دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، افغانستان، قرن نوزدهم، وحدت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

پاکستان يک‌پارچه نشد و طيفي از گروه‌هاي معتدل و تندرو را تشکيل داد که به‌اجمال مي‌توان آن‌ها را در سه گروه خلاصه کرد:
(1) گروه معتدل: اين گروه که وابسته به حزب «جمعيت العلماي اسلام» شاخة فضل‌ الرحمن است، مي‌کوشد هدف‌هاي خود را در قالب مبارزه‌هاي انتخاباتي و از راه به دست آوردن فرصت‌هاي سياسي دنبال کند. اين حزب که ادامة حزب «جمعيت علماي هند» است، در پاکستان به نام «جمعيت علماي اسلام» تغيير نام داد.
(2) گروه تندرو: حزب «جمعيتالعلماي اسلام» شاخة «سميعالحق» در پيشاور پاکستان، اين گروه را نمايندگي مي‌کند. اين حزب در مقايسه با شاخة فضلالرحمن، ديدگاه‌هاي افراطي‌تر و فرقه‌گرايانه‌تري دارد و طالبان نيز محصول عمل‌کرد اين گروه است. طالبان با کمک‌هاي مالي و تبليغات عربستان، و هم‌چنين مدارس ديوبندي افراطي و تسليحات آمريکا شکل گرفت.
(3) گروه‌هاي تروريستي: اين گروه‌ها شاخه‌اي از ديوبندي‌ها هستند که مسلمانان ديگر را رسماً کافر مي‌دانند و به همين دليل، آنان را مهدورالدم مي‌شمارند. بمب ‌گذاري‌ها، ترورها و ديگر جنايت‌هاي صورت‌گرفته در اين کشور، توسط اين گروه‌ها انجام شده‌است؛ گروه‌هايي همچون سپاه صحابه، لشکر جهنگوي و لشکر طيبه که همه، رويکردي کاملاً خشونت‌گرا دارند و به فکر حذف فيزيکي رقيبان هستند.
2.9.1.2. مقايسة تطبيقي سلفي‌گري شبه قاره و سلفي‌گري وهابي
با نگاهي گذرا به عقايد وهابي‌ها و ديوبندي‌ها، به‌سادگي مي‌توان تفاوت‌هاي بسياري ميان اين دو مشاهده کرد که اجمالاً برخي از آن‌ها عبارتند از:
(1) عقل‌گرايي: در انديشة وهابي‌ها که متأثر از انديشة ابن‌تيميه است، عقل جايگاهي ندارد و تنها بر نقل تأکيد مي‌شود. وهابي‌ها با پي‌روي کورکورانه از سلف ـ‌که دايرة آن نيز بسيار گسترده است‌ـ بدون هيچ‌گونه تعقل و انديشه‌اي، در را به روي عقل مي‌بندند؛ در حالي که شاه ولي‌الله دهلوي بهعنوان الهام‌بخش انديشة ديوبند، براي عقل و اجتهاد اهميت نسبي قائل بود. وي عنصر اجتهاد را ضروري مي‌دانست و پي‌روي صرف و بدون انديشه از گذشتگان را بدون در نظر گرفتن شرايط روز، نمي‌پذيرفت.80
(2) تقريب: سلفي‌گري وهابي، بنيان کار خود را بر فرقه‌گرايي و تکفير مسلمانان گذاشت. از همان آغاز، محمدبن عبدالوهاب با کافر خواندن مسلمانان، خون آنان را مباح شمرد و به کشتار ايشان پرداخت؛ در حالي که شاه ولي‌الله دهلوي، در تقويت بنيه‌هاي تقريبي ميان جهان اسلام کوشيد. وهابي‌ها به تخطئة امامان مذاهب ديگر مانند ابوحنيفه، امام مالک و شافعي پرداختند؛ اما شاه ولي‌الله دهلوي، هرچند خود حنفي بود، تقليد از امامان ديگر مذاهب فقهي را نيز جايز شمرد. وي حتي براي نزديکي بيش‌تر، کوشيد تا مشرب فلسفي وحدت وجود ابن عربي را با مشرب عرفاني وحدت شهود شيخ احمد سر هندي پيوند دهد.
