دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کتابهای درسی، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

يادگيري بايد براساس ويژگيهاي شاگردان در نظر گرفته شود. گونه هاي مختلف اين روش توصيف و تجويز شده است، اما روشهاي ارزشيابي برطبق چنين روشي، هنوز چندان توسعه نيافته است. اگرچه اين روش يك روش آرماني و مطلوب است، قدرت اجرايي آن هنوز محدود است(شعبانی، 1385).
2-26 ویژگیهای روش انفرادی
در مطالعه ويژگي روشهاي مختلف آموزشي مشخص مي شود كه ميزان فعاليت براي استاد و دانشجو در طيفي ازشيوه هاي مختلف آموزشي متفاوت مي باشد. در بعضي از شيوه هاي آموزشي مانند سخنراني، روش نمايشي و روخواني، معلم فعال و فراگير منفعل و در روش هاي آزمايشگاهي، مكاشفه اي، حل مسأله، مباحثه و پروژه فراگيران نقش بيشتري دارند. حال اگر معلم و يا استاد بخواهد روش تدريس خود را به سوي روش مشاركتي سوق دهد لازم است كه با ويژگي هاي هر يك از دو روش مشاركتي و انفرادی آشنا باشد. بعضي از ويژگي هاي تدريس سنتی یا انفرادی عبارتند از: معلم محور است، معلم از منابع مهم اطلاعات محسوب ميشود، كلاس هاي درس معلم از نظم و انظباط خشك برخوردار است و روشي آمرانه بر كلاس حاكم است(فتحی آذر،1382).
در روش های انفرادی که امروزه از آنها به عنوان روش های غیر فعال یاد می شود ، معلم نقش فعالی در جریان تدریس داشته و مطالب را به طور شقاهی در کلاس بیان نموده و دانش آموزان فقط به صحبت های او گوش داده و مطالب را حفظ می کنند و در چنین شرایطی زمینه های لازم برای پیشرفت تحصیلی و رشد فکری فراهم نمی گردد(کرامتی، 1381).
2-27 مزایا آموزش انفرادی
1. می توان الگوی انفرادی را به عنوان الگوی عمومی تدریس حتی برای طرح آموزشی که فلسفه آموزش غیر مستقیم را به عنوان محور اصلی یا رویکرد عمده آموزشی خود می پذیرد به کار برد.
2. می توان الگوی انفرادی را به عنوان چاشنی سایر الگوها برای تنظیم محیط مناسب یادگیری بکار برد.
3. می توان از خواص یگانه این الگو برای مشورت دهی به شاگردان هنگامی استفاده کنیم و بخواهیم به شاگردان کمک کنیم که با دنیای بیرون خود کامل تر و مثبت تر ارتباط برقرار سازند.
4. با استفاده از این الگو می توان برنامه درسی دروس مختلف را بر محور شاگردان تنظیم کرد(بهرنگی، 1384).
5. در این روش نوعی انتقال یادگیری رابطه ذهنی بین معلم و یادگیرنده ایجاد می شود
6. این روش مختص کلاسهای پر جمعیت است و ارتباطات انسانی بالا و امکان انتقال تجربه های شخصی معلم در آن زیاد است(شعبانی،1371،ص 292).
7. معمولا مطالب کتابهای درسی ثابت اند و درک آنها برای دانش آموزان آسان نیست. اما معلم با استفاده از این روش می تواند با توضیحات بیشتر، ذکر مثال و استفاده از وسایل، مطالب را برای شاگردان قابل فهم سازد در حقیقت این نوع آموزش مکمل کتابهای درسی است و نقصانهای آن را جبران می کند( صفوی، 1378).
2-28 معایب آموزش انفرادی
1. در این روش معلم غالبا فقط گوینده است و شاگردان غیر فعال و منفعل و در واقع فقط حس شنیداری مورد استفاده قرار می گیرد.
2. مناسب هر معلمی نیست(خنیفر،1381).
