دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کاهش اضطراب، روابط زناشویی، اختلالات روانی

دانلود پایان نامه ارشد

خانوادهها در چنین تنشها و بحرانهایی دچار مشکلات زیادی از نظر اقتصادی، اجتماعی و ارائه خدمات میشوند (69). زیرا یک نقش بزرگ خانواده ایجاد حمایتهای جسمی، روحی روانی و اقتصادی در جهت حفظ و ارتقاء سلامتی و ایجاد یک سیستم حمایتی در طول یک دوره بیماری میباشد (71).
بیماری در خانواده حادثه تنشزایی است که میتواند به بحران بینجامد. وقتی یکی از اعضای خانواده بیمار میشود، کل واحد خانواده تحت تأثیر قرار میگیرد. اگر فردی که بیمار میشود نانآور خانواده باشد، نگرانی طبیعی خانواده در مورد عدم توانایی برای حفظ منابع اقتصادی وجود دارد. وقتی مادری که سرپرست خانواده است بیمار میشود، نه تنها خانواده با نگرانی مالی مواجه میشود، بلکه در امور معمول خانه و مرافبت از کودکان نیز اختلال ایجاد میگردد. وقتی یکی از فرزندان بیمار میشود، والدین معمولاً خیلی مضطربند. آنها اغلب احساس درماندگی میکنند و اضطراب و احساس درماندگیاشان را ممکن است با خصومت و پرخاشگری نسبت به کسانی که از کودک مراقبت میکنند نشان دهند. با هدف کمک به کاهش اضطراب امروزه بیمارستانها اجازه ملاقات آزاد را به والدین در بخش کودکان میدهند. و آنها را به مشارکت در امر مراقبت از فرزندشان تشویق مینمایند (72).
شرایط خانواده بیماران بخش مراقبت ویژه تفاوت دارد. صدمات مغز و اعصاب معمولاً بدون اخطار و غالباً با شدت بالا ایجاد میشوند. این امر خانواده را در شوک و ناباوری قرار میدهد. بعلاوه بیمار به دلیل صدمه عصبی پاسخهای غیر مناسب دارد یا اصلاً قادر به پاسخگویی به خانواده نیست. صدمات مغزی منجر به پیامدهای نامشخص جسمی و روانی میشوند. تغییرات روانی و شخصیتی به دنبال صدمات اعصاب منجر به ویرانی خانواده میشود. اطمینان نزدیکی و اطلاع رسانی عمدهترین نیازهای خانواده این بیماران بیان شده است. پرستاران باید این نیازها را با فراهم کردن اطلاعات لازم به خانواده و حمایت روانی و روحی برای کاهش اضطرابشان برآورده سازند (73).
خانواده بیماران با ترومای مغزی شرایط پیچیدهتری پیدا میکنند. تروما هم روی بیمار و هم روی خانواده او آثار مخربی دارد. در واقع ” تروما تنها به شخص وارد نمیشود، بلکه برای خانواده نیز اتفاق میافتد. تروما میتواند بحران ناگهانی را برای کل خانواده ایجاد نموده و آنان با موقعیتی روبرو شوند که فرصت زیادی برای آمادگی در برابر آن ندارند و بنابراین واکنشهای عاطفی نظیر عصبانبت، ترس، احساس ناتوانی، گیجی و بیاعتمادی (بدگمانی) را بروز دهند. بعلاوه فرآیند بهبودی بعد از تروما طولانی بوده، فراز و نشیبهای زیادی دارد که میتواند موجب ناامیدی خانواده گردد. در طول این مدت طولانی، خانواده سیستمهای حمایتی مالی و اجتماعی را از دست میدهند. پرستارارن باید این موضوع را درک کرده و ارتباطات حمایتی را برای خانواده تسهیل نمایند (74).
