دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، برخورد تمدنها

دانلود پایان نامه ارشد

درنداده‌اند؟
2.6. اصول گرايي اسلامي
در برابر تقليد کورکورانه و بدون تعقل، معناي ديگر پي‌روي، پي‌روي از اصول و مباني اسلامي است و در شريعت، براي آن اصلي وجود دارد. اگر چنين معنايي از پي‌روي از سلف مراد باشد، ديگر نمي‌توان آن را مکتب و آييني ويژه نام نهاد؛ زيرا پي‌روي از سلف به اين معني، در حقيقت پي‌روي از دين و مباني آن است و نقش سلف در اين زمينه، صرفاً تفسير و توضيح آن اصول است.
البته در اين‌جا بيان اين نکته ضروري است که هر فردي، تنها به‌دليل اين‌که با پيامبر9 ديدار کرده يا با آن حضرت مصاحبت داشته، نمي‌تواند شارح و مفسر اصول و‌بنيان‌هاي اسلامي باشد؛ بلکه افرادي صلاحيت اين امر خطير را دارند که از گناه و معصيت به‌دور بوده و شايستگي تفسير و توضيح معارف ديني را داشته باشند.
اما، در صورت صدق معني دوم نيز نمي‌توان مکتبي را به‌نام «سلفي‌گري»‌ بنيان نهاد؛ زيرا در اين معني، اصل، پي‌روي از دين و شريعت پيامبر9 است، نه پي‌روي از سلف. در اين نگاه، برخلاف نگاه اول، تشريعي وجود ندارد؛ درحالي‌که در نظرية اول، اعمال سلف، حکم يکي از منابع تشريع را مي‌يابد؛ و اين، برخلاف ديدگاه اسلام است.
2.7. اسلام گرايي
اسلام گرايي مفهومي است که مي‌توان آن را در قالب يک عقيده و يا يک ايدئولوژي بررسي کرد. در تعريف اسلام گرايي به عنوان يک عقيده، اسلام گرايي، عقيده‌اي است که بر اساس آن همان گونه که اسلام حوزه خصوصي انسان را اداره مي‌کند، مي‌تواند زندگي سياسي و اجتماعي انسان را نيز اداره کند.61
اسلام گرايي به عنوان يک ايدئولوژي، جامعه به عنوان يک کل واحد شمرده مي‌شود که قوانين و مقررات حاکم بر آن بايد مطابق و هماهنگ با شريعت اسلامي باشد.62
در نگاهي ديگر اسلام گرايي را مي‌توان گرايشي در ميان مسلمانان ناميد که اساس و شالوده آن تلاش براي غيرت سازي با فرهنگ غرب و ايجاد ارتباط دوباره با گذشته درخشان اسلام است.63
از طرف ديگر اگر به اسلام گرايي به عنوان يک فرهنگ نگريسته شود، اسلام گرايي، فرهنگي است که در آن تلاش مي‌شود، عقايد، نشانه‌ها، و زبان اسلامي را گسترش داده، شکل دهد و بر اساس آن تعريفي از فعاليت‌هاي سياسي ارايه دهد که براي رسيدن به چنين هدفي ممکن است از روش‌هاي معتدل، تسامح و فعاليت‌هاي صلح آميز استفاده کند و يا ممکن است، متعصب و از روش‌هاي خشونت طلبانه بهره ببرد.64
در گفتمان اسلام گرايي، اسلام به عنوان دال مرکزي شمرده مي‌شود، و عنوان «الاسلام هو الحل» شعار اصلي اين گفتمان مي‌باشد. ريشه‌هاي گسترش چنين ديدگاهي را مي‌توان در بازگشت مجدد انديشمندان و ملت‌هاي کشورهاي اسلامي، به اسلام پي گرفت.
