دانلود پایان نامه ارشد درباره ساختار سیاسی، کودتای 28 مرداد، اجتماعیون عامیون، حزب دموکرات

دانلود پایان نامه ارشد

ی اند.(ساموئل هانیتنگتون 1392-ص 576 و 575).
جامعه ای که در مرحله ی به سر بردن در سطح به نسبت پائین اشتراک سیاسی احزاب سیاسی متشکلی را پرورانده باشد (مانند هند، اروگوئه، شیلی، انگلستان، ایالات متحده و ژاپن)، در مقایسه با آن جامعه ای که احزابش در مرحله ی اخیرتر و ملی فراگرد نوسازی سازمان گرفته باشند، گسترش اشتراک سیاسی آن به استواری سیاسی شان کمتر لطمه می زند(همان- ص 577) . قدرت نهادی یک حزب سیاسی در صورتی اثبات می شود که پس از بین رفتن بنیانگذار یا رهبر فرهمندی که نخستین بار آن را به قدرت رسانده است بتواند همچنان پابرجا بماند (همان– ص 592 و 593).
جنبه ی بعدی توانایی حزب، پیچیدگی و عمق سازمانی آن است و این امر به ویژه در پیوندهای آن با سازمان های اجتماعی – اقتصادی چون اتحادیه های کارگری و انجمن های دهقانی متجلی می شود. در احزاب نیرومند رهبری اتحادیه ها و سازمان های کارکردی دیگر، تابع رهبری حزب است و تصمیم های سیاسی در انحصار رهبری حزب قرار دارد. به هر روی، بیشتر احزاب کشورهای دستخوش نوسازی، از یک چنین پیوندهای سازمانی پشتیبانی برخوردار نیستند. در بیشتر موارد، این احزاب نتوانسته اند جاذبه ی توده ای شان را برای کارگران و دهقانان بیفزایند.
سومین جنبه ی توانایی حزب به این بستگی دارد که فعالان سیاسی و قدرت جویان تا چه اندازه خودشان را متعلق به حزب می دانند و تا چه اندازه حزب را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف های دیگر تلقی می کنند. در نظام های سیاسی بسیار توسعه یافته، به ندرت پیش می آید که یک رهبر سیاسی از حزب به حزب دیگر روی آورد و تحرک گروه ها و طبقات اجتماعی از حزبی به حزب دیگر، معمولاً یک فراگرد پیچیده و درازآهنگ است. اما در برخی نظام های دستخوش نوسازی تحرک های افراد و گروه ها از یک حزب به حزبی دیگر به شدت رواج دارد (همان– ص 595 و 596).
به طور کلی یک نظام حزبی نیرومند، نخست، می تواند اشتراک سیاسی را از طریق نظام سیاسی گسترش دهد و در نتیجه، فعالیت های سیاسی ناهنجار یا انقلابی را خنثی کرد یا تغییر جهت دهد و دوم، اشتراک گروه های تازه تحرک یافته را به مسیرهایی هدایت کند که به نظام خلل نرساند. بدین سان، یک نظام حزبی نیرومند، سازمان ها و شیوه های نهادمندی را برای جذب گروه های تازه به درون نظام فراهم می آورد. پرورش یک چنین نهادهایی، لازمه ی استواری سیاسی در کشورهای دستخوش نوسازی به شمار می آید (همان– ص 596 و 597).
2-4-تاریخچه احزاب در ایران:
حزب به مفهوم جمعیتی سیاسی در ایران همچون بسیاری از جوامع سابقه ای طولانی و تاریخی دارد. این تجمع های سیاسی گاه مانند سربداران و فدائیان اسماعیلی جنبه ی نظامی داشته و به صورت یک حزب یا تشکل سیاسی – نظامی فعالیت می کرده و گاه همچون اخوان الصفا سیاست را در کنار اندیشه و اصلاح اخلاقی و فلسفی پیشه می ساخته و به شکل یک تشکل سیاسی – فرهنگی تبلور یافته است. اما در واقع سابقه حزب سیاسی به شکل مشخص و در چارچوب تعاریف مرسوم و کنونی از احزاب، در ایران به 100 سال می رسد و به دوره ی مشروطه باز می گردد. به طور کلی دوره های تحزب در تاریخ معاصر ایران را می توان به پنج دوره تقسیم کرد.
