دانلود پایان نامه ارشد با موضوع واژه نامه، دریای خزر، پایان نامه ها، زبان عربی

دانلود پایان نامه ارشد

بابل، موقعیت جغرافیایی و جمعیتی شهرستان بابل اختصاص دارد. همچنین بررسی مطالعات روانشناسی زبان درباره ی دوزبانگی نیز در آخر این بخش گنجانده شده است.
در فصل دوم، ابتدا به اهمیت وجود تعریفی متناسب با شرایط دوزبانگی اشاره نمودیم و همراه با معرفی تعاریف متعددی که طی پنجاه سال اخیر ارائه شده اند، تعریف مناسبی را که مناسب شرایط دوزبانگی در مازندران ( بابل) است برگزیده ایم. در بحث انتقال و تداخل زبانی نیز به عوامل تداخل و انتقال منفی در گفتارگویشوران دوزبانه ی مازندرانی در فارسی گفتار پرداختیم. در ضمن، مدلی را برای نمایاندن مراحل تداخل واژگانی در گویشوران دوزبانه پیشنهاد نمودیم. سپس دلایلی را که موجب می شود گویشور دوزبانه رمزگردانی نماید برشمردیم. در واقع، در این بخش یک سری مطالعات بنیادی را در زمینه ی تماس های بین زبانی فرارو قرار داده ایم که هم چارچوبی را برای بررسی های این تحقیق مشخص می سازند و هم برای مطالعات دوزبانگی بعدی در ایران سودمند می باشند.
در فصل سوم، به رهیافت های نظری و محدودیت هایی که در زمینه ی ساختار رمزگردانی ارائه شده است پرداختیم. همچنین با توجه به داده هایی که محققان دیگر در رمزگردانی بدان ها اشاره نمودند، صحت و سقم این رهیافت ها را مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم.
در فصل چهارم پایان نامه، با توجه به داده های مازندرانی– فارسی ، رهیافت های نظری و محدودیت- هایی که در فصل سوم آنها را معرفی نمودیم، مورد محک و سنجه قرار داده ایم و به نتایج جالب توجه رسیده ایم.
فصل پنجم نیز به نتایج و دستاوردهای این پایان نامه می پردازد. همچنین پیشنهاداتی برای مطالعات بعدی در زمینه ی دوزبانگی ارائه شده اند.
در بخش ضمیمه نیز، با توجه به گستره ی واژه های به کاررفته در این پایان نامه، واژه نامه ی انگلیسی- فارسی را گنجانده ایم.

1-6- زبان مازندرانی در بستر تاريخ
قبایل ساکن در کرانه ی جنوبی دریای مازندران را کاسپیان می نامیدند و قوم های ساکن در مازندران باستان تحت نام کاسپی، هیرکانی ها، تپورها… بودند (دیاكونوف،782:1350). بوم نشینان مازندرانی، پیش از آنکه فلات ایران مقصد آریاییان گردد، درجات قابل اعتنایی از شهرنشینی و فرهنگ مدنی را تجربه کردند. واندنبرگ (5:1348) طی کاوش هایی که در غار همجوار ختو( هتو) [نزدیک بهشهر] کرده، در آخرین قشر از چهار قشر متمایز در زیر سنگریزه ها، اسکلت سه انسان را یافته که « به احتمال متعلق به انسان هايی هستند که 75 هزار سال پیش از میلاد در این منطقه زندگی می کردند». یزدان پناه (15:1385) به نقل از واندنبرگ می نویسد: از نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که در هیچ یک از نقاط ایران، اطلاعات مبسوطی درباره ی تمدن های گذشته ی مردم این سرزمین مانند اطلاعات به دست آمده در غارهای کمربند و ختو کشف نشده است. ابزار شکار غارهای مذکور در هزاره ی یازدهم و دهم پ.م تیر و کمان بود و سلاح های ساخته ی آنها شکل هندسی منظم داشت.
در هزاره ی شش و هفت پ. م، بر اساس بازیافت های غارهای مذکور، چنین بر می آید که ساکنان آنجا وارد زندگی سازنده تری شدند. کار دام داری رونق گرفته بود و ابزار کارشان از قبیل سنگ چخماخ تکامل یافته تر شد. همچنین تیغه های داس مانند سنگی و ظروف سفالی درست می کردند. از نیمه ی دوم هزاره ی ششم ابزاری از نوع نوسنگی چون تبر و مانند آنها به کار می بردند و در کاوش های هزاره ی پنجم ظروف نقش دار ظریف سفالی می ساختند. (یزدان پناه 21:1385).
همین نویسنده به این نتیجه می رسد که آثار به دست آمده ی باستان شناختی در پیش از ورود آریاییان از کرانه ی جنوبی دریای مازندران حاکی از آن است که فعالیت های انسانی به نسبت هم سنگ با دیگر نقاط ایران در این منطقه در جریان بوده است. این گمان که تمامی آن دستاوردها در سکوت صورت می گرفته، دور از احتیاط است. به احتمال قریب به یقین، زبان مازندرانی ، از یک قشر زیرین زبانی برخوردار بوده که بعدها به تدریج،با گذر از مرحله ی دو زبانگی، زبان تازه ی ایرانی را جذب کرد(یزدان پناه 11:1385).
