر آن به آگاهی وکیل هم برسد، پس ابلاغ عزل به وکیل بخشی از عمل حقوقی عزل است که باید توأمان انجام شوند تا بتواند در عالم اعتبار حقوق اثرگذار شود.
بحث ما ازآنجا اهمیت پیدا می‌کند که اطلاع وكیل از خبر عزل خود از مورد وكالت می‌تواند متضمن آثار حقوقی بر معاملات خود موكل و یا وكیل در مقاطع زمانی بعد از عزل و قبل از اطلاع و یا بعد از عزل و بعد از اطلاع به همراه داشته باشد، اهمیت ارسال خبر عزل نمود بیشتری پیدا می‌کند.

2-2-1-2-1: نحوه اطلاع
خبر عزل می‌تواند به هر نحو باشد و در قوانین هیچ‌گونه روش خاصی برای اعلام توصیه یا امر نشده است و البته برای سهولت در اثبات امر اعلام و عدم امكان انكار آن از سوی وكیل بهتر است امر ابلاغ عزل به‌نوعی باشد كه امكان انكار توسط موكل نباشد و در صورت انكار موكل بتواند آن را اثبات كند.
در خصوص اینكه موكل تكلیفی به اخبار وكیل از عزل دارد یا نه؟ باید گفت اطلاع وكیل از عزل به هر طریق ممكن بر مبنای عقلی لازمه اثربخشی عزل است و درواقع کامل‌کننده عزل می‌باشد و این تكمیل (یا اثبات آن) تكلیف موكل است كه روش‌های آن ممكن است متفاوت باشد.
اطلاع خبر عزل وكیل با توجه به پیشرفت تکنولوژی از طرق مختلف امکان‌پذیر است و ماده 680 قانون مدنی فقط اشاره به خبر عزل دارد بنابراین با توجه به رویكرد رویه قضائی كه ابلاغ اوراق قضائی را از طریق ایمیل و یا پیام كوتاه مخابراتی در دست بررسی و اجرا دارد به نظر می‌رسد نحوه اطلاع وكیل از خبر عزل جنبه طریقیت داشته باشد.
بنابراین این اطلاع وكیل از عزلش ممكن است به طرق رسمی صورت گیرد مانند دفترخانه اسناد رسمی، ابلاغ اظهارنامه. حسب مورد اداره ثبت‌اسناد یا دفاتر دادگاه‌ها است یا راه‌های دیگری توسط خود موکل. چراکه آقای دکتر کاتوزیان معتقد است اگر خبر عزل به‌وسیله پست به اقامتگاه وکیل فرستاده شود، رسیدن نامه یا تلگراف به اقامتگاه او اماره بر آگاهی است و ازاین‌پس وکیل باید ثابت کند که حادثه ناگهانی مانع از آگاه شدن او شده است94.
اما در مورد دفاتر اسناد رسمی این نکته حائز اهمیت است که اصولاً مسئولیت اصلی اطلاع عزل وكیل به عهده موكل است و تنظیم سند رسمی نباید این شبهه را به وجود بیاورد چون سردفتر در تنظیم سند نقش اساسی دارد در این خصوص دارای تكلیف نیز هست و اصولاً هر تكلیفی برای هر شخصی نیاز به‌صراحت قانونی دارد و ممكن است تردید شود كه در بحث مسئولیت مدنی سردفتر سبب ورود خسارت به موكل و یا وكیل تلقی شود كه با توجه به عدم صراحت قانونی سردفتر در این باب مسئولیتی متوجه سردفتر نباید در نظر گرفت اعلام خبر عزل به وكیل از مسئولیت‌های موكل است و دفترخانه اصولاً تكلیفی ندارد زیرا در موارد تردید بر تكلیف یا عدم تكلیف بر دفاتر، اصل بر عدم تكلیف است مگر در موارد وجود نص قانونی بر تكلیف.
برای حل این موضوع رویه ابلاغ از طریق اجرای ثبت را پیشنهاد می‌کنم زیرا این روش منطبق با رویه قضائی دادگستری و سازمان ثبت است. به نظر می‌رسد اجرای این طریق پیامدهای انتظامی برای سردفتر نداشته باشد هرچند با قائل بودن به عدم تكلیف برای سردفتر موضوع تبعات انتظامی موضوعا منتفی است.
به نظر خوب است در مواردی كه دفاتر اقدام به عزل وكیل می‌كنند مراتب را مكتوب و با پست سفارشی یا ابلاغ از سوی اجرای ثبت به اطلاع وكیل برسانند و راه‌حل دیگر اینكه در زمان امضای موكل از قول موكل بنویسند كه مثلاً حسب‌الاظهار موكل مراتب عزل وكیل توسط خودشان به اطلاع وكیل رسیده یا خواهد رسید و نیاز به اعلام از طریق دفترخانه نیست و مسئولیت آن را شخصاً پذیرفتند.

