دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، عباس میرزا، مجلس شورای ملی، تبلیغات شفاهی

دانلود پایان نامه ارشد

از مجاهدین راه مشروطیت بوده، عمل اسکندری تأثیر نامطلوبی در نمایندگان و حتی عده ای از مردم خواهد گذاشت و تصویب اعتبارنامه ی خود او او را نیز در معرض خطر قرار خواهد داد. اما عباس میرزا اسکندری که در سخنوری تسلط داشت، وضع تقی زاده را با شرح معایب و مضار قرارداد 1933 نفت جنوب دگرگون کرد. تقی زاده در مقام دفاع از خود اعتراف نمود که در امضای قرارداد مذکور فقط آلت فعل بوده است. با این ترتیب انتقاد از تقی زاده به نفع عباس میرزا خاتمه یافت و مخالفین داشتند که با رقیب نیرومندی مواجه هستند. از این پس کسانی که قصد داشتند بر سر اعتبارنامه ی وی جنجال و منازعه کنند دچار تردید گشتند و برای حفظ موقعیت خود از مقابله با وی احتراز کردند. به همین جهت عباس میرزا در طول دوره ی پانزدهم یکه تاز میدان شد و کسانی مانند احمددهقان که گاهی سرسختی از خود نشان می دادند و به او حمله ور می شدند، چنان با جواب های قاطع و کنایه آمیز وی مواجه گشتند که تا مدتی از معاوضه و مبارزه فرو می ماندند. باری صراحت و شهامت عباس میرزا اسکندری مؤثر افتاد و مجلس اعتبارنامه ی تقی زاده را به قید این که عمل او در خصوص قرارداد 1933 مورد تأئید نیست تصویب کرد. (غلامحسین میرزا صالح 1391، ص 296، 297، 298).
در موقع انتخاب رئیس مجلس نیز کاندیدای حزب دموکرات (سردار فاخر) موفق شد و در این میانه علی رغم سیاست انگلستان مقاصد خود را پیش برد، اما این موفقیت برای شخص من و سردار فاخر حکمت گران تمام شد. انگلیسی ها به منظور برهم زدن نقشه ی من دایر به تجدیدنظر در ارکان قرارداد 1933 نفت جنوب (قرارداد کدمن –تقی زاده) بر آن شده بودند که خود تقی زاده عاقد قرارداد مذکور را به عنوان ریاست مجلس انتخاب کنند تا با استفاده از نفوذ و قدرت مقام ریاست مجلس، هم از تجدیدنظر در قرارداد نفت جلوگیری کنند و هم سقوط حکومت را تسریع نمایند. با این امید انگلیسی ها در انتخاب تقی زاده از آذربایجان دخالت مستقیم کردند. توضیح آن که منصورالملک استاندار آذربایجان، با انتخاب تقی زاده موافقت نداشت و با وجود وساطتت هایی که شده بود بازهم در نظر خود پافشاری می کرد و به علاوه از بیم مؤاخذه و عتاب من به انتخاب تقی زاده تن در نمی داد. لیکن یک هفته پیش از آغاز انتخابات آذربایجان سرجان لوروژتل سفیرکبیر انگلیس به بهانه ی سرکشی به کنسولگری تبریز به آن دیار عزیمت نمود و ضمن ملاقات با منصورالملک موضوع انتخاب تقی زاده را از تبریز و انتخاب محمدساعد مراغه ای را از رضائیه حل کرد. اما من که تلخی روزگار را چشیده و به میزان مکر و حیله ی عمال انگلیس وقوف کامل یافته بودم، نتایج اقدام دشمن را پیش بینی می کردم و بتی را که انگلیسی ها برای تأمین اغراض خود تراشیده بودند، درهم شکستم. در حقیقت عباس میراز اسکندری با اشاره و دستور من زبان به نکوهش تقی زاده گشود و عدم موفقیت تقی زاده در انتخاب ]شدن[ به ریاست مجلس ضربه ای از جانب من بر سیاست انگلیس به شمار می رفت. با وجود این ها دولت بریتانیا به وسیله ی قراولان مخصوص خود، یعنی افراد جمعیت عامیون، به سختی از من و یاران نزدیکم و همچنین سردار فاخر حکمت انتقام گرفت. روش انگلیسی ها با توجه به این واقعیت تنظیم شده بود که با وجود