دانلود پایان نامه ارشد درباره شورای امنیت، سازمان ملل، فرقه ی دموکرات، قوانین موجود

دانلود پایان نامه ارشد

قانونی قوام در برابر مجلس پیرامون مسئله ی امتیاز نفت نیز اعتباری قایل نبود و در مورد مسئله ی آذربایجان هم تفاهمی وجود نداشت.
او خاطرنشان ساخت که خودمختاری آذربایجان ضرورتاً استقلال ایران را به خطر نخواهد انداخت و خواهان آزادی عمل کامل فرقه ی دموکرات و خواستار گسترش حقوق و به رسمیت شناختن دولت خودمختار آذربایجان شد. در طرح مولوتوف پیرامون فراخواندن نیروهای ارتش سرخ از ایران که موعد آن بنابر قرارداد سه جانبه ی متفقین در 11 اسنفد 1324 (دوم مارس 1946) به سر می رسید، نکته ای گنجانده شده بود. او قول می داد شماری از نیروهای شوروی در تاریخ مقرر ایران را ترک کنند و همزمان اضافه می کرد که شماری دیگر از نیروهای ارتش سرخ با تکیه بر ماده ی ششم قرارداد فوریه 1921 در خاک ایران باقی خواهند ماند. مولوتوف فراخواندن آنان را به زمانی موکول می کرد که اقدامات تبعیض آمیز دولت ایران نسبت به شوروی خاتمه یافته و آن کشور امکان آن را داشته باشد مجدداً احساس امنیت نماید! و این همه نشان آن بود که شوروی برای نخستین بار بی اعتنایی خود را نسبت به قرارداد سه جانبه ی میان متفقین رسمیت می بخشید. از این دیدگاه، دیگر تا آغاز جنگ سرد چندگامی بیش فاصله نبود. در جریان مذاکرات، شوروی برای مدتی کوتاه از خواست کسب امتیاز نفت عقب نشست و پیشنهاد تشکیل شرکت مختلطی میان دو کشور را پیش کشید. اما مجدداً با این استدلال که ایران توجهی به خواست های شوروی ندارد. مسئله کسب امتیاز نفت شمال را که هنگام نخست وزیری ساعد در سال 1323 عنوان ساخته بود مطرح کرد. در مورد آذربایجان نیز پیشنهاد میانجی گری را پس گرفت و اعلام کرد با توجه به سیاست خصمانه ی ایران در مسئله ی نفت، آن کشور تکلیفی در قبال مسئله ی آذربایجان برای خود قایل نیست. حضور نیروهای شوروی در ایران نیز با این بهانه توجیه شد که ایران با توجه به ادعای ارضی خود در سال 1298 شمسی (1919 میلادی) در مورد باکو، خطری جدی برای شوروی محسوب می شود! (همان، ص 197-198-199-200).

4-3-جهانی شدن بحران اذربایجان:
در آخرین روز سفر رسمی هیئت نمایندگی ایران به مسکو و ملاقات قوام با استالین در ضیافتی که در کرملین برپا شده بود، چرچیل طی سخنرانی مشهور خود با به کار بردن «پرده ی آهنین» که تجسم آشکار سیطره ی شوروی بر اروپای شرقی به شمار می آمد، رویارویی با خطر کمونیسم را در حکم وجه غالب سیاست غرب به جهانیان اعلام کرد. اندکی پیش از آن، استالین از آشتی ناپذیری سرمایه داری و کمونیسم و ضرورت احتمالی جنگ دیگر سخن گفته بود.
همه ی شواهد نشان از آن داشت که جنگ سردی که بر سر آذربایجان آغاز شده و صلح جهانی را در فاصله ای اندک پس از سقوط آلمان نازی دستخوش مخاطره ساخته بود، به واقعیتی غیرقابل انکار بدل شده است. حاصل سفر قوام به مسکو را نمی توان شکست کامل مأموریت او دانست. ضیافت شاملی که استالین در آخرین لحظه، خارج از برنامه ی رسمی، برای او همکارانش در کاخ کرملین ترتیب داده بود، نشان از آن داشت که رهبران شوروی هنوز دستیابی به قراردادی مشترک با ایران را ناممکن نمی دیدند (همان ، ص 201).