تغییرات ایجاد شده به دنبال TBI منجر به تغییرات اساسی در سازمان خانواده میشود. اگر TBI ایجاد شده منجر به فوت شود، این امر موجب تعداد کاهش تعداد افراد خانواده میشود (75). بروز TBI در یک خانواده منجر به ضعف در روابط افراد خانواده، ایجاد خانوادههایی حساس نسبت به بروز حوادث، بیماری، بیکاری و طلاق می گردد (76). والش28 از واژه ” خانوادههای شکننده ” برای توصیف آنان استفاده میکند که غرق در مشکلاتاند، حمایت نمیشوند، با چالشهای زیادی روبرو میشوندو نیازهای برآورده نشده بسیاری دارند. او اضافه میکند در رویارویی با تمام مشکلاتی که خانوادهها در حال حاضر تجربه میکنند، نباید به آنها فقط به چشم خانوادههای دارای اختلال عملکرد نگریست بلکه همچنین خانوادههایی هستند که با مشکلات زیادی مبارزه میکنند که اغلب قادر به کنترلشان نیستند و در اکثر اوقات این مسائل بوسیله خود آنها ایجاد نشده است (77).
چنانچه گفته شد آسیب های مغزی ناشی از ضربه منجر به نتایج بی شماری روی خانواده ها می شود که از مهم ترین آنها می توان به استرس و اندوه (13)، احساس گناه و برآشفتگی (18)، مشکلات در روابط زناشویی (19)، اضطراب (20)، اختلالات روانی (21) و کاهش کیفیت زندگی اشاره کرد (22).
یک سوم از مراقبت کنندگان بیماران TBI دو سال بعد از بروز حادثه در معرض خطر افسردگی، اضطراب یا دیگر اشکال دیسترسهای روانی قرار میگیرند. کسانی که از بازماندگانی مراقبت میکنند که ناتوانترند، بیکارند یا هیچ فعالیت سودمندی ندارند یا سوء مصرف الکل دارند در معرض بیشترین خطر قرار دارند. همچنین استفاده از آرام بخشها، داروهای خواب آور و الکل در مراقبت کنندگان جهت تطابق با تروما دیده شده است (78).
هورا29 و سوسا30 گزارش کردند که تغییرات رفتاری بیماران عمدتاً خانوادهها را در معرض عصبانیت، افسردگی، تحریک پذیری، اضطراب، وابستگی و بیتوجهی قرار میدهد (79). رولند31 نیز در این مورد بیان کرد که برای انواع مختلف ناتوانی تطابق خاص آن در خانواده مورد نیاز است. تغییرات شناختی و حرکتی ایجاد شده در بیماران نیازمند توسعه بیشتر نقشهای خانواده نسبت به ایجاد تغییرات حرکتی به تنهایی میباشد. همسران بیشتر از والدین تحت تأثیر TBI قرار میگیرند زیرا والدین دارای شریک برای تقسیم وظایف مراقبت هستند (80).
هر عضو خانواده در مورد اینکه چگونه زندگیاش تحت تأثیر قرار گرفته و چطور زندگی خانوادهاشان بوسیله TBI متأثر خواهد شد، دارای درک متفاوتی است. روشهای درک، شخصیتها و شیوههای گوناگون تطابق با تغییرات عاطفی درون خانواده مرتبط است (81). انزوای اجتماعی هم بیمار و هم خانواده وی را تحت تأثیر قرار میدهد. اسلازکی32 با قاطعیت بیان کرد که ارتباط مثبتی بین شبکه اجتماعی اشخاص و سلامتی وجود دارد. یک بیماری مزمن کیفیت تعامل اجتماعی فرد را تضعیف میکند و اندازه شبکه او ( تعداد افراد ) را در بلند مدت و توانایی برای دسترسی به آن را کاهش میدهد. این نکته بر سلامتی فرد و یا گروهی که در آن است ( بخصوص خانواده ) تأثیر منفی میگذارد (64).
