دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، برون گرایی، عزت نفس، دانشجویان ورزشکار

دانلود پایان نامه ارشد

1990).
برخي از مزاياي پذيرش اين الگو بدين شرح برشمرده شده است كه با پذيرش اين الگو به جاي جر و بحث هاي پايان ناپذير در مورد نظام هاي رقيب كه به نوبه ي خود اين حوزه را فلج كرده بود، مي توانيم شاهد همكاري در پژوهش و به دنبال آن، افزايش حجم يافته ها و همچنين انجام ادبيات پژوهشي به جاي سنجش سازه هاي يكسان، با اسامي متفاوت باشيم. الگوي پنج عاملي مي تواند زباني مشترك براي روانشناسان پيرو سنت هاي متفاوت، چارچوبي طبيعي براي نظم دادن به پژوهش ها و راهنمايي براي سنجش جامع افراد فراهم كند. با وجود اين، حتي پرشورترين طرفداران الگوي پنج عاملي ادعا نمي كنند كه اين الگو حرف نهايي در توصيف شخصيت انسان است و هنوز در مورد بهترين تفسير از عوامل اصلي تمايز قائل شد و حتي ممكن است ابعاد اصلي ديگري وجود داشته باشد كه هنوز نظر پژوهشگران را به خود جلب نكرده اند (مك كري و جان، 1992).
يكي از مسائل مهمي كه در ارتباط با ارزش آزمون ها مطرح مي گردد، مطابقت آنها با فرهنگ جامعه اي است كه در آن، مورد استفاده قرار مي گيرند. چرا كه روانشناسي يك رشته ي وابسته به فرهنگ است. بر اين اساس، معناي هر يك از نمرات آزمون ارتباط مستقيمي با ميزان تشابه فرد مورد آزمون و گروه نمونه ي هنجاريابي دارد و در صورتي كه بين فرد و گروه نمونه ي هنجاريابي شباهتي وجود داشته باشد، مقايسه ي مناسب امكان پذير خواهد بود (كراث- مارنات317، 1373). بديهي است، زماني در يك جامعه مي توان با اطمينان خاطر از يك مقياس استفاده كرد كه متناسب با فرهنگ آن جامعه، ويرايش شده و در آن جامعه، هنجاريابي شده باشد. بنابراين لزوم هنجاريابي آزمونهاي علمي معتبر در هر جامعه اي احساس مي شود (توكلي دارگاني، 1384).
از آن جا كه الگوي پنج عاملي به وسيله پژوهشگران آمريكايي و به زبان انگليسي تدوين شده است، اين پرسش بيان شده است كه آيا اين الگو در اصل يك ساختار امريكايي است يا اينكه در فرهنگ هاي ديگر نيز صادق است. در پاسخ به اين پرسش دو ديدگاه وجود دارد؛ گروهي بر اين باورند كه هر فرهنگ ساختار شخصيتي منحصر به فردي را شكل مي دهد و روانشناسي شخصيت خاص خود را مي طلبد. بنابراين صحبت از جهاني بودن ساختار شخصيت روا نيست (جرجن، گالرس، لاك و ميسرا318، 1996). اين گروه همچنين بر اين باورند كه منتج شدن الگوي پنج عاملي از زبان عاميانه، اين الگو را به طور ذاتي به زبان و فرهنگي كه از آن نشأت گرفته است، وابسته مي كند. بر اين اساس فرهنگ ها و زبان هاي مختلف به الگوهايي خواهند شد كه اگر واقع بين باشيم، شانس پنج عاملي بودن و شبيه بودن عواملشان به الگوي آمريكايي كم است (جوني319، 1996).
