دانلود پایان نامه ارشد درباره عاطفه مثبت، عزت نفس، سلامت روان، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

با گذشت سن، رضامندي از زندگي اندكي افزايش مي يافت در حالي كه عاطفي بودن مثبت تا حدي افت پيدا مي كرد. در يك نظر خواهي ملي از آمريكاييان از هر ده نفر 3 نفر خود را « خيلي شاد»، 1 نفر نه خيلي شاد و 6 نفر خود را « نسبتاً شاد » توصيف كردند. (مايرز، 2000، 2004).
2-2-2-2 سابقه پژوهش هاي مربوط به شادي
اين سابقه بسيار كوتاه است، زيرا اين حوزه، اخيرا ظاهر شده است. در دهه ي 1960 سازمان هاي نظرسنجي آمريكا پرسيدن سؤالاتي راجع به شادي و رضايت را شروع كردند. اين كار منحصر به تعدادي كار كلاسيك اوليه شد: كانتريل126 (1965) الگوي دغدغه هاي انسان، كه يك پيمايش بين المللي با 23875 نفر پاسخگوست را ساخت، برادبرن127 (1969)، ساختار سلامت روان شناختي كه از پيمايش نورك128 استفاده كرده بود را مطرح كرد. كمپبل129، كانورس 130و راجرز131 (1967)، كيفيت زندگي آمريكايي، از مركز پژوهش زمينه يابي در دانشگاه ميشيگان132 را به كار گرفتند. در 1966 ويلسون133 بازبيني ادبيات مربوط به شادي را در بولتن روانشناختي منتشر كرد و در 1984 داينر134، همين كار را انجام داد كه در 1999 روز آمد شد (داينر و همكاران). گالوپ135، مورت 136و ديگر سازمان هاي نظرسنجي در حال انجام زمينه يابي هاي ديگري بودند كه نه فقط در امريكا بلكه در اروپا و كشورهاي بازار مشترك انجام شد. مجله پژوهش شاخص هاي اجتماعي (1974) در شروع كار خود مطالب زيادي راجع به شادي منتشر كرد. مجلات روان شناختي نظير مجله” شخصيت و روان شناسي اجتماعي” نيز، شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادي كردند. در 1999 وينهاون137 كتاب سه جلدي همبسته هاي شادي را كه در آن 630 زمينه يابي عمده در سراسر جهان را دوباره تجزيه و تحليل كرده بود، پديد آورد. كانمن138، داينر و شوارتز139 جلد بزرگ، بنيادهاي روانشناسي لذت را منتشر كردند (1999).
اين حوزه به ميزان حيرت آوري رشد كرده است و حجم زيادي از پژوهش و دانش به وجود آمده است. كنفرانس هايي تشكيل شده است و قسمتي از كنفرانس هاي روان شناسي عمومي شكل گرفته است. اما تاثير زيادي بر حوزه ي كلي روانشناسي نداشته است. هنوز در كتاب هاي اصلي روانشناسي فصلي در اين زمينه وجود ندارد (آرگيل، ترجمه گوهري اناركي، نشاط دوست، پالاهنگ و بهرامي، 1382).

2-2-2-3 تعريف سليگمن از شادي
از مهمترين مسائلي كه امروزه روان شناسان و بالاخص روان شناسان سلامت را به خود مشغول داشته، مسئله شادماني و شادكامي افراد است. “آيا مردم به اندازه كافي شاد هستند”؟ با توجه به اين امر مهم كه حس شادي تركيبي از عواطف مثبت از جمله خوش بيني وهيجان و بر انگيختگي است، شادي در صورتي است كه عواطف منفي مانند احساس ملال و بي علاقگي و افسردگي در پايين ترين حد خود باشد؛ به بيان ديگر ” شادي به معناي بالا بودن ميزان عواطف مثبت به همراه پايين بودن عواطف منفي است”.
در همين رابطه سليگمن (2002) در كتاب خود با عنوان ” شادماني اصيل ” هيجان هاي مثبت را به سه مقوله، آن هايي كه با گذشته و حال و آينده پيوند دارند، طبقه بندي مي كند.
