دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، فرقه ی دموکرات، مجلس شورای ملی، عدم اطمینان

دانلود پایان نامه ارشد

حزب دموکرات انتخاب کردم.» (همان 1391 – ص 229).
مرامنامه و اساسنامه ی حزب دموکرات نیز توسط مظفر فیروز تنظیم و نوشته شد. قوام در این باره می گوید: «مظفر فیروز برای آن که بتواند رل حساس این حزب را در دست بگیرد خودش به تنهایی داوطلب تنظیم این مرامنامه و اساسنامه شد و پس از چند روز مطالعه مرامنامه ای نوشت که بسیار جالب و در عین حال مترقی بود». (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 10).
استقبال زیاد مردم از حزب دموکرات، زعمای حزب توده و فرقه ی دموکرات آذربایجان را سمت ناراحت و نگران ساخت و به روس ها بیدار باش دادند که زیاد هم نباید به فعالیت های قوام السطنه از دریچه ی چشم خوشبینی نگریست، ولی در اینجا بازهم مظفر فیروز نیرنگ ماهرانه ای به کار برد و آن این بود که قبل از وقت به روس ها حالی کرده بود که: «زیاد هم نمی شود به حزب توده و فرقه ی دموکرات آذربایجان اعتماد کرده اجازه بدهید من بدست قوام السلطنه یک حزب تشکیل بدهم تا به وسیله ی این حزب بتوانیم به مقاصد سیاسی خود جامه ی عمل بپوشانیم.» به همین جهت بود که روس ها بعد از تشکیل حزب دموکرات تردید داشتند که آیا وجود این حزب موجبات پیشرفت مقاصد سیاسی آنها را فراهم خواهد ساخت، یا سدی در مقابل آن خواهد بود! زیرا اگر مظفر فیروز در ایران باقی می ماند روی اعتمادی که به او داشتند ممکن بود در آینده بهره هایی از وجود حزب دموکرات بگیرند، ولی روس ها از این وحشت داشتند که مظفر در مقابل آن همه دشمنانی که برای خود ایجاد کرده است و در رأس آنها دربار قرار داشت نتواند ایستادگی کند و از میدان در برود و سرنوشت بدست افرادی بیفتد که مخالف اصول و تئوری های مارکسیسم بودند. به طوری که همه می دانند بالاخره این کابوس حقیقت پیدا کرد و مظفر به عنوان سفیر کبیر به مسکو روانه شد و زمام امور حزب دموکرات بدست عده ای افتاد که درست در جبهه ی مخالف روس ها صف بندی کرده بودند. در رأس این دسته احمد آرامش قرار داشت که بعد از عزیمت مظفر فیروز با سمت دبیرکل حزب کلیه ی امور حزب را زیرنظر گرفت. فعالیت او هنگامی که تصدی وزارت کار و تبلیغات را به عهده داشت باعث از هم پاشیدن شورای متحده گردید (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 11-12).