شاید با توجه به محدودیت ها و دشواری کار قوام در متقاعدساختن رهبران شوروی، پذیرفتن این اصل را که «آذربایجان مسئله ی داخلی ایران است» بتوان از دستاوردهای مذاکرات او در مسکو دانست. این نکته، موقعیت ایران را نزد مراجع بین المللی برای تثبیت حق حاکمیت خود بر آذربایجان تحکیم می کرد. از سوی دیگر، توافق او با مقامات شوروی مبنی بر آن که مذاکرات در تهران دنبال خواهد شد، موفقیت دیگری محسوب می شد، موفقیتی که ظاهراً در ازای امکان مذاکره پیرامون مسئله نفت حاصل شده بود. درآخرین روزهای اسفند 1324، قوام به حسین علاء، نماینده ی ایران در سازمان ملل، دستور داد تا شکایت رسمی دولت متبوع خود را نسبت به عدم فراخواندن نیروهای شوروی و دخالت آن کشور در اوضاع داخلی ایران در شورای امنیت مطرح سازد. این اقدام، آن هم در آستانه ی آغاز مذاکرات میان قوام و سادچیکف، سفیر شوروی در تهران، پیرامون مسئله ی نفت و آذربایجان انتخابی حساس و پرمعنا بود. قوام از یک سو با ادامه ی مذاکرات دوجانبه ی میان دو کشور که موردنظر و خواست شوروی بود، راه گفتگو را باز می گذاشت و از سوی دیگر با طرح شکایت در شورای امنیت، کسب حمایت بین المللی برای تحقق هدف های خود را تقویت می کرد. او پیش از دست زدن به چنین اقدامی، در پی جلب پشتیبانی و کسب اطمینان از جانب آمریکا و انگلیس بود تا هر تردیدی را نسبت به موفقیت این امر بزداید. حمایت آنان از اقدام ایران، راه قوام را در دستیابی به سیاستی که در رویارویی با شوروی پیش گرفته بود، هموار می ساخت، حمایتی که ایران پیش از آن کسب آن بازمانده بود. اندکی پیش از نخست وزیری قوام، تقی زاده رئیس هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل در لندن، یادداشتی را تسلیم دبیرکل سازمان ملل کرد که در آن تقاضای رسیدگی به مسئله ی دخالت شوروی در امور داخلی ایران عنوان شده بود.
آمریکا و انگلستان مخالف این اقدام بودند و آن را غیرسازنده می دانستند. با استفعای حکیمی که در پی شکست او در رفع بحران آذربایجان صورت گرفت، قوام با کسب مقام نخست وزیری فوراً پیشنهاد شوروی برای مذاکرات دو جانبه را پذیرفت، ضمن آنکه که معتقد بود شکایت ایران باید همچنان در دستور کار شورای امنیت باقی بماند. ساد چیکفبا آگاهی از تصمیم قوام، از او خواست تا از این اقدام که دشمنانه تلقی می شد و نتایج ناگواری را برای ایران به بار می آورد خودداری کند. از نظر مقامات شوروی، مذاکرات دو جانبه ای که جریان داشت، ضرورتی برای طرح مجدد شکایت ایران در شوروی امنیت باقی نمی گذارد. قوام بی توجه به این تهدیدها، ضمن استقبال از ادامه ی مذاکرات در تهران، بر تصمیم خود مبنی بر تسلیم شکایت ایران به شورای امنیت باقی ماند. (همان ص 202-203-205).