هيجان هاي مثبت مرتبط با آينده خوش بيني به آينده، ايمان، و اميد را شامل مي شود. رضامندي و خشنودي و غرور و آرامش خاطر هيجان هاي مثبت عمده اي هستند كه با گذشته پيوند دارند.
در ارتباط با هيجان هاي مثبت حال، دو طبقه متمايز وجود دارد؛ لذت هاي آني و رضامندي هاي پايدارتر لذت ها، هم لذت هاي جسماني و هم لذت هاي عالي تر را شامل مي شود. لذت هاي جسماني از طريق حواس حاصل مي شوند. احساس هايي كه از امور جنسي، عطر هاي خوش و چاشني هاي خوشمزه بروز مي كنند، در اين مقوله قرار مي گيرند. بر عكس لذت هاي عالي تر از فعاليت هاي پيچيده تر بدست مي آيند و احساس هايي مانند سعادت، شعف، راحتي، سرخوشي و شادماني را شامل مي شوند. رضامندي ها كه حالت هاي شيفتگي يا جذبه را شامل مي شوند، حاصل فعاليت هايي هستند كه به كارگيري نيرومندي هاي يكتا ر ا مي طلبند، با لذت ها فرق دارند (كار، ترجمه شريفي و نجفي زند، 1385).
2-2-2-4 آيا شادكامي دو، سه يا چهار جزء دارد؟
شادكامي ممكن است تا حدودي بخش هاي جداگانه شناختي و هيجاني داشته باشد، كه مي توان آن را از سوال راجع به رضايت يا راجع به سرور و وجد استخراج كرد. اندروز و مك كنل140 (1980)، 23 مقياس سلامت ذهني را در نمونه هاي قابل توجهي در بريتانيا و آمريكا مورد استفاده قرار دادند. آنان عوامل شناختي عاطفي واضحي پيدا كردند و دريافتند كه مقياس هاي شادكامي با عامل عاطفي همبستگي بيشتري دارند. متغير هاي عاطفي و شناختي البته همبستگي دارند، اما فقط حدود50%r= و گاهي كمتر از اين مقدار. سو و همكاران (1997) داده هايي را از 43 كشور با 56661 آزمودني گزارش كرده اند، كه همبستگي متوسط بين تعادل عاطفي و رضايت برابر با 41/0 بود، اين همبستگي براي كشور هاي فرد گرا بريتانيا و آمريكا 50/0 يا بيشتر بود، اما در كشور هاي جمع گرا حدود 20/0 بود. دليل آن ممكن است اين باشد كه در فرهنگهاي جمع گرا رضايت گزارش شده به حالت ديگران و همچنين وضع و حالت خود فرد بستگي دارد. بنابراين مي توان گفت كه شادكامي حداقل داراي دو جزء است كه تا حدودي از يكديگر مستقل هستند.
مقياس فوردايس، عمدتاً يك مقياس عاطفه است (عاطفه سنج)141، مقياس كامن142و فلت143 نيز كاملاً راجع به عاطفه است. د حالي كه مقياس رضايت از زندگي داينر و همكاران (1985) با رضايت سر و كار دارد.
اما ممكن است لازم باشد كه بخش هيجاني به زير مجموعه هاي بيشتري تقسيم شود، زيرا معلوم شده است كه خلقيات مثبت در تضاد با خلقيات منفي نيستند. برادبرن (1969) از مردم راجع به درصد اوقاتي كه در چند هفته گذشته در حالت خلقي منفي و مثبت بوده اند سؤال كرد. بعضي از اين سؤالات عبارت بودند از:
در خلال چند هفته گذشته هرگز احساس كرده ايد كه…
از انجام كاري خوشحال هستيد.
اوضاع بر وفق مراد شماست.
افسرده يا بسيار ناشاد هستيد.
