دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، عباس میرزا، روشنفکران، سفارت انگلیس

دانلود پایان نامه ارشد

بحران آمیز و بغرنجی قرار گرفته بودم. عده ای از ملاکین و سرمایه داران، مانند هراتی یزدی و ناصرالدین شاه میرزای ناصری که قبلاً به عضویت حزب دموکرات ایران درآمده بودند، علاوه بر این که حاضر بودند پیمان وفاداری را نسبت به رهبر حزب امضا کنند، پیشنهاد کردند برای مخارج متفرقه ی حزبی و کمک به پیشرفت آن، مبالغی به صندوق حزب مساعدت کنند و این در معنی از نظر من و همکاران نزدیکم معاضدت به ادامه و توسعه ی فعالیت حزب تلقی می شد. اکثر این پیشنهادها پذیرفته شد، ولی این رویه دستاویز مخالفین قرار گرفت و دشمنان دولت چنین شایع کردند که حزب دموکرات کرسی های مجلس را می فروشد و حال آنکه که مطلب غیر از این بود. اغلب کسانی که بدین ترتیب به مجلس راه یافتند دارای زمینه و نفوذ محلی بودند و به علاوه تماماً در حزب دموکرات عضویت داشتند و طبعاً حزب ترجیح می داد که نمایندگان از میان کاندیداهای حزبی انتخاب شوند، خاصه این که می خواستم از انتخاب عناصر مرتجع و دسیسه باز ادوار سابق مجلس که هرگز قدمی به نفع مردم و مملکت برنداشته بودند ممانعت نمایم و مجلس را وسیله ی کشمکش و صحنه ی بازیگری های اینان که اغلب با مأمورین سفارتخانه های خارجی ارتباط داشتند، قرار ندهم. کوشش می کردم مجلس حتی المقدور از اشخاص بی طرف و کسانی که پیوند و بستگی به سیاست های خارجی نداشتند تشکیل گردد تا به کمک آنان بتوانم نقشه های اساسی را که برای پیشرفت و ترقی کشور تنظیم کرده بودم به تصویب مجلس برسانم و اصلاحات را در مملکت شروع کنم. به همین جهت جوانان و کسانی را که به داشتن حسن سابقه متصف بودند و هنوز با ارتباط با بیگانگان آلوده و ناصالح نشده بودند تقویت کردم و به مجلس فرستادم (همان ، ص 283-284-285).
قوام در ادامه اشاره می کند که بعدها هسته ی اصلی جبهه ی ملی را همین افراد تشکیل دادند و در ضمن اشاره می کند که چندنفری علیرغم میل او به مجلس راه یافتند.
در مجلس پانزدهم حزب دموکرات با کسب هشتاد کرسی تهران، گیلان، مازندران، خراسان و کرمان اکثریت را در دست داشت. این گروه را سردار فاخر حکمت، سخنگوی جناح زمین داران محافظه کار حزب و بهار، رئیس جناح روشنفکران رادیکال حزب رهبری می کرد. در گروه نامبرده دموکرات های برجسته ای مانند ارسنجانی، محمودمحمود، صادقی، مسعودی، نمازی، ابوالقاسم امینی و برادر کوچکترش علی امینی و دو تن از خوانین بزرگ قشقایی حضور داشتند. افزون بر یک سوم از این هشتاد نفر در زمان های مختلف به دستور رضاشاه زندانی شده بودند. (پرواند ابراهامیان 1382، ص 298).
