دانلود پایان نامه ارشد درباره درآمد سرانه، آموزش و پرورش، سلسله مراتب، منابع محدود

دانلود پایان نامه ارشد

سطح رضايت، شادي، اميدواري و نظير اين ها به دست مي آيند. در واقع شاخص هاي عيني در بهترين حالت ها فرصت ها و امكانات ارتقاي كيفيت زندگي را فراهم مي كنند، ولي به تنهايي، نمي توانند آن را تأمين كنند (كاستانزا و همكاران، 2007). به نظر مي رسد بهترين رويكرد در تعريف كيفيت زندگي، يك رويكرد تركيبي (عوامل عيني و ذهني) باشد. برا ساس اين ديدگاه، كيفيت زندگي بر اساس كيفيت ارضاي نياز هاي انسان، در بافت فرهنگي و سيستم ارزشي يك جامعه بر اساس ارزيابي و برداشت خود فرد، تعيين مي شود (كاستانزا و همكاران، 2007).
سه مؤلفه اصلي اين رويكرد، نيازهاي انسان، فرصت ها202 و سياست هاي كلان203 يك جامعه است. بهترين مؤلفه و مرحله در تععين كيفيت زندگي، شناخت نيازهاي انسان است. بعضي از پژوهشگران، ترجيح مي دهند از كلمه حوزه ها204 به جاي نيازها استفاده كنند. تلاش هاي زيادي در طبقه بندي نياز هاي انسان انجام گرفته است (ماريكس نيازهاي انسان از مكس- نيف205 ، 1992، توانايي هاي كاركردي انسان از ناسبوم و گلاور206، 1995 و سلسله مراتب نيازهاي مزلو207، 1954). با اين حال به نظر مي رسد كه پاره اي از نيازها، دراكثر اين طبقه بندي ها، مشترك بوده و از سوي صاحبنظران به عنوان نيازهاي اساسي انسان ها پذيرفته شده اند (كاستانزا و همكاران، 2007). اين نيازها مربوطند به نيازهاي امرار معاش208 (مانند غذا، پناهگاه، آب و هواي سالم واستراحت، توليد209و فرزند پروري و تشكيل خانواده، تربيت فرزند، انتقال ارزش ها، امنيت210، محبت211 (نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و احترام متقابل) ، فهم212 (دسترسي به اطلاعات و توانايي استدلال)، مشاركت213 (شركت در فعاليت هاي اجتماعي و احساس خودكارآمدي و شايستگي در انجام آن ها) وتفريح214 (تجربه غذا، مسافرت، گردش در طبيعت)، معنويت215 (اعتماد به يك تكيه گاه برتر، تجارب معنوي و داشتن جامعه اي مبتني بر اصول اخلاقي، خلاقيت216، (نوآوري و اختراع)، هويت217 (رسيدن به يك حس يكپارچه بعد از يك خودشناسي و دگر شناسي گسترده)، آزادي218 (حق انتخاب شيوه زندگي، همسر، شغل و…). بعضي از اين نيازها، روابط تنگاتنگي با فرهنگ و سيستم ارزشي يك جامعه دارد (كاستانزا و همكاران، 2007).
مؤلفه بعدي كه در ارتقاي كيفيت زندگي نقش دارد، فرصت ها و امكاناتي است كه در اختيار اعضاي جامعه قرار داده مي شود. اين فرصت ها در چهار نوع مختلف سرمايه219 تقسيم بندي مي شوند. سرمايه اجتماعي220 كه شبكه ها و هنجارهايي را شامل مي شود كه مشاركت و همكاري هاي افراد را تسهيل مي كند، سرمايه انساني221 كه شامل دانستن اطلاعاتي است كه، افراد در منابع مختلف علمي ثبت كرده اند، سرمايه مصنوعي222 كه شامل توليدات كارخانه اي براي توليد ابزارها و تجهيزات مورد نياز و سرمايه طبيعي223 شامل منابع طبيعي قابل جايگزين و غير قابل جايگزين است كه در نتيجه فعل و انفعالات محيط طبيعي به دست آمده است. هر كدام از اين سرمايه ها براي رفع دسته اي از نيازهاي انساني است. سرمايه هاي مصنوعي و طبيعي براي برطرف كردن نيازهاي اوليه و مربوط به امرار معاش مفيدتر است، مانند سرپناه و آب و هوا و سرمايه اجتماعي برتر و ايجاد امنيت و نيازهاي عاطفي (كاستانزا و همكاران، 2007).
