دانلود پایان نامه ارشد با موضوع پردازش واژگان، زبان مقصد، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

موقعیتی که شبیه دو زبانگونگی است، انتخاب گویشور به عواملی غیر از انگیزه های او محدود می شود. از جمله شرایط هم صحبت، موقعیت و یا موضوع مکالمه. برای مثال، آنها متوجه شدند وقتی شخصی غریبه به یک گروه محلی که در حال گفتگو با هم بودند وارد می شد، افراد محلی به گونه ی استانده رمزگردانی می کردند. گامپرز در اثر بعدی خود(1982) بین کد “ما” و ” آنها” که نوعی تغییر زبانی است که در رمزگردانی موقعیتی صورت می گیرد تمایز قائل شد. کدهای “ما” مربوط به تعاملات خانه و خانواده است ولی کدهای ” آنها” مربوط به گفتمان عمومی است.
گاهی گویشوران بر خلاف رمزگردانی موقعیتی در گیر نوع پیچیده تری از رمزگردانی می شوند تا بتوانند تأثیرات استعاری ایجاد کنند. گامپرز (61:1982) در توصیف رمزگردانی استعاری می گوید:” این نوع رمزگردانی روشی برای گویشوران است تا اطلاعاتی در باره ی اینکه گفتارشان چطور فهمیده شود ارائه می کنند”. برای مثال، هرگاه روستاییان منطقه ی مورد بررسی او می خواستند در مورد مسائل رسمی صحبت کنند، از گونه ی استانده و هرگاه می خواستند درباره ی خانواده و مسائل خصوصی صحبت کنند، از گونه ی محلی استفاده می کردند. در واقع، رمزگردانی استعاری نشانگر نگرش ها و احساسات لحظه ای گویشور همراه با متغییر های اجتماعی دیگر همچون طبقه ی اجتماعی،گویشوران و موضوع) است و متغییرهای ایدئولوژیک ( هویت، وابستگی های گروهی ) سهم مهمی در صورت پیام دارند.

2-3-7- گردش های کنترل شده247 و خودکار248
پردی (زیر چاپ: 161) گردش ها را از منظر عصب شناسی زبان مورد بررسی قرار می دهد. به نظر این محقق، دو نوع گردش زبانی وجود دارد: بعضی گردش ها عمدی و کنترل شده اند و بعضی دیگر خوکار هستند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که برای هر کدام، مکانیسم مغزی249 متفاوتی وجود داشته باشد. گردش کنترل شده به كمربند بیرونی250 و قشر پیش پیشانی پشتی251 وابسته است. درحالیکه گردش خودکار مستلزم مکانیسمی است که کارکردهای خودکار زبانی از جمله وظایف تولید و درک در موقعیت های گفتگو را بر عهده دارد.
گردش نیز همچون دیگر کارکردها، یا آگاهانه و عمدی است و از اینرو ساختارهای مغزی که پردازش حافظه ی خبری252 رابه عهده دارند در آن نقش دارند و یا ضمنی یا ناآگاهانه253 است. در این صورت، گردش همچون استفاده از دستور در جریان کاربرد عادی زبان می باشد و توسط ساختارهای مغزی صورت- می گیرند که عهده دار پردازش های حافظه ای عملیاتی254 هستند. این احتمال وجود دارد که دروندادهای کاربردشناختی نیز در ارتباط بافت کاربردی و به خاطر درگیر شدن نیمکره ی راست، دریافت شوند. علاوه- براین، در شرایط عادی مکالمه، گردش خودکار متأثر از کاربردشناختی موقعیت هاست. مثلاً، وقتی دوست تک زبانه ای وارد می شود، گردش از یک زبان به زبان دیگر به صورت خودکار صورت می گیرد. این عمل گردش درست همانند زمانی است که شخص در هنگام رانندگی در مواجهه با چراغ قرمز پدال ترمز را فشار میدهد(همان: 162) .
“وقتی شخص در شرایط دوزبانگی است و اقلام زبانی L1 یا L2 به طور موقت در دسترس نیست، اقلام زیر نظام زبانی دیگر به طور خودکار قرض گرفته می شوند. اما وقتی توجه نیز صورت گیرد، آن عملکرد آگاهانه است. بنابراین کنترلی که گویشوران دوزبانه در گردش اعمال می کنند، بسته به اینکه انتخاب خودکار یا تصمیم آگاهانه باشد، یا خودکار است یا آگاهانه (همان: 162)”. گردش خودکار مستلزم همان مکانیسم های توانش زبانی ناآگاه (کنترل خودکار، بازداری، عدم بازداری) در شرایط تک زبانی است. وقتی گردش در شرایط عادی و بدون کنترل آگاهانه انجام می شود، مکانیسم کنترلی درست همانند زمانی عمل می کنند که گویشور یک جمله ی معلوم/ مجهول یا اسناد سازی را انتخاب می کند” ( همان: 163).