5-7-بروز اختلاف درحزب دموکرات:
در این میان بروز تنش و اختلاف در داخل حزب دموکرات حتی پیش از انتخابات به وجود آمده بود و مجلس پانزدهم در حالی آغاز به کار کرد که قوام اکثریتی چشمگیر ولی بی ثبات داشت. در پی عزیمت فیروز به مسکو، احمد آرامش، وزیرکار و تبلیغات و عضو کمیته ی مرکزی حزب، مقام دبیرکلی و کنترل مؤثر آن را در دست گرفت. به گفته ی فخرالدین عظیمی «آرامش گروهی از اعضای جوان تر حزب را دور خود گردآورده و با فروش جوازهای صادرات و واردات و راههای نامشروع دیگر در پرکردن صندوق حزب، و به اعتقاد عمومی جیب خودش، هیچ فرصتی را از دست نداده بود» (فخرالدین عظیمی 1391، ص 304). مخالف عمده ی آرامش، علی اکبر موسی زاده وزیر دادگستری و عضو کمیته ی مرکزی حزب بود که به واسطهی پیگرد مجدانه ی برخی از اعضای بلندپایه شهربانی بدنام رضاشاه در دوران پس از شهریور 1320، نام و آوازه ای برای خود کسب کرده بود. او آرامش را به دیده ی تحقیر می نگریست و اعزاز نیک پی دستیار ارشد قوام و دیگران نیز از وی حمایت می کردند. موسوی زاده علناً آرامش را به دلیل فساد مورد حمله قرار می داد. ولی به ظن لوروژتل علت واقعی دشمنی موسوی زاده، مخالفت او با سیاست های آرامش و یارانش در زمینه ی «توسعه ی اجتماعی» بود (همان، ص 305).
پروفسور ابراهامیان در کتاب معروفش «ایران بین دو انقلاب» درباره ی حزب دموکرات می نویسد: «قوام به دلیل شتابی که برای تضعیف حزب توده و شاه داشت، افراد متفاوت و مخالف بسیاری را به درون حزب آورده بود، مثلاً اشراف زمین داری مانند حکمت، امینی، فرمانفرما و روشنفکران رادیکالی چون بهار، ارسنجانی، محمودمحمود، کارخانه داران ثروتمندی چون نیک پی، نمازی، هراتی و اعضای اتحادیه هایی که می خواستند زیر نفوذ حزب توده نباشند، بزرگان قبیله ای همچون آقاخان بختیاری و خسرو قشقایی و همچنین دولتیان پشتیبان مبارزات رضاشاه علیه ایلات و عشایر، در حزب دموکرات گردآمده بودند. روزنامه ی قیام ایران، وابسته به فراکسیون ملی، این اختلافات را به روشنی توصیف کرده است. در این روزنامه، حزب دموکرات، حزبی متشکل از گرگ و گوسفند توصیف شده بود که میلیونرها، کارخانه داران و تجار قدرتمندی که به مردم زور می گویند آنها را به وحشت می اندازند و کارگران و دهقانانی که با رشوه به پای صندوق های رأی آورده می شوند، اعضای آن را تشکیل می دادند. نویسنده مقاله، همچنین، ادعای روزنامه ی حزب را که نیک پی نماینده ی «کارگران» است، رد کرد، او را راهزنی توصیف می کند که کارگران خود را استشمار می کند. به نظر نویسنده، شگفتی آور بود که هراتی، کارخانه دار میلیونر یزدی، با گستاخی تمام ادعا می کند که اگر کادیلاک به مجلس برود منافع کارگران را بهتر حفظ خواهد کرد. (پرواندابراهامیان 1382، ص 299-300).
قوام درباره حزب دموکرات و عبدالقدیر آزاد می گوید «اگر زمامداری من ادامه می یافت ممکن بود شالوده های صحیحی از نظر سازمانی و ایدئولوژی برای حزب دموکرات به وجود آید و آن حزب با تصفیه ی عناصر فرصت طلب و بدنام و تقویت افراد صالح و وطن پرست بر مبنای محکمی استوار گردد و انحلال و اضمحلال آن به آسانی میسر نشود، ولی زوال قدرت حکومت من و سعایت و بدگویی و نفاق انگیزی اشخاص فرصت طلب که شاهد موفقیت را در آغوش کشیده و به مراد دل رسیده و حزب را رها کرده بودند، سازمان های نوبنیاد حزب را درهم فرو ریخت. از کسانی که جز نوکری و تملق نسبت به حاکم وقت رویه ای در پیش نمی گیرند و فاقد اعتقاد و پرنسبیب اجتماعی هستند. غیر از این انتظاری نمی رفت. مقدم بر همه عبدالقدیر آزاد که به خاطر وکالت نسبت به من اخلاص و اردات بسیار می ورزید، قبل از افتتاح مجلس و تصویب اعتبارنامه اش کتباً از عضویت حزب استعفا کرد.