مؤلفه بعدي سياست هاي كلان يك جامعه است. تهيه و تدوين راهبردهاي علمي و درازمدت و اجراي آن ها در نهايت به سياست هاي كلي يك كشور كه به وسيله نهادهاي سياسي تعيين مي شود، بستگي دارد. پادشاه يونان224 طي يك سخنراني تصريح كرد: هدف نهايي و آشكار سياست هاي ما بالا بردن سطح شادي ملي است (بوند225، به نقل از كاستانزا و همكاران، 2007). دولت ها با توجه به سرمايه هايي كه در اختيار دارند، سعي مي كنند امكانات و فرصت هاي لازم را براي رفع نياز هاي افراد فراهم كنند و كيفيت زندگي آن ها را افزايش دهند (كاستانزا و همكاران، 2007).
2-2-3-5 ويژگي هاي كيفيت زندگي
عليرغم اينكه يك توافق كلي در تعريف كيفيت زندگي وجود ندارد، بيشتر پژوهشگران بر سه ويژگي كيفيت زندگي اتفاق نظر دارند. اين ويژگي ها عبارتند از: چند بعدب بودن، ذهني بودن و پويا بودن.
الف) چند بعدي بودن: همه متخصصان دنيا معتقدند كيفيت زندگي موضوعي چند بعدي است. دانشمندان توافق دارند كه مفهوم كيفيت زندگي همواره 5 بعد زير را در بر مي گيرد.
بعد جسمي: بعد جسمي به دريافت فرد از توانايي هايش در انجام فعاليت ها و رضاين روزانه كه نياز به صرف انرژي دارد، اشاره مي كند و مي تواند دربردارنده مقياس هايي چون تحرك، توان و انرژي، درد و ناراحتي، خواب و استراحت و ظرفيت توان كاري باشد.
بعد رواني: جنبه هاي روحي مانند افسردگي، ترس، عصبانيت، خوشحالي و آرامش را در بر مي گيرد. برخي از زير گروه هاي اين بعد عبارتند از: تصوير از خود، احساس مثبت، احساس منفي، اعتقادات مذهبي، يادگيري، حافظه و تمركز حواس.
بعد اجتماعي: به توانايي برقراري ارتباط با اعضاي خانواده، همسايگان، همكاران و ساير گروه هاي اجتماعي و نيز وضعيت شغلي و شرايط اقتصادي كلي مربوط مي شود.
بعد معنايي: درك فرد از زندگي و هدف و معناي زندگي را در بر مي گيرد.
بعد علايم مربوط به بيماري با تغييرات مربوط به درمان: مواردي مانند درد و تهوع و استفراغ را در برمي گيرد.
ب) ذهني بودن: كيفيت زندگي را بايد بيشتر به صورت يك مفهوم ذهني به كار برد. ارزيابي فرد از سلامت و خوب بودنش عامل كليدي د مطالعه كيفيت زندگي مي باشد. قضاوت فرد در مورد بيماري و درمان بر سلامتي خود اهميت بيشتري نسبت به ارزيابي عيني از سلامت دارد. به عنوان مثال، ممكن است فردي از يك يا چند بيماري مزمن رنج ببرد ولي خودش را سالم بداند، در صورتي كه يك فرد ديگر با وجود آنكه هيچ نشان عيني از بيماري ندارد، خود را بيمار بپندارد. عامل اصلي تعيين كننده كيفيت زندگي عبارت است از: تفاوت درك شده بين آنچه هست و آنچه از ديدگاه فرد بايد باشد.
ج) پويا بودن: پويايي كيفيت زندگي به اين معناست كه با گذشت زمان تغيير مي كند و به تغييرات فرد و محيط او بستگي دارد. اين مشخصه در يك رابطه طولي قابل مشاهده است (مقيمي دهكردي، صفايي، 1386).