اما گروهي ديگر بر اين باورند كه گرچه هر فرهنگي ويژگي هاي منحصر به فردي دارد، اما در سطح كلي تر، ابعاد ساختاري ِ نسبتاً مشابهي در فرهنگ هاي متفاوت وجود دارد. براي نمونه، مك كري و كاستا (1997) بيان كرده اند كه جنبه هاي خاصي از ساختار شخصيت ممكن است به لحاظ فرهنگي نامتغير باشند، به اين معنا كه روش هاي جهاني و عمومي براي عمل كردن و تجربه كردن وجود دارد. مك كري و كاستا ايگونه نتيجه گيري مي كنند كه ترجمه ي گويه هاي به كار رفته براي سنجش عوامل اصلي در فرهنگ آمريكايي بدون نياز به تجديد نظر و انطباق گسترده، كم و بيش، مي تواند در فرهنگ هاي ديگر نيز به صورت مطلوب استفاده شود، گر چه تحليل محتواي مقياس هاي ترجم شده به بهبود كيفيت اين ابزارها كمك خواهد كرد (جوشن لو، دائمي، بخشي، ناظمي و غفاري، 1389).
با وجود تضادي كه در نگاه نخست ميان دو ديدگاه ياد شده به چشم مي خورد، مي توان تلفيقي از هر دو ديدگاه را به عنوان پاسخ نهايي پرسش بالا در نظر گرفت؛ اين كه نتايج يك پژوهش بيانگر عمومي يا اختصاصي بودن ساختار شخصيت از نظر فرهنگي باشد، ب هسطح انتزاع مفهوم پردازي شخصيت در آن پژوهش بستگي دارد. به عبارت ديگر با وجود آن كه در سطح ويژگي هاي گسترده و اصلي، پنج عامل اصليِ ساختار شخصيت نسبتاً عمومي يا حتي جهاني است، در سطح پايين تري از انتزاع (براي مثال در سازه هاي سطح متوسطي چون هدف زندگي)، اختصاصي تر و بيشتر وابسته به فرهنگ است (كانتور و زيركل320، 1990).
در كشورهاي آسيايي به دليل كمبود ابزارهاي عمومي براي سنجش عوامل اصلي شخصيت، بيشتر روانشناسان از ترجمه ي آزمون هاي شخصيت غربي استفاده مي كنند (چئونگ321، 2004). از ميان ابزارهايي كه براي سنجش شخصيت تدوين شده اند، نسخه ي تجديد نظر شده ي پرسشنامه شخصيتي نئو (NEO-PI-R)از شهرت و اعتبار ويژه اي برخوردار است. در اين مقياس هر بعد شخصيت توسط شش رويه سنجيده مي شود. اين مقياس در سال 1992 توسط كاستا و مك كري طراحي و سپس به بيش از 30 زبان دنيا ترجمه شد (مك كري، 2001). يافته ها در پژوهش هاي مختلف، نشانگر تشابه نسبس ساختار عاملي شخصيت در فرهنگ هاي مختلف است (وو، لينستد، تيساي و لي322، 2008).
2-2-5 تحقيقات انجام شده
2-2-5-1 تحقيقات انجام شده در ايران
در پژوهش نيازي (1390) كه به بررسي ارتباط بين سلامت رواني و شادكامي زنان شركت كننده در ورزش همگاني پرداخته بود، نتايج نشان داد كه زنان شركت كننده در ورزش همگاني از وضعيت جسماني و شادكامي مناسبي برخوردارند و همچنين نتايج تحقيق نشان داد كه ارتباط مثبت و معني داري بين سلامت رواني و شادكامي زنان شركت كننده در ورزش همگاني وجود دارد. همچنين پژوهشي ناصري تفتي، پاكدامن و عسگري (1387) به منظور بررسي نقش ورزش و رگه هاي شخصيت در تحول رواني- اجتماعي دانشجويان انجام دادند، نتايج پژوهش ها نشان داد كه، الف) سطوح مؤلفه هاي شخصيت، به جز نورزگرايي در ورزشكاران نسبت به غير ورزشكاران بالاتر بود؛ ب) تحول رواني اجتماعي با برون گرايي، گشودگي، مقبوليت و وظيفه شناسي بالا بيشتر از غير ورزشكاران بود اما تحول رواني- اجتماعي غير ورزشكاران برون گرا بيشتر از ورزشكاران درون گرا بود. همچنين يعقوبي و برادران (1390) در بررسي همبسته هاي سلامت رواني: شادكامي، ورزش و هوش هيجاني پي بردند كه بين دو گروه ورزشكار و غير ورزشكار در سازه هاي شادكامي، هوش هيجاني و سلامت روانشناختي تفاوت معني داري وجود دارد.