به نظر پردی (همان : 168)، مکانیسم ها کنترلی دو گونه اند: آگاهانه و ناآگاهانه. این دو پی بند های عصبی مجزایی دارند. گردش طبیعی از نوع دوم و گردش در مواقع نیاز از نوع اول است. در انتخاب خودکار، پردازش های فعال سازی/بازداری در نظام عصبی-کارکردی زبان تولید می شوند و قشرمخچه255، گره های پایه256و پری سیلویان257 درگیرند. در انتخاب عمدی، پردازش به واسطه ی کنترل آگاهانه صورت می گیرد و دربرگیرنده ی توجه و کارکردهای عمومی اجرایی است. بنابراین قشر پیش پیشانی258 و کمربند قدامی259 درگیر هستند. کنترل زبانی و کنترل غیر زبانی مشترکات زیادی دارند. هر دو یا آگاهانه و یا خودکارند. به نظر او(همان: 169)” نیازی نیست مکانیسم های توجهی260 را در رمزگردانی طبیعی دخیل نماییم. کنترل پردازش واژگانی در طول آمیختگی زبانی و گردش ها همانند انتخاب واژگان در گفتار تک زبانی، به صورت خودکار عمل می کند. در کاربردهای عادی زبان، انتخاب اقلامی که کمترین آستانه ی فعال سازی را دارند نیز به صورت خودکار صورت می گیرد نه به صورت عمدی و آگاهانه. این نوع قرض گیری یا گردش به زیر نظام زبانی دیگر، بر خلاف گردش های عمدی یا ارادی که گویشور در مواقع نیاز انجام می- دهد، باید ساختارهای مغزی که مسوول توانش زبانی ناآگاه هستند را فعال سازد نه ساختارهایی که مسوول تصمیمات اجرایی صریح261 می باشند”.

2-4- نقش درونداد در دوزبانگی و آمیختگی زبانی
لانگمن262(2002) درونداد را اینگونه تعریف می کند” درونداد، زبانی است که یادگیرنده می شنود و دریافت می کند و یادگیری او از همین زبان است.” به نظر نگارنده، مهمترین مسأله ای که باید در بحث دوزبانگی ، شرایط آن وآمیختگی زبانی مد نظر قرار گیرد، درونداد است. هرچند برونداد و درونداد زبانی هیچگاه نظیر به نظیر هم نیستند( یعنی هر چه که دریافت می شود عیناً در برونداد تولید نمی شود) و گویشور خود به خلاقیت زبانی دست- می زند، اما اهمیت درونداد غیر قابل انکار است. دوپکه263 (1992) به نقل از کلارک264 (1974) در این باره می گوید” در برونداد زبانی کودک، شواهدی از صورت و ساختار وجود دارد که انعکاس مستقیمی از درونداد او می باشند”. دوپکه (همان) خاطر نشان می سازد بسیاری از ساختارهای هدف بیشتر از آنکه نشانگر خلاقیتی باشندکه بر اساس توانش کودک تولید شده اند، در واقع بازگویی هایی 265 يا بازتولید هایی از درونداد کودک هستند. میزان خطاها نیز تحت تأثیر درونداد است. کودکانی که در معرض دروندادی هستند که در آن آمیختگی زیادی وجود دارد، بیشتر اغواء می شوند که همان الگوها را بازتولید نمایند”. لانزا266 (2004) نیز آمیختگی زبانی در کودکان را نشان دهنده ی گیج شدن کودک در برابر دو نظام زبانی نمی داند، بلکه به نسبت نشانگر شیوه ای می داند که والدین زبان را به کار می برند. به نظر وی267 ( 2006: 6)، نگرش های اولیه این بود که گویشور دوزبانه در مقایسه با تک زبانه ها از هر یک از دو زبان خود نیمی از درونداد و یا مقدار کمتری از درونداد را دریافت می کند، اما مطالعات دقیق تر اخیر نشان داده است که درونداد دوزبانه ها از لحاظ کمی و کیفی تنوع قابل توجهی دارد.
در بحث درونداد، همچون دهوور268 (223:1995) روی دو مقوله ی مهمی که در رابطه با درونداد حائز اهمیت فراوان هستند و در واقع مفهوم درونداد با آنها شکل می گیرد، تمرکز می کنیم. یکی زمانی که کودک در معرض دو زبان قرار می گیرد و دیگری شیوه ی قرار گرفتن در معرض دو زبان.
شیوه ی قرار گرفتن در معرض دو زبان نقش مهمی در برونداد زبانی و بالطبع میزان رمزگردانی کودک دارد و در این رابطه نقش والدین بسیار پررنگ است. رومین269 (166:1989) به سه بعد اشاره می کند. 1- زبان بومی والدین2 – زبان( زبان هایی) که والدین با فرزندانشان صحبت می کنند.3 – اینکه زبان والدین به چه میزان زبان (زبان های) غالب آن جامعه را منعکس می سازد.