2-2-3-6 كاربردهاي اندازه گيري كيفيت زندگي
كاربردهاي اندازه گيري كيفيت زندگي را مي توان به شكل زير تشريح كرد:
پزشكي: اين ابزار در كنار ساير اقدامات تعيين كننده كيفيت زندگي، مي تواند اطلاعات با ارزشي، در مورد مواردي كه روي فرد بيشترين اثر را دارند فراهم نموده و در يافتن بهترين انتخاب در مراقبت بيمار مفيد باشد.
بهبود روابط پزشك بيمار: با افزايش درك پزشك از اثرات بيماري در زندگي بيمار، روابط پزشك و بيمار بهتر شده و بيمار نيز خدمات پزشكي را نيز مؤثرتر حس مي كند.
تعيين كارايي درمان هاي مختلف: جهت ارزيابي درمان هاي مختلف مي توان از اين ابزار جهت سنجش كيفيت زندگي به عنوان يك پيامد استفاده كرد.
ارزيابي خدمات بهداشتي: در مروركفايت و كيفيت خدمات پزشكي اولويت هاي بيمار، قطعاً مهم هستند كه اين ابزار مكمل با ارزشي جهت اين ارزيابي فراهم مي كند.
تحقيقات: اين ابزار به وسيله تعيين اثرات بيماري د رتمام وجود بيمار تغييرات جديدي در مورد بيماري ايجاد مي كند.
سياست گذاري: در تعيي اثرات سياست هاي جديد بر كيفيت زندگي افراد مي توان از اين سود سياست گذاران با درنظر گرفتن اين پيامد مي تواند تخصيص منابع محدود را با بينش وسيعتري انجام دهد (مقيمي دهكردي، صفايي، 1386).
2-2-3-7 كيفيت زندگي، شاخص پيشرفت اجتماع
امروزه كيفيت زندگي شاخص پيشرفت اجتماع است كه در بر گيرنده مهمترين عوامل است كه شرايط زندگي در جامعه و رفاه شخصي افراد را تعيين مي كنند.كيفيت زندگي يكي از اساسي ترين نكات علوم اقتصادي و سياسي است كه در آن پارامتر هاي مادي توسعه اقتصادي و توليدات داخلي در كنار پارامتر هاي غير مادي چون كيفيت كار، سطح سواد، فرهنگ، استاندارد پزشكي و بهداشت، كيفيت فراغت و تفريح، شرايط محيط زيست، جو سياسي، احساس خوشبختي انفرادي و حتي آزادي و حتي اتحاد ملي مورد بررسي قرار مي گيرند.
پارامتر هاي صرفاً مادي كيفيت زندگي، معيار زندگي را تشكيل مي دهند، كه به كميت و كيفيت كل اجناس خدماتي گفته مي شود كه در يك اجتماع د دسترس افراد آن قرار دارند. اجزاي مهم تعيين كننده معيار زندگي درآمد ناخالص ملي و درآمد سرانه مي باشد.
از آنجا كه در نظر گرفتن عوامل صرفاً اقتصادي و هدف گرفتن صرفاً توسعه اقتصادي براي پيشبرد اجتماعي مي تواند موجب درگيري با ساير جوامع به خاطر تسخير منابع طبيعي جديد، انبساط قلمرو و آلودگي محيط زيست گردد. شاخص هاي ديگري نيز بايد براي تعيين كيفيت زندگي مورد توجه قرار گيرند، از قبيل ميزان رشد انساني، امكانات، تأسيسات و خدمات اجتماعي، امكانات آموزش و پرورش، شرايط محيط زيست، كيفيت فراغت براي پيشرفت يك جامعه بايد تك تك عوامل كيفيت زندگي را بالا برد. بنابراين شناسايي عوامل تعيين كننده آن و راه هاي ارتقاي آنها لازمه پيشرفت اجتماع است. بي توجهي به يك پارامتر مي تواند موجب برداشت كاملاً اشتباه از وضعيت مردم يك جامعه شود. در جامعه اي كه داراي قشر كوچكي از بزرگ ثروتمندان و قشر عظيمي از تهيدستان مي باشد، ممكن است درآمد سرانه مردم بالا باشد، در حالي كه اكثر آنها از تهيدستي رنج مي برند يا اينكه اثرات جنگ در همسايگي موجب اين مي شود كه يك كشور حتي اگر در جنگ نباشد، به آماده كردن نظامي خود بپردازد و مقدار قابل ملاحظه اي از منابع مالي خود را صرف دفاع ملي كند. اما از آنجا كه منطقه دچار بي ثباتي سياسي و اقتصادي مي شود سرمايه گذاري هاي خارجي كاهش مي يابد و شبكه هاي داد و ستد بين انساني مختل مي گردند.