حضور تعداد متنابعی از واژه ها و نام واژه های کهن در حوزه ی جغرافیایی این زبان از یک سو دلیلی آشکار بر دیرینگی آن و از سوی دیگر شاهد پیوند آن با زبان های قدیمی مردم فلات و یا اقوام هم جوار فلات ایران است ( حیدری، 2488:1385).
(سانسکریت): ورکه[ varka ] تبری : ورگا [vǝrg ] = گرگ
( اوستایی ): اژی درو [ ajidaro ] تبری: اژیک[ædjik]= اجیک[æjik] = کرم خاکی
( پهلوی ): پرسو [parasö] تبری : پرزو [ perzu] = پارچه ی آشپزخانه
( حجازی کناری، 1374).
” با سقوط دولت ساسانی و از دست رفتن میراث مدنی چند هزار ساله ی قوم ایرانی، زبان تبری در حیطه ی ادب پیشتاز خیزش هایی گردید که می بایست به تنهایی و به دور از هم به مبارزه و ستیزه برخیزند و اجزای از هم پاشیده و خرد شده ی فرهنگ مادر و صاحبان اصلی آن را که ایران و ایرانی بود، از نو بسازند. تپورستان، با خلاء موجود میان سقوط دولت ساسانی و پیدایی جنبش ملی ایرانی، ابزار و قلم و دژ پایداری ایرانیان در نگاهداشت هویت و شخصیت ملی خود گشت وآنگاه که رستاخیز ملی ایرانیان آغاز گشت، فردوسی با اثر جاودانه ی خود، بر این آتش دمید”( یوسفی نیا1381: 2458). مرزبان نامه به زبان تبری به تحریر درآمد3 و در قرن چهارم، ترجمه ی تبری قرآن نگاشته شد. حیدری (1381: 2487) می نویسد”این زبان تا قرن شش هجری، نفوذ خود را از دست نداده و با بافتی نسبتاً خالص و یکدست در حوزه های وسیعی از البرز شمالی رواج داشت. نمونه شعری که در تاریخ رویان اولیاء آملی (1348) از شاعری به نام مسته مرد [ یا دیواره وز لقب شاعری که در قرن چهار می زیسته] به جای مانده گویای این حقیقت است “. فرای (174:1975) اذعان می کند که این زبان در قرن پنج و شش به منزلت زبان ادبی دست یافت.
به باور نصری اشرفی (2463:1381) در دوره ی علویان و مرعشیان، منازعات و دغدغه های حاصل از آن هر گونه فرصت ترویج گسترده ی عقیدتی را که البته به زعم آنان از طریق زبان عربی میسر بود، از آنان سلب می نمود. مجموعه ی این شرایط موجب گردید تا در این دوران، ادبیات عرب و واژگان آن نتواند تاثیر معدوم کننده ای بر ادبیات شفاهی در زبان تبری بگذارد. ضمن آنکه هنوز در منطقه، مهاجرت تعیین کننده- ای صورت نپذیرفته بود. بررسی متن دو قطعه ی کنده کاری شده بر چوب که یکی متعلق به بالوکیا سلطان ( زمان زندگی و رهبری بالوی زاهد آملی باید حدود665 تا 730 ه. ق باشد ) مشهور به “شابالو” و دیگری مربوط به درویش محمد شهریار بود جالب توجه است. بنا به تحقیقات ستوده ( 241:1375) از این متون، این دو تن با تفاوتی حدود170 تا200 سال از هم می زیستند. تأمل و مقایسه ی دقیق شعر بالوکه متعلق به قرن هفت هجری و متقدم بر شعر درویش محمد شریار( شهریار) است، نشانگر آغاز ورود واژگان عربی، قصرانی و فارسی رازی به زبان تبری و آغاز این گونه تحولات از سوی فرق بوده است. با وجود این کنکاش در این دو قطعه و دیگر آثار مکتوب تبری نشان می دهد تا زمان صفویه ، زبان های بیگانه تأثیر چندانی در تغییر و تبدیل این زبان نداشته اند. نصری اشرفی(2464:1381) در ادامه می نویسد: از این رو، تحولات بنیادین این زبان را می باید مربوط به پیامدهای دوران صفویه و پس از آن دانست. رسمی شدن مذهب شیعه، پیدایش قشر بانفوذ روحانی، گسترش مکتب خانه هایی که توسط سطوح زیرین روحانیت نوخاسته اداره می شد و با هدف انتقال آموزه های مذهبی به کودکان، تدریس زبان عربی را در دستور کار خود قرار دادند، ترویج عمومی فقه دوازده امامی، عمومیت یافتن مجالس وعظ و روضه و تقویمی شدن، استفاده ی مبالغه آمیز از واژگان عربی در نوشته ها و مکاتبات رسمی و دیوانی و همچنین رسالات و محاوره ی ادیبان و متکلمین نیز از عوامل اصلی تلقی می شود. عوامل یاد شده، آرام آرام، زبان تبری را در قالب گویش جدیدی می ریخت که نصری اشرفی (2465:1381) اصطلاحاً از آن با نام گویش مازندرانی یاد می کند.
