دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده مي‏شود و هنگامي که «صالح» به آن اضافه گردد، به معني گذشتگاني است که براي آيندگان ماية افتخار و سربلندي بوده‏اند. از اين منظر، پيشينيان به‌سبب انتقال معارف اسلامي به نسل‌هاي بعدي (خلف) و مجاهدت‏هايي که براي حفظ کيان دين متحمل شده‏اند، داراي ارزش و احترامند. البته بي‏شک نزديکي به عصر بعثت نيز به‌سبب قداست پيامبر گرامي اسلام9، خود عاملي براي احترام و عظمت گذشتگان شده است.
با اين حال، در منابع اسلامي هرگز چنين يادمان افتخارآميزي به معني وجود ويژگي خاصي براي آن‌ها در حوزة تشريع نبوده است؛ به‌گونه‏اي که گفتار و رفتار آنان، هم‌رديف گفتار و رفتار پيامبر گرامي اسلام9 تلقي شود و منشأ ايجاد حکم جديدي در آيين اسلام گردد؛ بلکه هماره ديدگاه‏ها و نظرات آنان، به‌عنوان نظراتي که قابل توجه و دقت است، مورد توجه دوره‌هاي بعد بوده است.
2.1.2. معناي اصطلاحي
معني اصطلاحي سلف، در بدعتي ريشه دارد که ابن‌تيميه در قرن هفتم ايجاد کرد. وي برخلاف گذشتگان (سلف)، به مفهوم‌پردازي واژة «سلف» پرداخت و آن را در معنايي به کار برد که تا آن زمان، انديشمندان اسلامي چنين معنايي را دربارة سلف اراده نکرده بودند. مهم‌ترين بدعتي که ابن تيميه و سپس سلفيان پس از او ‌بنيان نهادند، گسترش منابع تشريع به صحابه، تابعين و تابعين تابعين بود. به‌گفتة ابن‌تيميه:
“سلف کساني هستند که در سه قرن بهتر اسلام زندگي مي‏کردند و داراي تمامي فضايل بودند و آنان براي حل هر مشکلي، شايسته‏تر از سايرين هستند…”.23
وي سپس توصيه مي‏کند: “بر شما باد به آثار سلف. آنان آن‌چه را موجب شفا و کفايت است، آورده‏اند و پس از آن‌ها کسي چيزي که آنان ندانند، نياورده است.”24
وي تا آن‌جا پيش مي‏رود که در کنار کتاب و سنت پيامبر9، سنت اين گروه را نيز به‌عنوان يکي از منابع دين ذکر مي‏کند:
“احکام الهي از سه راه ثابت مي‏شود: کتاب خدا، سنت پيامبر9 و آن‌چه نخستين مسلمانان به آن عمل کرده‏اند؛ و تمسک به غير از اين اصول سه‌گانه براي اثبات حکم شرعي، جايز نمي‏باشد…”25
وي در جايي ديگر مي‏گويد: “استحباب افعال و داخل کردن آن‌ها در دين، به کتاب خدا، سنت پيامبر9 و آن‌چه نخستين گروندگان به اسلام بر آن بوده‏اند، ثابت مي‏شود و جز اين موارد، همه نوپديدند و استحبابي ندارند.”26
او هم‌چنين روش اهل سنت را جدا از پي‌روي از پيامبر گرامي اسلام9 ، پي‌روي کامل از سلف مي‏شمارد.27 ابن‌قيم، شاگرد ابن‌تيميه، اين مسير را ادامه مي‏دهد و فصلي را با عنوان «في جواز الفتوي بالآثار السلفية والفتاوي الصحابية»28 مي‏گشايد. پايان اين زنجيره، به وهابيان مي‏رسد که مي‏گويند: “ما معتقديم که بدعت ـ و آن چيزي است که پس از سه قرن اول رخ داده است ـ برخلاف کساني که آن را به خوب و بد، يا پنج نوع تقسيم مي‏کنند، مطلقاً نکوهيده است.”29
اين در حالي است که بسياري از کساني که ظاهراً به سلفيان نزديکند نيز چنين ديدگاهي را برنمي‏تابند. براي نمونه، شاطبي چنين جايگاهي را تنها به صحابه نسبت مي‏دهد:
“سنت صحابه، سنتي است که به آن عمل مي‏شود و محل رجوع است…”30
2.2. نقد و بررسي حديث خيره و مشروعيت سلف
مهم‌ترين دليلي که سلفيان براي مشروعيت سلف ارائه کرده‏اند، حديثي منسوب به پيامبر9 است:
«خير الناس قرني، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم، ثم يجيء اقوام تسبق شهادة احدهم يمينه و يمينه شهادته»31؛ «بهترين مردم، (مردمان) قرن من هستند؛ سپس کساني که در پي ايشان مي‌آيند و سپس ديگراني که در پي آنان مي‌آيند. پس از ايشان، مردماني مي‌آيند که گواهي هر يک، سوگندشان، و سوگند هرکدام، گواهي‌شان را نقض مي‌کند.»
