دانلود پایان نامه ارشد با موضوع یشرفت تحصیلی، عوامل زمینه ای، پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

کلارک، هولنگ شيدي، هاپاک، ليپست و .. نيز پايگاه اقتصادي و اجتماعي موقعيت و محيط خانواده و شناخت از مشاغل را در انتخاب شغل موثر دانسته اند (اردبيلي، 1378: 181-163).
هالند بر اين باور است که انتخاب يک حرفه عمل گويايي است که انگيزش، دانش، شخصيت و توانايي فرد را منعکس مي کند. کار کردن در مقام يک نجار به اين معناست که او نه تنها از ابزار خاص براي حرفه اش استفاده مي کند، بلکه منزلت مشخص، نقش اجتماعي و الگوي زندگي خاصي دارد (هالند، 1376: 31).
سوپر در مورد خود پنداشت بر اين باور است که خود آگاهي نخستين مرحله در انتخاب شغل و تغيير شغل است. به اعتقاد وي شغل اين امکان را فراهم مي آورد تا شخص تصويري که از خود در ذهن دارد به فعل درآورده و ابراز نمايد. بنابراين خود پنداشت به معناي اين است که فرد خود را چگونه مي بيند. اوهارا و تيدمن بر اين عقيده اند که اساس انتخاب شغل بر تصميم گيري قرار دارد. به نظر اوهارا فرد با در نظر گرفتن خويشتن پندار و شرايط اجتماعي، شغلي را انتخاب مي کند (سوکي، 1381: 27).

2-3 ادبیات تحقیق
هر پژوهشي عليرغم اين که سخني تازه و روشي دقيق در شناخت پديده‌ها به کار مي‌گيرد، بايد متکي به دستاوردهاي پيشين باشد. در اينجا هر چند مختصر به چند مورد از مطالعات و بررسي‌هايي که در ارتباط با موضوع مورد بررسي در ايران و خارج از ايران صورت گرفته است، اشاره خواهد شد.

2-3-1 تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور
ايران محبوب و طاهريان فرد(1383) در تحقيقي به بررسي عوامل موثر بر آرزوهاي شغلي نوجوانان دختر در شهر شيراز پرداختند. روش تحقيق پيمايشي بوده و اطلاعات از يک نمونه توسط پرسشنامه‌اي که در بين چند دبيرستان دخترانه در شهر شيراز توزيع گرديد، جمع‌آوري شده است. نتايج بدست آمده نشان داد که 5/3 درصد پاسخگويان علاقمند داشتن شغل در آينده نبوده‌اند. بيشترين علاقه دانش‌آموزان به مشاغلي چون پزشکي (23 درصد)، مهندسي (20 درصد) و وکالت (5/11 درصد) بوده است. همچنين بين پايگاه اجتماعي پاسخگويان و اعتقاد به اينکه تحصيلات دانشگاهي فرد را به مشاغل بهتر هدايت مي‌کند ارتباط معني‌داري وجود دارد. افراد متعلق به پايگاه اجتماعي پايين و متوسط بيش از افراد متعلق به پايگاه اجتماعي بالا اعتقاد داشته‌اند که تحصيلات دانشگاهي فرد را به مشاغل بهتر هدايت مي‌کند. از بين عوامل تأثيرگذار بر آرزوهاي شغلي نوجوانان، رسانه‌هاي گروهي (26 درصد)، آشنايان و فاميل (25 درصد) و همچنين مطالعه و تحقيق (24 درصد) بيشترين تأثير را در آگاهي نوجوانان نسبت به شغل مورد علاقه داشته‌اند. علي رغم تصور، پدران نسبت به مادران در آشنايي با شغل مورد علاقه پاسخگويان تأثير بيشتري داشته‌اند. بين مشاغل مورد انتظار پاسخگويان و شغل پدر، شغل مادر، طبقه اجتماعي، رشته تحصيلي، و همچنين منطقه آموزشي رابطه معني‌داري وجود داشته است. همچنين بين مشاغل مورد انتظار پاسخگويان و تحصيلات مادر، تحصيلات پدر، اعتقادات مذهبي و معدل رابطه معني‌داري وجود نداشته است. عدم وجود رابطه بين متغيرهاي ذکر شده و آرزوهاي شغلي را شايد بتوان اينگونه تبيين کرد که با توجه به نظر کالينز افراد درصدد دستيابي به بيشترين حد منزلت ذهني‌اند و توانايي شان در اين زمينه بستگي به منابعي دارد که خود در اختيار دارند. از آنجا که در جامعه ما ساختار ارزشي به گونه‌اي شکل گرفته که بالاترين حد منزلت را به مشاغلي چون پزشکي، مهندسي و وکالت داده، لذا افراد مورد بررسي فارغ از تحصيلات پدر و مادر، با هر معدل و هرگونه اعتقادات مذهبي اکثراً خواهان همين چند حرفه مشخص، يعني پزشکي، مهندسي و وکالت بوده‌اند. اينگلهارت نيز معتقد است اولويت‌هاي فرد بازتاب محيط اجتماعي- اقتصادي اوست (ايران محبوب و طاهريان فرد، 1383: 105-87).
