دانلود پایان نامه ارشد درباره سفارت انگلیس، خودمختاری، حزب دموکرات، شورای امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

دو شهر را به تصرف درآوردند. حدود پانزده هزار جنگجوی مسلح نیز در شیراز گردآمدند. شورشیان به تشویق اعراب خوزستان، شاهسون های اردبیل، افشارهای اردلان و کردهای کلهر کرمانشاه، تقاضای بیشتری کردند و خواستار انحلال کابینه ی ائتلافی، راه ندادن توده ای ها به کابینه های آینده، انحلال سازمان های توده ای در جنوب و دادن دو پست وزیر مشاور به آنان، به عنوان نمایندگان «نهضت جنوب» شدند. (یرواندابراهامیان1382 ، ص 289 و 290).
مخالفت افسران ارتش تازگی نداشت. وقتی که قوام سرگرم گفتگو درباره ی خروج نیروهای شوروی از ایران بود، وزیر جنگ که نسبت به زدوبندهای پنهانی بدگمان شده بود، به روزنامه ها گفت که روس ها به جای کاهش نیروهای خود در آذربایجان، آنها را تقویت می کنند.
هنگامی که قوام تقریباً به توافقی کامل به تبریز دست یافته بود، فرماندهان محلی حوادثی مرزی به وجود آوردند و نمایندگان نظامی شرکت کننده در کمیسیون مشترک، آشکارا از شناسایی فدائی ها و ارتشی های فراری به عنوان اعضای قانونی نیروهای مسلح خودداری کردند. هنگامی که قوام در جریان اعتصاب عمومی در خوزستان، علیه شرکت نفت از حزب توده جانبداری کرد، فرمانده نظامی آبادان رهبران اتحادیه را دستگیر کرد، سلاح در میان عشایر عرب توزیع کرد، آنها را تشویق کرد که به دفتر مرکزی حزب توده حمله کنند و پس از جر و بحث شدید با مظفر فیروز، به سوی او هفت تیر کشید. همچنین، هنگامی که قوام کوشید تا فرمانده ی نظامی آبادان را دستگیر کند، رئیس ستاد ارتش مداخله کرد و تهدید کرد که اگر یک افسر ارتش در دادگاه عمومی تحقیر شود استعفا خواهد داد (همان- ص 290، 291)
زمانی که شورش عشایری آغاز شد، «محافل نظامی و عناصر دست راستی در تهران» درباره ی امکان کودتا با سفارت انگلیس مشورت کردند و فرمانده نظامی فارس نیز توانایی های ارتش را کمتر از واقع نشان داد، تصویر اغراق آمیزی از اهمیت شورش ارائه کرد و حکومت را در فشار گذاشت تا خواسته های آنها را بپذیرد. کنسول بریتانیا در شیراز گمان می کرد که فرمانده نظامی شهر به طور پنهانی کوشیده است تا افسرن ارتش را علیه جناح چپ متحد سازد. در ضمن، وزرای توده ای هم از قوام خواستند تا پیشنهادهای نظامیان را نادیده بگیرد و اتحادیه های کارگری را در برابر مردان قبیله ای مسلح کند. همزمان با نزدیکتر شدن قوام به حزب توده و اتحاد شوروی، مخالفت قدرت های غربی شدت یافت. در فروردین ماه، وزارت امور خارجه انگلیس دست اندرکار تهیه ی طرح هایی بود که اگر قوام «به این وضعیت دست نشاندگی روسیه ادامه می داد»، به اجرا گذاشته می شد. این طرح ها عبارت بود از اعمال فشار به واسطه ی شرکت نفت، حمایت از نهضت های خودمختار در جنوب و اشغال نظامی خوزستان، به عنوان چاره ی نهایی. وابسته ی نظامی