1-دوره اول تحزب (1304 – 1285):
پس از پیروزی انقلاب مشروطه، دو تشکل که هر یک در جریان های سیاسی قبل از مشروطه ریشه داشتند پا به عرصه حیات گذاشتند که یکی حزب اجتماعیون عامیون و دیگری اجتماعیون اعتدالیون بود. حزب اجتماعیون عامیون شاخه ی حزب سوسیال دموکرات یا حزب همت قفقاز در ایران به شمار می رفت. مهمترین شاخه ی این حزب در تبریز پدید آمد. این حزب که مجاهد یا مجاهدین و اعضای آن فدائی خوانده می شدند، دارای یک کمیته ی سری کوچک بود که مرکز غیبی نام داشت. حزب اندکی بعد، کلمه ی اجتماعیون که به معنای سوسیالیسم به کار می رفت را از نام خود حذف و کلمه دموکرات را انتخاب کرد. دموکرات عامیون یک حزب رادیکال (تندرو) بود و اعضای آن را بیشتر، روشنفکران غرب زده تشکیل می داد. در نقطه ی مقابل حزب مذکور، حزب اجتماعیون اعتدالیون که از مشی محافظه کارانه (میانه رو) پیروی می کرد قرار داشت و در آن عناصر روحانی چون آیت الله سیدمحمد طباطبایی دیده می شدند. این دو حزب مهمترین تشکل های تحول ساز حد فاصل مشروطه و سلطنت رضاخان بوده اند که با نام های مختلف و ائتلاف های گوناگون در مجلس اول تا پنجم مؤثرترین نقش را ایفا کردند. به غیر از آن دو احزاب کوچکتری نیز بوده اند که اغلب از طریق ائتلاف با این دو به حیات خود ادامه می دادند. در دوره ی رضاخان، به علت اعمال کنترل و نظارت دولت بر روحانیت، خوانین، سران عشایر، همه شخصیت ها و حرکت های مخالف حتی رجال ملی اصلاح طلب از فعالیت سیاسی غیردولتی بازماندند و با سیطره ی دولت بر مجلس و مطبوعات نیز، زمینه ی تداوم و حضور احزاب از بین رفت. در این راستا حتی احزاب طرفدار شاه چون حزب رادیکال به رهبری داور، حزب ایران جوان به رهبری علی اکبر سیاسی و حزب ترقی به رهبری حسن تقی زاده نیز به علت بدبینی رضاشاه از هرگونه فعالیت حزبی بازماندند (حسین مسعود نیا، داوود نجفی 1390- ص 111-110).

2-دوره ی دوم تحزب (1332-1320):
پس از یک دوره پانزده ساله رکود سیاسی و حزبی (دوره سلطنت رضاخان) و در پی اشغال ایران و سقوط رضاخان، دوره ی دوم تحزب آغاز شد. در این دوره سه گرایش مهم حزبی پررنگ تر از قبل، بر پایه سه جریان فکری کمونیستی، ناسیونالیستی و اسلامی پدید آمدند. این سه جریان پایه و اساس فعالیت های حزبی پس از 1322 زا نیز تشکل می دهند:
الف- احزاب چپ و کمونیستی: مهمترین حزب چپ این دوره، حزب توده بود. این حزب در سال 1320 از عناصر باقیمانده حزب کمونیست ایران، جناح چپ جنگل، گروه موسوم به 53 نفر و … تأسیس شد. حزب توده که خواهان استقرار یک حکومت کمونیستی در ایران بود، تا 1327 به صورت قانونی به فعالیت پرداخت. در آن سال به علت ترور نافرجام شاه، فعالیت های آن تعطیل شد. اما مصدق در دوره نخست وزیری خود به آن اجازه داد و همکاری آن را در دولتش پذیرفت. پس از کودتای 28 مرداد، حزب توده سرکوب شد و عملاً تا پیروزی انقلاب سربرنیاورد. البته سازمان چریک های فدایی خلق ایران که در دهه ی 50 به فعالیت های چریکی پرداخت، انشعابی از حزب توده به شمار می رفت.
