دانلود پایان نامه ارشد درباره علامه طباطبایی، ظاهر و باطن، علمای شیعه

دانلود پایان نامه ارشد

می‌کند و در نهایت بحث سه روایت می‌آورد که صالح المؤمنین علی ابن ابیطالب می‌باشد.33
ما در اینجا به یک روایت آن بسنده می‌کنیم: «و أخرج ابن مردویه و ابن عساکر عن ابن عباس فی قوله «و صالح المؤمنین» قال: هو علی بن ابیطالب(»34
سیوطی در ذیل این بحث فقط به نقل روایت پرداخته و نظر نهایی خود را در مورد «صالح المؤمنین» ابراز نکرده است.

ب) تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر علامه بحرانی در البرهان
ایشان نیز با نقل روایتی از ابن عباس آن دو زن را حفصه و عایشه می‌داند.35 و سپس اتفاقات را به صورت جزئی و در قالب چند روایت نقل می‌کند.36
بعد از آن به تفسیر جمله «و صالح المؤمنین» می‌پردازد و هفت روایت را با سلسله سند می‌آورد که همگی دلالت بر اینکه صالح مؤمنین حضرت امیرالمؤمنین علی ( است، ما برای نمونه به چند روایت اکتفا می‌کنیم:
قال: حدّثنا جعفربن محمد الحسینی، عن عیسی ابن مهران، عن ابن ابراهیم، عن عبدالرحمن ابن الأسود، عن محمدبن عبدالله بن أبی رافع، عن عون ابن عبدالله بن ابی رافع، قال لما کان الیوم الّذی توفی فیه رسول الله ( غشی علیه ثمَّ أفاق و أنا أبک و أقبل یدیه و أقول من لی و لولدی بعدک یا رسول الله(؟ قال: لک الله بعدی و وصیّی صالح المؤمنین علی بن ابی طالب (.37
ترجمه: عبدالله ابن ابی رافع می‌گوید روزی که پیغمبر اکرم ( وفات نمود در محضرش بودم گاهی بیهوش می‌شد و گاهی به هوش می‌آمد، من هم گریه می‌کردم و دست مبارک ایشان را می‌بوسیدم و عرضه می‌داشتم یا رسول الله( بعد از شما چه کسی برای ما می‌ماند؟ ایشان در پاسخ فرمودند: خدا برای تو است و وصی من صالح المؤمنین علی ابن ابیطالب ( ، که روایت اشاره صریح به دلالت آیه بر حضرت علی ( می‌کند.38
علامه بحرانی روایت دیگری از محمدبن عباس به شرح ذیل نقل می‌کند:
و عنه قال: حدّ ثنا علی ابن عبید و محمد ابن القاسم، قالا حدّ ثنا حسین ابن حکم، عن حسن ابن حسین، عن حیان ابن علی، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس، فی قوله عزّوجل: «فأِنَّ اللهَ هو مولاهُ و جبریلُ و صالح المؤمنین» قال: نزلت فی علی ( خاصه .39
ترجمه : از ابن عباس نقل می کنند: در مورد آیه «فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المومنین» گفت: در حق حضرت علی( به طور خاص نازل شده است.
در این روایت نیز آیه به صراحت دلالت بر امیرالمؤمنین ( می‌کند.