2.8. بيداري اسلامي
مفهوم بيداري اسلامي مرکب از دو واژه «بيداري» و «اسلامي» است که هر يک از نظر لغوي معناي خاصي دارند که در ترکيب با يکديگر معناي مصطلح از آن متبادر مي‌شود. واژه بيداري که معادل عربي آن «الصحوة» يا «يقظه» است، و در لاتين به آن Awakening گفته مي‌شود، از نظر لغوي در برابر خواب قرار دارد. هنگامي در مورد کسي مفهوم بيداري به کار مي‏رود که مسبوق به خواب و بي‏هوشي باشد. در زبان عربي نيز واژه الصحوة در برابر نوم (خواب) يا سکر(مستي) مطرح مي‏شود. چنانکه گفته مي‏شود «صحا من نومه او سکره»65 يعني از خواب يا مستي بيدار شد. لغت انگليسي اين کلمه نيز چنين معنايي را به همراه دارد و به طور خلاصه، واژه «بيداري»، «الصحوة» و Awakening”” هنگامي اطلاق مي‌شود که مسبوق به خواب، مستي، رخوت، بي‏خودي و بي‏هوشي باشد.
از آنچه گفته شد، روشن مي‌شود که معمولا واژه بيداري در برابر مرگ به کار نمي‏رود. چه اين که زنده شدن بعد از مرگ را معمولا احياء، بعث و حشر مي‌گويند:
«مُحْيي الاْمْواتِ بَعْدَ مَوْتِها وَ باعِثُ الْمَوْتَي بَعْدَ أنْ کانوا في الْقُبور»
البته بعث گاهي به معناي بيداري به کار رفته است چنانکه قرآن مي‌فرمايد:
(هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُسَمًّى) (انعام: 60)
«و اوست آن كه شبانگاه شما را مى‏ميراند (به خواب مى‏برد)، در حالى كه آنچه را در روز كرده‏ايد مى‏داند، سپس شما را در روز برمى‏انگيزد (بيدار مى‏كند)»
اما بيشتر بعث و برانگيختن با مفهوم مرگ به کار مي‌رود:
«وَ أَنَّ اللَهَ يبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ»
البته به سبب وجود شباهت‏هاي بسيار خواب با مرگ، گاه از خواب به برادر مرگ تعبير شده است:
«النوم اخ الموت کما تنامون تموتون و کما تستيقضون تبعثون».66
«خواب برادر مرگ است، همانطور که مى خوابيد، مى‏ميريد و همانطور که بيدار مى‏شويد، برانگيخته مى شويد».
همچنين گفته شده است: «النوم موت خفيف و الموت نوم الثقيل»
در اين ميان هرچه مدت خواب طولاني تر شود، شباهت آن به مرگ بيشتر مي‌شود.
از سوي ديگر مفهوم بيداري معمولا معطوف به بيداري عقل، شعور و فهم است. به اين معنا که انسان خواب معمولا قوه عاقله و هوشياري خود را از دست مي‌دهد و به همين سبب نيز ساير اعضا و جوارح نيز از کار مي‌افتند، اما هنگامي که بيدار مي‌شود، قوه عاقله وي به کار مي‌افتد و مي‏تواند ساير حواس را نيز به کار گيرد و و آنها را کنترل کند. پس فعاليت‏هاي فيزيکي انسان بيدار تحت کنترل و هدايت قوه عاقله و انديشه وي است.
با عنايت به آنچه پيرامون بيداري گفته شد، بيداري اسلامي صفتي است که به امت اسلامي به عنوان يک مجموعه واحد اطلاق مي‌شود. در اين نگاه، عليرغم اختلافات نژادي، ملي و فرقه اي، جهان اسلام به موجودي تشبيه مي‏شود که عليرغم دارا بودن ظرفيت‏هاي بالقوه در حوزه‏هاي مختلف، به علل گوناگون، به خوابي طولاني فرو رفته است و اين خواب گران، موجب ضعف، انحطاط و عقب ماندگي او شده است. و اينک پس از سالها خيزشي دوباره را آغاز کرده و بيدار مي‌شود.