سلفيان با تکيه بر اين حديث، سه قرن نخستين اسلام را بهترين قرون اسلام مي‏شمارند و به همين سبب، براي کساني که در اين سه قرن زندگي کرده‏اند، مرجعيت در ابعاد مختلف قائلند. به‌عقيدة آنان، نه‌تنها پيامبر گرامي اسلام9 در اين حديث به «بهترين بودن» مسلمانان سه قرن نخست اسلام گواهي داده، بلکه مردمان قرون بعدي را مذمت کرده است و چنين وضعيتي نشانگر ضرورت پي‌روي نسل‏هاي بعدي از اين سه قرن است که در اصطلاح به آن «قرون مفضله» مي‏گويند.32
2.3. سلفي‏گري (السلفيه)
ديدگاه سلفيان دربارة سلف، سبب شده است که مذهب جديدي با نام سلفي‏گري در قرون اخير شکل گيرد. از نظر تاريخي، هرچند برخي از رگه‌هاي انديشة سلفي‌گري در قرن چهارم شکل گرفت، اما به‌دليل تعارض با انديشة مسلمانان، در مدتي کوتاه خاموش شد. ابن‌تيميه مذهب سلفي‌گري را در قرن هفتم احيا کرد و آتش اختلاف را ميان جهان اسلام شعله‌ور ساخت. پس از وي، شاگردش ابن‌قيم براي زنده نگاه داشتن اين انديشه بسيار کوشيد؛ اما وي نيز کاري از پيش نبرد. در قرن دوازدهم، جريان‌هاي سلفي‌گري در نجد و حجاز و شبه‌قاره، با تفاوت‌هايي آغاز شد که به‌دليل حمايت‌هاي انگلستان، به‌ويژه در نجد و حجاز، توانست رشد کند. در دوران کنوني نيز جريان سلفي‌گري به اهرمي در دست آمريکا براي پيشبرد هدف‌هاي خود در کشورهاي اسلامي تبديل شده است. امروزه سلفي‌گري شاخه‌ها و جريان‌هاي مختلفي دارد که طيفي از ديدگاه‌ها و باورهاي مختلف را تشکيل مي‌دهد.