روح الهي، پايندان و عشرتي (1390) در پژوهش خود مبني بر بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و میزان ساعتهای ورزش غیر حرفه ای با شادکامی در دانشجوایان به اين نتيجه رسيدند كه، بين ميزان ساعت هاي ورزش غير حرفه اي و شادكامي در دانشجويان تربيت بدني رابطه معني داري وجود دارد كه در سطح 01/0 برابر 67/0 است. چترودي (1390) در تحقيقي با عنوان بررسي تاثير فعاليت هاي ورزشی بر کيفيت زندگی و هزينه هاي درمانی بيماران مبتلا به فشارخون بالا ، به اين نتيجه رسيد كه بین میانگین نمره پرسشنامه هاي گروه آزمون و شاهد، قبل از مداخله تفاوت آماري معنای داري وجود P=0/37) ). در حالیكه بعد از مداخله این تفاوت معنی دار شد (P0/002) تفاضل بین دو میانگین نیاز تفاوت آماري معنی داري را بین دو گروه آزمون و شاهد بعد از مداخله نشان داد. پژوهش ديگري، با عنوان مقايسه ميزان شادكامي و سلامت رواني دانشجويان دختر ورزشكار و غيرورزشكار دانشگاه هاي تهران و پيام نور، نشان داد كه گروه ورزشكار در مقايسه با گروه غيرورزشكار، از عزت نفس، رضايتمندي، خلق مثبت، سلامت رواني و به طور كلي از شادماني بالايي برخوردارند (حمايت طلب، بزازان و لحمي، 1382).
پژوهش گودرزي و حمايت طلب (1384) مبني بر مقايسه ميزان شادكامي دانشجويان ورزشكار دختر و پسر دانشگاه تهران، نشان داد كه دانشجويان ورزشكار دختر نسبت به دانشجويان ورزشكار پسر از سلامت رواني، خلق مثبت، كارآمدي و رضايت از زندگي بيشتري برخوردارند. همچنين پژوهش امين شكروي و همكاران (1388) نشان داد كه فعاليت بدني منظم با انجام پياده روي بر ارتقاي سطح کيفيت زندگي در زنان مؤثر بوده است. بر اين اساس، طراحي و اجراي برنامه هايي در جهت تشويق زنان براي انجام پياده روي هدفمند و منظم پيشنهاد مي گردد. همچنين اسدي ذاكر و همكاران (1388) در بررسي تأثير ورزش بر سرعت راه رفتن، ميزان خستگي و كيفيت زندگي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس، نشان دادند كه ورزش ممكن است به طور نسبي بر روي كيفيت زندگي اين بيماران مؤثر باشد.
شاه علي و همكاران (1389) نيز در پژوهش خود تحت عنوان تأثير ورزش بر كيفيت زندگي زنان مبتلا به بي اختياري استرسي ادراري، نشان دادند كه انجام ورزش در بهبود سطح كيفيت زندگي افراد مبتلا به بي اختياري استرسي ادراري مؤثر مي باشد. قلي پور و همكاران (1390) همچنين، در مقايسه كيفيت زندگي شاغلان ورزشكار و غير ورزشكار استان ايلام، پي بردند كه افراد شاغل ورزشكار از كيفيت زندگي بالاتري برخوردار هستند.