خيلي تنها هستيد يا از مردم دور مي شويد؟
يافته هاي كليدي او اين بود كه اين دو بعد تقريباً به طور كلي از هم مستقل هستند. اين موضوع بسيار مورد بحث و تحقيق قرار گرفته است. جواب كوتاه اين است كه عاطفه مثبت و عاطفه منفي با هم يك همبستگي معادل 43/0- دارند (تلگان144 و همكاران، 1998).
عاطفه ي منفي ما را به نواحي پريشاني روان شناختي كه براي آن چندين مقياس مورد استفاده قرار مي گيرد، بعضي از اين مقياس ها عبارتند از مقياس روان نژندي آيزنك و پرسشنامه افسردگي بك. اندروز و ويتي (1978)، دريافتند كه مقياس رضايت آنان، نسبتاً مستقل از مقياس هاي عاطفه مثبت و منفي بود. اين يافته ما را به اين نتيجه گيري رهنمون مي سازد كه شادكامي، سه قسمت عمده ي رضايت و عاطفه ي مثبت و عاطفه ي منفي دارد، گر چه قبلاً گفته شد كه اين سه عامل با هم ارتباط دارند. شادكامي را به شيوه هاي ديگري نيز مي توان تقسيم كرد. اما تقسيم بندي مذكور فعلاً مورد قبول بيشتر پژوهشگران قرار گرفته است. روش ديگر تقسيم بندي ويژه عبارت است از اندازه گيري شدت145، عمق 146يا فراواني 147 آنها. هر دو بطور كلي عاطفه را متأثر مي سازند و معلوم شده است كه فراواني مهمتر است.
هر چند ممكن است لازم باشد كه عاطفه منفي نيز به زير مجموعه هايي تقسيم شود. هيدي148 و ويرينگ149 (1992). در مطالعه بزرگ خد در استراليا دريافتند كه افسردگي و اضطراب (مقياس اسپيلبرگر150) فقط50/0 همبستگي دارند. بنابراين دو شكل اصلي عاطفه منفي يا پريشاني تا حدودي از هم مستقل هستند. اين مؤلفين همچنين عاطفه منفي برادبرن و پرسشنامه سلامت عمومي را مورد استفاده قرار دادند و دريافتند كه چهار مقياس عاطفه منفي و پريشاني همگي همبستگي دارند، اما نه خيلي زياد (بين 36/0 و 50/0). بنابراين امكان جدا كردن اجزاء عاطفه منفي وجود دارد و ارزيابي جداگانه هيجانات منفي مختلف ممكن است مطلوب باشد. اگر دو مقياس افسردگي و اضطراب مورد استفاده قرار گيرند، چهار جزء از عاطفه منفي حاصل مي شود.
لوكاس151، داينر و سو و اسميت (1996) دريافتند كه مقياس هاي مختلف رضايت از زندگي، عامل واضحي را تشكيل مي دهند و قوياً با هم همبسته اند و از گروه مقياس هاي عاطفه مثبت، جدا هستند. پس آيا خوش بيني و عزت نفس جزئي از شادكامي هستند؟ يا هدف در زندگي؟ مقياس هاي خوبي براي اندازه گيري خوش بيني ( مقياس جهت گيري زندگي)، هدف در زندگي و عزت نفس طراحي شده اند. همه اينها را مي توان به عنوان بخش هايي از تفكر و احساسات مثبت نگريست. يا مي توانيم تعريف دقيق تري از شادكامي به دست آوريم و بگوييم اين متغير ها از جمله علل شادكامي به شمار مي روند. اين روشي است كه اكثر پژوهشگران در پيش گرفته اند. رايف152 (1986) رويكرد متفاوتي اتخاذ كرد و مقياسي از سلامت روان شناختي با 6 عامل طراحي كرد:
پذيرش خود
رابطه مثبت با ديگران
استقلال ( خودمختاري)
تسلط بر محيط
هدف در زندگي
رشد شخصي
آن ها همچنين يك عامل مجزاي برتر تشكيل مي دهند. گر چه همبستگي بين آنها نسبتاً كم است. اين عوامل با ديگر متغير ها تا حدودي روابط مختلفي دارند.