پشتیبانی فراکسیون دموکرات که اکثریت مجلس را تشکیل می داد سقوط حکومت من مشکل و امکان ناپذیر است. بنابراین انگلیسی ها بدواً درصدد برآمدند که وکلای حزب دموکرات را از آن حزب جدا کنند و آنگاه موجبات سقوط حکومت مرا فراهم سازند. برای اجرای این منظور نمایندگان مخالفت دولت با استفاده از تریبون مجلس حملات خود را بر ضد من تشدید کردند. روزنامه های اطلاعات و کیهان علیه من و دوستان نزدیکم مقالات تند و انتقادآمیز منتشر ساختند. روزنامه های موسمی که معمولاً در مواقع لازم، با دریافت کمک های مالی به وسیله ی استعمار انگلستان مورد استفاده واقع می شوند و علیه آزادی خواهان و وطن پرستان به کار می روند، از قبیل روزنامه های صدای وطن، صدای مردم، اقدام و از این قبیل از هیچگونه هتاکی و اهانت به من و همکاران وفادارم دریغ نورزیدند. به جراید دیگر مانند روزنامه های آتش، داد، آزاد و مجله ی خواندنی ها دستور داده شده بود با اتهامات بی اساس و شرم آور، حکومت مرا از نظر افکار عمومی بی اعتبار و ناصالح جلوه دهند.
دکتر مظفر بقایی که با مساعدت و کمک من از ورطه ی گمنامی بیرون آمده و برای نخستین بار به مجلس راه یافته بود، مأمور شد به عنوان این که من دیگر رهبر حزب دموکرات ایران نیستم، محل حزب دموکرات را که در آن موقع در کافه ی شهرداری بود، اشغال نماید و ضمن ایجاد انشعاب در حزب، نام و مایملک حزب را در کلوپ مرکزی تصاحب کند. این شخص فرومایه و کم غیرت نیز به اتفاق گروهی چاقو کش و چماق بدست به محل حزب حمله ور شد.
حسین مکی نیز که موفقیت خود را در انتخابات مجلس شورای ملی از شهر اراک، مرهون مساعدت من بود از عضویت حزب دموکرات استعفا کرد و با نهایت بی شرمی مخالفت با من را آغاز نمود. عبدالقدیر آزاد را نیز به وسیله ی احمد دهقان و محمدعلی مسعودی اغوا کردند تا علیه من اعلام جرم کند. این شخص که برای نخستین بار به وکالت مجلس انتخاب شده و حتی مخارج انتخاباتی وی را نیز حزب دموکرات ایران پرداخت کرده بود، تلقین معاندین را بر ضد نخست وزیر به کار بست. عده ای از نمایندگان فراکسیون دموکرات که سست عهد و ضعیف الاراده بودند یکایک مجبور به استعفا شدند. (همان ، ص 298، 299، 300).
قوام در ادامه می گوید «هنگامی که عمال انگلیس با منتهای شدت، من و یارانم را مورد حمله قرار داده بودند، روس ها نیز متعاقب رد مقاوله ی نفت شمال، زبان به اعتراض گشودند. وزارت امور خارجه ی شوروی یادداشت های تند و شدید الحن برای من فرستاد، مطبوعات و رادیوهای شوروی دولت و مجلس ایران را به سختی در معرض انتقاد و نکوهش قرار دادند و مرا پیمان شکن و ناصالح قلمداد کردند. (همان، ص 301)
برای نخستین بار رادیو فرقه ی دموکرات آذربایجان که مرکز آن در خارج از کشور و گویا ایروان قرار داشت، پس از ناکامی روس ها در ماجرای نفت، با امواج خود ناسزاها و اتهامات بسیار به ملت و دولت ایران نثار کرد. مرتجعین و مخالفین داخلی که من را در مقابل سیاست های خارجی متزلزل دیدند، موقع را غنیمت شمردند و علیه دولت به دسته بندی پرداختند. عمال سیاست بریتانیا لحظه ای از ایجاد فتنه و فساد غافل نمی ماندند و کوشش داشتند از کلیه ی عوامل مخالف برای سقوط حکومت استفاده برند. مقصود اصلی آن بود که من و یارانم را به کلی در انظار عمومی خفیف و بی آبرو کنند و برای همیشه آنان را از صحنه ی سیاست ایران طرد نمایند.