3. در این روش معلم اختلافات فردی افراد را در جریان یادگیری در نظر نمی گیرد و مطلب را برای همه به طور یکسان ارائه نمی دهدو از این رو ممکن است ضعف دانش آموز تا هنگام امتحان کشف نشود.
4. و این روش برای ایجاد مهارت های ذهنی در سطوح بالای یادگیری مانند درک و فهم، کاربرد، تجزیه و تحلیل و غیره .. مناسب نیست و دانش آموز باید به زور مطالب را تکرار و حفظ کند(صفوی،1378)
2-29 مقايسه يادگيري فعال و مبتني بر همياري با يادگيري سنتي و انفرادي
بنظر ديويد جانسون و راجر جانسون در رويكرد هاي رقابتي ممكن است تنها يك يا چند نفر سود ببرند چون نوعي وابستگي دروني منفي در بين دانش آموزان براي رسيدن به هدف بوجود مي آيد . دانش آموزاني كه بر اساس اين رويكرد آموزش مي بينند فكر مي كنند در صورتي ميتوانند به اهداف خود برسند كه ساير دانش آموزان در رسيدن به هدفهايشان شكست بخورند . در نتيجه دانش آموزان يا سخت كار مي كنند كه بهتر از همكلاسان خود باشند و يا اينكه بي تفاوت و نا اميد مي شوند و براي رسيدن به هدف تلاش نمي كنند چون شانسي براي برنده شدن خود نمي بينند . در رويكرد انفرادي هر فردي به تنهايي تلاش مي كند تا به هدف هاي خود برسد و موفقيت همكلاسان خود را مانع موفقيت فردي خود نمي داند . هدف هر دانش آموز مستقل از هدف سايرين است و در نتيجه موفقيت فردي ارزشمند تلقي مي شود( جانسون و جانسون 2001 ، كـرامتي ،ص 16).
براي ما سؤال واجد اهميت اين است كه آيا گروههاي مبتني بر همياري در حقيقت آن توانايي را كه منجر به يادگيري بهتر شود بوجود مي آورد . شواهد بطور گسترده اي مؤيد اين مطلب است . دانش آموزان در كلاسهاي با چنين سازماني در گروههاي دو نفره يا گروههاي با اعضاي بيشتر كار مي كنند، به يكديگر آموزش مي دهند و از پاداش هاي مشترك برخوردار مي شوند.
برخي ديگر از برتري هاي رويكرد فعال و مشاركتي بر رويكرد هاي سنتي و انفرادي عبارتند از :
1 – در رويكرد ياران در يادگيري دانش آموزان هم از يكديگر و هم از معلم مي آموزند.
2 – مشاركت فعال موجب افزايش يادگيري در دانش آموزان ميشود .
3 – دو فكر بهتر از يكي است . بر اين اساس ياد دهي – يادگيري فعال ميتواند به نظر گاه هاي بهتر و بيشتر – چشم اندازها تازه تر و راه حلهاي پخته تر منجر شود( گا رنر و جونز، دكتر بهرنگی،1380 ، ص 64 )
4 – يادگيري فعال و مشاركتي در مقايسه با يادگيري انفرادي و رقابتي معلومات بيشتر و عميق تري را در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد .
5 – در يادگيري مبتني بر همياري يادگيري بصورت طبيعي اتفاق مي افتد . بيش از 1200 تحقيق انجام شده برتري يادگيري مشاركتي را بر روش هاي سنتي نظير روش رقابتي و انفرادي مورد تاييد قرار داده اند( كرامتي ،1382 ،ص 19 ).
6 – انگيزش ناشي از هم كوشي بوجود آمده در محيط هاي مبتني بر همياري براي رفتار بيش از محيط هاي مبتني بر رقابت و فرد گرايي است .