نظر علامه حویزی در تفسیر نورالثقلین
ایشان نیز با نقل روایاتی آن دو زن را حفصه و عایشه می‌داند.40
سپس در مورد صالح المؤمنین روایاتی را نقل می‌کند:
عن سدیر الصیرفی عن ابی جعفر ( قال: لقد عرّف رسول الله ( علیاً أصحابَهُ مرتین، اما مرَّه فحیث قال: من کنت مولاه فعلی مولاه و اما الثانیه فحیث ما نزلت هذه الآیه «فإنّ الله هو مولاهُ و جبریلُ و صالح المؤمنین» الآیه اخذ رسول الله ( بید علی ( و قال: یا أیّها الناس هذا صالح المؤمنین.41
ترجمه:سدیر صریفی از امام باقر ( نقل می کند که فرمود: پیامبر( علی ( را به اصحابش دوباره معرفی نمود، اول که فرمود هرکس مولای اویم علی مولای اوست و دوم در جایی که آیه «فان الله مولاه وجبریل و صالح المومنین» نازل شد، در این هنگام پیامبر( دست علی( را گرفت و فرمود: این صالح مومنین است.
همچنین ایشان روایت دیگری را از تفسیر قمی نقل می‌کند که ما با مراجعه به تفسیر قمی آن را به صورت مفصل نقل می‌کنیم:
حدّثنا محمدبن جعفر قال: حدّثنا محمدبن عبدالله عن ابی بحران عن عاصم بن حمید عن ابی بصیر قال: سمعت ابا عبدالله ( یقول: «ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما» إلی قوله «صالح المؤمنین» قال صالح المؤمنین هو علی ابن ابی طالب ( .42
ترجمه: ابی بصیر نقل می کند که از امام صادق ( شنیدم که فرمود: صالح که مومنین علی بن ابی طالب( است.
و در نهایت ایشان صالح المؤمنین را بر وجود امیرالمؤمنین ( اطلاق می‌کند.
نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌فرماید: منظور از آن دو زن حفصه و عایشه هستند و پس از بررسی لغوی، لغات آیه و همچنین بحث ادبی در آن به نقد نظرات مختلف در مورد تفسیر صالح المؤمنین می‌پردازد.43
ایشان در نقد نظر زمخشری در تفسیر کشاف که می‌گوید منظور از صالح المؤمنین جمع مؤمنین هستند می‌فرماید:
این سخن درست نیست، صاحب این قول مضاف به جمع (صالح المؤمنین) را مقایسه کرده یا مفرد دارای الف و لام از قبیل الصالح و السامر و الحاضر و گمان کرده همانطور که مفرد دارای الف و لام، جنس را می‌رساند، مضاف به جمع هم همین‌طور، در حالی که چنین نیست، و ظاهر «صالح المؤمنین» معنایی است غیر آن معنایی که عبارت «الصالح من المؤمنین» آن را افاده می‌کند، دومی افاده جنس می‌کند، ولی اولی جنسیت و کلیت را نمی‌رساند.44
مرحوم علامه طباطبایی ( با ردّ نظر زمخشری و نیز نقل روایات مختلف، صالح المؤمنین را امیرالمؤمنین علی ( می‌داند.

جمع‌بندی
از مجموع مباحث گذشته در ذیل آیه صالح المؤمنین چنین بر می آید که علمای اهل سنت با اذعان به اینکه این آیه در حق امیرالمؤمنین علی ( نازل شده است؛ البته ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم به طور قطع آن را در حق خلیفه دوم و سوم می‌داند. علمای شیعه نیز همه اتفاق قول دارند که آیه «صالح المؤمنین» در حق حضرت امیر ( نازل شده است.
زمخشری در مورد صالح المؤمنین می‌گوید: «به دلیل اینکه صالح به صورت مفرد آمده، بیانگر جنس خواهد بود و اصل آن صالحوا المؤمنین است ولی مفسر المیزان همانطوری که آوردیم می‌فرماید: منظور از صالح المؤمنین این گونه نیست که (الصالح من المؤمنین) باشد.
بنابراین با توجه به روایات وارده از اهل سنت که در بحث گذشته و همچنین روایات شیعه وارده از اهل بیت ( مراد از صالح المؤمنین تنها حضرت امیرالمؤمنین علی ( می‌باشد و شأن آن در مورد خلیفه دوم و سوم را بی‌اساس می‌دانیم.