قهرماني در تحقيق تحت عنوان “سنجش گرايش دختران پيش دانشگاهي به شغل پليس” را در شهر تهران مورد بررسي قرار داد. در اين تحقيق که بر روي 379 نفر از دختران مراکز پيش دانشگاهي دولتي شهر تهران انجام گرديد، ارتباط معنا داري بين متغيرهاي مستقل: معدل، منطقه آموزشي، ويژگي هاي خانوادگي دانش آموزان، منزلت اجتماعي پليس، شناخت و آگاهي از پليس و رفتار پليس با مردم و متغير وابسته، گرايش دانش آموزان دختر به شغل پليس وجود داشت ( قهرماني، 1387: 1).
زهرا داريانپور (1378) در تحقيقي که روش آن پيمايشي و توصيفي علي بوده است به بررسي عوامل موثر بر انتظارات شغلي جوانان پرداخته است. نمونه مورد بررسي 384 نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر سال آخر دبيرستان‌هاي شهر تهران بوده که به روش نمونه‌گيري خوشه‌اي چند مرحله‌اي از 32 دبيرستان و 8 منطقه آموزشي تهران برگزيده شده بودند. نتايج تحقيق انجام شده بيان گر آن است که مشاغل مهندسي، پزشکي، وکالت، روان‌شناسي و مشاوره حدود 50 درصد مشاغل مورد انتظار پاسخگويان را تشکيل داده است.
در تحقيق ديگري محمد حسن آمنا (1385) به بررسي گرايش هاي تحصيلي-شغلي دانش آموزان پسر سال اول نظام جديد شهر مشهد پرداخت. نتايج تحقيق نشان داد كه بيش از 4/40 درصد از دانش آموزان صفات درآمد و منزلت شغل را مهمترين ويژگيهاي شغل مطلوب دانسته اند. بعلاوه مشخص گرديد مشاغلي كه مي تواند نيازمندي هاي دانش آموزان را برآورد نمايند، عمدتا” از طريق تحصيلات دانشگاهي احراز مي شود. 50 درصد از دانش آموزان مشاغل مهندسي و پزشكي را جز مشاغل موفقيت آور محسوب كرده اند. گرايش دانش آموزان به مشاغل اداري و غير يدي بسيار بيشتر از مشاغل فني-حرفه اي و يدي است.
برمبناي طيف گوتمن 6/86 درصد پاسخگويان به تحصيلات دانشگاهي گرايش مثبت دارند. نتايج طيف برش قطبين نيز حاكي از اين واقعيت است كه گرايش دانش آموزان به شاخه نظري بسيار بيشتر از شاخه هاي كاردانش و فني و حرفه اي است. در بيان فضاي مفهومي ” انسان موفق ” 7/48 درصد پاسخگويان به ويژگيهاي اقتصادي، 9/18 درصد به ويژگيهاي غير اقتصادي يا معنوي و 4/32 درصد نيز به ويژگيهاي مادي و معنوي اشاره كرده اند.
