دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، پرسش نامه، حمایت ابزاری

دانلود پایان نامه ارشد

جغرافیایی بزرگ مصاحبه ای نیمه ساختاری انجام شد. چهارچوب مصاحبه بر اساس تکنیک تحلیل محتوا بود. محتوای مصاحبه ها طی سه مرحله تحلیل می شدند،که شامل 1) ساده سازی اطلاعات 2) سازمان بندی نیازها در مضامین اصلی 3)بازبینی نتایج مضمون ها و نیازها بودند. 18 مضمون عمده از قبیل درک جراحت، درمان و نتایج آن، سلامت روانی عاطفی اشخاص مبتلا، حمایت افراد حرفه ای مراقبت و… به دست آمد که طی 4 مرحله مشخص شده از بیماری که شامل1)مرحله حاد 2) مرحله بازتوانی 3)برگشت به خانه 4) برگشت به زندگی اجتماعی بود ، مورد بررسی قرار می گرفت. طبق نتایج اعضای خانواده بیان کردند که نیاز دارند تا درک بهتری نسبت به تغییرات رفتاری و عاطفی TBI داشته باشند تا بتوانند مدیریت بهتری روی شخص مبتلا داشته باشند. آمادگی و حمایت ناکافی اشخاص مبتلا به TBI جهت روبرو شدن با پیامدهای رفتاری و شخصیتی، قبل از ترخیص از بیمارستان بسیار واضح بود و شکایت رایجی است که در مطالعات دیگران نیز به آن اشاره شده است. تأثیرات بلند مدت TBI تأکید می کند که نیاز برای مدل های حمایتی بلند مدت که بر پایه اتحاد اجتماع، حمایت خانواده و حمایت های محیطی و روانی اجتماعی باشد، بسیار ضروری است. چندین محدودیت در این مطالعه وجود داشت. نمونه فقط از یک منطقه از کشور گرفته شده بود. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری آسان انتخاب شده بودند. اگر شرکت کنندگان در طول زمان مصاحبه نیازی را به یاد نیاورند، پس در نتیجه هم ذکر نمی شود و همچنین ممکن است مصاحبه تلفنی بوسیله عوامل متعددی تأثیر بپذیرد (88).
از آن جائیکه بدون شک بروز آسیب به سر بر کیفیت زندگی اعضای خانواده اثر میگذارد جهت بررسی تأثیر TBI بر کیفیت زندگی اعضای خانواده بیماران آسیب به سر مطالعه ای دیگر از کروزر و همکاران گزارش می شود. کروزر و همکاران (2001) تحقیقی با عنوان ” کیفیت زندگی و نیازهای بلند مدت خانواده بعد از صدمه مغزی ناشی از ضربه” در ویرجینیا انجام دادند. این مطالعه دارای دو هدف اولیه بود.1) تعیین نیازهای اعضای خانواده 4 سال بعد از بروز صدمه مغزی 2) مقایسه کیفیت زندگی اعضای خانواده قبل و بعد از بروز صدمه مغزی. نمونه ها متشکل از 57 مراقبت کننده از 57 شخص دچار صدمه مغزی ناشی از ضربه ساکن ویرجینیا بود. دامنه سنی مراقبت کنندگان بین 19 تا 82 سال بود (MD:53/0;SD:13/4). اکثرا زن (80/2%) و غالبا (82/2%) سفید پوست بودند. دامنه سنی اشخاص دچار صدمه مغزی بین 6 تا 71 سال بود (MD:34/0;SD:16/5) و اکثرا مرد (64/3%) بودند که بین می491967 و نوامبر501995 دچار صدمه مغزی شده بودند. به منظور دسترسی به