گفتار دوم: آیه صادقین (توبه/119)
آیه: یا ایها الّذینَ آمنوا اتّقوالله و کونوا مع الصادقین .45
ترجمه: ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید.
الف) نقد و بررسی دیدگاه زمخشری و سایر دیدگاه مفسرین اهل سنّت
نظر زمخشری
ایشان در ذیل آیه می‌گوید: بعضی از قاریان آن را (من الصادقین) خوانده‌اند و آنان کسانی بودند که با نیتی راستین روی به سوی خدا آورده‌اند و در گفتار و کردار به راستی عمل کردند و یا اینکه در ایمان خود و پیمانی که در فرمان پذیری با خدا و رسول نیستند به راستی و درستی عمل کردند.
ایشان در ادامه با نقل نظرات بعضی مفسران که البته نامشان را ذکر نکرده می‌گوید: از ابن عباس روایت شده است که خطاب این آیه متوجه آن گروه از اهل کتاب است که مسلمان شده‌اند، یعنی مانند مهاجران و انصار باشید و خود را با آنان وفق دهید و در زمره آنان قرار گیرید و در سلک آنان درآیید و درست عمل کنید.46

نظر سیوطی در الدرّ المنثور
ایشان در ذیل آیه شریفه روایات زیادی را می‌آورد که در هرکدام مصداق صادقین را مشخص نموده است که این افراد عبارتند از:
1- پیامبر( و اصحاب ایشان 2- ابوبکر و عمر 3- عمر و ابوبکر و اصحاب آنها 4- علی ابن ابیطالب ( 5- کعب ابن مالک و سرادق ابن ربیعه و هلال ابن امیه می‌باشند.47
سپس به نقل روایات مختلفی از پیامبر اکرم ( در مورد پرهیز از کذب و دروغ و لزوم پایبندی به راستگویی را نقل می‌کند.48
ایشان فقط به نقل روایات پرداخته و هیچ گونه نظر نهایی در این مورد نداده است و هیچ مطلبی راجع به عصمت نیز در سخنان ایشان پیدا نشد.
نظر قرطبی در تفسیر القرطبی
ایشان در ذیل این آیه شریفه به دو مطلب اشاره می‌کند:
اول: در مورد شأن نزول بحث می‌کند و می‌گوید: قصه آن سه نفری است که از راستگویی سود برده و از میل به منافقین نجات پیدا کردند.
سپس از مالک ابن انس نقل می‌کند: خیلی کم انسانی باشد که دروغ نگوید مگر اینکه از عقل کامل برخوردار باشد و لغزشهایی که دیگران دارند، او ندارد از جمله پیری زیاد، دیوانگی و …49
بعد از آن به مصداق صادقین اشاره کرده و چندین قول را ذکر می‌کند از جمله: 1- اهل کتاب 2- همۀ مؤمنین 3- کسانی که با پیامبر برای جهاد خارج شدند و به منافقین پیوستند. 4- مذهب راستگویان و مسلک آنها 5- پیامبران 6- اعمال صالح در بهشت 7- وفاکنندگان به عهد 8- مهاجرین 9- کسانی که ظاهر و باطن آنها یکی باشد.
سپس از ابن عربی نقل می‌کند که ویژگی یکی بودن ظاهر وباطن هدف نهایی هر انسانی می‌باشد زیرا به وسیله این صفت نفاق در عقیده و مخالفت در عمل از بین می‌رود و این ویژگی بر ابوبکر و عمر و عثمان منطبق است.50
دوم: بحثی که ایشان می‌کند این است که می‌گوید: هرکس ملازم با صدق در گفتار و اخلاص در عمل و شفافیت در احوال داشته باشد، چنین شخصی به ابرار ملحق گشته و به رضایت پروردگار غفار می‌رسد.51
سپس روایاتی را از وجود مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام( در اهمیت راستگویی و پرهیز از دروغگویی را نقل می‌کند؛ ولی هیچ اشاره‌ای به اینکه چه کسانی هستند که ویژگی‌هایی که در بحث دوم ایشان بود را دارند، نکرده است.