انگلیس در اردیبهشت ماه می نویسد: «اینکه آیا قوام کشورش را به روس ها فروخته یا نه، موضوعی است که هنوز قابل اثبات نیست. اما اینکه کابینه ی او نسبت به فشار حزب توده آسیب پذیر است، واقعیت دارد.» لارو گتیل جانشین بولارد، در خرداد ماه هشدار می دهد که: «بی میلی قوام در اقدام علیه حزب توده ناشی از قدرت روزافزون این سازمان است. اگر او سیاست تندی علیه آنها در پیش می گرفت، آنها یقیناً با برکناری او و جانشین کردن یک کمونیست تمام عیار تلافی می کردند.» انگلیس در تیرماه، پایگاه های خود را در بصره تقویت کرد، دو کشتی جنگی به آبادان فرستاد و مقدمات اعزام نیرو به خوزستان را فراهم ساخت. در مرداد ماه، دولت کنسول انگلیس در اصفهان را به تحریک بختیاری ها به شورش متهم کرد. سفارت انگلیس می نویسد: «اکنون برای همه ایرانیان میهن پرست روشن است که قوام آشکارا کشور را به روس ها فروخته است». در شهریور ماه، هنگامی که قوام در برابر انگلیس و شاه خواهان کمک آمریکا شد، سفیر آمریکا به وی توصیه کرد تا مظفر فیروز و وزرای توده ای را برکنار کند، مسئله آذربایجان را دوباره مطرح سازد، مخالفانش را «مرتجعین فاشیست» نخواند و از «اظهارات گرم و دوستانه به شوروی» بکاهد. (همان- ص 290-291-292).
در این بین عباس قبادیان رهبر ایل کلهر کرمانشاه نیز «اتحادیه عشایر غرب» را به منظور جلوگیری از بسط نفوذ حزب توده بنیاد نهاد (فخرالدین عظیمی 1391، ص 282).
گزارش اعزام ناوهای جنگی انگلیس به خلیج فارس و سربازان انگلیسی به بصره، ادامه ی فعالیت های قبادیان در کرمانشاه، جز رشد یک «جنبش» خودمختاری در حال تکوین در خوزستان، و به ویژه رویدادهای جنوب، همه از نظر قوام واکنش هایی در مقابل سیاست های او در جهت راضی نگاهداشتن حزب توده، دموکرات های آذربایجان، و روس ها دانسته می شد. (همان- ص 285 و 286). قوام درباره ی دخالت انگلیسی ها در وقایع فارس تردید نداشت و تهدید کرد که علیه آنان به شورای امنیت شکایت خواهد کرد. اما سفیر آمریکا وی را از این کار مصرف ساخت. اگر تلاش برای مقابله با درخواست خودمختاری در یک منطقه، صرفاً موجب تحریک خواست های مشابه در سایر مناطق می شد، قوام آشکارا ناگزیر بود موفقیت تاکتیک خود را زیر سوال ببرد. در اواسط مهرماه او طی ملاقاتی با سفیر آمریکا اشاره کرد که در نظر دارد سیاست خود را به زیان چپ گرایان تغییر دهد، و افزود در صورتی قادر به این امر خواهد بود که از حمایت مالی و اقتصادی آمریکا برخوردار گردد (همان، ص 286).
قوام السطنه در خاطرات خود می گوید: «شرکت سران حزب توده در دولت، انگلیسی ها را پیش از پیش نگران کرد و چون در آن حالت، فعالیت اعضای حزب توده و همچنین افراد وابسته به شورای متحده مرکزی در نواحی نفت خیز شدت گرفت، انگلیسی ها بار دیگر بر آن شدند که با اعزام قوای نظامی خود به سر حدات ایران، خاک کشور را مورد تهدید قرار دهند». (غلامحسین میرزاصالح، 1391، ص 261).