در رابطه با حضور نیروهای نظامی کشور در آذربایجان، جورج آلن سفیر آمریکا در تهران آشکارا در 27 نوامبر 1946 (7 آذر 1325) اعلام کرد که هر دولت مستقل حق دارد نیروهای انتظامی خود را به هر نقطه از خاک کشور گسیل دارد و این اقدام منطبق با روح منشور ملل متحد است. سفیر شوروی به این اقدام اعتراض کرد و ادعا نمود که چنانچه نیروهای دولتی به پیشرفت خود ادامه دهند، خونریزی پیش خواهد آمد. اما چون دولت شوروی علاقه زیادی به برگزاری سریع انتخابات (جهت تصویب مقاوله نامه های نفتی ایران و شوروی توسط مجلس) داشت، لذا در اعتراض خود پافشاری نکرد. در این میان، بریتانیای کبیر تقریباً سکوت کرد. زیرا تا جائی که به دولت بریتانیا مربوط می شد، نتیجه ی مقاوله نامه نفتی ایران و شوروی در مجلس یک موضوع حساس به شمار می آمد. چرا که اگر مجلس این مقاوله نامه را به دلایل ملی گرایانه کاملاً رد می کرد، امکان داشت که یک واکنش حلقوی غیردوستانه ای را نسبت به سایر امتیازات خارجی مشابه نشان دهد. در حالی که دولت آمریکا فارغ از چنین بیم و هراسی بود، بریتانیای کبیر در یک وضعیت خلاف انتظاری قرار داشت. از این رو کاملاً مراقب بود که مخالفت مجلس با دادن یک امتیاز نفت – حتی به شوروی –موضوع را به صورت یک خواسته تند و شوونیستی (وطن دوستی افراطی) در نیاورد. (پینر آوری 1376، ص 299).
قوام از زمان استعفا در بهمن 1321 در انزوای سیاسی بسر می برد ولی ازدامنه ی تلاشهایش برای بازگشت به قدرت چیزی نکاسته بود. وی بی آنکه حامیان آمریکاییش را آزرده سازد موفق شده بود که حسن ظن و پشتیبانی فزاینده ی روس ها و نتیجتاً حمایت حزب توده را جلب کند. او بتدریج پشتیبانی قابل ملاحظه ای در مجلس بدست آورده بود و فراکسیون جدید اصلاح به عنوان هسته ی مرکزی اکثریتی که زمامداری مجدد او را پس از شهریور 1320 ممکن شد، تشکیل گردیده بود. با افزایش روزافزون احتمال بازگشت قوام شمار وابستگان و اعوان و انصار وی رو به فزونی نهاد، و این امر به نوبه ی خود نقش مهمی در بازگرداندن او به مقام نخست وزیری ایفا کرد. با بی نتیجه ماندن کلیه ی رهیافت ها و تلاش ها برای نزدیک شدن به روس ها، قوام عملاً تنها نامزد قابل اتکا برای زمامداری بود و دشمنانش دیگر در موقعیتی نبودند که بازگشت او را به قدرت مانع گردند. آنان به رهبری هادی طاهری یکی از متولیان با نفوذ به شگردی متوسل شدند که در مورد کابینه ی اول قوام به کار برده شده بود. در حالی که 53 نماینده به نفع قوام رأی دادند، 51 تن از نمایندگان آراء خود را به حسین پیرنیا دادند، که با توجه به سن بالایش نه توانایی احراز مقام را داشت و نه تمایلی در آن جهت. دوره ی دوم نخست وزیری او در دوران پس از 1320، بیش از بیست و دوماه به طول انجامید که از نظر تحلیلی می تواند به دو دوره تفکیک شود. نخست از اوایل بهمن 1324 تا اواخر آذرماه 1325 (سقوط رژیم دموکرات ها در تبریز)، و دوم از تاریخ مذکور تا آذر 1326 (سقوط کابینه ی قوام). کار عمده ی قوام در دوره ی اول پرداختن به بحرانی بود که با امتناع روس ها از تخلیه ی شمال ایران و استقرار رژیم های موردحمایت شوروی در آذربایجان و کردستان پیش آمده بود. قوام پس از تشکیل کابینه در رأس هیأتی برای مذاکره با روس ها به مسکو رفت، ولی نتوانست به توفق دست یابد ودر 19 اسفند 1324 به تهران بازگشت. روس ها با فشار شدید آمریکائیان و کوشش های هماهنگ انگلیس ها برای تشویق سازمان ملل متحد به دخالت در این ماجرا، روبرو بودند، و در هر حال قوام را برای مذاکره و حصول توافق به هر سیاستمدار ایرانی دیگری ترجیح می دادند. بنابراین چندی پس از بازگشت قوام به سادچیکف سفیر جدید شوروی در تهران دستور داده شد که مذاکرات را از سر گیرد. سرانجام در 15 فروردین 1325 در این زمینه ی موافقتنامه ای منعقد گردید (فخرالدین عظیمی، 1391، ص 265 تا 267).