چون کودک درچند سال اول زندگی با زبان جامعه تماس کمتری دارد، بنابراین نوع دروندادهایی که وی از سوی خانواده و اطرافیان نزدیک دریافت می کند بسیار مهم تر از زبانی است که در جامعه صحبت می شود. در بین اعضاء خانواده نیز نوع و میزان درونداد از اعضاء خانواده متفاوت است. کودک بیشتر تحت تأثیر زبان مادرش است. دلیل آن نیز 1- مقدار زمان بیشتری است که مادر با کودک خود سپری می کند 2- خط مشی های تعاملی که مادر اتخاذ می کند. دوپکه (188:1992) به نقل از گلیسون (1975) می نویسد” مادران در مقایسه با پدران بیشتر تمایل دارند که با کودک صحبت کنند. وقت بیشتری برای تعامل و صحبت کردن با کودکانشان دارند. مادران بیشتر تمایل دارند که روی ارتباط خود با کودک تمرکز کنند. در حالی که پدران روی خود فعالیت تمرکز می کنند نه به ارتباط. تماس فیزیکی پدران نسبت به مادران با خود بازی بیشتر ارتباط دارد”. همچنین به نظر کوپکه (همان: 199) هر چه می گذرد آگاهی مادران از اینکه در برابر کودکانشان نقش معلم زبان را دارند بیشتر می شود. با توجه به چنین آگاهی، مادران خط مشی های زبانی خاصی را اتخاذ می کنند و عامدانه روی یکی از زبانها تاکید کرده و کودک را از زبان دیگر محروم می سازند.”
این آگاهی والدین نسبت به اینکه کودکان به دروندادها بسیار حساسند و دروندادها را جذب می کنند موجب می شود که والدین نه تنها به گفتار خود بلکه به گفتار دیگران در حضور کودک حساسیت نشان دهند و اطرافیان را مجاب سازند که در حضور کودک به چه زبانی صحبت کنند و به چه زبانی صحبت نکنند. به عبارتی دیگر، امروزه والدین دروندادهای زبانی را بیشتر کنترل می کنند.
میزان رمزآمیزی نیز تحت تاثیر درونداد است. بارنس270 (2006) به نقل از لانزا (1997) می نویسد” نوع درونداد تا حد زیادی مقدار و نوع آمیختگی زبانی را تعیین می کند.کودکانی که بیشتر در معرض دروندادهایی هستند که دارای آمیختگی است، بیشتر چنین الگوهای آمیخته را باز تولید می کنند”. وندرلیندن271 (2000 : 47) به مطالعاتی که تابورت کلر ( 1962) انجام داده است، اشاره می کند”. کلر دریافت که شصت درصد پاره گفت دختر دو ساله ای به نام” لین” آمیخته است. درونداد زبانیی که او از مادرش دریافت می کرد نیز همین میزان آمیختگی را داشت. اما مورد دیگر آنوک بود که والدینش از اصل سخت گیرانه ی”یک شخص- یک زبان” تبعیت می کردند. به گفته ی او، در پاره گفت آنوک مقدار آمیختگی بسیار کم بود”. بلومفیلد (524:1379) در این خصوص گفته است « کودک بیشتر عادت زبانی خود را از اشخاص خاصی می آموزد و سخنگو در تمام طول زندگی خود به قبول مشخصه های زبانی از همگنان خود ادامه می دهد. هرچند حتی واژگان پایه و مشخصه های دستوریی که کودک می آموزد به هیچ روی تکرار دقیق عادات زبانی افراد مسن تر نیست». به نظر نگارنده، حجم عمده ای از خطاهای زبانی و آمیختگی زبانی از خانواده ای به خانواده ی دیگر و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و به طور نسبتاً ثابت در گفتار زبان مقصد آنان به حیات خویش ادامه می دهند.
دهوور(1995: 225) یک پیوستار دروندادی را در نظر می گیرد که در یک طیف آن، بعضی از والدین هرگز به یک زبان با کودک صحبت نمی کنند و در طیف دیگر والدین همیشه با بیش از دو زبان با کودک صحبت می- کنند. اما همانطور که گودز272 (1988;1989) به درستی اشاره می کند، حتی در گفتار والدینی که در گفتگو با فرزندانشان تنها از یک زبان صحبت می کنند نیز عناصری از زبان دیگرشان وجود دارد. در واقع پاره گفت آمیخته نقش منبع زبانی را برای کودک ایفا می کند.
در مورد زمان، نگرش های متفاوتی طرح شده است. بعضی محققین(مانند میسل273 1989) بر این باورند چنانچه فردی از یک ماهگی تا قبل از دوسالگی در معرض دو زبان باشد دوزبانه تلقی میگردد.دهوور (1990،1995و2006) شرایط دوزبانگی را که شخص از اوان تولد تا یک ماهگی در معرض دو زبان باشد”اکتساب دوزبانگی زبان اول274″ و به اختصار BFLA می نامد. به نظر دهوور(781:2006)، این کودکان دو زبان اول دارند. یکی زبان A و دیگری زبان آلفا. به عبارتی تجربه ی آنها با زبان A و آلفا از این نظر شبیه کودکان تک زبانه است که هیچ زمانی نبوده که زبان A و آلفا در محیطشان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عناصر زبانی، عوامل ساختاری، زبان فارسی، اجتماعی و فرهنگی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع محدودیت ها، ساختار اجتماعی، سلسله مراتبی، سلسله مراتب