بين وضعيت اقتصادي خانواده هاي دانش آموزان و گرايش تحصيلي آنان رابطه وجود داشته است، به گونه اي كه دانش آموزاني كه وضعيت اقتصادي بهتري داشتند به تحصيلات دانشگاهي گرايش بيشتري داشتند. ونيز فرزندان خانواده هاي باسوادتر تمايل بيشتري به تحصيلات دانشگاهي و مشاغل مربوط دارند.
دانش آموزاني كه وضعيت تحصيلي بهتري دارند نسبت به شاخه نظري گرايش مثبت و نسبت به شاخه كاردانش گرايش منفي دارند.
اعضاي خانواده در تمامي امور تحصيلي-شغلي دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين كننده تري دارند. پس از خانواده اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امور تحصيلي و شغلي مورد مشورت و مخاطب دانش آموزان هستند.
احمد قاضي‌زاده و بايزيد قادري (1377) به بررسي نگرش دانشجويان پزشکي دانشگاه علوم پزشکي کردستان نسبت به آيندۀ شغلي و عوامل مرتبط با آن پرداخته‌اند. تحقيق مذکور به صورت توصيفي بوده و نمونه مورد مطالعه شامل کليۀ دانشجويان پزشکي دانشگاه علوم پزشکي کردستان (270 نفر) بوده است که به صورت سرشماري انتخاب شده‌اند. جمع‌آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه کتبي که شامل 24 سوال پنج گزينه‌اي براساس مقياس درجه‌بندي ليکرت بود، صورت گرفت. نتايج اين مطالعه نشان داد که آقايان 4/52 درصد و خانمها 8/27 درصد نسبت به آيندۀ شغلي خويش نگرش منفي دارند. دانشجويان علوم پايه 24 درصد، فيزيوپاتولوژي 5/48 درصد، کارآموزي 57 درصد، و کارورزي 70 درصد نسبت به آيندۀ شغلي خويش نگرش منفي داشتند. بين نگرش دانشجويان پزشکي به آيندۀ شغلي و جنسيت رابطۀ معني‌داري وجود داشت (00014/0p). نگرش دانشجويان پزشکي به آينده در بين گروه‌هاي سني مختلف يکسان نبوده و از نظر آماري نيز معني‌دار مي‌باشد (00012/0p). نگرش دانشجويان پزشکي به آينده شغلي در بين مقاطع مختلف تحصيلي يکسان نيست و از نظر آماري معني‌دار مي‌باشد (00000/0 p). بين نگرش دانشجويان پزشکي به آيندۀ شغلي و ميزان درآمد خانواده رابطۀ معني‌داري وجود داشت (00057/0 p). بين نگرش دانشجويان پزشکي به آيندۀ شغلي و وضعيت اشتغال رابطه معني‌داري وجود داشت (01759/0 p). اين مطالعه نشان داد که نگرش دانشجويان پزشکي دانشگاه علوم پزشکي کردستان در سال 1377 نسبت به آيندۀ شغلي در وضعيت مطلوبي نبوده و در اين زمينه بايد برنامه‌ريزي‌هاي لازم انجام گيرد.