(3) طريقت: طريقت يکي از اصل‌هاي مهم ديوبندي‌هاست. شاه ولي‌الله دهلوي و پيروان وي، همه طريقتي هستند و طريقت را مکمل شريعت مي‌دانند. ديوبندي‌ها افزون بر داشتن رهبران ديني، قطب‌هاي طريقتي نيز دارند که مهم‌ترين آن‌ها شخصي است به نام «حاجي امدادالله مهاجر مکي» که بهعنوان مرشد و رئيس طريقت ديوبندي‌ها شناخته مي‌شود.81
(4) اختلاف دربارة تصوف: در حالي که مکتب ديوبند يک فرقة صوفي بهشمار مي‌رود، وهابيت به‌شدت با تصوف سر جنگ دارد. وهابي‌ها، تصوف را يکي از عوامل انحراف مسلمانان و قطب‌هاي صوفيه را کافر و مشرک مي‌شمارند.
(5)‌ مذهب: وهابي‌ها خود را به ‌غلط پيرو احمدبن حنبل و در نتيجه حنبلي مي‌نامند، در حالي که ديوبندي‌ها پيرو مکتب ابوحنيفه هستند. هم‌چنين، مکتب کلامي شاه ولي‌الله دهلوي «ماتريدي» بود؛ اما وهابي‌ها خود را پيرو هيچ‌يک از مکتب‌هاي کلامي نمي‌دانند، علم کلام را صرفاً نقلي مي‌دانند و پرداختن به مباحث کلامي را کفر مي‌شمارند.
چنين وضعيتي موجب شده است که ديوبندي‌ها کتاب‌هاي بسياري در رد عقايد وهابيت بنويسند. يکي از اين آثار، کتاب «عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت» است که به قلم عالم بزرگ ديوبند، «مولانا خليل احمد سهارانپوري» نگاشته شده و يکي از روحانيان بنام اهل سنت، آن را به فارسي ترجمه کرده است.82
با اين حال، سلفي‌گري وهابي از سلفيان شبه قاره استفاده‌هاي ابزاري بسياري کرده‌اند. آغاز ارتباط ديوبند‌ي‌ها و سلفي‌هاي وهابي، در جنگ افغانستان بود. در آن دوران، عربستان به‌شدت با نيروهاي تندرو و افراطي که متأثر از انديشه‌هاي محمد قطب بودند، درگير بود. محمد قطب با مطرح کردن توحيد قبوري و توحيد قصوري، توحيدي را که وهابي‌ها مطرح مي‌کردند صرفا‌ً جنگ با قبرها و صاحبان بي‌دفاع آن‌ها خواند. وي با طرح اين پرسش که «در تخريب قبرها و جنگيدن با ‌آن‌ها چه فايده‌اي هست؟» مفهوم توحيد قصوري را مطرح کرد که در آن به‌جاي جنگ و جدال با قبرها و مردگان، جنگ و درگيري با صاحبان کاخ‌ها و حاکمان ستمگر اهميت داشت. چنين انديشه‌اي جرياني را در عربستان آفريد که مخالف دولت بود. عربستان براي انتقال بحران به خارج از کشور، زمينه‌هاي اعزام اين مخالفان را به جبهة جنگ با شوروي فراهم کرد و بحران داخلي را به خارج انتقال داد. به همين دليل، از يک سو عربستان بخشي از نيروهاي مجاهدين و هزينه‌هاي لازم براي جنگ با شوروي را فراهم مي‌کرد و از سوي ديگر، ديوبندي‌ها پايگاه‌هاي نظامي و سازمان‌دهي نيروها را بر عهده داشتند.
هم‌زمان با جنگ افغانستان، وهابي‌ها در جبهة ديگري نيز فعال بودند و آن، پشتيباني مالي از گروه‌هاي ديوبندي افراطي ضد شيعي بود. گروه‌هايي مانند «سپاه صحابه» و «لشکر جهنگوي» که به‌غلط خود را به مکتب ديوبند نسبت مي‌دهند، ابزار دست وهابي‌هاي افراطي در مبارزه با ديگر مذاهب اسلامي شدند. امروز نيز وهابي‌ها با وجود اختلاف‌هاي عقيدتي بسيار با اين گروه‌ها، در راستاي هدف‌هاي خود، از آن‌ها بهره‌برداري ابزاري مي‌کنند.