خانواده نیازهای بسیاری را در دوره آغازین بحران بعد از TBI تجربه میکند که ممکن است بوسیله کادر درمان مورد توجه قرار نگیرند یا اصلاً تشخیص داده نشوند. به همین دلیل از آنجائیکه تأثیرات TBI اغلب بلند مدت هستند بررسی این نیازها بعد از دوران بحران اولیه نیز نیاز به بررسی بلند مدت دارند (25).
مراقبت پرستاری از خانواده تقریباً در تمام زمینههای کاری پرستاری باید مورد توجه قرار گیرد. پرستاران با درگیر نمودن و مشارکت اعضای خانواده در مراقبت بهداشتی و کمک به آنها برای ارتقاء، حفظ و برگرداندن سلامتی کمک میکنند. سطوح مختلف اقدامات پرستاری در مراقبت از خانواده عبارتند از: خانواده به عنوان زمینه33، خانواده به عنوان مجموع اعضای آن34 ، زیر سیستم خانواده به عنوان بیمار35 ، خانواده به عنوان بیمار36 .
در اولین قدم از اقدامات پرستاری، خانواده به عنوان محیط اجتماعی یا زمینهای برای افراد در نظر گرفته میشود. بسیاری از تئوریهای پرستاری و بیشتر متخصصان، پرستاری خانواده را به عنوان مهمترین و اولین منبع برا بیمار در نظر میگیرند.
در سطح مراقبتی خانواده به عنوان مجموع اعضای آن ، مراقبت برای همه اعضای خانواده در دسترس یا فراهم است. برای مثال در بخش مراقبت ویژه، پرستار باید پاسخگوی نگرانیها و مسائل اعضای خانواده باشد. بعلاوه باید روشهای سازگاری خانواده و توانایی انجام بهترین مراقبت از بیمار را زمانی که بیمار به خانه برمیگردد مورد بررسی قرار دهد. در مورد زیر سیتم خانواده به عنوان بیمار، سطح سوم کار با خانواده مد نظر قرار گرفته و به خانواده به عنوان یک زیر سیستم برای بررسی و مراقبت نگریسته میشود. در سطح مراقبتی خانواده به عنوان بیمار، خانواده همانند یک بیمار و به عنوان یک واحد مراقبتی مورد توجه قرار میگیرد (72).
حضور یک بیمار در یک مرکز درمانی علاوه بر وجود نیاز وی به دریافت مراقبت ، موید درگیری خانواده وی نیز می باشد این بدان معنی است که توجه به خانواده فرد مراقبت گیرنده به اندازه توجه به خود او حائز اهمیت می باشد. فریدمن37 مراقبت پرستاری در خانوادهها را بر اساس دلایل زیر تعیین نموده است:
خانواده با هر یک از اعضای خود که بر یکدیگر تأثیر میگذارند سازش میکند. چنانچه در یک یا چند نفر از اعضای خانواده بیماری رخ دهد، تمام اعضای خانواده به عنوان جزئی از بیماری قرار میگیرند.
– یک ارتباط قوی بین خانواده و وضعیت سلامت اعضاء آن وجود دارد. بنابراین نقش خانواده در کلیه سطوح مراقبت پرستاری ضروری است.
– بیماری در هر یک از افراد خانواده ممکن است همان مشکل را در اعضاء دیگر ایجاد کند.
اگر یک صدمه شدید در یکی از اعضای خانواده ایجاد شود، نقشها و مسئولیتها به موازات عملکرد سبب تغییرات در اعضای خانواده میشود. اقدامات پرستاری جهت خانوادهای که دچار این بحران شده است شامل فراهم کردن اطلاعات قابل درک، استفاده از مهارتهای ارتباط درمانی، در صورت تمایل شرکت اعضای خانواده در مراقبت از بیمارشان و شناساندن منابع حمایت کننده میباشد (82).