مهم‌ترين ويژگي اين مذهب، نفي مذاهب اسلامي و دعوت مسلمانان به پي‌روي محض و بدون انديشه و تفکر از گذشتگان است. وهابيان مسلمانان را به «اسلام بلامذهب» دعوت مي‏کنند. در اين مذهب جديد، هيچ‌يک از مذاهب اسلامي به رسميت شناخته نمي‏شود و صرفاً تقليد از سلف (قرون مفضله)، محتواي اصلي آن را شکل مي‏دهد. سلفيان در حالي مسلمانان را به کنار گذاشتن مذاهب خود دعوت مي‏‏کنند که خود، مذهب جديدي به نام «سلفي‏گري» ايجاد کرده‏اند؛ بدعتي که هيچ پيشينه‏اي در ميان مذاهب اسلامي ندارد. به‌گفتة سعيد رمضان البوطي، انديشمند سني:
“سلفيه پديده‌اي ناخواسته و نسبتاً نوخاسته است كه انحصارطلبانه مدعي مسلماني است و همه را جز خود، كافر مي‌شمرد. فرقه‌اي خودخوانده كه با به تن دركشيدن جامه‏ي انتساب به سلف صالح، و با طرح ادعاي وحدت در فضاي بي‌مذهب، با‌بنيان وحدت مخالف است. سلفيه، يعني همان بستر وهابيت، مدعي است كه هيچ مذهبي وجود ندارد و بايد به عصر سلف، يعني دوران صحابه، تابعين و تابعينِ تابعين بازگشت و از همة دست‌آوردهاي مذاهب كه حاصل قرن‌ها تلاش و جست‌وجوي عالمان فرقه‌ها بوده و اندوخته‌اي گران‌سنگ از فرهنگ اسلامي در ابعاد گوناگون پديد آورده است و با پاسداشت پويايي اسلام و فقه اسلامي، آن را به پاسخ‌گويي به نيازهاي عصر توانا ساخته است، چشم پوشيد و اسلام بلامذهب را اختيار كرد.
سلفيه، دستي به دعوت بلند مي‌كند و مي‌گويد: بياييد با كنارگذاشتن همة مذاهب، به‌سوي يگانه شدن برويم؛ اما با دست ديگر، شمشير تكفير برمي‌كشد و مدعي است كه با حذف ديگران از جامعة اسلامي و راندن آنان به جمع كفار، جامعة اسلامي را يك‌دست مي‌كند. در پشت اين دعوت به بي‌مذهبي، نوعي مذهب نهفته است؛ بلكه دعوت، خود نوعي مذهب است؛ آن هم مذهبي گرفتار چنگال جمود و تنگ‌نظري كه اسلام را به‌صورت ديني بي‌تحرك، بي‌روح، ناقص، ناتوان و بي‌جاذبه تصوير مي‌كند و با احياي خشونت و تعصب، راه را بر هرگونه نزديك شدن به هم‌ديگر مي‌بندد.”33
2.4. نقد و بررسي مکتب سلفي‏گري و چالش‏هاي نظري و تاريخي
جداي از تضادي که انديشة سلفي‏گري در مفهوم‌پردازي سلف، با انديشة اسلامي دارد، سلفي‏گري با چالش‏هاي جدي درحوزة نظر و حقايق تاريخي روبه‌روست که در ادامه، به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود.
2.4.1. بررسي پيشينة «سلف» در آيات و روايات
درحالي‌که مبناي مکتب سلفي‏گري بر مفهوم‌پردازي ويژه‏اي از سلف ‌بنا شده است، در منابع ديني، «سلف» هرگز به معني مصطلح سلفيان، استفاده نشده است. حتي در منابع ديني، اين واژه به‌ندرت بهکار برده شده است.
براي نمونه، واژة سلف در قرآن چند بار آمده است که تنها در يک مورد به معني پيشنيان و گذشتگان است که آن نيز در معني منفي به کار رفته است:
(فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ * فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ) (زخرف:55 ـ56)
«اما هنگامي كه ما را به خشم آوردند، از آن‌ها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم و آن‌ها را پيشگامان (در عذاب) و عبرتي براي ديگران قرار داديم.»