7 – همياري به تقويت عزت نفس از طريق افزايش يادگيري و احساس شخص از اينكه مورد احترام وتوجه افراد ديگر قرار گرفته منجر ميشود( جويس وهمكاران ،ترجمه دكتر بهرنگي ،1380، ص 64 )
8 – در محيط مشاركتي افراد با خودشان رقابت مي كنند نه با يكديگر و كارها بصورت گروهي پيش مي رود
9 – يادگيري فعال فرصت هاي مناسبي را براي كسب مهارت ها ي خواندن و كمك از طريق مشاهده رفتار ديگران فراهم مي سازد .
10 – در محيط يادگيري مشاركتي فرآيند يادگيري از نتيجه آن مهمتر است .
11 – در يادگيري بصورت رقابتي تنها تعداد معدودي از شاگردان مي توانند موفقيت را تجربه كنند و تمايل به امنيت جاي رشد و شكوفايي و حركت را خواهد گرفت.
12 – ميزان غيبت در كلاسهاي درسي كه به شيوه مشاركتي اداره مي شود نسبت به كلاسهايي با شيوه هاي سنتي و انفرادي كمتر است( كرامتي ،1382 ).

2-30 یادسپاری
در طول زندگی همواره وظیفه داشتیم مطالبی را به یاد بسپاریم. از لحظه تولد دنیایی از مصنوعات و رویدادهای جدید به ما عرضه می شوند که باید دسته بندی کنیم. علاوه بر آن، بسیاری از عناصر دنیای ما را کسانی که پیش از ما آمده اند نام گذاری کرده اند. ما مجبوریم مقدار زیادی لغات بیاموزیم و مجبوریم یاد بگیریم آنها را به موضوع ها، رویدادها، عمل ها و کیفیت هایی که معرف آنانند مرتبط سازیم. به عبارتی دیگر، مجبوریم زبانی معنی دار را بیاموزیم(بهرنگی،1384).
آموختن کلمات و تعاریف مهم – یا زبان های – مربوط به هر رشته تحصیلی از وظایف اصلی آن رشته است. در رشته شیمی باید اسامی عناصر و خواص ساختاری آنها را آموخت. برای مطالعه یک قاره باید اسامی کشورها، مشخصه های جغرافیایی، حوادث عمده تاریخ انسانها و مطالب دیگر مربوط به آن را یاد گرفت. آغاز یادگیری زبانی بیگانه به ایجادخزانه ای از لغاتی که به لحاظ صدا و شکل نامأنوس به نظر می رسند نیاز دارد(همان منبع،ص189).
مطالعه در باره حافظه دارای تاریخی طولانی است. هر چند که « در باره حافظه انسان به هدف نظریه واحد و در کل رضایت بخش و منسجم » به دست نیاوردیم، ولی پیشرفت های زیادی صورت گرفته است. تعدادی اصول آموزشی که هدف آنها آموزش راهبردهای یادسپاری و کمک به مطالعه مؤثرتر شاگردان است به وجود آمده اند( آقازاده،1393).
مثلا تاکید معلم بر مطالب بر شاگرد اثر می گذارد که چه اطلاعاتی را به یاد بسپارد. « در بین مطالب بسیاری که در زمانی کوتاه به فردی ارائه می شود تنها آنهایی که توجه بدان شود در حافظه می مانند و از آنها تنها مطالبی که مرور ذهنی شود به آن اندازه در ذهن می مانند که بتواند برای ایجاد پایه ای که برای یاد آوری دراز مدت لازم است پردازش شود » (استس،1976:7). به عبارتی دیگر اگر به چیزی توجه نکنیم احتمالا آن را به حافظه نمی سپاریم. همچنین، باید توجه به آن، به روشی باشد که بتوان یادآوری بعدی آن را مرور کرد( همان منبع،ص189).