ب- احزاب ملی و ناسیونالیستی: جبهه ی ملی به رهبری دکتر مصدق، مؤثرترین و مشهورترین حزب ناسیونالیستی دهه ی 20 و 30 به شمار می آید. این جبهه که در سال 1328 موجودیت یافت، متشکل از احزاب، جمعیت ها و نمایندگان قشرهای مختلف و مجموعه ای از احزاب ناسیونالیست و مذهبی بود. جبهه ی ملی به استثنای حزب دموکرات ایران به رهبری قوام، تنها تشکل سیاسی است که در یک دوره ی کوتاه به قدرت رسید. جبهه ی ملی در پی بازداشت، محاکمه و زندانی شدن رهبران خود از رونق افتاد و به همین دلیل، از درون آن در دهه ی 40 نهضت آزادی واز درون نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق (بعداً منافقین) متولد شد.
ج- احزاب و گروه های مذهبی: شاخص ترین گروه مذهبی در دهه ی 20 جمعیت فدائیان اسلام بود که در سال 1324 از سوی سیدمجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی، موجودیت خود را اعلام کرد. نواب در آغاز، از گروه های تشکیل دهنده ی جبهه ملی بود. ولی به علت اختلافات مذهبی و سیاسی از آن جدا شد. به بیان دیگر نواب در پی استقرار حکومت اسلامی بود، در حالی که مصدق به یک حکومت ملی و لائیک می اندیشید. نواب پس از کودتای 28 مرداد دستگیر و در 13334 به همراه برخی از یارانش به شهادت رسید. پس از آن جمعیت فدائیان از هم پاشید، ولی در دهه ی 40 بقایای اعضای آن، جمعیت مؤتلفه را پدید آمد.
به استثنای گروه های سیاسی مذکور، گروه های مشهور دیگری چون حزب زحمت کشان مظفر بقایی، حزب ملت ایران داریوش فروهر، نهضت خداپرستان سوسیالیست محمد نخشب و حزب دموکرات ایران احمد قوام به فعالیت های سیاسی اشتغال داشتند، که به جز حزب قوام، اغلب با ائتلاف با این یا آن حزب سیاسی، به حیات خود ادامه دادند. (همان – ص 111 تا 113)
3-دوره سوم تحزب (1342-1339):
از سال 1339 تا 1342 به آن جهت دوره سوم تحزب نام گرفته است که در پی تأکید و فشار آمریکا، رژیم پهلوی برای بقای خود، فضای باز سیاسی نسبی جدیدی را در ایران گشود که حاصل آن، تولد و تداوم فعالیت های تازه سیاسی بود. با وزش نسیم آزادی های سیاسی در سال 39، نیروهای سیاسی عمده ی دوره ی پیشین- با همان نام یا نامی دیگر – دوباره پا به صحنه گذاشتند.
جبهه ی ملی با نام جبهه ملی دوم، نیروی سوم با نام جامعه ی سوسیالیست های نهضت ملی و حزب زحمتکشان با نام جمعیت پاسداران آزادی، هر یک به شکلی احیا شدند. در این دوره بخش مذهبی جبهه ملی را عنصر فعال در نهضت مقاومت ملی سال های اختناق تشکیل می دادند که پس از چندی با نام نهضت آزادی ایران در این دوره مستقلاً شکل گرفتند. به طور کلی، این دوره از حیات سیاسی احزاب نیز با آشتی شاه و دموکرات های آمریکا و سپس به قدرت رسیدن جانسون، حذف امینی و روی کار آمدن نخست وزیر وابسته ای چون علم، انتقال رهبری اصلاحات از امینی به شاه، مخالفت با اصلاحات فرمایشی و قیام 15 خرداد و سرانجام سرکوب قیام و استقرار دوباره ی اختناق و برچیده شدن دوباره بساط احزاب و نیروهای سیاسی گوناگون پایان می گیرد.(همان- ص 113).