با عنايت به اين تعريف، ويژگي‌هايي را مي‌توان براي بيداري اسلامي برشمرد:
الف) بيداري اسلامي، مفهومي تدريجي و در قالب پروسه‌اي زمانمند اجرا مي‌شود. اين نوع از بيداري يکباره و دفعي نيست، بلکه به مرور زمان و بر اساس عوامل مختلفي آغاز مي‌شود. از اين رو براي بررسي کامل آن نيازمند بررسي پيشينه و زمينه‌هاي شکل گيري و تخمين مراحل آن هستيم.
ب) چنانکه گفته شد، مفهوم بيداري معمولا در برابر خواب و بي هوشي، استفاده مي‌شود و در بحث بيداري اسلامي نشانگر اين واقعيت است که اسلام و تعاليم ارزشمند آن و همچنين جامعه اسلامي هرگز نمرده‏اند، که نياز به زنده شدن دوباره داشته باشند، بلکه به سبب تعلل و غفلت مسلمانان، تعاليم حيات بخش اسلام، فراموش شده و زمينه‏هاي افول مسلمانان را فراهم کرده است. به همين سبب نيز از واژه‏هايي همانند بعث و يا احياء به عنوان يک مفهوم کلان کمتر استفاده مي‏شود.
ج) ويژگي ديگر بيداري اسلامي، مسبوق بودن آن به خوابي بسيار طولاني است. به اين معنا که پس از عصر نبوي و تشکيل جامعه اسلامي در مدينه و سپس اوج تمدن اسلامي در قرون دوم و سوم که به عصر طلايي از آن ياد مي‏شود، عصر انحطاط جهان اسلام آغاز گشت و چندين قرن به درازا کشيد. در اين قرن‏هاي متمادي بسياري از منابع مادي و معنوي مسلمانان از ميان رفت و مسلمانان که زماني پيشرو بودند، مورد بهره برداري و استعمار اجانب قرار گرفتند.
د) نبايد فراموش کرد که گفتمان بيداري اسلامي همواره دو وجه دارد: از يک سو بازگشت به ارزش‏هاي نوين است، اما از سوي ديگر دقت و هوشياري در برابر تهديدهاي بيروني و دروني است. مفهوم بيداري اسلامي، هماره در کنار توصيه به بازگشت به تعاليم ديني، به تهديدات نيز اشاره دارد. به عبارت ديگر در کنار بيداري اسلامي بايد از واژه هوشياري اسلامي نيز نام برد. که در دل آن توجه به تهديداتي است که فرايند بيداري اسلامي را با خطرات روبرو مي‏کند. تهديد و آسيب براي جهان اسلام، مفهوم غريبي نيست و هماره در طول تاريخ، جامعه اسلامي با تهديدات بزرگ و بنياديني روبرو بوده است که متأسفانه اين تهديدها، به آسيب بدل شده و پيامدهاي ناگوار بسياري را در عرصه‏هاي مختلف به جاي گذاشته اند. بيداري اسلامي در دل خود، هوشياري و مقابله با تهديدهاي دشمنان قسم خورده را نيز به همراه دارد.
با اين نگاه، مفروض پديده بيداري اسلامي اين است که دشمنان همواره مترصد ضربه زدن به کيان اسلامي هستند و شاهد بر اين مدعا علاوه بر کارنامه سياه آنان در قرون گذشته، ديدگاههاي نظريه پردازان امروز غربي است که در قالب برخورد تمدنها و پايان تاريخ به نفع ليبرال دموکراسي غرب، مطرح مي‌شود.
2.8.1. ابعاد و اهدف بيداري اسلامي
دين مبين اسلام براي تمامي ابعاد زندگي بشر برنامه دارد، و قرآن به عنوان کتاب الهي هر چيزي که در سعادت دنيوي و اخروي انسان نقش دارد، را بيان کرده است:
(نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ) (نحل: 89)
«اين كتاب را كه روشنگر هر چيزي است و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارت‌گري است، بر تو نازل كرديم».