با آنکه به نظر می رسید رشد «نهضت ملی فارس» و تصرف شهرهای جنوبی بوشهر و کازرون به دست عشایر شورشی، قوام را تکان داده و به هراس انداخته است وی برای توجیه تغییر تاکتیک ها و سیاست هایش از آن رویدادها بهره جست. قوام ادعا کرد که چاره ای برای او نماند جز آنکه به زاهدی دستور دهد برای حصول توافق با قشقائی ها وارد مذاکره شود. توافق حاصله در اواخر مهرماه اعلام گردید و بر اساس آن «نهضت ملی فارس» به رسمیت شناخته شد. همچنین ایجاد یک شورای ایالتی، افزایش تعداد نمایندگان فارس در مجلس، احداث یک خط راه آهن، بهبود و توسعه ی راه ها و تسهیلات بهتر آموزشی و درمانی وعده داده شد (فخرالدین عظیمی 1391، ص 286 و 287).
قوام می گوید: «پس از ختم غایله ی فارس چنین اندیشیم که از این حادثه بهره برداری کنم و آن را واکنشی در قبال شرکت سه نفر از رهبران حزب توده در کابینه توجیه نمایم، و در نتیجه آنان را از دولت خارج سازم. در حقیقت منظورم از شرکت رهبران حزب توده در دولت تأمین شده بود و دیگر به وجود ایشان نیازی نبود. با این مانور موفق شده بودم که موقتاً اعتماد روس ها را به سوی خود جلب کنم و در عین حال وزرای وابسته به حزب توده را که طبعاً قدرت نقشه های اصلاحی را نداشتند، همچون پهلوان پنبه هایی در برابر ملت ایرام مفتضح و مطرود سازم (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 274-275).
بنابراین، در مهرماه، قوام خود را در وضعیتی دشوار و خطرناک یافت. اومی توانست به جناح چپ نزدیکتر شود، اتحادیه های کارگری را مسلح سازد و از رو سها کمک نظامی درخواست کند؛ اما این اقدامات اگر به جنگ داخلی هم منجر نمی شد، حتماً به یک انقلاب اجتماعی تبدیل می شد. قوام، همچنین، می توانست به جناح راست روی آورد، دست از ائتلاف با حزب توده بردارد و با قبایل و افسران ارتش، سازش کند؛ اما این اقدام نیز مبارزه قانونی علیه شاه را به تعویق می انداخت. سرانجام راه دوم را برگزید. مظفر فیروز را در سمت سفیر ایران در مسکو به آن شهر فرستاد؛ وزرای وابسته به احزاب توده و ایران را برکنار کرد؛ فرامین وطرح های بلندپروازانه را که در آنها اصلاحات ارضی و قوانین کار وعده داده شده بود کنار گذاشت؛ مخالفان پیشین همچون سیدضیاء، ارفع، طاهری و کاشانی را آزاد کرد؛ چپ گرایان را از سمت های دولتی و شورای عالی نظارت که قرار بود بر انتخابات آتی نظارت کند، کنار گذاشت؛ و افراد ضد کمونیست تندرو را به استانداری اصفهان، خوزستان، گیلان و مازندران منصوب کرد. این استانداران با کاربرد حکومت نظامی، دوازده روزنامه ی چپی را توقیف، دفتر مرکزی حزب توده را اشغال و بیش از 340 میلیشیای حزبی را دستگیر کردند.
قوام، همچنین، حزب دموکرات را به جناح راست نزدیک کرد. عده ای از رؤسای بختیاری و قشقایی؛ قبادیان از ایل کلهر؛ ناصر ذوالفقاری، از بزرگان زنجان که املاکش را حکومت تبریز مصادره کرده بود؛ مسعودی، مدیر روزنامه ی اطلاعات، امامی، کارخانه دارو نماینده ی سابق اصفهان؛ محمدهراتی صاحب یک کارخانه ی نساجی در یزد؛ علی وکیلی، رئیس اتاق بازرگانی در تهران؛ و عزیزالله اعزاز نیک پی، زمین داری ثروتمند از اصفهان را به کادر رهبری حزب آورد. بدین ترتیب، به گفته ی یکی از همکاران قوام، حزب دموکرات پناهگاه افرادی شد که از حزب توده می ترسیدند، زیرا به نظر می رسید که این آخرین و قویترین مانع در برابر کمونیسم باشد (پرواندابراهامیان 1377- ص 292-293).