2-2-1-2-2: اثبات دعوی اطلاع
از متن ماده 680 قانون مدنی مشخص می‌شود تا زمانی که وکیل اطلاع از عزل نداشته باشد اعمال او نافذ است بنابراین موکلی که وکیل را به هر دلیلی عزل کرده است و دیگر نمی‌خواهد او وکیل او باشد بنابراین باید عزل را به وکیل اطلاع دهد و چنانچه این عدم اطلاع آثاری داشته باشد که خسارات بر جای گذارد وکیل مسئولیتی ندارد و در صورت اقامه دعوی موکل شکست خواهد خورد.
در اینجا هرچند موکل خبر عزل را به اطلاع موکل رسانده باشد و این اطلاع را نتواند ثابت کند، بار اثبات دعوی بر عهده موکل می‌باشد؛ زیرا اصل بر عدم است مگر خلافش ثابت شود بنابراین اصل بر این است که موکل به وکیل اطلاعی نداده است مگر بتواند رساندن اطلاع را ثابت کند. پس اگر موكل ثابت كند وكیل از عزل باخبر بوده از تاریخ اطلاع او اعمالش غیر نافذ خواهد بود.
البته همان‌طور که گفته شد به گفته آقای دکتر کاتوزیان اگر خبر عزل به‌وسیله پست به اقامتگاه وکیل فرستاده شود، رسیدن نامه یا تلگراف به اقامتگاه او اماره بر آگاهی است و ازاین‌پس وکیل باید ثابت کند که حادثه ناگهانی مانع از آگاه شدن او شده است.
بنابراین جایی که اماره‌ای وجود دارد مسئولیت اثبات تغییر می‌کند و وکیل در اثبات عدم اطلاع نقش پیدا می‌کند چراکه با فرستادن خبر عزل به اقامتگاه وکیل این اماره را به وجود آورده که خبر عزل به وکیل رسیده است و اینجا دیگر او باید ثابت کند که او اطلاعی از این موضوع نداشته است.

2-2-1-3: تعدد وکلا و حق توکیل
در این مبحث ابتدا حق عزل در شرایط تعدد وکلا و در گفتار دوم شرایط عزل وکیل دوم در صورت داشتن حق توکیل را بررسی می‌کنیم.

2-2-1-3-1: عزل وکیل در صورت تعدد وکلا
هرگاه دو یا چند نفر برای انجام امری وکالت داشته باشند، اجرای وکالت به دو صورت ممکن است یا عمل وکالت به نحو اجتماع یا به نحو استقلال باشد البته ممکن است مطلق باشد ما در این گفتار شرایط عقد و ادامه وکالت در صورت عزل یکی از وکلا را موردبررسی قرار خواهیم داد.