قوام برای مقابله با عوامل مرثر حزب توده و فرقه ی دموکرات آذربایجان که عموماً افرادی ماجراجو، بی باک و از جان گذشته بودند ناگزیر بود که عده ای عناصر حادثه جو و ماجرا طلب را به حزب دموکرات وارد کند. زیرا افراد صاحب عنوان و کندرو استعداد و انرژی مبارزه با صف ورزیده و جنگ آزموده ی حزب توده و فرقه ی دموکرات را نداشتند. چون این افراد گمنام و حادثه جو پایه گذار حزب دموکرات شده بودند مخالفین قوام از قبیل سیدضیاءالدین طباطبائی، دکتر طاهری و سیدمحمدصادق طباطبایی در عین خوشحالی از تشکیل حزب دموکرات از آن وحشت داشتند که مبادا پس از رهایی از چنگال حزب توده در دست عناصر مخالف حزب توده که در عین حال با مرتجعین و عمال سیاسی دست راستی هم به نظر بغض و کینه نگاه می کردند، گرفتار شود. برای آنها خطر ارسنجانی، فروزش، عمیدی نوری و عباس شاهنده به مراتب بیش از سیدجعفر پیشه وری، غلام یحیی، روستا و اردشیر آوانسیان بود؛ زیرا آنها چون توده ای نبودند و مبارزات نمایانی هم با حزب توده کرده بودند نمی توانستند مورد تکفیر قرار بگیرند و ماسک بیگانه پرستی و کمونیستی بر پیشانی آنها لایتچسبک بود. از طرف دیگری دیپلماسی انگلیس و آمریکا در مقابل حزب توده و فرقه ی دموکرات ممکن بود از این صف مرتجع و کهنه پرست جانبداری کند، ولی مسلماً هیچگاه حاضر نمی شد در مقابل افراد دیگری که برای مملکت خطری نداشتند خود را طرفدار حفظ منافع این گروه قلمداد نماید. بنابراین از همان آغاز تشکیل حزب دموکرات عناصر مرتجعی علیه آنها صف بندی کردند، منتها در آغاز کار به واسطه ی نفوذ و قدرت عجیبی که قوام السطلنه به دست آورده بود جرئت نداشتند مخالفت خود را علنی نمایند، گویی هنوز وطن در خطر نیفتاده بود (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 12 و 13).
نورالدین کیانوری در کتاب خاطرات خود عنوان می کند که قوام، به دستور آمریکائی ها آمد و برای اینکه حزب توده و شوروی ها را فریب دهد، حزب دموکرات ایران را تأسیس کرد و یک جنبه ی دموکراتیک قلابی هم به آن داد (نورالدین کیانوری 1388، ص 135). وی همچنین اعتقاد دارد «مظفر فیروز به قوام یاد داد که چگونه حزب درست کند. هدف مظفر این بود که شاید از طریق قوام، شاه سرنگون گردد (نورالدین همان، ص 142-143).
پس از اعلام تشکیل حزب دموکرات بلافاصله کمیسیون تشکیلات حزب به ریاست موسوی زاده در تهران و ولایات شروع به فعالیت کرد و در ظرف مدت بسیار کوتاهی در کلیه ی شهرهای ایران به استثنای شهرهای آذربایجان و کردستان که زیرنفوذ و سلطه ی مطلق فرقه ی دموکرات و حزب کومله قرار داشتند، تابلوی حزب دموکرات ایران بالا رفت. قوام السلطنه در بخشی که راجع به تشکیل حزب دموکرات بحث کرده نوشته است: «پس از تشکیل حزب دموکرات بزرگ ترین اشکالی که در سر راه من قرار داشت تأمین مخارج حزب بود.» (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 13).
در آن روز هر وقت از شهرهای دور و نزدیک تلگرافاتی به دبیرخانه ی حزب واصل می شد که در آنها مسئولین کمیته های حزبی تقاضای ارسال وجه برای خرید اسباب و اثاثیه ی کلوپ را داشتند. قوام السطنه نه می توانست از کابینه ای که مقرر بود در همان یکی دو هفته به چهار وزیر توده ای وارد آن شود تقاضای کمک کند و از اعتبار مخفی دولت تنخواهی برای این منظور اختصاص بدهد و نه مصلحت می دید که با خارجی ها در این خصوص مذاکره کند و از آنها استعانت جوید. از طرف دیگر سازمان جاسوسی قوام السلطنه روز به روز توسعه پیدا می کرد و این دستگاه نیز احتیاج به پول داشت. ژنرال شوارتسکف رئیس وقت اداره ی ژاندارمری که او هم سهم مختصری در این سازمان مخفی داشت برای پرداخت وجه به مأموریتی که اطلاعات پرارزشی از تشکیلات حزب و فرقه ی دموکرات و حزب کومله در دسترس می گذاشتند نیازمند به پول بود. در این هنگام بود که قوام به فکر تهیه ی اعتبار مخصوصی برای دموکرات و سازمان جاسوس خود افتاد. برای این منظور مبلغی در حدود چهل و چهار میلیون ریال از راه فروش چند پروانه که برای صدور برنج، جو و ورود چای به دست آورد و همچنین مبلغ گزافی از افراد متمکن که انتظار انتخاب شدن از یک حوزه انتخابیه را داشتند دریافت داشت. از این مبلغ حدود دو میلیون و دویست هزار ریال به مخارج علنی حزب اختصاص داده شد که در حدود چهارمیلیون و هشتصدهزار ریال آن تا روز آخر باقی بود و در کابینه ی آقای حکیم الملک این وجه را از بانک شاهنشاهی گرفتند و به جمعیت شیر و خورشید سرخ تحویل دادند. همچنین حدود بیست و یک میلیون و هفتصدهزار ریال از آن مبلغ، مصرف سازمان جاسوس و خرید اطلاعات شد (همان، ص 14-13).