نظر فخر رازی در تفسیر الکبیر
ایشان پس از نقل شأن نزول آیه در مورد سه نفری که ابتدا از امر پیامبر اکرم ( از جهاد تخلف کردند و سپس توبه کردند به شرح دو مسئله می‌پردازد:
مسأله اول: خداوند به مؤمنین دستور می‌دهد، همراه صادقین باشید و وقتی وجوب همراهی با صادقین شد لزوم وجود صادقین در هر زمان وجود دارد و به این دلیل نمی‌شود همه امت بر باطل باشند و این دلیل بر حجت بودن اجماع امت است. سپس به طرح چند سؤال می‌پردازد از جمله:
آیا صادقین در هر زمان وجود دارد؟ ایشان در جواب می‌گوید کونوا مع الصادقین دستور به موافقت با صادقین است و نهی از ناپسندی‌های آنان است و این مشروط به وجود صادقین است زیرا هر واجبی که تمام نشود مگر به یک امری، آن امر واجب خواهد شد. اگر گفته شود همراهی را حمل بر راه صادقین کنیم؛ در پاسخ می‌گوییم این یک عدول از ظاهر بودن دلیل است و نتیجه گفته آن این امر مختص به زمان رسول اکرم ( می‌باشد.52
سپس فخر رازی این قول که صادقین فقط مختص به زمان رسول اکرم ( است را ردّ کرده و چند دلیل بر ردّ آن ذکر می‌کند.
اول: با تواتر ثابت شده است که ظاهر دین پیامبر این است که تکالیف این چنین باشند.
دوم: صیغه بکار رفته در آیه شامل همه اوقات می‌شود و نیز استثناء گرفتن از آن صحیح نیست.
سوم: وقتی زمانی در آیه مشخص نشده است چطور می‌شود زمانی را بر زمان دیگری حمل کنیم؟!
چهارم: در قول «یا ایّها الّذینَ آمنوا اتّقواالله» مردم را به تقوا امر فرمودند و این امر زمانی صحیح است که فرد، متقی نباشد و همچنین زمانی که جائزالخطا باشد واجب است از معصوم تبعیت کند و معصوم کسانی هستند که خداوند حکم به صادقین آنها داده است؛ و این امر دلالت بر وجوب تبعیت افراد جائزالخطا از معصوم می‌کند و این در همه زمان‌هاست و بدست آوردن صادقین در هر زمان واجب است.53 سپس فخر رازی اعتراف می‌کند که در هر زمان ناچاراً باید معصوم وجود داشته باشد و می‌افزاید که این افراد مجموع امت هستند.54
بعد از آن فخر رازی به دیدگاه شیعه معترض شده و آن را به عنوان اشکال این چنین بیان می‌دارد:
اگر بگویید این معصوم فقط یک نفر از امت است. در پاسخ می‌گوییم این باطل است زیرا خداوند تبارک و تعالی بر هر فردی از مومنین واجب کرده است که با صادقین باشند و این زمانی برایش میسر است که بداند آن معصوم کیست و نه اینکه به آن جهل داشته باشد و اگر امر به چیزی که بر آن جهل دارد شود این تکلیف مالا یطاق است و از خداوند جایز نیست، ما نیز فردی معینی که وصف به عصمت شده باشد را نمی‌شناسیم و علم به اینکه این انسان را نمی‌شناسیم، یک امر ضروری است.55
فخر رازی پس از بیان این چهار مطلب، نتیجه‌گیری می‌کند که در قول «و کونوا مع الصادقین» امر با بودن با یک فرد معین نیست و وقتی این مطلب باطل شد، مراد از آن همراه بودن با مجموع امت خواهد بود و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره امر به معروف، امامت در قرآن، نهی از منکر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره علامه طباطبائی، فرمانبرداری