منابع علمی و عمومی با این مطلب که توانایی یادسپاری، اساسی برای مؤثر بودن ذهن است موافقند. حفظ کردن و به یاد آوردن خیلی بیش از فعالیتی ناچیز و غیر فعال، اشتغالی فعال هستند. استعداد به درون آوردن اطلاعات، یک پارچه کردن معنی دار آن و سپس بازیابی ارادی آن، محصول حافظه ای موفق در یادگیری است. مهم تر آن که افراد می توانند استعداد حفظ مطالب را بنحوی که بعدا بتوانند آنها را به یاد آورند بهبود بخشند. آنچه که این الگو به عنوان هدف خود در نظر دارد بهبود توان حفظ مطالب است(همان منبع،ص277).
این روش به فرد کمک می کند ضمن بررسی فرایند شناخت و یادگیری خود، روشهای به یادسپاری را شناسایی کند و به کار ببرد. این روش یکی از روشهای فراشناختی است، زیرا فرد می تواند فرایندهای ذهنی خود را در یادگیری بشناسد و روشهای ارزشیابی، کنترل و اصلاح آن را اتخاذ کند. این اقدام جزو اصول اولیه ی فراشناخت است. هدف از به کارگیری این روش، یادگیری معنادار است و مشکل فراموشی را اصلاح خواهد کرد (فضلی خانی، 1382).
یادسپاری و یادآوری بیش از آنکه فعالیتی غیر اثربخش باشند و انفعالی تلقی شوند، مستلزم پی گیری و کنش فعالانه ای است. توانایی دریافت در آمیزی معنادار اطلاعات، و سپس بازیابی آنها، حاصل یادگیری و یادسپاری موفق است(همان منبع،ص277).
از دید گانیه، هر یک از مراتب یادگیری طی سلسله رویدادهای مسلسل درونی یا بیرونی مثل انگیزش، ادراک کسب، یادسپاری یا نگهداری در حافظه، یادآوری، تعمیم، عملکرد و بازخورد روی می نماید.این سلسه مراتب عبارتند از :
1. یادگیری نشانه ای:32 یادگیرنده می آموزد که به نشانه ای مشخص پاسخ معینی بدهد.
2. یادگیری محرک – پاسخ: به یک محرک خاص پاسخ خاص داده شود.
3. یادگیری زنجیره ای:33 دو یا چند محرک با هم موجب پاسخی می شوند.
4. تداعی کلامی:34 پیوندهای محرک ها با هم موجب پاسخ خاصی می شود.
5. تشخیص چند جانبی:35 تشخیص یا بازشناسی پاسخ ها ی شبیه به هم است.
6. مفهوم آموزی:36 یادگیری ایجاد پاسخ مشترک به دسته ای از محرک ها
7. قاعده آموزی:37یادگیری ایجاد پاسخ های مشترک به دسته ای از محرک ها
8. حل مسئله: تفکر و اندیشیدن، تشخیص مسئله و بررسی و جست و جوی راحل های مفید و مؤثر یا کشف روابط علت و معلولی(شلدره ای و همکاران، 1390).
2-31 مراحل اجرای روش تدریس یادسپاری
الگوی تدریسی که از کار لوریان و لوکاس و همکارانشان به وجود اورده ایم شامل چهار مرحله است: توجه به مطالب درس؛ ایجاد ارتباطات؛ بسط تصاویر حسی؛ و تمرین و یاد آوری. این مراحل مبتنی بر اصل توجه و فنونی برای افزایش یادآوری است(بهرنگی،1384)
گام اول فعالیت های را فرا می خواند تا فراگیر بر مطالب آموختنی تمرکز و آنها را به صورتی که به او در یادآوری مطالب کمک کند سازمان دهد. به طور کلی، این کار شامل توجه دوختن به نکات اصلی و مثال ها به دلیل نیاز به یادآوری آنها است. یک راه آن خط کشیدن زیر مطالب است. فهرست کردن نکات به طور مجزا و بازسازی عبارات با آن نکات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روش های آموزشی، روش های تدریس، آموزش معلمان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بازخورد اصلاحی، یادگیری اجتماعی، یادگیری معنادار