تا روزی که آذربایجان برگشت داده نشده بود هیچ یک از مخالفین جرئت این که درباره ی فروش جوازها انتقادی از کار قوام بکنند نداشتند، ولی به محض آنکه آذربایجان به ایران بازگشت، قضیه ی فروش جوازها از طرف مخالفین قوام پیراهن عثمان شد و برای لجن مال کردن او از این موضوع حداکثر استفاده را بردند و تا آنجای یکه مقدور بود به لجن مالی قوام و دوستان او پرداختند. (غلامحسین میرزاصالح 1391، ص 14). و قوام نیز از همکاران نزدیک خود که در این خصوص مورد تهمت و افترا قرار گرفته بودند اظهار خجلت می کند و در عین حال از مخالفین خود که به این طریق او و همکارانش را لجن مال کردند طلب بخشایش می کند. (همان، ص 15).
چنان چه می دانیم در بدو امر دولت قوام السلطنه نسبت به فرقه ی دموکرات آذربایجان و سایر دسته های چپ سیاست مسالمت آمیزی را در پیش گرفته بود. قوام السلطنه علت این مدارا را چنین شرح می دهد: «… یک علت بزرگ مدارای ما با متجاسرین عدم اطمینان از قوای خود بود که در آن موقع افسران تشویق به فرار می شدند و در تهران از افسران و گروهبانان مراکز سری تشکیل می شد که نقشه ی آنها کمک به متجاسدین بود…» این نوشته نشان می دهد که قوام السلطنه در همان موقع به وسیله ی سازمان جاسوسی خود تا اندازه ای به وجود شبکه ی نظامی حزب توده در ارتش ایران پی برده بود و بر اثر ترس از همین شبکه بود که در بدو امر نسبت به گروه های چپ روی خوش نشان داد. قوام السلطنه در ادامه برای سیاستمداری دولت خود دلیل می آورد که هدف وی آن بود است که بدون برادرکشی و جنگ داخلی قضیه ی آذربایجان فیصله یابد (همان، ص 16 و 15).
قوام در ادامه در مورد سازمان کسب اطلاعات خود می گوید «… قسمت عمده ی موفقیتی را که اینجانب تحت رهبری اعلیحضرت شاهنشاه در تفرقه و قطع ایادی ماجراجویان به دست آورد و توانست از پیشرفت مقاصد خطرناک تجزیه ی طلبان که تمام عوامل توسعه ی هرج و مرج را با وسایل کافی در اختیار داشتند، به موقع جلوگیری می کند، وجود یک سازمان کسب اطلاعات و خبر بود. به علت وجود همین سازمان و بودجه ی سری که از وجوه حزب دموکرات در اختیار این سازمان گذاشته شده بود ما توانستیم به وسایل مختلف افراد مطمئن و مهمی را چه در محل و چه از مرکز محرمانه مأمور کنیم که از تمامی اسرار و نقشه هایی که افراد و دستجات فوق الذکر برای اجرای نظریات شوم خود طرح می کردند اطلاع حاصل کرده و با اطلاع از این نقشه ها، به موقع از اجرای آن جلوگیری نمائیم» (همان ، ص 17 و 16).

5-6-حزب دموکرات وانتخابات مجلس پانزدهم:
همانگونه که در صفحات قبل اشاره شد، پس از باز پس گیری آذربایجان و کردستان زمینه برای انتخابات مجلس پانزدهم فراهم شد. در واقع پیروزی در انتخابات مجلس پانزدهم، اوج موفقیت حزب دموکرات ایران بود. بخش عمده ی انتخابات دوره ی پانزدهم در زمستان سال 1325 به انجام رسید. حزب دموکرات قوام اساساً از طریق اعمال کنترل بر تشکیلات دولتی و شبکه ای که در سطح کشور گسترده بود و نیز از طریق پیوندهای خود با سرشناسان محلی و دسترسی به منابع مالی، موفق شد که انتخابات را به گونه ای برگزار کند که احزاب، گروه ها و نامزدهای رقیب از صحنه طرد شوند و کرسی های بسیار زیادی در مجلس نصیب حزب گردد. به استثنای فارس و آذربایجان که در آن انتخابات هنوز انجام نشده بود، نامزدهای موفق تمام مناطق قبلاً مورد تأئید نخست وزیر قرار گرفته بودند. کلیه ی نمایندگان تهران از حزب او برگزیده شدند و با انتخاب قوام به عنوان نماینده ی اول تهران، معتبرترین موقعیت پارلمانی به شخص وی تعلق گرفت، موقعیتی که او در مقام ریاست قوه ی مجریه نمی توانست بپذیرد. چنین برمی آمد که او موقعیت دار و دسته یا طایفه ی سیاسی خود را، که در مقایسه با دیگران از امتیازات فراوانی بهره مند شدند بودند، به زیان رقیبان، به ویژه دربار، مستحکم کرده و بدین ترتیب ساختار بنیادی سیاست طایفه ای یا نظام باندبازی را تعدیل کرده است. بعید می نمود که دربار در برابر چنین تحولی راه تسلیم در پیش گیرد و آن را به آسانی پذیرا شود. (فخرالدین عظیمی 1391 – ص 302 و 303).
قوام السلطنه درباره ی انتخابات مجلس پانزدهم می نویسد: «پس از حل مشکلات آذربایجان تصمیم گرفتم انتخابات مجلس شورای ملی را بلادرنگ شروع کنم و قبل از این که حزب توده و سازمان های وابسته بدان قوای منهزم خود را بار دیگر آرایش و نظم دهنده انتخابات مجلس را بدون مداخله ی هواداران سیاست شوروی به پایان رساندم. بدین منظور اعضای کمیته ی مرکزی حزب دموکرات ایران را احضار کردم و از آنان خواستم که برای هر حوزه ی انتخابیه، به تعداد لازم کاندیداهای حزب را در نظر بگیرند و جهت تصویب قطعی در جلسه ی کمیته ی مرکزی حزب که از آن پس هفته ای سه روز با حضور من در محل دبیرخانه ی کل حزب تشکیل می یافت مطرح سازند. واضح است که در آن موقع نیز منتظر الوکاله ها از هرسوی به جانب من روی آوردند و همچنین افراد وابسته به دربار و ستاد ارتش داوطلب نمایندگی بودند. اعضای کمیته ی مرکزی نیز هرکدام به افراد معینی در یک حوزه ی واحد علاقمند بودند و غالباً برای تعیین کاندیداها اختلاف نظر به وجود می آمد و هر یک می کوشیدند تا شخص مورد نظر را تحمیل کنند. من در این میان در وضع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، فرقه ی دموکرات، روابط بین الملل، روابط بین المللی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حزب دموکرات، عباس میرزا، مجلس شورای ملی، تبلیغات شفاهی