دانلود پایان نامه ارشد درباره شناخت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

ديدگاهي نيز منجر به ايجاد نظريه جهادي وي گرديد. سيد قطب با بهره‏گيري از انديشة سيد ابوالاعلي مودودي، 133 مفهوم «جاهليت» را از وي به عاريت گرفت و جاهليت را حتي به کشورهاي اسلامي تسري داد. به‌عقيدة وي، جهان به سبب رشد انديشه‏هاي الحادي، در آستانة سقوط به درة نيستي و هلاکت است:
«ما امروز در جاهليتي همانند جاهليت پيش از اسلام، و حتي وحشتناک‏تر از آن گرفتار شده‌ايم. هرچه در پيرامون ماست، جاهليت است».134
به‌عقيدة او:
«جامعة جاهلي، هر جامعه‏اي است که عبوديت خدا را در بينش اعتقادي، شعائر تعبدي و قانون‏گذاري، به خدا منحصر نکند».135
چنين رويکردي در انديشة سيد قطب، سبب شد که وي در برابر جاهليت مدرن، دو راهکار براي مسلمانان پيشنهاد کند: هجرت و جهاد. گروهي به نام «التکفير والهجرة» با تکيه بر انديشة سيد، از جامعة جاهلي مصر کناره‌گيري کردند و در ميان کوهستان‌ها براي خود جامعة جديدي تشکيل دادند. گروه ديگري روش جهادي سيد را پسنديدند و گروه «الجهاد» را تشکيل دادند. اين گروه رويکرد مسلحانه را‏ در برابر دولت مصر درپيش گرفت و سرانجام انور سادات را ترور کرد.
بستر شکل گيري سلفي‌گري جهادي که در همين بحث مورد توجه قرار خواهد گرفت، نيز مفهوم جاهليتي است که سيد قطب به آن اشاره مي‌کند. 136
1.2. توحيد
هيچ يک از آموزه‏هاي اسلامي، از نظر اهميت به توحيد نمي‏رسد. نخستين گام ورود به آيين زندگي‌بخش اسلام، شهادت به يگانگي خداوند است:
«اَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ، وَكَمالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَكَمالُ الْتَصْديقِ بِهِ تَوْحِيدُه…»؛137
«اساس دين، شناخت خداوند است و كمال شناخت او، تصديق وجود اوست، و كمال تصديق وجود او، يكتا و يگانه دانستن اوست…»
با نگاهي به آيات قرآني مي‏بينيم که دعوت به توحيد، نه‌تنها مهم‌ترين رکن دين مبين اسلام است؛ بلکه همة پيامبران الهي، در طول تاريخ هماره در نخستين گام، مردم را به توحيد فراخوانده‏اند:
(وما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ مِن رَسول‌ٍ اِلاّ نوحي اِلَيه‌ِ اَنَّه‌ُ لا اِلـَه‌َ اِلاّ اَنا فَاعبُدون‌) (انبياء: 25)
«ما پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اين‌که به او وحي کرديم که: معبودي جز من نيست، پس تنها مرا پرستش کنيد».
هم‌چنين خداوند متعال پايه و اساس گفت‌وگو با اديان ديگر را توحيد مي‏شمارد:
(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّـهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ) (آل‌عمران: 64)
«بگو: اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است، که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم، و بعضي از ما، بعضي ديگر را ـ غير از خداي يگانه ـ به خدايي نپذيرد. هرگاه [از اين دعوت] سر باز زنند، بگوييد: گواه باشيد که ما مسلمانيم.»
هرچند توحيد در انديشه اسلامي به دو بخش کلان توحيد نظري( توحيد در شناخت) و توحيد عملي (توحيد در عمل) تقسيم مي‌شود. ميان توحيد نظري و عملي از رتبه تقدم و تآخر وجود دارد. به اين معنا که بايد ابتدا در حوزه نظر و شناخت انسان به يقين برسد و خداي خود را بشناسد تا بتواند در مقام عمل نيز موحد شود.