انگلیسی ها فهرستی از این اشخاص تنظیم کردند و تصمیم گرفتند به ترتیب ایشان را آماج حملات مطبوعاتی و شفاهی قرار داده، هر یک را به طریقی منکوب کرده، از میدان مبارزه اخراج نمایند. در این فهرست غیر از نام من که در ردیف اول ذکر شده بود، به ترتیب اسامی موسوی زاده، خسرو هدایت، حائزی زاده، حسن ارسنجانی و دو سه نفر از وکلای ذی نفوذ حزب دموکرات ایران و همچنین زین العابدین فروزش (جمعاً ده نفر) ثبت گردیده بود (همان ، ص 301، 302).
در یکی از شب های تیر 1326 یعنی اندکی قبل از افتتاح دوره ی پانزدهم مجلس، بنا به نقشه ی دکتر طاهری جلسه ای تشکیل شد. در آن جلسه پس از ساعت ها مشاوره و مباحثه بالاخره قرار گذاردند، به منظور تقویت حس بدبینی در مردم و ایجاد حس حسادت در بین روشنفکران و رجال، من و اطرافیانم را به سوءاستفاده متهم کنند و موارد مجعول را در یکی دو روزنامه یا مجله با تیراژ زیاد منتشر نموده و تا آنجا که مقدور باشد آن را به مردم بفروشند و نسخه های اضافی را مجاناً به نشانی تمام افراد سرشناس متنفذ تهران ارسال دارند و بلافاصله تبلیغات شفاهی را علیه کسانی که مورد حملات ناروا قرار گرفته اند آغاز کنند و بلافاصله پس از تشکیل مجلس نیز یکی از وکلا را اغوا و تحریک و وادار نمایند بر ضد من راجع به مندرجات ساختگی آن روزنامه یا مجله اعلام جرم کند. برای اجرای این منظور جونب امر در نظر گرفته شد و قرعه ی انتشار اتهامات بی اساس به نام علی بشارت مدیر روزنامه ی صدای وطن اصابت کرد.(همان، ص 303، 304).
در مورد اعلام جرم عبدالقدیر آزاد وکیل تازه به دوران رسیده ی سبزوار که بیش از سایرین تحریک پذیر بود در نظر گرفته شد. برای آماده ساختن عبدالقدیر آزاد چنین تصمیم گرفته شد که نخست با چندنفر از علمداران و پایکوبان حزب استقلال که لیدری آن با عبدالقدیر بود به مذاکره پردازند و به وسیله ی اینان مقصود خود را تأمین نمایند. بالاخره روزنامه ی صدای وطن با تیراژ چندبرابر معمول انتشار یافت و از طریق توزیع مجانی بدست کلیه ی افراد متنفذ و معروف پایتخت رسید. روز انتشار روزنامه ی صدای وطن، چندین نسخه از این روزنامه به وسیله ی اشخاص مختلف بدست من رسید. چندین نفر نیز در این باره با من مذاکره کردند و پیشنهاد نمودند که برای ابتهرای خود و تبلیغات مسموم و توطئه چینی معاندین اقدمات لازم معمول دارم. انتشار فهرست مجعول درباره عواید و مخارج حزب دموکرات ایران خاطر مرا سخت آزرده ساخت، چنان که تا قبل از ظهر روز بعد با کسی ملاقات نکردم و اوقات را در تنهایی گذراندم. مقارن ظهر روز بعد به پیشخدمتم دستور دادم که سه نفر از معتمدین و محارم را برای مشاوره و خنثی کردن دسایس مخالفین و برهم زدن نقشه ی آنان، ساعت هشت و نیم بعدازظهر یعنی مصادف با ختم جلسه ی هیئت دولت به مقر تابستانی نخست وزیر دعوت کند.