هم‌اکنون، ميان سلفي‌گري وهابي و ديوبندي‌هاي تندرو و افراطي که در قالب گروه‌هاي تروريستي و خشونت‌طلب سازمان‌دهي شده‌اند، پيوند محکمي وجود دارد؛ اما گروه‌هاي معتدل آن، مسلمان‌‌کشي‌افراطي‌ها را برنمي‌تابند.
2.9.1.3. نقد و بررسي اهل حديث
يکي از گرايش‌هاي سلفيه در منطقة شبه قاره، گرايش «اهل حديث» است. البته مراد از اهل حديث در اين‌جا، غيراز اصطلاح اهل حديث در صدر اسلام است. به عقيدة برخي، اين گروه يکي از دو شاخة نشأت‌يافته از مکتب فقهي ابوحنيفه است که دومي آن، مکتب تصوف نام دارد.83 اما با توجه به پيشينة تصوف و روشن بودن خاستگاه آن،84 چنين سخني درست به نظر نمي‌رسد. احتمالاً مکتب اهل حديث کنوني پاکستان، شاخه‌اي از مکتب اصلاحي شاه ولي‌الله است. «مولانا قمر احمد عثماني» دربارة وابستگي مکتب اهل حديث به انديشة اصلاحي شاه ولي‌الله مي‌گويد:
“افکار شاه ولي‌الله تمامي شبه قارة هند را تحت تأثير قرار داد و شمع آزادي تفکر و اجتهاد که او برافروخته بود، منشأ پيدايش دو گروه جديد گرديد. اين دو گروه، خود را منتسب به شاه‌ولي‌الله مي‌دانند: يکي، جماعت اهل حديث و دوم، جماعت علماي ديوبند.”85
چنان‌که از نام اهل حديث پيداست، آنان منابع فقه را به قرآن و سنت منحصر مي‌کنند و به همين دليل، اجماع و آراي عالمان نخستين را به‌شدت نقد مي‌کنند. به نظر قمر احمد عثماني، انتقادهاي پياپي اهل حديث از عالمان پيشين، قداست هزارسالة امامان فقه را از بين برده است.
به گفتة «احسان الهي ظهير»، عالم اهل حديث:
“تقليد از علما و انديشمندان يک نسل و يا يک مقطع زماني خاص، نه‌تنها جايز نيست، بلکه نادرست و اشتباه مي‌باشد.”86
چنين ديدگاه‌هايي اين گروه را به وهابيت نزديک مي‌کند. آنان نيز همانند وهابي‌ها، تقليد را جايز نمي‌دانند، پيشوايان فقه اهل سنت را برنمي‏تابند و با مراجعه به ظاهر احاديث و نقل‌گرايي مفرط، عقل و جايگاه آن را ناديده مي‌گيرند.
چنين وضعيتي سبب شده است، اين گروه مانند وهابي‌ها نه‌تنها شيعه که مسلمانان ديگر را نيز نقد ‌کنند. به گفتة «اليويه روا» طلاب افغاني که در مدرسه‌هاي اهل حديث درس خوانده بودند:
“هنگام بازگشت به افغانستان، در مقابل تصوف و مذهب حنفي مبارزه کردند؛ مثلاً زيارتگاه‌هاي محلي را تخريب نمودند. حنفي‌ها معمولاً آن طلبه‌هاي اهل حديث را «وهابي» مي‌ناميدند؛ ليکن خود طلبه‌ها خود را «سلفي» مي‌گفتند. روابط آن‌ها با ملاهاي سنتي حنفي متشنج شد و به برخوردهاي مسلحانة محلي انجاميد.”87
اين گروه در پاکستان بهدنبال يک جامعة سنّي استوار بر پاية کتاب، سنت و عمل‌کرد خلفاي راشدين هستند.88 اما بيش از آن‌که مانند سلفي‌گري وهابي، به دنبال تکفير و تهييج براي انجام عمليات‌هاي تروريستي باشند، رويکرد مذهبي و فرهنگي دارند. ساخت مدارس و مساجد، و انجام کارهاي تبليغي از مهم‌ترين فعاليت‌هاي آنان به‌شمار مي‌رود. مرکز اصلي اين گروه در «گوجران واله» از توابع استان پنجاب قرار دارد.89
اما در ميان اهل حديث، احسان الهي ظهير استثناست. وي ديدگاهي به‌شدت فرقه‌گرايانه داشت و مورد بيش‌ترين بهره‌برداري سلفي‌‌هاي وهابي قرار گرفت. او با تندروي‌هايي که در اين زمينه داشت، موجب شد جمعيت اهل حديث که حزب رسمي مکتب اهل حديث بود، به دو شاخه تقسيم شود. وي با نگاشتن کتاب‌هايي بسيار تند بر ضد شيعه، آتش نفاق را، افزون براين‌که ميان مسلمانان سني برافروخت، ميان شيعيان و اهل سنت نيز شعله‌ور ساخت. او با متهم ساختن شيعه به قائل بودن به تحريف قرآن، 90 و مخدوش کردن جايگاه اهل بيت:،91 شيعه را خارج از اسلام ‌شمرد.92 وي سرانجام در سال 1987م. در يک حادثة بمب‌گذاري کشته شد.