2-2-1-3-1-1: اجتماع وکلا
مطابق ماده 669 قانون مدنی درصورتی‌که دو یا چند نفر به‌طور اجتماع وکیل در امری باشند، هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌تواند بدون دیگری یا دیگران، دخالت در امر وکالت کند. در این صورت هرگاه موکل یکی از دو وکیل را عزل کند، وکالت وکیل دیگر نیز با از بین رفتن شرط بقای خود از بین می‌رود. مگر اینکه به قرائن معلوم شود که مقصود موکل حفظ نیابت دیگری باشد. مانند اینکه موکل، پس از عزل وکیل، شخص دیگری را به‌جای او منصوب کند تا با وکیل باقی‌مانده به‌صورت اجتماع عهده‌دار اجرای وکالت شوند. پس در صورت مشخص نبودن قصد موکل، ویا عدم قصد حفظ نیابت وکالت وکیل دیگر هم از بین می‌رود.95
سؤال: شخصي به‌منظور انجام پاره‌اي از امور خود، وکالت‌نامه‌اي به شخص (الف) تفويض نموده و نيز اختيار توکيل به غير را به ايشان مي‌دهد. شخص (الف) بعد از مدتي با توجه به اختيار حق توکيل، قسمتي از مورد وکالت را به شخص (ب) تفويض مي‌نمايد و شخص شروع به انجام امور وکالت مي‌کند در اين جريان موکل شخص (الف) را عزل مي‌نمايد و هیچ‌گونه اطلاعي به شخص (ب) نمي‌دهد شخص (ب) به دنبال اقداماتي که براي انجام امور وکالت شروع کرده و اطلاعي از عزل وکيل اول نداشته است مابقی امور وکالت را انجام مي‌دهد. سؤال اين است که آيا اقدامات وکيل دوم پس از عزل وکيل او تا زماني که موضوع به اطلاع وي نرسيده است صحيح مي‌باشد يا خير؟
در پاسخ به این سؤال به یکی از نظریات اداره کل حقوقی قوه قضاییه بسنده می‌کنیم.
نظريه شماره ۵۷۳۵/۷96 مورخ ۱/۱۰/۱۳۶۴
عزل وکيل اول درصورتی‌که به اطلاع وکيل دوم نرسيده باشد، موجب عزل وکيل دوم نيست و مورد مشمول ماده ۶۸۰ قانون مدني است.

2-2-1-3-1-2: استقلال وکلا
مطابق ماده 669 قانون مدنی درصورتی‌که دو یا چند نفر به‌طور مستقل وکیل در انجام امری باشند، هرکدام به‌تنهایی می‌توانند آن را به‌جا آورد. اما در حالت استقلال، عزل یکی از وکلا اثری در اختیار دیگران ندارد.

2-2-1-3-1-3: وکالت به‌صورت اطلاق
از ظاهر امر مشخص است هرگاه موکل اختیار وکالت را به‌صورت اطلاق به چند وکیل دهد منظور تصمیم جمعی وکلا بوده است و در مورد اختیار هر وکیل قدر متیقن این است که به‌طور استقلال حق اقدام ندارد97.
این موضوع از ماده 66998 قانون مدنی که گفته است هرگاه برای انجام یک امر، دو یا چند نفر وکیل معین‌شده باشد هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌تواند بدون دیگری یا دیگران دخالت در آن امر بنماید مگر این‌که هر یک مستقلاً وکالت داشته باشد، در این صورت هرکدام می‌تواند به‌تنهایی آن امر را به‌جا آورد. هرچند از این ماده مشخص می‌شود که استقلال وکلا خلاف ظاهر و استثنا است.
باید دانست که موردی که استناد به ماده 669 می‌شود زمانی است که موکل چند نفر را باهم وکیل کند ولی درصورتی‌که چند نفر را در زمان‌های مختلف موکل وکیل در امری قرار دهد ظاهراً هرکدام استقلال دارند و نباید وکالت موخر را به معنی عزل وکیل قبلی انگاشت زیرا هیچ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آیین دادرسی مدنی، دادرسی مدنی، مسئولیت مدنی، آیین دادرسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ، تعارضی، ،