محمد حسن مقدس جعفري (1374) طرحي تحقيقاتي با عنوان «بررسي نقش عوامل مدرسه‌اي بر علايق و گرايشاي شغلي دانش‌آموزان تيزهوش و با استعداد مقطع متوسطه در شهر کرمان» انجام داده است. روش اين تحقيق نيمه تجربي و نمونه شامل 425 نفر از دانش‌آموزان با استعداد و تيزهوش شهر کرمان بوده که براي انتخاب آنان سه ملاک معرفي و تأييد دبيران مربوط، معدل کل دانش‌آموزان در سال تحصيلي قبل و بهرۀ هوشي بالاتر از 120 در نظر گرفته شده است. هدف تحقيق، بررسي عوامل مختلف اجتماعي مانند خانواده، گروه همسالان و مدرسه بر گرايش‌هاي دانش‌آموزان و ابزار پژوهش پرسشنامه‌اي شامل 90 سوال بوده است. نتايج تحقيق حاکي از آن است که 61 درصد پاسخگويان با هدف رشته‌هاي پزشکي و وابسته به آن در دانشگاه ادامه تحصيل خواهند داد. 21 درصد ديگر نيز هدف خود از تحصيلات دانشگاهي را ادامه تحصيل در رشته‌هاي فني و مهندسي اظهار داشته‌اند و 8 درصد به رشته‌هاي مختلفي چون علوم تجربي، علوم انساني، اقتصاد و الهيات اظهار علاقه کرده‌اند. اطلاعات به دست آمده در خصوص مشاغل مورد علاقه دانش‌آموزان حاکي است که 61 درصد به مشاغل پزشکي و وابسته به آن خواهند رفت، 21 درصد به رشته‌هاي فني و مهندسي و 9 درصد گرايش شغلي‌شان به مشاغل آموزشي است و کم تر از يک درصد مشاغل دولتي و نظامي را ذکر کرده‌اند. جنسيت و معدل با مشاغل مورد نظر رابطۀ معني‌داري داشته است.
تحقيق ديگري با عنوان گرايش‌هاي شغلي نوجوانان دختر و پسر در تهران در سطح کارشناسي ارشد علوم تربيتي انجام شده است. هدف تحقيق بررسي مقايسه‌اي گرايش‌هاي شغلي نوجوانان دختر و پسر بوده است. نتايج به دست آمده حاکي است که افراد نمونه، تصوير نسبتاً روشني از شغل آينده نداشته‌اند و فقط 12 درصد دختران و 25 درصد پسران مشاغل آيندۀ خود را در ارتباط با شغل والدينشان انتخاب مي‌کنند و به علاوه نوجواناني که از شرايط اقتصادي، اجتماعي بالاتر برخوردارند، ديد بهتري نسبت به شغل آيندۀ خود دارند. (داريانپور، 1378 : 36)
محمدی کاجی و کامکاری (1383) تحقیقی با عنوان «بررسی تأثیر عوامل زمینه ای بر پیگیری آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی (جهت یابی مسیرهای تحصیلی و شغلی) دانش آموزان کانادایی در مقطع دبیرستان و پس از آن» انجام دادند. هدف مطالعه حاضر این بود که با استفاده از اطلاعات طولی به بررسی تأثیر عوامل زمینه ای (سن، جنس، تحصیلات والدین و وضعیت تحصیلی) بر پیگیری آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی در طول دوره انتقالی از اواسط نوجوانی به اوایل جوانی پرداخت. چارچوب نظری تحقیق حاضر، نظریه رشد اجتماعی بندورا است. بر اساس تئوری یادگیری اجتماعی بندورا جنسیت و سن، تأثیر ادامه داری بر رفتارها و باورهای فرد در جهت انتخاب های تحصیلی و شغلی و دستیابی به آنها دارد. به عبارت دیگر، عواملی که تأثیرات مداوم و دوسویه و متقابل دارند (پیشرفت تحصیلی، کفایت خود ادراک شده، تحصیلات والدین، جنس، و سن)، بهترین پیش بینی کننده های رشد آرزوها، و بدست آوردن نهایی می باشند.
آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی بر اساس سطوح تحصیلی و شغلی هر یک از شرکت کنندگان که قصد به دست آوردن آن را داشتند، مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج بیانگر انتخاب چهار مسیر تحصیلی در سطوح مختلف تحصیلی توسط جوانان (برای اوایل جوانی) بود.
نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی در ابتدای مقطع تحصیلی دبیرستان، تنها متغیری است که به طور ثابت نشان دهندة آرزوهای تحصیلی و مسیر تحصیلی در اوایل جوانی است. بین متغیرهای سن، جنس و تحصیلات والدین از نظر آماری با آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی تفاوت معنی داری دیده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سلسله مراتب Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مقدار خطا