4-دوره ی چهارم تحزب(1357 – 1360):
این دوره با دوره های پیشین تفاوت های بارزی دارد. نخست آنکه این دوره با تحولی در ساختار سیاسی کشور همراه است و علاوه بر تجدید حیات نیروهای سیاسی پیشین، احزاب و گروه های سیاسی جدیدی پای به میدان گذاشتند. دوم آنکه در این دوره برای نخستین بار روحانیت نیز از تشکیلات سیاسی رسمی عمده ای برخوردار می شود. جناح انقلابی طرفداران رهبری در حزب جمهوری اسلامی و جناح محافظه کار هواداران آیت الله شریعتمداری در حزب جمهوری خلق مسلمان متشکل می شوند. به طور خلاصه در این دوره تقریباً همه تمایلات و تفکرات سیاسی قدیم و جدید، غیر از تشکیلات سلطنت طلب در قالب احزاب و گروه های سیاسی به فعالیت پرداختند.(همان – ص 114)
5-دوره پنجم تحزب (خرداد 1376 تاکنون):
دوره پنجم که دوره رونق مجدد فعالیت های حزبی است مربوط به دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی از خرداد 1376 تاکنون می باشد. در این دوره، تقویت نهادهای مدنی و از جمله احزاب سیاسی در رأس برنامه های رئیس جمهور برای نیل به توسعه سیاسی قرار گرفت و علاوه بر احزاب و گروه های قبلی، احزاب و سازمان های جدیدی مانند حزب مشارکت ایران اسلامی و حزب همبستگی ایران اسلامی، شروع به فعالیت نمودند.
در این دوره پس از گذشت دو دهه از تثبیت انقلاب تعدیلاتی هم در مواضع مخالفین نظام و هم در نظرات نخبگان سیاسی حاکم خصوصاً پس از روی کار آمدن آقای خاتمی پدید آمد که بر اساس آن هم توان سیستم برای تحمل مخالفین افزایش یافت و هم مخالفین دریافتند که برای ادامه حیات سیاسی تشکیلات خود و حل اختلافات و تنش ها باید از سیاست های براندازانه دست بردارند و مخالفت های خود را در چارچوب قانون اساسی به عنوان میثاق ملی شکل دهند. این تلقی جدید از سوی مخالفین و نخبگان حاکم موجب تقویت فعالیت های حزبی گردید(همان- ص 114).

2-5-علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران:
تاریخ فعالیت های احزاب و پدیده ی تحزب در ایران، به خوبی بیانگر توفیق نیافتن عملکردی این پدیده ی مهم سیاسی در سده ی اخیر و حتی در حال حاضر است. پژوهندگان سیاسی همواره در پی تبیین علل این ناکارآمدی بوده اند و علل مختلفی را در حوزه ی سیاسی، تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی برای این معضل بر شمرده اند. به نظر می رسد که از سده ی گذشته تاکنون، پدیده تحزب و احزاب ایرانی فاقد عملکرد بهینه و کارآمدی لازم بوده اند و به دلایل مختلفی از جمله علل تاریخی – ساختاری نتوانسته اند کار ویژه های ایجابی این پدیده را در ایران محقق سازند. این دلایل عبارتند از:
1-استبداد و ساختار مطلقه ی قدرت:
ساخت دولتمداری و دولت سالاری مطلق و تمرکزخواه دارای پیشینه ی طولانی و تاریخی است. مطلق بودن قدرت، ویژگی تاریخی ساختار سیاسی ایران

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، قانون اساسی، قدرت سیاسی، نظام سیاسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جنگ جهانی دوم، ایدئولوژی، قدرت سیاسی، نظام سیاسی