4-4-متن موافقت نامه ی قوام – ساد چیکف بهشرح زیربود:
1- قسمت هایی از ارتش سرخ از تاریخ 24 مارس 1946 یعنی یکشنبه 4 فروردین 1325 در ظرف یک ماه و نیم خاک ایران را تخلیه نمایند؛
2- قرارداد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ 24 مارس تا انقضای هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد؛
3- راجع به آذربایجان چون امر داخلی است، ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجود و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان بین دولت و اهالی آذربایجان داده خواهد شد (علیرضا ازغندی، 1388، ص 152).
قوام از مسئولیت های خویش و پیامدهای عقد موافقت نامه یادشده آگاهی کامل داشت. حساس ترین جنبه ی توافق را شرکت نفت پیشنهادی ایران و شوروی تشکیل می داد که قوام ضمن تصریح این نکته که ترتیبات مربوطه می باید در چهارچوب نظام قانونی کنونی ایران انجام پذیرد، تصمیم نهایی پیرامون آن را به مجلس واگذار کرد. با آنکه کلیه ی پیامدها و تبعات موافقتنامه در آن زمان روشن نبود، توافق مزبور به طور کلی مورد استقبال چپ گرایان واقع شد لیکن از دیدگاه سیاستمداران طرفدار غرب، بهایی گزاف بشمار می آمد. حیثیت و اعتبار قوام نزد روس ها به سبب آنکه موفق شده بود مستقلاً با آنها به توافق برسد افزایش یافت و پیوندهایش با حزب توده تقویت شد. از سوی دیگر توافق مزبور، انگلیس ها را ناخشنود و بیمناک کرد.
در واقع مقامات انگلیسی در تهران قوام را از زمان آغاز نخست وزیر تأئید نکرده، به وی با دیده ی سوءظن می نگریستند و با آنکه بیشتر وزیران قوام دست کم به اندازه ی پیشینیان خود واجد شرایط بودند، و شمار هواداران انگلیس و دربار در کابینه به مراتب بیشتر از طرفداران شوروی یا سیاست جلب رضایت روس ها بود، بولارد تا آنجا پیش رفت که گزارش داد، کابینه ی قوام «از نظر توانایی و پاکدامنی بدترین ]دولتی[ است که از زمان استعفای رضاشاه تاکنون دیده ام، ایادی نزدیک به وی سمت های کلیدی را در اختیار نامزدهای توده ای گذارده اند و این در حالی است که روزنامه های توده ای دولت اعلیحضرت ]پادشاه انگلستان[ را به باد دشنام و ناسزا گرفته اند». از ایادی مذکور، اولین ومناقشه انگیزترین، مظفر فیروز، معاون سیاسی نخست وزیر، رئیس تبلیغات و یکی از نیروهای محرکه ی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره فرقه ی دموکرات، حزب دموکرات، روابط فرهنگی، سلیمان میرزا Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، وزارت خارجه، قانون اساسی، انجمن ایالتی