از سوي ديگر، وجود انسان و نيازهاي وي در دو ساحت فردي و اجتماعي تعريف شده است و سعادت و تعالي وي نيز در گرو اين دو ساحت است. از اين رو اسلام با نگاه جهان شمول و متعالي خود هيچ جنبه‏اي از جنبه‏هاي زندگي بشر را فرو گذار نکرده است.
در قرون گذشته، تعاليم فردي اسلام بر آموزه‌هاي اجتماعي آن غلبه داشت و از اسلام صرفا قرائتي فردگرايانه ارايه مي‏شد. دين تعريف رابطه انسان با خود و خدا بود. اين نگرش غالب، سبب شد، ابعاد اجتماعي اسلام، ناديده گرفته شود و صرفا به تعاليم فردي آن هم به صورت ناقص پرداخته شود. وهمين نگاه محدود نيز جايگاه مسلمانان را در جهان متزلزل کرد و دست آنان را به سوي داشته‌هاي بيگانگان دراز نمود.
با اين مقدمه، گفتمان بيداري اسلامي، اسلام را نه تنها در حوزه فردي بلکه در حوزه اجتماعي نيز فعال مي‏داند و بر اين عقيده است که در تمامي عرصه‌هاي زندگي انسان، اسلام برنامه خاصي را ارايه کرده است و هرگز نسبت به زندگي اجتماعي انسان، بي تفاوت و بدون رهنمون نيست.
با اين نگاه، گستره بيداري اسلامي، به وسعت تمامي ابعاد زندگي بشر است. مناسک ديني، اقتصاد، فرهنگ، سياست، اخلاق و… همه تحت تأثير مستقيم جريان بيداري اسلامي قرار دارند.
اما آنچه بيش از هرچيز در بيداري اسلامي نمود دارد، صبغه سياسي آن است. چه اين که هنگامي دين مي‏تواند در عرصه اجتماع جولان دهد و هدايت زندگي اجتماعي بشر را در دست گيرد، که حاکميت داشته باشد و اين حاکميت تنها از طريق قدرت سياسي به دست مي‌آيد. به همين سبب نيز در عصر حاضر، بيداري اسلامي، هرچند در تمامي ابعاد زندگي مسلمانان اتفاق افتاده است، اما بيشتر در حوزه سياست معنا مي‏شود.
به تعبير ديگر نقطه عزيمت بيداري اسلامي، تحول و تغيير در حاکميت است و اين نگرش با نگاهي به انقلاب‏هاي اخير در جهان اسلام، قابل اثبات است.67 به همين علت نيز انقلاب اسلامي ايران، به عنوان نخستين جامعه اسلامي که توانست قدرت سياسي را در دست گيرد و نظامي اسلامي را به منصه ظهور برساند، به عنوان نقطه عطفي مهم در تاريخ بيداري اسلامي شمرده مي‌شود.
از آنچه گفته شد، هدف بيداري اسلامي نيز مشخص مي‌شود: تشکيل جامعه اسلامي از طريق کنترل قدرت سياسي براي پياده نمودن تعاليم و آموزه‌هاي ديني در تمامي ابعاد زندگي بشر.
در اين ميان هرچند تمامي جريان‌هاي اسلامي، چنين هدفي را دنبال مي‌کنند، اما روش نيل به اين هدف و همچنين قرائت آنان از ماهيت بيداري اسلامي به يک گونه نيست و به همين سبب ميان جريان‏هاي اسلام گرا، با مفاهيمي همچون نوگرايي اسلامي، اسلام سياسي، بنيادگرايي، سلفي‌گري و… که طيفي از جريان‏هاي تساهل گرا تا افراطي را شامل مي‌شوند، روبرو هستيم و به همين سبب نيز آسيب شناسي بيداري اسلامي و همچنين تعيين ويژگي‌ها و عوامل مؤثر در آن اهميت بسياري دارد، تا موجب انحراف اين حرکت نشود.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، عقل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، قرن نوزدهم، آموزش و پرورش، وحدت وجود