چنين ديدگاه‌هايي در آثار او، وهابي‌ها را به‌شدت وسوسه کرد که از وي بيش‌ترين بهره را ببرند؛ بنابراين، سلفي‌هاي وهابي کتاب‌هاي او را چاپ و در شمارگان بالا در سطح گسترده‌اي منتشر مي‌کنند.93
البته در ميان اهل حديث، تنها شخصيتي که تا اين اندازه ابزار دست وهابي‌ها قرار گرفت، همو بود و چنان‌که گفته شد، بيش‌تر اهل حديث رويکرد فرهنگي و مذهبي دارند. اهل حديث با سلفي‌هاي عربستان سعودي رابطة زيادي دارند و عربستان نيز با توجه به ديدگاه‌هاي تند اين گروه برضد مسلمانان ديگر، چه شيعه و چه سني، به‌شدت از آنان دفاع مي‌کند.94
2.10. سلفي‌گري مصر
دهة دوم قرن بيستم ‌نقطة عطفي در انديشة سياسي براي جهان سني بود. در اين دهه، طومار آخرين خليفة عثماني در هم پيچيده و نظام خلافت کاملاً برچيده شد. اين‌كه آيا خلافت عثماني بهعنوان خلافت اسلامي پذيرفته شده بود يا نه و تا چه اندازه در جهان اسلام مشروعيت داشت، نيازمند پژوهش ديگري است؛95 اما به هر حال، مسماي خلافت در دورة امپراتوري عثماني وجود داشت و اين خود، از يک سو حلقة پيوند کشورهاي سني با يك‌ديگر و از سويي، تجسم هرچند ظاهري نظام سياسي خلافت در ميان اهل سنت بود. از ميان رفتن خلافت عثماني براي جهان اسلام، شايد از نظر ظاهري، ‌پي‌آمد جدي در بر نداشت، ‌اما جهان سني را در امر حكومت و نظام سياسي، ‌با چالشي جدي روبه‌رو كرد؛ زيرا در نظريه‌هاي سياسي انديشمندان سني، ‌همواره نهاد خلافت مهم‌ترين نهاد جامعة اسلامي و مهم‌ترين ركن نظام سياسي در اسلام (اهل سنت) شمرده شده است. از اين رو، پس از فروپاشي نهاد خلافت، اين پرسش در برابر جهان سني طرح شد كه کدام مدل و نظام سياسي مي‌تواند جاي‌گزين آن شود؟ مشكلي كه در برابر انديشمندان اهل سنت رخ نمود، خلأ‌نظام سياسي بود. آيا نهاد خلافت بايد احيا مي‌شد؟96 و يا نظام جديدي جاي آن را مي‌گرفت؟ در واکنش به اين پرسش‌ها، نظريه‌هاي مختلف براي جاي‌گزيني نهاد خلافت شکل گرفت‌؛ از نظريه‌هاي ماركسيستي گرفته تا ديدگاه‌هاي ليبراليستي و نظريه‌هاي اسلام‌گرايي.
از سوي ديگر، قرن نوزدهم و بيستم دوران ضعف و انحطاط جوامع اسلامي بود. در نيمة نخست قرن بيستم، کشورهاي اسلامي رفته‌رفته، طعم شيرين استقلال را ‌چشيدند و استعمار کهنه جاي خود را به استعمار نو داد. استقلال کشورهاي اسلامي ـ‌ هرچند بسيار ارزشمند بود ـ آنان را با اين پرسش مهم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، قرن نوزدهم، آموزش و پرورش، وحدت وجود Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام