دانلود پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، گروه مرجع، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

زيرا موانع سبك زيستي به بسياري از ما اجازه نمي دهد تمام انرژي مان را فقط به يك چيز مانند آواز خواندن، شطرنج بازي كردن يا باله رقصيدن اختصاص دهيم، و همه ما به يك اندازه سرآمد نيستيم. وقتي خودمان را در دستيابي به معيارهاي بسيار عالي ارائه شده توسط رسانه ها از مردان برتر و زنان جذاب تر، ممكن است پاي بندي افراد را به شركاي زندگي خود كه به خوبي به اين انگاره ها قابل قياس نيستند، سست كند. اين امر به نوبه خود، در برخي موارد ممكن است بر رضامندي زندگي زناشويي، ثبات خانوادگي و سلامت و شادماني فرزندان، تأثير منفي بگذارد (مايرز، 1992).
طبق نظريه مغايرت چندگانه (ميكلاس، 1985) سطح رضامندي ما با قياس هايي كه بين شرايط موجود خودمان و معيارهاي چند گانه انجام مي دهيم تعيين مي شودو اين قياس ها عبارتند از افرادي كه بهتر يا بدتر از ما هستند. شرايط گذشته مان، آرزوها و آرمان هاي آينده مان، نيازها و هدف هاي شخصي مان. اين نظريه بيانگر آن است كه ما در مورد بهبود بخشيدن به شادماني و عزت نفس پايين مان د رارتباط با قياس هاي منفي با انگاره هاي رسانه اي حق انتخاب داريم. ما مي توانيم روابط، نيرومندي هاي شخصي، پيشرفت ها و اكتساب هايي را كه داريم در قياس با كساني كه بدتر از ما هستند ارزشمند بشماريم. ما مي توانيم خودمان را با گروه مرجع محلي بي واسطه، نه با انگاره هاي نادرست رسانه ها، قياس كنيم. ما همچنين مي توانيم اعتبار انگاره هاي سلامت، ثروت، شادماني، و نظاير آن را، كه در رسانه ها منعكس مي شوند محك بزنيم. شواهد، گوياي اين است كه ما در انتخاب و انجام اين قياس هاي مختلف و بهبود بخشيدن به احساس مان از سلامت و شادابي و انعطاف پذيري داريم (دينر و همكاران، 1999).
2-2-2-22 واكنش هاي نابرابر با سود و زيان هاي يكسان
ما همچنين از لحاظ تكاملي به گونه اي طراحي شده ايم كه به خاطر چيزهايي كه از دست مي دهيم در مقابل آنچه كه به دست مي آوريم هيجان شديد تري تجربه مي كنيم، زيرا اين كار براي پيشينيان ما سازگارانه بوده است (باس، 2000). بنابراين از دست دادن حيواني كه با زحمت زياد شكار شده است ولي فرار كرده بود خيلي بيشتر از كشتن موفق همان حيوان پس از يك تعقيب طولاني به تجربه هيجاني شديد مي انجاميد. كساني كه در پي از دست دادن چيزي، هيجان هاي شديد را تجربه مي كردند به شدت برانگيخته مي شدند كه سخت كار كنند تا از زيان بيشتر بپرهيزند، ولذا زنده مي ماندند. كساني كه در پاسخ به از دست دادن چيزي، هيجان هاي شديد را تجربه مي كردند تا براي اجتناب از زيان هاي بيشتر تلاش كنند، ناگزير زيان هاي مضاعف مانند از دست دادن غذا، پناهگاه و ساير چيزهاي لازم براي بقا را تجربه مي كردند و لذا از بين مي رفتند. اكنون نيز اين ميراث همچنان با ما همراه است. شدت نااميدي كه با از دست دادن 100 يورو تجربه مي شود در مقايسه با رضامندي حاصل از به دست آوردن 100 يورو برابر نيست. يكي از نتايج حاصل از طراحي انسان در فرايند انتخاب طبيعي اين است كه براي رسيدن به رضامندي شديد بايد مقدار زيادي بدست آورد. اما بر اي تجربه كردن پريشاني شديد، فقط به اندكي از دست دادن نياز است. هر دوي اين عوامل توان ما را براي شادماني به مصالحه مي خوانند. به علاوه، نااميدي هاي ما در افزايش اندك شادماني كه از منافع بزرگ حاصل مي شود و كاهش زياد شادماني كه در پي زيان هاي اندك ناشي مي شود، ممكن است شادماني ما را بيشتر بي اعتبار كند. اما اگر بپذيريم كه ما اينگونه طراحي شده ايم، در اين صورت وقتي كه پيشرفت هاي متوسط ما به افزايش اندك شادماني مي انجامد نااميد نخواهيم شد. زماني هم كه از دست دادن هاي متوسطي را پيش بيني يا تجربه مي كنيم، مي توانيم امكانات خود را با جلب حمايت از دوستان و افراد خانواده افزايش دهيم (همان منبع).