توحيد نظري خود به اقسام مختلفي همانند توحيد در ذات، توحيد در صفات، توحيد در حاکميت، توحيد در خالقيت، توحيد در تدبير، توحيد در رازقيت و توحيد در تقنين تقسيم مي‌شود و توحيد عملي نيز به سه قسم توحيد در استعانت، توحيد در عبادت و توحيد در اطاعت تقسيم مي‌گردد.
سلفيان وهابي در ميان تمامي انواع توحيد، تنها بر توحيد عبادي تکيه کرده‌اند و با توجه به قرائتي که از توحيد عبادي ارايه مي‌دهند، تمامي مسلمانان را به سبب اعمالي از قبيل توسل، طلب شفاعت، زيارت و و… مشرک مي‌شمارند و به همين سبب نيز در گونه افراطي سلفي‌گري وهابي، خون، مال و ناموس مسلمانان مباح شمرده مي‌شود.
اما در سلفي‌گري از نوع مصري آن، تأکيد بيش از آن که بر توحيد عبادي باشد، بر توحيد در حاکميت است و به همين سبب مسأله تکفير وجود دارد، اما تکفير از نوع سياسي است. به اين معنا که هر جامعه‌اي که حاکميت غير الهي را بپذيرد، کفر را پذيرفته است و زير بار کفر رفته است. اما در اين گونه از تکفير، خون ، مال و ناموس مسلمانان مباح تلقي نمي شود و بيشتر بر مقابله با حاکميت تمرکز مي‌شود.
1.2.1. نقد و بررسي قرائت سلفي وهابي(توحيد عبادي)
همان گونه که گفته شد، توحيد در انديشه سلفيه از نوع وهابي آن بيشتر بر توحيد عبادي تمرکز مي‌کند. به عقيده وهابيان که پيروان ابن تيميه هستند، تمامي توحيد در توحيد در عبادت خلاصه مي‌شود و تمرکز اصلي بر توحيد در عبادت است.
اما پيش از آن که به بررسي نگاه سلفي‌گري وهابي به توحيد بپردازيم، بايد به مبناي وهابيان در زمينه معنا شناسي اشاره کرد.
سلفيان وهابي قرائت خود از توحيد را بر مباني محور ظاهرگرايي خود قرار داده اند. وهابيت در حوزة معني‌شناسي، به ظاهرگرايي معتقد است. مراد از ظاهرگرايي، تمسک به معني ظاهري لفظ است؛ هرچند قرائني برخلاف معناي ظاهري وجود داشته باشد. چنين مبنايي در حوزه معنا شناسي وهابيان را در حوزه صفات خبري138، گرفتار تشبيه و تجسيم کرده است.139
در توحيد عبادي نيز، ظاهرگرايي سبب شده است که وهابيت بار ديگر گرفتار انحرافي عميق شود. بدين معني که عبادت در لغت به معناي نهايت خضوع و خشوع و حب است، و به همين سبب، آنان هر عملي را که همراه با خضوع و خشوع باشد، با توجه به معني ظاهري، عبادت خوانده و فاعل آن را مشرک مي‏شمارند. براي نمونه، چون در توسل، شفاعت، ذبح، بوسيدن ضريح، نذر کردن، استغاثه و درخواست حاجت از پيامبر گرامي اسلام9 و اولياي الهي، نوعي خضوع و خشوع وجود دارد، اين اعمال را عبادت، و فاعل آن را مشرک تلقي مي‌کنند.
درمجموع، مهم‌ترين عنصر عبادت در نگاه وهابيان، خضوع و خشوع است که برگرفته از همان معني لغوي است.
با توجه به آن‌چه در معني عبادت گفته شد، تعريف‌هاي وهابيان از توحيد عبادي، بيش‌تر ناظر به معني ظاهري (لغوي) عبادت است. البته در برخي از تعريف‌هاي آنان، عنصر اطاعت و حب و علاقة مفرط به خدا نيز ديده مي‏شود که هيچ يک از اين عوامل، به تنهايي به معني عبادت اصطلاحي ـ‌ که در قرآن و روايات استفاده شده است ـ نيست.140 در ادامه، به برخي از تعريف‌هاي ايشان اشاره مي‏شود:
«عبادت يعني ذلت و خضوع در برابر خداوند، به‌وسيلة چيزهايي که دوست دارد؛ و خداوند ذبح کردن براي خودش را دوست دارد. پس هنگامي که براي او ذبح کردي، در حقيقت او را عبادت مي‏کني؛ و دوست دارد که او را صدا کني و از او درخواست کني؛ پس هنگامي که چنين کردي، در حقيقت او را عبادت کرده‌اي؛ و دوست دارد به او استغاثه کني؛ پس هنگامي که استغاثه کردي، در حقيقت او را عبادت مي‌کني».141
شيخ عبداللطيف آل شيخ، از نوادگان محمدبن عبدالوهاب، در تبيين شرک عبادي، به‌خوبي به معني توحيد الوهي مورد نظر وهابيان اشاره مي‏کند:
«شرک يعني شريک قرار دادن براي خداوند در اموري که شايستة او و مخصوص اوست، از عبادات ظاهري و باطني؛ مانند: حب، خضوع، تعظيم، ترس، اميد، انابه و مانند آن از عبادات».142
تعريف‌هاي ديگري هم که وهابيان از توحيد الوهي ارائه کرده‌اند، شبيه به اين‌هاست. در اين تعريف‌ها، عنصر خضوع، خشوع و حب، در کنار يک‌ديگر معيار توحيد در الوهيت شمرده شده‏اند؛ درحالي‌که با توجه به اين تعريف، اگر کسي با حالت خضوع و خشوع، از غير خدا درخواست کند و يا کمک بخواهد و خداوند آن کار را دوست داشته باشد، شرک انجام داده است. در اين صورت، بايد گفت: همة مسلمانان و حتي خود وهابيان نيز مشرکند؛ زيرا انسان کارهاي بسياري را از روي خضوع و خشوع براي ديگران انجام مي‏دهد، اما هرگز نمي‏توان نام عبادت را بر آن‌ها نهاد. مرحوم کاشف الغطاء در اين زمينه مي‏فرمايد:
«شکي نيست منظور از عبادتي که نبايد براي غير خدا انجام داد و هرکس براي غير خدا انجام دهد کافر مي‏شود، مطلق خضوع و انقياد نيست؛ چنان‌که از ظاهر اهل لغت، همين معني به ذهن مي‏آيد؛ زيرا اگر اين معني درست باشد، بايد همة بندگاني که در برابر مولايشان خضوع و انقياد داشتند و يا اجيراني که در کار اجير مي‏شوند و مجبورند از موجر اطاعت کنند و هم‌چنين تمام خدمتکاران و خدمت‏گزاران سلاطين، مشرک باشند و از اين بالاتر، انبياي عظام، که در برابر والدين خويش خضوع و انقياد مي‏کردند».143
در قرآن نيز مواردي است که نهايت خضوع و خشوع وجود دارد، اما در نگاه قرآن، شرک تلقي نمي‏شود: (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ)؛ «هنگامي که به ملائکه گفتيم: بر آدم سجده کنيد». (بقره: 34)
اگر سجده که نهايت خضوع و خشوع است، نشانة عبادت بود، خداوند نبايد ملائک را به سجده بر آدم امر مي‏کرد.