این سیاست جدید طبعاً سبب خرسندی انگلیسی ها و آمریکایی ها گردید. لوروژتل (سفیر انگلیس) بیدرنگ قوام را از حمایت کامل انگلستان مطمئن ساخت و ترمیم کابینه اش را «نشانه ای از سرزنده بودن روح ملی ایرانیان» توصیف کرد. در حالی که سفیر آمریکا آن را «نقطه ای عطفی در تاریخ ایران» دانست.
شاه از اینکه وزیران توده ای برکنار شده بودند و فیروز به عنوان سفیر به مسکو گسیل شده بود، شادمان شد. از سوی دیگر، شاه نگران از آنکه مبادا تغییر سیاست قوام او را از حمایت انگلیسی ها و آمریکائیان برخوردار کند و نقش شاه در تحولات اخیر ناچیز بشمار آید، با سفیر آمریکا ملاقات کرده ترمیم کابینه را کلاً به حساب خود گذارد. او اظهار داشت که «به رغم هشدارهای رقت انگیز قوام» وی «او را مجبور ساخت که کابینه اش را ترمیم کند، وزیران توده ای را اخرج نماید، و فیروز را به خارج بفرستد یا برکنار کند». انگلیسی ها و آمریکایی ها آماده بودند که تحولات اخیر را هم به حساب شاه بگذارند و هم به حساب قوام، ولی مشتاق بودند که قوام را فعالانه مورد تشویق و حمایت خود قرار دهند. قوام که از تجدید فعالیت های دربار نگران بود و می کوشید تا کاهش پشتیبانی روسها و چپ گرایان را به نحوی جبران کند، بر تلاش های خود به منظور جلب اعتماد وحمایت انگلیسی ها و آمریکائیان افزود. بر این اساس وی خواستار کمک های مالی و اقتصادی آنان برای طرح های اصلاحی خود گردید، قرارداد مستشاران آمریکایی را که در ژاندارمری خدمت می کردند تجدید کرد، و سرلشکر ارفع و بتدریج سایر بازداشت شدگان را آزاد ساخت. سفیر شوروی واکنشی خشم آلود نسبت به این تحولات نشان داده، قوام را متهم به تبانی با انگلیسی ها کرد. هنگامی که ائتلاف فرو ریخت، توده ایها تقصیر را به سادگی به گردن «امپریالیسم» و «نیروهای ارتجاعی» انداختند و قوام را به خاطر تسلیم شدن در مقابل آنها، ملامت کردند. توده ایها و رنجش خود را از اینکه قوام وزیران آنان را درست مورد مشورت قرار نداده بود، ابراز داشته و از استخدام مجدد مقاماتی که اخراج کرده بودند، و سرکوبی اتحادیه های کارگری و فعالیت های حزب، به وسیله ی دولتی که خود در آن عضویت داشتند اظهار تأسف نمودند (فخرالدین عظیمی 1391، ص 288-289-290).
4-7-سقوط حکومتهای اذربایجان وکردستان:
افزون بر این، قوام روابط خود را با تبریز و مهاباد کاهش داد و سرانجام در آذرماه، به ارتش اجازه داد تا به آذربایجان و کردستان حمله کنند، هرچند که حوادث پیش از هجوم ارتش در تیرگی و ابهام توضیحان ناقص و گمراه کننده پنهان ماند. پس از این جریانات، قوام مدعی شد که اعتماد و اطمینان کاملی به این اقدام مهم و مخاطره آمیز داشته است و از همان آغاز کار در راستای این امر کوشیده است. البته او پیش از آغاز حمله با احتیاط تمام به تبریز رفت و جوی را در بین مردم به وجود آورد که گویی در برابر خواست

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، وزارت خارجه، قانون اساسی، انجمن ایالتی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، مجلس شورای ملی، افکار عمومی، فرقه ی دموکرات