2-2-2-23 هيجان هاي سازگارانه ولي پريشان ساز
ما به عنوان گونه اي از موجودات زنده به نحوي تكامل يافته ايم كه براي داشتن برخي هيجان هاي پريشان ساز اضطراب، افسردگي، حسادت و خشم در برخي شرايط طراحي شده ايم، زيرا اين واكنش ها براي پيشينيان ما سازشي بوده اند (باس، 2000). گذشتگان ما هنگام رورارويي با برخي خطرها يا تهديدها (مارها يا جدا شدن از پدر يا مادر) دچار اضطراب مي شدند. اين امر آنان را برمي انگيخت تا از تهديد دوري جويند و زنده بمانند. آنان به هنگامي كه جايگاه يا قدرت خود در سلسله مراتب اجتماعي يا روابط نزديك را از دست مي دادند دچار افسردگي مي شدند. اين امر ديگران را در گروه برمي انگيخت كه با آنان چالش نداشته باشند و يا به آنها حمله نكنند و لذا زنده مي ماندند. آنان همانند ما، وقتي با بي وفايي همسر روبه رو مي شدند حسادت را تجربه مي كردند. اين امر آنان را برمي انگيخت كه هشيار باشند و از همسر خود حمايت كنند تا اينكه فرزندانشان بتوانند زنده بمانند. آنان هنگامي كه براي دستيابي به هدف ارزشمندي غذا يا امور جنسي به مانع بر مي خوردند خشمگين مي شدند اين امر آنان را برمي انگيخت كه مانع را از سر راه خود بردارند و لذا زنده مي ماندند. ما اين ميراث هيجان پريشان ساز را از پيشينيان به ارث برده ايم، زيرا براي آنان جنبه سازشي داشت. به اين ترتيب، همه ما اين پيش آمادگي را داريم كه در رويارويي با تهديدن احساس اضطراب؛ به دنبال از دست دادن، احساس افسردگي؛ در واكنش به بي وفايي احتمالي، احساس حسادت و در پاسخ به مانع، احساس خشم كنيم. اين ميراث هيجاني پريشان ساز مانع شادماني است. پيشرفت هاي حاصل در روان درماني، به ويژه درمان هاي شناختي- رفتاري شيوه هاي درماني نظامدار براي اداره هيجان هاي پريشان ساز از طريق ايجاد تغيير در نحوه تفكر، اقدام و اداره روابط، راه هايي را پيشنهاد مي كنند (كار، ترجمه نجفي زند، 1385).
براي جلوگيري از افسردگي، از شرايط پريشان ساز اجتناب كنيد. اگر مقدور شود توجه خود را به جنبه هاي ناپريشان ساز موقعيت متمركز كنيد. اگر اين هم ميسر بوذ از كساني كه موجب ناراحتي شما مي شوند به طور جدي بخواهيد به نحوي رفتار كنند كه فشار رواني كمتري را موجب شوند. اگر احساس مي كنيد كه داريد افسرده مي شويد، تفكر بدبينانه و كمال گرايانه را به چالش بطلبيد و به سراغ شواهدي برويد كه به شيوه اي خوش بينانه به هر موقعيت معنا مي بخشند.سطح فعاليت خود را با پرداختن به ورزش منظم بالا بريد و رويدادهايي را برنامه ريزي كنيد كه برايتان برانگيزنده و خوشايند هستند. به طور منظم با دوستان نزديك و اعضاي خانواده كه مي توانيد براي دريافت حمايت اجتماعي روي آنها حساب باز كنيد، ملاقات داشته باشيد.
براي جلوگيري از اضطراب، با تفكر تهديد مدار مبارزه كنيد و به جستجوي شواهدي بپردازيد كه از راه هاي كم تهديد موقعيت هايي كه شما را مي ترسانند و ماندن در آنجا براي وادار شدن فعالانه در موقعيت هايي كه شما را مي ترسانند و ماندن در آنجا براي مدت زماني كه اضطرابتان برطرف شود، شجاع بودن را تمرين كنيد. زماني كه به اين چالش ها دست مي زنيد از دوستان نزديك و اعضاي خانواده بخواهيد از شما پشتيباني كنند و موفقيت شما را جشن بگيرند. با تمرين مهارت هاي كنار آمدن مانند تجربه هاي آرميدگي، گوش دادن به موسيقي آرام بخش، و مانند ان، براي اين چالش ها آماده شويد.
براي جلوگيري از خشم، از موقعيت هاي خشم برانگيز دوري كنيد. اگر مقدور نشد به جنبه هاي ناپريشان ساز موقعيت تمركز كنيد. اگر اين هم ميسر نشد قرص و محكم از كساني كه باعث ناراحتي شما مي شوند بخواهيد به شيوه ملايم تر رفتار كنند. اگر احساس كرديد كه داريد خشمگين مي شويد، خودتان را از موقعيت كنار بكشيد و اجازه بدهيد سطح انگيختگي فيزيولوژيكي شما كاهش يابد تا بتوانيد مؤثرتر فكر كنيد. زيرا وقتي كه بر اثر خشم، ترس، يا هيجان از لحاظ فيزيولوژيكي بسيار برانگيخته ايم نمي توانيم به نحو مؤثرتر بينديشيم. سپس سعي كنيد نقطه نظر شخص ديگر را بشنويد، بفهميد و با او همدلي كنيد. اين امر ممكن است به شما امكان دهد دريابيد در اصل موردي براي خشمگين شدن وجود ندارد، يا اگر هم وجود دارد، بهتر مي توانيد راه هاي ساده تر براي فرو نشاندن خشم پيدا كنيد (فوردايس، 2000).
2-2-2-24 خلاقيت و باروري: نظريه گسترش دهنده و سازنده
باربارا فردريكسن (2002) در دانشگاه ميشيگان اين انديشه را كه هيجان هاي مثبت به بازي هاي هيچ صفر كل مي انجامند، بسط داده است. او نظريه هاي گسترش دهنده و سازنده هيجان هاي مثبت را تدوين كرده است، تا تبيين كند كه چگونه تجربه هاي عاطفي مثبت نه تنها سلامت شخصي را علامت مي دهند، بلكه به رشد و تكامل شخصي نيز كمك مي كنند. بسياري از هيجان هاي منفي مانند اضطراب و خشم سپرده هاي تفكر- عمل لحظه هاي افراد را محدود مي سازند، به طوري كه آنان آماده ميشوند تا به شيوه خاص حفاظت از خود، عمل كنند. در مقابل هيجان هاي مثبت سپرده هاي تفكر- عمل لحظاتي را گسترش مي دهند. اين گسترش سپرده هاي تفكر- عمل لحظه اي، فرصت هايي را براي ساختن منابع شخصي پايدار فراهم مي آورند كه به نوبه خود زمينه را براي رشد شخصي و دگرگوني با ايجاد پيچ و تاب هاي مثبت يا سازشي از هيجان، شناخت و اقدام، مهيا مي سازند. براي مثال، شادي باعث مي شود كه شخص به شيوه اجتماعي و خردمندانه يا هنرمندانه بازي و خلق كند. بنابراين، شادماني مي توانداز راه بازي، شبكه هاي اجتماعي را نيرومند سازد و از راه خلاقيت به توليد هنر و علم يا مشكل گشايي خلاق در زندگي روزانه بينجامد. حمايت