دانلود پایان نامه ارشد با موضوع چشم انداز زمانی، رشد شناختی، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

استعدادها و ویژگی های عاطفی، مانند درون گرایی یا برون گرایی و غیره.
ج. عوامل محیطی: مانند وضع اقتصادی جامعه، وضع اقتصادی خانواده، عرضه و تقاضای شغل ها، میزان دستمزد و حقوق و غیره.
از نظر سوپر، خودشناسی، عنصر مهمی در فرآیند انتخاب شغل به حساب می آید. اغلب اوقات، مردم در مقابل سؤال «کی هستید؟» شغلشان را معرّفی می کنند. سوپر در این باره می گوید: هر کسی برای خودشناسی خویش باید به سؤال هایی مانند: «من فکر می کنم چه نوع آدمی هستم؟»، «احساس من درباره خودم چیست؟» و «دوست دارم که چگونه آدمی باشم» پاسخ دهد.
سوپر (1990) معتقد است که کنجکاوی یکی از سایق های بسیار اساسی در کودکان می باشد. کنجکاوی اغلب از طریق اکتشاف ارضاء می شود و فعالیت اکتشافی منجر به کسب اطلاعات می شود. یکی از منابع مهم اطلاعاتی در زندگی کودک افراد کلیدی در زندگی او هستند که شامل افرادی می شوند که کودک از آنها تقلید می کند. با استفاده از اطلاعات کسب شده از طریق فعالیت های اکتشافی و تأثیر مدل های نقشی علایق توسعه می یابند. در طول فرآیند رشد، کودکان روش هایی را برای کنترل رفتار خود از طریق گوش دادن به خودشان و دیگران توسعه می دهند.
برای گرفتن تصمیمات شغلی کودکان لازم است که یک چشم انداز زمانی را توسعه دهند که شامل نگرشی است که نسبت به آینده دارند. این کار در کنار رشد خود پنداره سرانجام منجر به برنامه ریزی برای تصمیم گیری شغلی خواهد شد. رشد خود پنداره یک بخش بسیار مهم در نظریه گستره زندگی14 سوپر است.
خود پنداره از رفتار اکتشافی کودک نشأت می گیرد که این کار در سایه کسب اطلاعات شغلی، تقلید از افراد کلیدی زندگی و سرانجام توسعه رغبت ها انجام می گیرد.
جوردن15 یک رویکرد مؤثر را برای شناخت اکتشاف و کنجکاوی در کودکان مطرح می کند. به نظر جوردن کنجکاوی هنگامی توسعه می یابد که تغییراتی در نیازهای اجتماعی و یا فردی افرادی بوجود آید. برای یک کودک کنجکاوی ممکن است در اثر گرسنگی، تشنگی، تنهایی یا محرک های دیگر برانگیخته شود. وقتی یک کودک نامطمئن یا سردرگم است ممکن است تصمیم بگیرد این حالت خود را رفع کند. همچنین خستگی یا میل به برانگیختن ممکن است باعث کنجکاوی شود. جوردن کنجکاوی را به رشد شغلی مربوط می سازد.
کنجکاوی ممکن است در بسیاری از کودکان زمانی که با اشیاء جدید، مردم جدید و یا مفاهیم جدید روبرو می شوند مشاهده شود. وقتی کودک در معرض محرک های جدید قرار می گیرد سعی می کند آنها را بشناسد و رفتارهای جدیدی را آزمون کند. برای مثال هنگامی که کودک یک اسب اسباب بازی را می بیند سعی می کند آن را مانند یک اسب واقعی سوار شود. یا زمانی که کودک یک چوب را برمی دارد، وانمود می کند که آن یک چوگان بیس بال است و با آن ادای بازیکنان حرفه ای را در می آورد. از طریق کنجکاوی تفکرات خیالی توسعه می یابد. خیالبافی اولین مرحله در نظریه رشد شغلی گینزبرگ است.
جوردن و گینزبرگ در این مسأله توافق دارند که کنجکاوی و خیالبافی در کودکان بسیار مهم است و به خصوص در سال های اولیه دبستان باید مورد تشویق قرار گیرد. کودکی که نقاشی می کند در حالیکه معلم از او خواسته است بخواند یا با دیگر همکلاسی های خود صحبت کند ممکن است در حال ابراز کنجکاوی باشد. کنجکاوی ممکن است منجر به اکتشاف شغلی در سال های بعدی کودکی شود.
کنجکاو بودن می تواند در محیط خانه، مدرسه، گروه های همسالان و روابط با والدین منجر به اکتشاف شود. کنجکاوی به تمایل داشتن به معلومات یا چیزهای جدید و غیر معمول برمی گردد در حالیکه اکتشاف مربوط به عمل جستجو یا آزمون کردن کنجکاوی می شود. کنجکاوی یک نیاز و اکتشاف یک رفتار است. رفتار ممکن است هدفمند و منظم یا تصادفی باشد. برای مثال ممکن است کودک بخواهد بفهمد که یک ساعت چگونه کار می کند او قطعات ساعت را به دقت از هم جدا کرده و دوباره سرهم می کند (رفتار هدفمند) یا ممکن است کودک یک ساعت شکسته را پیدا کند و شروع به بازی کردن با آن کند (تصادفی).