هم‌چنين در داستان حضرت يوسف7، پدر و مادر او در برابرش به سجده افتادند، اما قرآن هرگز آنان را مشرک نمي‏شمارد: (وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا)؛ «پدر و مادرش را بر تخت نشاند و آن‌ها در برابر او به سجده افتادند». (يوسف/100)
نکتة ديگري که در اين تعريف‌ها به چشم مي‏خورد، عنصر حب است؛ يعني هر کاري که خداوند دوست دارد و يا از آن رضايت دارد، عبادت است؛ چنان‌که در تعريف ابن تيميه از عبادت، چنين چيزي ديده مي‌شود:
«عبادت اسمي است که شامل آن دسته از اقوال و اعمال باطني و ظاهري مي‌شود که خدا دوست دارد و مورد رضايت اوست».144
اما «حب» نيز به‌خودي‌خود نمي‏تواند معني عبادت باشد. جالب آن‌که خود ابن تيميه به اين نکته اعتراف کرده است. وي با استناد به آية 165 سورة بقره، 145 دربارة محبت اين‌گونه بيان مي‌کند:
«کسي که خالق را به اندازة مخلوق دوست داشته باشد، مشرک مي‏شود».146
بنابراين، «حب» خود داراي مراتب است: گاه محبت به غير خدا به‌خاطر خداست و گاهي در عرض محبت خدا؛ اگر انسان کسي را به دستور خداوند يا به دليل اين‌که خدا آن‌ها را دوست دارد، دوست داشته باشد، محبت او «حب لله» است. چنين محبتي، مسلماً موجب شرک و خروج از دين نيست. حتي خود ابن تيميه نيز «حب لله» را از خصوصيات اهل توحيد ذکر مي‏کند و بين «حب لله» و «حب مع الله» فرق مي‌گذارد.147 بااين‌حال، ابن تيميه توجه نمي‏کند که محبت شيعيان و ديگر مسلمانان به پيامبر گرامي اسلام9 و اهل‌بيت:، «حبلله» است، نه «معالله». عشق و علاقة وافر شيعيان به اهل‌بيت:، به دليل جايگاه اهل‌بيت نزد خدا، دوستي خداوند با آن‌ها، و دستور الهي دربارة محبت به ايشان است؛ واقعيتي که متأسفانه نه ابن تيميه و نه وهابيان آن را درک نمي‏کنند.
با توجه به تمامي آن‌چه گفته شد، مفهوم عبادت، مفهومي بسيط نيست که صرفاً به‌معني خشوع و خضوع يا محبت باشد؛ بلکه عبادت، مرکب از دو بخش است:
نخست، عقيده (اعتقاد به ربوبيت).
دوم، عمل (خضوع، خشوع، تذلل و اطاعت).
عقيده، همان اعتقاد به يکتايي و ربوبيت است. بدين معني که انسان، معبود را به‌عنوان خالق، مدبر، رازق و… بشناسد. عمل نيز عبارت است از اين‌که انسان در پي چنين اعتقادي، خشوع و خضوع کند و معبود را دوست داشته باشد.
البته در ميان اين دو مفهوم، آن‌چه اهميت اساسي دارد، همان بخش اعتقادي است؛ يعني نيت و اعتقاد انسان است که رنگ شرک يا توحيد به عمل مي‏دهد.148 ازسوي‌ديگر، عمل نيز نقش مهمي دارد؛ چراکه اعتقاد بدون عمل، ارزشي ندارد.
بنابراين، ممکن است در عملي نهايت خضوع و خشوع نباشد، اما اعتقاد به ربوبيت باشد. چنين عملي عبادت است؛ مانند اين‌که فرد به راز و نياز ساده‏اي با معبود خود بپردازد. ازسوي‌ديگر، ممکن است نهايت خضوع و خشوع باشد، اما اعتقاد به ربوبيت و الوهيت نباشد؛ مانند سجدة ملائکه بر آدم(، و نهايت خضوع و خشوع فرزند در برابر والدين. چنين عملي نيز

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، آداب و رسوم، روشنفکران Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، امر به معروف، فرق و مذاهب