…حقیقت قضیه این است که عبدالقدیر مردی ساده لوح و خوش باور است و روش سیاسی او را اطرافیانش تلقین و تعیین می کنند و به همین لحاظ رندان و مال اندیشان او را برای گسستن پیمان وفاداری نسبت به من مناسب تر تشخیص دادند و در نتیجه وی را اغفال و وادار کردند از عضویت حزب کناره گیری کند. به غیر از وسوسه و تحریک مخالفین که موجب شد آقای آزاد از حزب دموکرات روی برگیرد، علت دیگری نیز در پیمان شکنی وی وجود داشت. توضیح این که قبل از تشکیل مجلس، عبدالقدیر آزاد هوس کرده بود در فاصله ی انجام کار انتخابات سبزوار و بازشدن مجلس، به عنوان وزیر کشور به عضویت کابینه ی من درآید، لیکن چون از مراجعات خود نتیجه ای به دست نیاورد دلسرد شد وکینه ی من را به دل گرفت. …گذشته از خصومت کهنه ای که بین من و انگلیسی ها وجود داشت و صرفنظر از مذاکراتی که میان من و سفیر آمریکا باب جلب کمک های مالی و فنی دولت آمریکا صورت گرفته بود، موضوع تجدیدنظر در قرارداد تحمیلی 13933 نفت نیز ذهن من را به خود مشغول داشته بود. همه ی این جهات به ضمیمه ی کینه جویی مرتجعین داخلی که بر اثر ضربات من زمین خورده بودند، سقوط دولت مرا تسریع کرد.» (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 287-288).
قوام در ادامه می گوید «دشمنان که به وسیله ی مأمورین سفارت انگلیس حمایت می شدند، مردی را که برای رهایی کشور از تجزیه و اضمحلال مساعی جمیله ای به کار برده بود، ناجوانمردانه آماج حملات و اتهامات نادرست قرار دادند. ناسزاها و شماتت های مخالفین را تحمل می کردم، ولی بعدها کسانی که به خاطر ایشان طعن و لعن دشمنان را خریده بودم، باعث ناراحتی من شدند. همان اشخاصی که من قدرت خود را وسیله ی موفقیت آنان در انتخابات قرار داده بودم و در عوض بغض و عصبانیت عمومی را متوجه خویش ساخته بودم، به محض آنکه اعتبارنامه هایشان به تصویب مجلس رسید، به اغوا و تحریک معاندین و غیرمستقیم بر اثر دسایس عمال انگلیس به رویم تیغ کشیدند و سوگند و پیمان را نقض کردند و یکی پس از دیگری از حزب دموکرات ایران استعفا دادند و به گروه مخالفین پیوستند.
هنگام تشکیل مجلس، هفتاد و پنج نفر از نمایندگان که عضویت حزب و امضای سوگندنامه، آنان را بر کرسی های مجلس نشانده بود، ظاهراً از من پشتیبانی کردند، ولی اندکی بعد عده ی آنان رو به کاهش نهاد و کار به جای رسید که در اواسط دوره ی پانزدهم بیش از سی و پنج نفر با من همراه نبودند و شاید فقط نیم این عده باطناً وفاداری خود را نسبت به من حفظ کرده بودند. بدیهی است تغییر روش نمایندگان منتخب حزب دموکرات ایران بنابر میل و رغبت و رضای آن صورت نگرفت، بلکه چنان که قبلاً توضیح داده شد، چون به جهاتی مقرر بود من و همکاران نزدیکم از صحنه سیاست ایران خارج شویم و حزب دموکرات نیز که من موجد و مؤسس آن بودم منحل گردد، لذا دایماً از مقاماتی به نمایندگان طرفدارام فشار وارد می آمد که از عضویت حزب دموکرات و فراکسیون پارلمانی آن حزب کناره گیری کنند. اصولاً سیاست دول بزرگ استعماری در ایران همواره در جهت جلوگیری از توسعه و پیشرفت احزاب ملی عمل می کنند. استعمارگران که از تجمع و تشکل طبقات محروم و آگاه بیم دارند، تشکیل دسته و احزاب نیرومند ملی جداً مخالفت می ورزیدند و در این طریق تا حصول موفقیت از پای نمی نشینند (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 285-286-287).