این تغییرات در دوران قاجاریه و پس از آن شدت بیشتری یافت. گستردگی و ویژگی های آموزشی و رسانه ای چند دهه ی گذشته نیز بر سرعت این تحول افزود. تا جاییکه امروزه مازندرانی، علاوه بر پذیرش وسیعی از واژگان فارسی، عربی، ترکی و شماری واژگان غربی، از ریشه ی اصلی خود- زبان تبری- تفاوت بسیاری یافته است. اما با این وجود، حجم واژگان مستقل و مؤلفه های دستوری و نحوی مازندرانی را در جایگاه مستقل قرار داده است.
پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری حسن بشیر نژاد (1379و1386) شرایط کنونی زبان مازندرانی را به خوبی نشان می دهد. این محقق (180:1386)، بر اساس شواهد موجود اعم از نگرش ها، کاربرد های زبان و عوامل اجتماعی تأثیر گذار، فرضیه ی روند زوال تدریجی مازندرانی را که ارائه کرده بود تأیید می کند.

1-7- پیشینه ی تحقیقات
مطالعات انجام شده در زمینه ی زبان مازندرانی را در سه بخش کتاب ها، پایان نامه ها و مقالات مورد بررسی قرار می دهیم.
1-7-1-کتاب ها
برنارد درن4، خاورشناس روسی، با همکاری میرزا محمد شفیع مازندرانی، اشعار امیر پازواری را جمع آوری کردند و در سال های1860 و1886 تحت عنوان «کنزالاسرار مازندرانی» در دو جلد در سن پترز- بورگ به چاپ رسانیدند. کریستین سن5 (1930) در کتاب «Contribution a la Dialectologie Iranienn » و لمبتن (1938) در « سه گویش ایرانی» به مازندرانی نیز می پردازند.
به باور ارانسکی6 (142:1378)، ایران شناسان شوروی،گویش های سواحل دریای خزر را جزء قلمرو تحقیقات خود قرار داده اند. نخستین نتایج این بررسی ها توسط زاویالووا7 در مقاله ای درباره ی آواشناسی زبان های دریای خزر (1956)، پاخالینا8 و سکاوولا9 در رساله های دستوری (1957) به چاپ رسیده است. نخستين موادی که دانشمندان روسی همچون خودزکو و ملگونف جمع آوری کرده اند، در تالیف تلفیقی و. گایگر10 درباره ی گویشهای خزر مورد استفاده قرار گرفته است.
دو محقق ژاپنی، تتسو ناواتا11 (1984) در کتاب « مازندرانی» و ساتوکو یوشیه12 (1996) در اثر « گویش ساری» این زبان را مورد بررسی قرار داده اند.
ارانسکی(1358) و (1378) به ترتيب در کتابهاي «مقدمه ي فقه اللغه» و «زبان های ایرانی» در بخش زبان های ایرانی شمال غربی،گویش سواحل جنوبی دریای خزر را به طور مختصر شرح داده است. نصرالله هومند(1369) ، واجها، واکه ها و کلیات دستور زبان تبری( مازندرانی) را بررسی نمود. شکری (1374) در کتاب «گویش ساری( مازندرانی)» ، ساخت آوایی، صرف و نحو زبان مازندرانی با محوریت گویش ساری شرح داده شده است. همین نویسنده (1385) در اثر دیگر خود «گویش رامسری»، بخش صرف و نحو این گویش را نیز تالیف نمود. در انتهای کتاب، واژه نامه ی دو زبانه نیز پیوست شده است. کلباسی(1376) در کتاب « گویش کلاردشت » به توصیف صرف گویش کلاردشت پرداخته است.
در باب فرهنگ نویسی نیز می توان به اثر حجازی (1374) « واژه های مازندرانی و ریشه باستانی آنها» اشاره نمود. نویسنده، علاوه بر ارائه ی معنی و توضیحات و معادل های فارسی برای واژه های مازندرانی، صورت اصلی آنها را در زبان های اوستایی و پهلوی ذکر می کند. جهانگیری (1367) در کتاب « کندلوس» 1200 واژه را گردآوری نمود. نجف زاده (1368) نیز » واژه نامه ی مازندرانی» را منتشر ساخت. این واژه نامه 1800 مدخل دارد. «واژه نامه ی بزرگ تبری» به سرپرستی نصری اشرفی و صمدی(1377) چاپ گردید. در بخش اصلی لغت نامه، ده منطقه ی گویشی در استان مازندران و گلستان در نظر گرفته شده است و معادل های واژه ی پایه در این ده منطقه و نیز معادل فارسی آن ارائه شده است. همچنين «فرهنگ واژگان تبري» زیر نظر نصری اشرفی (1381) در پنج جل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع محدودیت ها، سلسله مراتبی، سلسله مراتب، میانجیگری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع استان مازندران، زبان فارسی، دریای خزر، گروه اسمی