اجتماعي فزاينده، فراورده هاي هنرمندانه و علمي، و تجربه هاي مسأله گشايي موفقيت آميز، همگي بازده هاي نسبتاً پايدار از شادماني هستند كه مي توانند به تحول و رشد شخصي كمك كنند. اين امر به نوبه خود به هيجان هاي مثبت تر منجر مي شود. خشنودي به عنوان يكي ديگر از هيجان هاي مثبت نيرويي در ما ايجاد مي كند كه براساس آن در شرايط زندگي خود بيشتر تأمل مي كنيم. اين امر ممكن است ما را براي نگريسن به خود و دنياي پيرامون مان، و ادامه زندگي هر روزيمان به راه هاي مثبت تر رهنمون شود. به علاوه هيجان هاي مثبت نيز ممكن است از همين بينش ها و اعمال نو و پايدار نشأت بگيرند.
شواهد تجربي از مطالعه هاي باليني و آزمايشگاهي، نظريه گسترش دهنده، سازنده هيجان هاي مثبت را كاملاً تاييد مي كنند (فردريكسون، 2002؛ آيزن، 2000). شواهد خوبي وجود دارد كه حالت هاي مثبت، سپرده هاي تفكر- عمل را وسعت مي بخشند. مطالعه هاي حالت هاي شيدايي و شيدايي خفيف، با تفكر پيش فراگير ارتباط دارند، و ديگر اينكه بيماران دو قطبي درمان شده با ليتيوم، خلاقيت كاهش يافته، از خود بروز مي دهند. در مطالعه هاي آزمايشگاهي روش هاي مختلف به گونه اي يا با القاي حالت هاي خلق مثبت را تا 15 دقيقه موجب شده است. اين روش ها، به ترتيب ميزان اثرگذاري، به شرح زيرند:
درخواست از آزمودني ها كه ضمن تماشاي يك فيلم تحريك كننده، داستان برانگيزنده اي را بخوانند، يك هديه غير منتظره (يك عدد شكلات) دريافت كنند، خود بيني هاي مثبت بخوانند، يك رويداد مثبت را به ياد بياورند، بازخورد مثبت دريافت كنند، به موسيقي گوش بدهند، و با يك فرد بشاش تعامل اجتماعي مثبت داشته باشند (وسترمان و همكاران، 1996). از اين روش هاي القاي خلق، براي نشان دادن تأثير هاي مثبت شادماني بر ادراك، شناخت، و تعامل اجتماعي در موقعيت هاي آزمايشگاهي استفاده شده است. مطالعه هاي مشابه نشان مي دهند كه سوگيري نسبت به پردازش ديداري و توجه گسترش يافته، در مورد كساني كه داراي حالت خلق مثبت هستند و يا در انجام تكاليف آزمايشگاهي بازخوردهاي پياپي دريافت مي كنند، افزايش مي يابد. در مقابل افراد داراي حالت خلق منفي و يا كساني كه در تكاليف آزمايشگاهي، بازخورد شكست دريافت مي كنند، در پردازش ديداري مكاني دچار سوگيري مي شوند. مطالعه هاي آزمايشگاهي يا القاي خلق مثبت نشان مي دهند كه اين حالت هاي خلقي القاء شده، به خلاقيت و تفكر و رفتار انعطاف پذير بيشتر منجر مي شوند. فردريكسون، در آزمايشگاه خود يك رشته مطالعه انجام داده است كه نظريه گسترش دهنده- سازنده را تأييد مي كنند. در يك

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عزت نفس، افراد مبتلا، خودپنداره Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره درآمد سرانه، آموزش و پرورش، سلسله مراتب، منابع محدود