در هر حال اعضای خانواده هر بیمار باید به طور جداگانه ارزیابی شده تا بتوانند قابلیتها و تمایلات خود را در مورد شرکت در مراقبت تعیین کنند. برخی از افراد با دیدن مانیتورها و تجهیزات کنار بستر بیمار دچار ترس از انجام اشتباه جدی میشوند و بنابراین تمایل به شرکت مستقیم در مراقبت ندارند. با این حال، در این وضع قادرند اطلاعات مورد نیاز را به دست آورده و به طور غیر مستقیم به مراقبت از بیمار کمک نمایند (83).
تشویق خانواده برای شرکت در فعالیتهای مراقبتی بیمار یکی دیگر از مداخلات اساسی پرستار است و میتواند دامنهای از شرکت جزئی ( مثل درخواست از عضو خانواده برای دادن یک پنبه الکل) تا مشارکت بیشتر ( مثلاً شرکت در حمام دادن بیمار) باشد. با اینکه موانع متعددی سر راه شرکت دادن خانواده در امر مراقبت وجود دارد، (مثلاً تردید پرستاران، مقررات موجود در بخش، پرسنل ناکافی، و کمبود زمان) مطالعات نشان دادهاند خانواده علاقه زیادی به شرکت در مراقبت بیمار داشته و به آن اهمیت میدهد. کمک در انجام فعالیتهای ساده میتواند همبستگی بیمار و خانواده را تقویت کرده، راحتی بیمار را فراهم و بهبودی را تسریع نماید. همچنین با کاهش احساس اضطراب و درماندگی میتواند به خانواده برای فهم چگونگی وضعیت بیمار عضو بیمار خود کمک نماید (73).
اقدامات توانبخشی برای بیماران دچار آسیبدیدگی سر، از زمان بستری شدن در بیمارستان آغاز میشود(38). اکثر مددجویانی که به دلیل آسیبدیدگی سر بیش از 48 ساعت در بیمارستان بستری میشوند، در نهایت به برخی اقدامات توانبخشی نیاز پیدا خواهند کرد (84). پذیرش در واحد توانبخشی نقطه عطفی در روند بهبودی بیمار به شمار میآید. اهداف توانبخشی میتواند شامل: به حداکثر رساندن توانایی بیمار جهت رسیدن به بالاترین سطح فعالیت و بازگشت به خانه و جامعه؛ رفع موارد نگرانی و مشکلات، قبل از ترخیص به منظور انتقال آرام و بیدغدغه به خانه؛ پیشبرد عدم وابستگی به دیگران ضمن تطابق با نقایص بوجود آمده، باشد(38). بیمار باید به ادامه برنامه توانبخشی بعد از ترخیص از بیمارستان تشویق شود، چرا که بهببودی ممکن است 3 سال یا بیشتر پس از بروز آسیبدیدگی صورت پذیرد. همزمان با تغییر وضعیت بیمار و نیازهای او و خانوادهاش آموزش و حمایت مداوم از آنها امری ضروری برای پرستاران به شمار میآید. پرستار باید به بیمار و خانواده، نیاز به تداوم برنامههای ارتقاء سلامت و نیز شرکت در برنامههای غربالگری پس از سپری شدن مراحل اولیه آسیبدیدگی را یادآوری کند (33).
اقدامات توانبخشی بسته به وضعیت مددجو در واحدهای سرپایی یا بیمارستانها انجام میگیرند. توانبخشی شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتار درمانی و درمانهای شناختی بوده و برای بازگرداندن مددجو به حداکثر میزان فعالیت ضروری میباشد. پرستاران در توانبخشی مددجویان دچار آسیبدیدگی سر، همچنین در آموزش به بستگان نزدیک آنها، نقش مهمی را ایفا میکنند. از آنجا که بسیاری از مددجویان دچار آسیبدیدگی سر را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آسیب دیدگی، پرخاشگری، اختلالات روانی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پرسش نامه، حمایت اجتماعی، حمایت عاطفی