در آيات ديگر، واژة سلف و مشتقات آن، بيش‌تر به معني اعمال ناپسندي است که پيش از اسلام انجام مي‌شدند و پس از آن تحريم شده‌اند.34
وضعيت مفهوم «سلف» در ميان روايات نيز همين‌گونه است. روايات هرگز به مفهوم‌پردازي سلف، آن‏گونه که سلفيان آن را معني کرده‏اند، اشاره‏اي ندارند. حتي همان‏گونه که گفته شد، اين واژه در معني لغوي آن نيز در ميان روايات ديده نمي‏شود.35
شايد گفته شود با توجه به اين‌که در زمان پيامبر9 سلف وجود نداشته است و همه نسبت به پيامبر9 خلف بوده‏اند، به مفهوم سلف اشاره نشده است؛ اما با توجه به جهاني بودن و خاتميت دين، اگر مفهوم سلف داراي ويژگي تشريع بود، پيامبرگرامي اسلام9 بايد به آن اشاره مي‏‌کردند؛ همان‌گونه که آن حضرت دربارة بسياري از مسائل آخرالزمان و فتنه‏هاي آن هشدار داده‏اند. بي‌شک، در صورت وجود جايگاه خاصي براي سلف، هرگز اين امر از نگاه جامع پيامبر9 دور نمي‏‏ماند.
2.4.2. ابن‌قيم و مذهب سلفي‏گري
ابن‌قيم کوشيده است براي مشروعيت مذهب سلفي‏گري، به آية شريفة زير استدلال ‏کند:
(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (توبه: 100)
«پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار، و کساني که به نيکي از آن‌ها پي‌روي کردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نيز) از او خشنود شدند؛ و باغ‏هايي از بهشت براي آنان فراهم ساخته که نهرها از زير درختانش جاري است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين است پيروزي بزرگ!»
به‌گفتة ابن‌قيم، اين آيه مسلمانان را به پي‌روي از نخستين گروندگان به اسلام، از مهاجران و انصار، دعوت کرده است36؛ اما وي دقت نکرده که مراد از پي‌روي از نخستين گروندگان به اسلام، پي‌روي در امري است که در آن سبقت گرفته‏اند و آن، چيزي جز ايمان به خدا و رسول او و اطاعت از آن‌ها نيست؛ و هرگز مراد آيه، پي‌روي از ديدگاه‏هاي شخصي و فردي آن‌ها نيست.
هم‌چنين آياتي وجود دارد که تنها معصيت خدا و رسول را ماية گم‌راهي مي‏شمارد: (وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِينًا) (احزاب: 33) اگر پي‌روي از سلف، در کنار پي‌روي از خدا و پيامبر9 مشروعيت داشت، نام آنان نيز بايد در کنار خدا و پيامبر9 مي‏آمد.
پس اگر صحابه، تابعين و تابعين تابعين به آن‌چه خدا و رسول دستور داده‏اند دعوت کنند، در حقيقت به سنت رسول خدا9 دعوت کرده‌اند؛ اما اگر سخنانشان از جانب خود آنان باشد، به شهادت قرآن، محکوم به بطلان و گم‌راهي است.
از سوي ديگر، اگر اين آيه دليل بر حجيت سنت صحابه باشد، در عمل موجب تناقض مي‏شود؛ به اين معني که اين آيه، مسلمانان دوره‌هاي بعد را به پي‌روي از سنت سلف دعوت مي‏کند؛ درحالي‌که خود سلف، در انبوهي از مسائل، از گذشتگان پي‌روي نکرده‏اند و حتي به‌صراحت مخالفت کرده‏اند. اين اختلاف، در ميان خود صحابه نيز بوده است. به‌گفتة مرحوم «حکيم»:
“هنگامي که در روز شورا سيرة شيخين بر امام علي7 عرضه شد، ايشان پي‌روي از آنان را نپذيرفت و به همين سبب، خلافت را واگذار کرد. عثمان اين شرط را پذيرفت؛ اما در مقام عمل، در بسياري از امور با سيرة شيخين مخالفت ورزيد.37 امام علي7 در ايام خلافتش، با شيوه و روش خليفة سوم کاملاً مخالفت ورزيد و مسائلي از قبيل توزيع اموال و مناصب و يا روش حکومت را متحول کرد. حتي خليفة اول و دوم نيز از نظر سيره با يک‌ديگر متفاوت بودند. ابوبکر در تقسيم خراج، تساوي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، جهان اسلام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، عقل و نقل