هدف اول مطالعه از پرسش نامه نیازهای خانواده(FNQ) استفاده شده بود. این پرسش نامه ابزاری خود ایفاء ، متشکل از دوقسمت است که دو ارزیابی مستقل را شامل می شود. قسمت اول اهمیت نیازها را از طریق یک مقیاس لیکرت از 1(اهمیت ندارد) تا 4(بسیار مهم) و قسمت دوم دامنه برآورده شدن این نیاز را اندازه گیری می کند. همچنین اعضای خانواده می توانند نیازهایشان را به عنوان غیر قابل کاربرد تعریف کنند. 40 عبارت پرسش نامه FNQ به نیازهای گوناگونی که در مرحله حاد و پس از حاد در زمان صدمه مغزی ناشی از ضربه بروز می کند می پردازد. این ابزار شامل 6 زیر مقیاس اطلاعات بهداشتی، حمایت عاطفی، حمایت ابزاری، حمایت حرفه ای، شبکه حمایت اجتماعی و درگیر شدن در مراقبت می باشد. جهت بررسی کیفیت زندگی قبل و بعد از بروز جراحت از شرکت کنندگان خواسته شد تا به سؤال ” به طور کلی از زندگی کنونی خود چقدر راضی هستید” را جواب بدهند. جواب های سؤال بر اساس مقیاس لیکرتی 5 گزینه ای از بسیار ناراضی تا بسیار راضی بود. پرسش نامه ها به ایمیل شرکت کنندگان فرستاده می شد و جواب های آنها از طریق ایمیل برگردانده می شد. همان طور که ضرورت ایجاب می کرد، اعضای تیم تحقیق آماده بودند تا از طریق تلفنی به سؤالات احتمالی شرکت کنندگان در مرود نحوه پاسخ دهی به پرسش نامه ها توضیحات لازم را بدهند. قبل از بروز جراحت اکثر مراقبت کنندگان از زندگی اشان رضایت داشتند(3/47% بسیار راضی و 40% تا حدی راضی)، در حالیکه فقط 8/1درصد تا حدی ناراضی و 6/3درصد بسیار ناراضی بودند و پس از بروز جراحت این درصدها بدین صورت تغییر یافت، 2/23 درصد بسیار راضی، 7/35 درصد تا حدی راضی،3/14 درصد تاحدی ناراضی و 1/16 درصد بسیار ناراضی. قبل از بروز جراحت اکثر افراد صدمه دیده نیز از زندگی اشان رضایت داشتند(50% بسیار راضی، 2/23% تا حدی راضی، در حالیکه فقط 5/12% تا حدی ناراضی و 4/5% بسیار ناراضی) و پس از بروز جراحت برخلاف مراقبت کنندگان که اکثراً باز هم از زندگی اشان رضایت داشتند، افراد صدمه دیده غالباً از زندگی خود رضایت نداشتند(5/31% تا حدی ناراضی، 9/25% بسیار ناراضی،در حالیکه فقط 8/14% بسیار راضی و 2/22% تا حدی راضی). اطلاعات سلامتی(43/51%) و درگیری در مراقبت(9/47%) نیازهایی بودند که غالباً برآورده می شدند. حمایت ابزاری(52/31%) و حمایت افراد حرفه ای(38/ 28%) نیازهایی بودند که غالباً برآورده نشده بودند. از جمله محدودیت های مطالعه این بود که نمونه مطالعه نسبتاً کوچک بود و اینکه با بررسی متغیرهای اندک نمی توان مفهوم عمیق کیفیت زندگی را در همه جوانب مورد بررسی قرار داد. این مطالعه پیشنهاد می کند که نیازهای بلند مدت خانواده و دیگر مسائل کیفیت زندگی باید به طور دقیقی مورد توجه قرار گیرند (89).
جهت بررسی نیازهای خانواده بیماران آسیب به سر در زمان بستری بیمار در بیمارستان مطالعه باند و همکاران گزارش می شود. باند و همکاران51 مطالعه ای با عنوان “بررسی نیازهای اعضای خانواده بیماران دچار صدمه به سر ناشی از ضربه شدید ” سال 2003 در یوتا52 انجام دادند. هدف آنها از این مطالعه کشف نیازهایی بود که خانواده بیماران دچار ضربه سر شدید در طول مدت بستری بیمارشان در ICU اعصاب تجربه می کنند. پژوهش آنها یک مطالعه کیفی توصیفی اکتشافی بود. نمونه گیری آسان از اعضای خانواده بیماران پذیرش شده به بخش مراقبت های ویژه (ICU) اعصاب 11 تخته در سطح یک مرکز تروما، انجام شد. بعد از به دست آوردن موافقت برد بازنگری برای انجام پروژه، یکی از محققین با اعضای خانواده بیمارانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، تماس گرفت. رضایت نامه آگاهانهای از شرکت کنندگان گرفته شد که شامل توضیح پروژه، ریسک ها، فواید، ضمانت محرمانه ماندن اطلاعات و ماهیت داوطلبانه بودن شرکت در تحقیق بود. ضوابط شرکت در تحقیق شامل 1) اعضای خانواده بیماران با تشخیص صدمه به سر شدید که 18 سال یا بیشتر داشته باشند. 2) نمره مقیاس کمای گلاسکو (GCS) بیماران 8 یا کمتر باشد. 3) بیماران در بخش مراقبت های ویژه اعصاب حداقل برای 24 ساعت بستری شده باشند. جمع آوری اطلاعات اولیه در یک محیط خصوصی نزدیک اتاق انتظار انجام شد. تمامی مصاحبه ها را جهت اطمینان از پایا بودن مصاحبه ها یک محقق انجام داد. در هر کدام از روز های بستری بودن بیمار در بخش ICU ، از اعضای خانواده بیماران درخواست میشد که نیازها و نگرانی هایشان و همچنین نیازهای جدیدی را که با ادامه بستری بیمار در ICU بروز میکند را توصیف کنند. مصاحبه های بعدی جهت راحتی شرکت کنندگان یا در بیمارستان یا بوسیله تلفن انجام شد. مصاحبهها تا حد اشباع داده ها جهت نتیجه گیری ادامه یافت. مصاحبه ها بوسیله نوار ضبط می شد و به صورت کلمه به کلمه پیاده می شد.7 عضو خانواده بیماران دچار ضربه به سر شدید در این مطالعه شرکت کردند. دو مادر، یک دختر، یک پدر، یک مادر بزرگ، یک خواهر و یک عمه مصاحبهها را انجام دادند. دامنه سنی آنها بین 61-41 سال بود. اگر چه هر شرکت کننده موقعیت ها و نیازهای خاص خود را داشت، پس از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها 4 نیاز در این خانوادهها تشخیص داده شد که هر کدام طی روزهای خاصی از بستری بودن بیمار در ICU خود را نشان دادند. 1) نیاز به دانستن در روز اول. اعضای خانواده ها بیان کردند که آنها نیاز دارند به این که حقیقت را در مورد وضعیت بیمارشان بدانند حتی اگر امیدی نباشد به آنها بگویند که امیدی وجود ندارد. 2) نیاز برای پیوستگی و درستی و همگنی اطلاعات دریافتی در روز دوم. خانواده ها بیان کردند که دکترها و اعضای کادر درمان چیزهای متفاوتی به ما می گویند و پرسنل با هم اتفاق نظر ندارند که این موضوع باعث سردرگمی و ایجاد تنش بیشتر در ما می شود. 3) نیاز برای مشارکت و درگیر شدن در مراقبت در روزهای 6-3. اعضای خانواده بیان کردند که دوست دارند به کادر درمان در مراقبت از بیمارشان کمک کنند و به جای اینکه بیرون از بخش بنشینند و انتظار بکشند هر کاری که از دست آنها بر میآید از جمله کارهای فیزیکی مانند حمام دادن بیمار به آنها سپرده شود 4) نیاز به بازسازی عواطف و احساسات در مورد آنچه اتفاق افتاده در روزهای 7 تا 23 بستری. انجام بیش از 60 مصاحبه منجر به افزایش درک ما از استرس فراوانی که خانواده های بیماران در طول بستری بودن بیمارشان در بخش مراقبت های ویژه تجربه می کنند، گردید. بعلاوه هنگامی که 4 بیمار از 7 عضو خانواده شرکت کننده فوت شدند، نیاز به حمایت از خانواده های چنین بیمارانی در زمانی که در ICU بستری هستند را تقویت می کند. از محدودیتهای مطالعه این بود که تمرکز تیم تحقیق روی نیازهای خانواده بیماران فقط به زمان بستری بیمار در ICU محدود شده بود. پیشنهاد می شود که محققان باید روی راههای برآورده کردن نیازهای خانواده بیماران برای داشتن اطلاعات و همچنین راه های مشارکت خانواده ها در فرآیند تصمیم گیری درباره مراقبت بیمار تمرکز کنند. بر اساس یافته های این پژوهش محققان اعلام کردند که پرستاران می توانند با فراهم کردن اطلاعات و ایجاد راهکارهایی برای مشارکت خانواده ها در امر مراقبت از بیمار، استرس خانواده بیماران را کاهش دهند (90).