مند علي زاده (1390) در پژوهش خود تحت عنوان مقايسه كيفيت زندگي ورزشكاران ورزش هاي همگاني و قهرماني استان اصفهان، نشان داد كه بين كيفيت زندگي ورزشكاران ورزش هاي همگاني و قهرماني تفاوت معني داري وجود نداشت. علوي و همكاران (1390) در پژوهش خود تحت عنوان مقايسه خصوصيات شخصيتی دانش آموزان ورزشكار و غيرورزشكار دبيرستانهاي پسرانه شهرستان محمودآباد، نشان داد كه بين دانش آموزان ورزشكار و غیر ورزشكار از نظر برون گرایی تفاوت معنا داري وجود دارد. بين دانش آموزان ورزشكار و غیر ورزشكار از نظر روان رنجوري تفاوت معنی داري وجود دارد. بین دانش آموزان ورزشكار و غیر ورزشكار از نظر روان پریشی تفاوت معنی داري وجود دارد. سعيدنيا و سعيدنيا (1391) در مقايسه ويژگي هاي شخصيتي دانش آموزان ورزشكار و غيرورزشكار، پي بردند كه ميانگين ميزان هيجان پذيري دانش آموزاني كه ورزش نمي كنند بيشتر از دانش آموزاني است كه ورزش مي كنند و ميانگين ميزان وسواس دانش آموزاني كه ورزش مي كنند كمتر از ميزان وسواس دانش آموزاني است كه ورزش نمي كنند. همچنين بيشترين ميانگين ميزان افسردگي مربوط به گروهي است كه ورزش نمي كنند و كمترين ميانگين ميزان افسردگي مربوط به گروهي است كه ورزش مي كنند. بنابراين ورزش و فعاليتهاي بدني باعث كاهش سطح هيجان پذيري، وسواس و افسردگي مي شود. همچنين نوري و همكاران (1390) در بررسي رابطه بين كيفيت زندگي مرتبط با تندرستي با سطح فعاليت بدني شركت كنندگان درورزش همگاني شهر گرگان، نشان دادند كه بين كيفيت زندگي، بهزيستي بدني ، رضايت شغلي ، رفتار خلاق و مبتكرانه و رفتار نوع دوستانه با سطح فعاليت افراد شركت كننده در ورزش هاي همگاني ارتباط معناداري وجوددارد. جلالي فراهاني و همکاران (2011) در پژوهش خود به بررسي رابطه بين شادکامي و عملکرد ورزشي دانش آموزان پسر دبيرستاني پرداختند. نتايج نشان داد که بين شادکامي و ابعاد آن )رضايت از زندگي، عزت نفس و … ( با عملکرد ورزشي رابطه معني دار وجود دارد.
استیری(1380) در بررسی مقایسه منتخبی از ویژگی های شخصیتی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه فردوسی مشهد دریافت که بین دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار در بعد برون گرایی تفاوت معنی داری وجود دارد و در بعد روان رنجوری و روان پریشی بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد. بین دانشجویان ورزشکار انفرادی، ورزشکار گروهی و غیر ورزشکار در بعد برون گرایی و روان رنجوری اختلاف معنی داری بین سه گروه مذکور وجود دارد. پژوهشي با عنوان اثر هشت هفته تمرين هوازي و مداخله دارويي بر كيفيت زندگي زنان مبتلا به ديابت نوع2 توسط وحيد تاديبي و زهرا بيات (1389) انجام گرفت. اين مطالعه به منظور تعيين اثر مداخله دارويي و تمرين هشت هفته تمرين هوازي بر كيفيت زندگي زنان ديابتي نوع2 انجام شد. اين مطالعه نشان داد كه تمرين ايروبيك با مصرف كامل دارو مي تواند باعث بهبود كيفيت زندگي زنان مبتلا به ديابت نوع2 گردد. پژوهش ديگري با عنوان تاثير تكنيك هاي يوگا و ايروبيك بر كيفيت زندگي زنان مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس توسط نجفي دولت آباد و همكاران در سال 1388 در دانشگاه علوم پزشكي ياسوج بر روي 60 نفر از بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس انجام شد. اين مطالعه كارآزمايي باليني نتايج نشان داد كه يوگا و ايروبيك

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره پرسش نامه، تحلیل عوامل، سلامت روان، روایی سازه