تخمين هاي پاياني (آلفاي كرونباخ) مورد استفاده براي همبستگي هاي مشاهده شده عبارت بودند از: رضايت از زندگي 92/0، عاطفه مثبت 6/0، افسردگي 82/0 و اضطراب 85/0 ( به نقل از آرگايل، ترجمه گوهري اناركي و همكاران، 1382).
2-2-2-5 كاربرد عملي پژوهش هاي مربوط به شادي
با اين دانش چه كاري مي توان انجام داد كه رويكرد هاي ديگر نمي توانند انجام دهند؟
غني سازي شادي افراد: در مورد مزاياي چند نوع درمان يا تغيير در سبك زندگي، پژوهش هاي پيگيري انجام شده است. چنين پژوهش هايي ضرورت دارد، زيرا معلوم شده است كه بسياري از شكلهاي روان درماني مؤثر نيستند.
درمان مبتني بر فعاليت خوشايند و برخي از شيوه هاي درمان شناختي در شادي، مستقيماً مورد توجه قرار گرفته اند و معلوم شده است كه مؤثر مي باشند. آموزش مهارت هاي اجتماعي، هدف ديگري دارد، اما در مورد افسردگي تأثير مثبت دارد و در مورد افراد سالم از طريق بهبودي روابط اجتماعي نتايج مشابهي دارد. تغيير فعاليت هاي تفريحي نظير افزايش تمرينات ورزشي در افسردگي و نيز براي افراد سالم مؤثر است. تفريح به ويژه تحت كنترل خود ماست و به منظور افزايش شادي مي توان آن را دستكاري كرد.
افزايش شادي جوامع: شادي كاملاً يك موضوع فردي نيست، بلكه تا حدودي يكي از خواص جوامع است. اين موضوع به خصوص در جوامع جمع گرا مصداق دارد. سلامتي جوامع تا حدودي تابعي از تسهيلات مشترك است، تفريح و پيوستگي اجتماعي. در مورد سازمانهاي كار، اندازه آنها ( كوچكتر بهتر است)، شكل آنها (سلسله مراتب كمتر بهتر است) و ميزان مشاركت در تصميمات، بسيار مهم تلقي مي شوند. زماني كه تأثير ثروت را كاملاً دريافته ياشيم امكان توصيه مطالب و موضوعات اقتصادي به دولت ها نيز فراهم مي شود.
آژانس هاي بين المللي: اين آژانسها در كشورهاي مختلف با كيفيت زندگي سر و كار دارند. البته آنها فقط اقدامات اقتصادي را مدنظر قرار مي دادند. پس از آن به آموزش و بهداشت توجه كردند، اقدامات عيني ديگري نيز مي تواند مدنظر قرار گيرد. اما سلامت ذهني نيز مهم است و رابطه خيلي نزديكي با اين شاخص هاي عيني ندارد. بنابراين سلامت ذهني بايد لحاظ شود و ممكن است توسط اين آژانس ها اهميت پيدا كند. خصوصاً اگر در كشور، ميزان شادي خيلي كم باشد. اما انجام اين مقايسه ها آسان نيست. بعضي از شادكامي ها در فرهنگ هاي مختلف ممكن است شكل متفاوتي داشته باشند. و همچنين ممكن است راههاي مختلف براي جواب دادن به سؤالات وجود داشته باشد (آرگايل، ترجمه گوهري اناركي و همكاران، 1382).
2-2-2-6 علت هاي شادماني
شناسايي عواملي كه به شادماني كمك مي كنند آسان نيست (دينر و همكاران، 1999). لذت و دنبال كردن آن گاهي ممكن است به شادماني بينجامد اما هميشه چنين نيست. براي مثال، لذت هاي كوتاه مدت حاصل از لذت سيگار كشيدن مكرر يا مصرف ساير مواد به ناشادماني بلند مدت همراه با بيماري منجر مي شود. اقدام به قتل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره تناسب اندام، ورزش استقامتی، دوچرخه سواری، اضافه وزن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارت، عزت نفس، سلامت روان، بهداشت روان