رفتار اکتشافی ممکن است به این خاطر انجام شود که دیگران از کودک آن را بخواهند یا اینکه خود خواسته باشد. برخی از رفتارهای اکتشافی ممکن است به یادگیری از کودکان کمک کند. برخی دیگر ممکن است صرفاً برای لذت بردن باشد. برخی رفتارهای اکتشافی که در ابتدا برای کودک انجام آنها سخت است ممکن است بعد از مدتی تبدیل به یک فعالیت لذت بخش شود. یک کودک کاملاً طرد شده در توسعه رشد شغلی مشکل خواهد داشت چون علایق و اطلاعاتش را در مورد فعالیت های مربوط به شغل از دست می دهد. تشویق رفتار اکتشافی به هر شکلی (رفتاری که برای خود و دیگران آسیب زا نباشد) می تواند نتایج مثبتی را در توسعه شغلی کودک داشته باشد. اعتماد به فرآیند اکتشاف بدون استفاده از اجبار می تواند یک هدف مطلوب برای والدین و معلمین باشد. رفتار اکتشافی نهایتاً می تواند باعث طرح ریزی شغلی موفق تری در آینده شود.
آموختن اطلاعات برای موفقیت و رشد کودک ضروری است. پیاژه16 معتقد است که کودکان مینیاتور بزرگسالان نیستند و تفاوت هایی را در روش های پردازش اطلاعات با بزرگسالان دارند. در این قسمت بحث چگونگی کسب اطلاعات کودکان دبستانی مهم است.
پیاژه چهار مرحله رشد شناختی را مطرح می کند: مرحله حسی – حرکتی (تولد تا 2 سالگی)، مرحله پیش عملیاتی (2 تا 7 سالگی)، مرحله عملیاتی عینی (7 تا 11 سالگی)، مرحله عملیات انتزاعی (12 سالگی به بعد).
در مرحله حسی حرکتی کودک به اشیاء تمایل نشان می دهد و سپس نسبت به آنها پاسخ می دهد، تمایل کودک ممکن است با فعالیت هایی مثل دیدن، لمس کردن، بو کردن، و غیره نشان داده می شود اما پاسخ کودک ممکن است به شکل زدن، برخورد کردن یا فریاد کردن باشد.
در مرحله پیش عملیاتی کودک خود میان بین است. مثلاً اگر معلم کلاس اعلام کند که یکی از بچه ها برای نمایندگی انتخاب می شود، هر بچه ای فکر می کند که او انتخاب خواهد شد. در این مرحله مشکل است که کودکان واقعیت را از خیال متمایز کنند.
در مرحله عملیات عینی کودکان به طریق عینی فکر می کنند. آنها نمی توانند مجسم کنند که یک شئی خیالی را دستکاری می کنند مگر اینکه آن شئی وجود داشته باشد. آنها می توانند تصور کنند که سه عدد فیل را با پنج عدد فیل جمع می کنند اما نمی توانند X3 را با X5 جمع کنند. برای مثال برای یک کودک 8 ساله سخت است درک کردن این عبارت که «کمک کردن به دیگران احساس بهتری نسبت به کمک به خود به همراه دارد.» کاری که یک مددکار اجتماعی انجام می دهد.
ویگوتسکی17 (1986) روان شناس روسی نظامی را مشابه با پیاژه مطرح می کند. او سه مرحله را مطرح می کند که هر کدام بوسیله یک فعالیت راهبر18 متمایز می شود. از سن یک تا سه سالگی فعالیت راهبر دستکاری19 اشیاء است. در سال های پیش از دبستان تا سن هفت سالگی فعالیت راهبر بازی کردن است و از سن هفت تا یازده سالگی فعالیت راهبر یادگیری است. در سن هفت سالگی بچه ها آماده اند درباره جهان اشیاء و قوانین عینی واقعیت چیز یاد بگیرند.
بزرگسالان و یا افراد کلیدی20 الگوهای نقشی مهمی در یادگیری درباره جهان کار و رشد خود پنداره برای کودکان هستند. افراد کلیدی برای کودکان شامل والدین، معلمان، چهره های اجتماعی مثل ورزشکاران و شخصیت های تلویزیونی و افرادی که کودکان در جامعه با آنها مواجه هستند مثل افسران پلیس یا پستچی ها می شوند. یک ابزار مهم برای یادگیری کودکان، تقلید است. مطالعات نشان می دهد که کودکان مشاغلی را که در معرض دید آنها قرار می گیرد بهترین می دانند.