فصل سوم

عناوین مورد بررسی در این بخش شامل نوع پژوهش، محیط پژوهش، مشخصات واحدهای مورد پژوهش و روش گردآوری دادهها، تجزیه تحلیل دادهها، آزمونها و روشهای آماری و ملاحظات اخلاقی میباشد.
نوع پژوهش
این پژوهش مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است که در آن به بررسی نیازهای مراقبت دهندگان و میزان برآورده شدن آن در افراد دچار صدمه سر که حداقل 6 ماه از زمان ترخیص آنها گذشته باشد می پردازد.
جامعه پژوهش
جامعه پژوهش را کلیه مراقبت دهندگان اصلی از بیماران دچار صدمه سر که حداقل 6 ماه از ضربه به سر آنها گذشته تشکیل میدهد.
نمونه های مورد پژوهش
در این بررسی نمونههای مورد پژوهش، مراقبتدهندگان از بیماران دچار صدمه سر ناشی از حوادث ترافیکی، سقوط از ارتفاع، برخوردها و خشونتهای فیزیکی، ریزش آوار و … بودند که حداقل 6 ماه از زمان ترخیص بیمارشان گذشته بود و به علت باقی ماندن اثرات ناشی از ضربه به سر بیمار قادر به مراقبت از خود نبود و به کمک مراقبت دهنده وابسته بود.
روش نمونه گیری
با توجه به عدم دستیابی به حجم نمونه مورد نیاز نمونهگیری به صورت تمام شماری از نمونه های در دسترس انجام گرفت و تعداد نمونه در دسترس در این مطالعه تنها 51 نفر بودند.
محیط پژوهش
محیط این پژوهش شامل درمانگاه مرکز آموزشی درمانی بیمارستان پورسینا و منازل بیماران دارای ضربه سر با وابستگی به مراقبت در سطح شهر رشت میباشد.

معیارهای ورود
1. مراقبتدهندگانی که 6 ماه از زمان ضربه سر بیمار تحت مراقبت آنها گذشته باشد.
2. بیمار وابسته کامل یا نسبی به مراقبتدهنده باشد.
3. واحد مورد پژوهش ارائه دهنده اصلی مراقبت به بیمار باشد که بر اساس اظهار نظر خود مراقبت دهنده تعیین خواهد شد.
معیار خروج
• عدم رضایت به شرکت در تحقیق.
ابزار گردآوری دادهها
در این مطالعه جهت دستیابی به اهداف از دو پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه نیازهای خانواده (FNQ) استفاده شد.
پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، نسبت با بیمار(مراقبت دهنده)، علت ترومای بیمار، محل سکونت، نوع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پرسش نامه، رضایت از زندگی، حمایت عاطفی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پرسش نامه، حمایت عاطفی، حمایت ابزاری