جلسه ی موردنظر با حضور من و مدعوین تشکیل گردید. حضار از جمله کسانی بودند که از جزئیات میزان و منابع درآمد حزب دموکرات ایران و نحوه ی خرج آن اطلاع داشتند. این چندنفر قبل از واقف شدن به اسرار مالی حزب دموکرات که قسمتی از آن مشتمل بر اسامی گیرندگان وجه، یعنی کسانی که اطلاعات و اخبار سری مربوط به حزب توده و حکومت پیشه وری و حزب کومله کردستان را تسلیم کرده و می فروختند، به شرافت و کلام الله مجید سوگند یاد کرده بودند که به خاطر حفظ منافع کشور هرگز اطلاعات و معلومات خود را ابراز نکنند و اسرار مالیه ی حزب دموکرات را که در راه تحصیل اطلاعات سری و برای تأمین منافع ملت و مملکت صرف شده بود مادام العمر افشا نسازند. در آن جلسه ی محرمانه، من با چهره ای ملول و خسته که حاکی از بیخوابی شب قبل و خاطر افسرده ام بود، صورت منتشر شده در روزنامه ی صدای وطن را برای آنان قرائت کردم و نظر ایشان را در روشن کردن اذهان مردم ایران و بی اساس بودن این نوع انتشارات خواستار گردیدم… .
در این جلسه هر کس نظری اظهار کرد… من در نظر داشتم که روز بعد در رادیو نطقی ایراد کنم. و به مردم اطلاع دهم که برای رفع بدبینی آنان نسبت به مسئولین حزب دموکرات ایران، به محض رسمیت یافتن مجلس شورای ملی وضع امور مالی حزب را به استحضار همگان خواهم رساند. می خواستم به یکی از دو صورت زیر مسائل مالی حزب دموکرات را مورد بررسی مجلس قرار دهم: نخست این که پس از تشکیل مجلس تقاضای جلسه ی سری کنم و ارقام درآمد و مخارج حزب را در آن جلسه به طور تفضیل بیان کنم و ضمن اعلام مجموع درآمد که بر چهارمیلیون و پنجاه هزار تومان بالغ بوده است، صورت مخارج سری را که برای بدست آوردن اخبار و اطلاعات محرمانه به کار رفته به مجلس تقدیم دارم و به نمایندگان تذکر دهم که اگر به نظر ایشان بازگشت آذربایجان و زنجان و کردستان دارای چنان ارزشی نبوده که صرف دو میلیون تومان را، آن هم نه از بودجه دولت بلکه از وجوهی که به عنوان کمک و حق عضویت توسط اشخاص به صندوق حزب پرداخته شده است، ایجاب کند، من حاضرم این مبلغ را از دارایی خود به صندوق حزب منتقل سازم و از رهبری حزب دموکرات کناره گیری کنم، مشروط بر این که نمایندگان حاضر در جلسه ی سری قبلاً متعهد شوند که از مذاکرات سری جلسه مجلس هیچ گاه پرده بر ندارند. طریق دیگر این که مجلس پنج نفر را که مورد اعتماد عامه باشند و اظهارنظر و عقیده ی ایشان برای مردم و مجلس جهت باشد انتخاب کند و این پنج نفر به کلیه ی ارقام درآمد و مخارج حزب دموکرات ایران رسیدگی کنند و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، فرقه ی دموکرات، مجلس شورای ملی، عدم اطمینان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، روزنامه نگاری، مجلس شورای ملی، ملک الشعرای بهار