افرادی که در مشاغلی کار می کنند که در معرض دید کودکان هستند بطور بالقوه ای دارای این ویژگی هستند که جزء افراد کلیدی در زندگی کودک شوند. زمانی که کودکان رفتار دیگران را تقلید می کنند آنها ممکن است آن جنبه هایی از ویژگی های افراد مهم را که فکر می کنند با آنها متناسب است اقتباس کرده و بقیه را کنار بگذارند. این فرآیند یکی از وجوه رشد خود پنداره در کودکان تلقی می شود. تأکید سوپر بر افراد کلیدی در رشد خود پنداره کودک می تواند موضوع مهمی برای والدین و مشاوران شغلی برای توجه دقیق به مسائلی باشد که کودک از مشاهده مدل های نقشی آموخته است. برای مثال کودکی که پدرش راننده کامیون راه دور است ممکن است از مسلط بودن پدرش بر راندن کامیون، رفتن همراه با پدر برای دیدن جاهای دور و یا توانایی پدرش برای بلند کردن اشیای سنگین تحت تأثیر قرار گیرد. با توجه به اینکه تعاملات والدین کودک چگونه باشد هر کدام از این مشاغل می تواند تأثیر گوناگونی بر کودک بر جای گذارد. اگر فردی که به عنوان الگو مدنظر است (راننده کامیون) پدر کودک نباشد و عمو یا همسایه کودک باشد تأثیر مدل نقشی احتمالاً متفاوت خواهد بود.
سرانجام خیالبافی های کودکان درباره مشاغل به وسیله کسب اطلاعات درباره جهان تحت تأثیر قرار می گیرد و تبدیل به رغبت ها می شود. کودکی که می خواهد یک ورزشکار حرفه ای شود ممکن است از انجام فعالیت، بازی با توپ یا ژیمناستیک لذت ببرد و به صرف اینکه اطلاعاتی درباره ورزشکاران حرفه ای بشنود راضی نشود. در رشد رغبت ها ظرفیت کودک برای اینکه واقعاً یک ورزشکار شود غیر قابل اندازه گیری است. کودکان اغلب سدی را در مقابل کارهایی که می خواهند در آینده انجام دهند نمی بینند.
نلسون21 نشان داد که کودکان کلاس سوم اغلب قادر هستند برخی مشاغل را که به آنها علاقه ندارند کنار بگذارند. رشد رغبت ها یک مرحله از اکتشاف محسوب می شود. موقعی که کودک در انجام رفتارهای جدید می کوشد برخی از آنها را جذاب می یابد و برخی دیگر را جذاب نمی یابد.
تشویق کودکان به بروز دادن رغبت هایشان در توسعه بلوغ شغلی آنها بسیار مفید است. گفتگو درباره جنبه هایی از زندگی که برای کودک هیجان انگیز است نیز در طرح ریزی شغلی مفید است. گفتگو با کودک درباره علاقه اش به بیس بال، به وجد آمدن او درباره کمک کردن به یک حیوان آسیب دیده، یا لذت بردن او از بازدید آخرش از باغ وحش ممکن است به کودک کمک کند که احساس کند بیشتر اهمیت دارد. این احساس اهمیت می تواند به توانایی کودک کمک کند تا احساسش را راجع به اینکه شبیه کیست و یا چگونه از دیگران متفاوت است توسعه دهد. این رشد خود پنداره برای فرآیند انتخاب شغل بعدی ضروری است.
توسعه چشم انداز زمانی22 توسعه احساس نسبت به آینده است، درک واقعی اینکه شش ماه از شش سال متفاوت است، برای کودکان زیر نه سال این بسیار مشکل است اگر غیر ممکن نباشد. برای مثال، کودکی که می گوید: «من می خواهم کاپیتان شوم بنابراین می توانم یک کشتی را حالا هدایت کنم» فقط احساسی را از حال دارا می باشد. اندیشه «چه مدت بعد» در طول زمان توسعه می یابد.
گینزبرگ کاربرد چشم انداز زمانی در مشاوره این است که این غیر واقع بینانه است. انتظار داشته باشیم کودک، بخصوص کودک کمتر از کلاس چهارم، بتواند درباره طرح ریزی شغل آینده یا تحصیلات بالاتر فکر کند. در عوض آزمودن مشاغل و وظایف شغلی بعنوان وسیله ای برای توسعه رغبت ها و تقویت رفتار اکتشافی بسیار مهم است. زمانی که جهت گیری به سمت آینده توسعه یافت، سپس کودکان قادر خواهند شد احساس با برنامه بودن کنند که این به آنها اجازه می دهد به انتخاب های آموزشی در دوره راهنمایی که بر انتخاب شغل آینده آنها تأثیر خواهد داشت اقدام کنند.
با توجه به نظرات سوپر باید گفت که اولاً والدین بهتر است کنجکاوی های کودک را به خصوص در زمینه شناخت مشاغل تقویت کرده و پاسخ های مناسبی را با توجه به دوره سنی رشد او ارائه دهند. ثانیاً ارائه اطلاعات از جمله اطلاعات شغلی و معرفی مشاغل برای کودک با توجه کامل به ویژگی های رشد شناختی او انجام گیرد و اطلاعات ارائه شده تا حد امکان عینی، مصور و تجسمی باشد. ثالثاً والدین به عنوان افراد کلیدی نقش مهمی را در تقلید و همسان سازی کودکان دارند. کودک ممکن است خواسته یا ناخواسته از طریق مشاهده رفتار شغلی یا محیط شغلی والدین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش ادراک شده، نگرش مصرف کننده، عملکرد فن Next Entries پایان نامه با کلید واژه های عملکرد جستجو