5-8-سقوط دولت قوام وفروپاشی حزب دموکرات:
قوام در خصوص سرنگونی دولت خویش و متعاقب آن حزب دموکرات، همچنین موضوع تجدیدنظر قرارداد 1933 نفت و دشمنی انگلیسی ها و عوامل داخلی را در سقوط دولت خویش مؤثر میداند (همان، ص 289-295).
قوام همچنین در ادامه می گوید «بالاخره مجلس دوره ی پانزدهم در بیست و پنجم تیر 1326 افتتاح گردید. غیر از وکلای آذربایجان، که مخالفین بدست منصورالملک استاندار، آنان را از صندوق آراء بیرون آورده بودند، بقیه ی نمایندگان بر اثر مساعدت من و فعالیت حزب دموکرات انتخاب شده بودند و ظاهراً در بدو امر مورد احترام آنان بودم، در ابتدای تشکیل مجلس، وقت نمایندگان صرف دسته بندی های داخلی و به ویژه کشمکش بر سر انتخاب رئیس مجلس شد. حزب دموکرات ایران سردار فاخر حکمت نماینده ی فارس و عضو کمیته ی مرکزی حزب را کاندیداری ریاست مجلس کرد. مخالفین و مخصوصاً تعزیه گردانان اصلی آنان، یعنی دار و دسته ی عامیون نیز سیدحسن تقی زاده سفیر کبیر ایران در لندن را که بر طبق توصیه و دستور خاص از تبریز انتخاب شده بود، به عنوان داوطلب ریاست مجلس معرفی کردند. جراید پایتخت نیز به همین ترتیب به دو دسته ی مشخص تقسیم شدند. دسته ی اول هماهنگ روزنامه ی دموکرات ایران و دسته دوم به متابعت از روزنامه ی اطلاعات، یعنی شخص عباس مسعودی که از اعضای ثابت و لا یتغیر همان باند نامریی و دایمی حکومت ایران است، برای موفقیت کاندیدای ریاست مجلس شورای ملی فعالیت می کردند. عباس میرزا اسکندری که در آن دوران از همدان انتخاب شده بود، زندگی سیاسی تقی زاده را به شدت مورد انتقاد قرار داد و در این راه شهامت زایدالوصفی از خود ابراز کرد. عباس میرزا به جهت مختلف و به مناسبت این که روزگاری از زعمای حزب توده بوده است، در مجلس مخالفین سرسختی داشت. مرتجعین و دست راستی ها او را تهدید کرده و قصد داشتند با اعتبارنامه اش مخالفت ورزند و او را از مجلس پانزدهم طرد کنند؛ ولی اسکندری پیش از آغاز حمله ی مخالفین و قبل از آن که اعتبارنامه اش به تصویب برسد، دل به دریا زد و به محض طرح اعتبارنامه ی تقی زاده شروع به فعالیت کرد.
دوستان عباس میرزا اقدام وی، یعنی مخالفت با اعتبارنامه ی تقی زاده را پیش از تصویب اعتبارنامه ی خود او بس خطرناک و غیرعاقلانه تلقی کردند و یقین داشتند با توجه به این که تقی زاده روزگاری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، فرقه ی دموکرات، مجلس شورای ملی، عدم اطمینان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، بحران دموکراسی، جامعه شناسی سیاسی، وزارت خارجه