مزلو در سال1943 هرم احتياجات بشري را معرفي كرد. بر اساس اين هرم، انسان ها در درجه اول سعي دارند احتياجات پايه اي خود را برطرف كنند و بعد نيازهاي لايه هاي بالاتر را. احتياجات فيزيولوژيك و اساسي انسان شامل نيازهاي حياتي انساشند. هوا، غذا، آب، گرما، خواب، سلامت و ارضاي تمايلات جنسي، نياز به امنيت كه در لايه دوم قرار گرفته شامل احتياج به منزل، كار، قانون، بيمه، خدمات بهداشتي، اخلاقيات، امنيت جسمي، امنيت مالي است.
لايه سوم شامل تعلقات روحي است. احتياج به دوست، هم قطار، همسر عشق، همسايه، محاوره، ارتباط با ديگران، تيمار و پرستاري.
لايه چهارم شامل احترام و قدرداني است. احترام، اقتدار، اعتماد، موفقيت، مقام، پيروزي، قهرماني و حتي ثروت و قدرت.
بالاترين لايه لايه تحقق خويشتن است. فرديت، پرورش استعداد، از خودگذشتگي، بزرگواري، هنر، فلسفه، اعتقادات، فقدان تبعيض، سه لايه پايين،لايه رفع كمبو ها هستند. به اين معني كه رفع احتياجات اين سه لايه اگرچه موجب احساس رضايت مي شود، اما او را ترغيب به حركت و پيشرفت نمي كند. با خوردن آب تشنگي رفع مي شود اما فرد در صدد بيشتر آب خوردن بر نمي آيد.
لايه چهارم و پنجم، احتياجات به پيشرفت هستند اين ها نيازمندي هايي هستند كه هرگز برطرف نمي شوند. خلاقيت يك نقاش او را بر آن مي دارد كه براي تحقق ايده هايش نقاشي كند، بدون آنكه اين نيروي تحرك دروني با افزايش تعداد نقاشي هاي او فروكش كند.
هرم مزلو براي تجزيه و تحليل عوامل حركت انسان ها و رفع منطقي نيازهاي انساني به وجود آمدند. اين هرم حكم يك خط مشي را براي مسؤليت امور اجتماع دارد تا بتواند با در نظر گرفتن اولويت هاي مختلف احتياجات مردم، قواي خود را براي پيشبرد وضع اجتماع به صورت خلاقانه روي نكات گوناگون تقسيم كنند. اين هرم پنج طبقه اكنون در برسي هاي اقتصادي و حتي تبليقاتي مورد استفاده قرار مي گيرند. نيازهاي بالاتر فقط زماني مورد توجه قرار مي گيرند كه نيازهاي پايين تر رفع شده باشند (حسنلي، 1386). نكته جالب اين است كه با رفع احتياجات پايين، انسان چيز به خصوصي حس نمي كند، در حالي كه برطرف نشدن يكي از آن نيازها موجب نگراني و تشويش بسيار او مي تواند باشد (شولتز، ترجمه سيد محمدي، 1385).

2-2-4 شخصيت
2-2-4-1 تعريف شخصيت
غالبا وقتي ديگران و خود را توصيف مي كنيم از واژه ي شخصيت استفاده نموده و همگي معتقديم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، گروه مرجع، عزت نفس Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره رفتار انسان، مفهوم وجود، اصل موضوع