دانلود پایان نامه ارشد با موضوع هنر معاصر، زیبایی شناسی، ادبیات نمایشی، مجسمه سازی

دانلود پایان نامه ارشد

کتابهای تاریخ هنر خیلی بهتر از آن چیزی که من بگویم، می توانید پیدا کنید. ولی قسمت دومش؛ آن چیزی که امروز درگیری ماست. بعد از جنگ و بعد از این که چند سالی طول کشید تا مردم خودشان را پیدا کنند. بعد از چند سال سازندگی و اصلاحات و باز شدن فضا، چند اتفاق افتاد. مثلا با خارج از کشور رابطه برقرار شد. این رابطه؛ یکی ارتباط برقرار کردن هنرمندها بود. یکی آمدن تکنولوژی بود. قبلا حتی داشتن یک دستگاه ویدئوی معمولی در خانه نشانه ی فخر و پولداری بود. ولی در مقطع خیلی کوتاهی کمتر از ده دوازده سال، ویدئو یک چیز معمولی در خانه ها شد. و بعد از آن دوربین فیلمبرداری. در مدت خیلی کمی هر خانواده یک هندی کم داشت. و همه ی اینها فرصت بود. و بعد ورود راحت تکنولوژی مثل کامپیوتر و … . با وارد شدن کامپیوتر به خانه ها، امکان تغییر ایجاد کردن روی تصویر برای همه یک چیز بدیهی شد. نرم افزارهای خیلی معمولی هم آمدند و کمک کردند برای این که این تصاویر را بتوانید متحرک کنید. چند مسئله ی دیگر هم به موازات این پیش آمد. سال 1376 که فضای اجتماعی سیاسی هم کمی باز شد، تکنولوژی هم رفت و آمدش بیشتر شد، ارتباطات با خارج از کشور هم بیشتر شد، همزمان شد با اتفاقاتی که در موزه ی هنرهای معاصر هم افتاد، موزه ی هنرهای معاصر، متولی رسمی هنرهای تجسمی کشور شد. و بیش از پیش نمایشگاه هنر مفهومی که واقعا یک نقش تاثیر گذاری داشت. آن موقع که آقای حسینی راد و آقای کفشچیان مقدم و آقای نادعلیان که هر سه تحصیل کرده ی فرانسه هم بودند، نمایشگاه اول برگزار شد که خیلی نمایشگاه پر بیننده ای بود، برگزار شد و این گرایش رو به فزونی رفت. چند تا اتفاق مهم دیگر هم افتاد؛ یکی این که یک مکانی رسمی به وجود آمده بود برای این که می توانستی مثلا ویدئو آرتت را نمایش بدهی. در مورد ویدئوآرت؛ از آنجا که تدوین کردن، سرهم کردن و رسیدن به یک زیبایی شناسی مناسب در کار ویدئو نیاز به یک فهم بصری داشت، این احساس خیلی در بچه های نقاش و هنرهای تجسمی بود. البته لزوما نمی باید این طور باشد. ولی این اتفاق افتاد. چون نقاشی در کشور ما به عنوان یک رشته ی هنری دارای یک فضای باز است. یعنی به نظر من همان لیسانسی که در کشورهای خارجی با عنوان آرت می دهند، با لیسانس نقاشی ما یکی است. یعنی تو پرانتز شما الان لیسانس نقاشی نمی خوانی، لیسانس هنرهای تجسمی می خوانی. و بعد گرایشتون مشخص می شود. به نظر من همه ی بچه هایی که نقاشی می خوانند، کسانی هستند که عکاسی بلدند، یک مقدار مجسمه سازی بلدند، نقاشی بلدند و … و مجموع اینها را میگویند لیسانس نقاشی. این بود که به هر حال تصویر از بین بچه های نقاشی بیرون آمد. هر چند که باید اعتراف کنیم به این که امروز هنر مرز مشخصی ندارد. و به نظرم به جای اینکه مرز بگزاریم، باید ویژگی کلیش را بررسی کنیم. در نمایشگاههای مفهومی که برگزار شد، یک بخش ویدئو وجود داشت. حالا این ویدئو فرزند نا خلف چند تا رشته بود. نا خلف که می گویم به این دلیل که هیچ نسبتی با هیچ کدامشان نداشت. یکی نقاشی به خاطر اینکه زیبایی شناسی تصویریش از نقاشی و تصویر می آمد. دو از سینما به خاطر اینکه به هر حال محصول، فیلم بود. چیزی که پخش می شد، فیلم بود. سه از انیمیشن چون یک چیزی که می خواست بین فریم و فایل تصویر ارتباط برقرار کند، یعنی یک تصویر، باید انیمیت بشود تا حرکت داشته باشد. پس یک نسبتی هم با انیمیشن دارد. یک گزینه ی مهم دیگر که داشت، این که به نظر من تا شما درک صحیحی از روایت نداشته باشید، نمی توانید بیایید سراغ ویدئو. چون ویدئو، مسئله اش مسئله ی روایت است. نه بودن روایت. بلکه آگاهانه نداشتن روایت. یا برعکس، استفاده از روایت. این بود که نمی توانست بدون نمایش هم معنی داشته باشد. نمایش به معنای کسی که با ادبیات نمایشی درگیر است. پس با ادبیات نمایشی هم در ارتباط بود.
در رابطه با استفاده ی امروز از انیمیشن؛ فکر می کنم بهترین کلمه ی فارسی که می شود برایش به کار برد، همین تصویر متحرک است. چون انیمیشن سریع ذهن مارا فوکوس می کند روی داستان ولی وقتی می گوییم تصویر متحرک، تصویر است که می تواند نقاشی باشد، می تواند عکس باشد؛ متحرک هم باشد. به هر حال یک حرکتی دارد. حالا این حرکت می تواند یک حرکت رئالیستی باشد، می تواند در تصویر بعدی محو بشود. این بود که این جریان، رشد و توسعه پیدا کرد.
یک اتفاق دیگر هم افتاد. نمایشگاههای خارج از کشور شروع شدند. دوره های قبل تر موزه، همایتهایی می کرد و کارها را می فرستاد. اگر کارها فروش می رفت که هیچ وگرنه با هزینه بر می گشت. یک اتفاق جالبی افتاد. این که بعد از آن سالها، هزینه ی پست و دردسر و جابه جایی و کارهایی که آرتیستها می کردند و گوشه ی خانه می ماند، خود به خود یا به طور نا خودآگاه، هنرمندها را به سمت ویدئو کشاند. ویدئو نمایشش ساده بود. ارسالش ساده بود. و این که خرید و فروش هم می شد. من شانس این را داشتم که چند تا ویدئو فروختم. برای خود من مسئله ی جابه جایی و ارسال قابل توجه بود. مجموع اینها به نظر من عواملی شد که ویدئو تصویر متحرک رشد کند.
– چه کسانی را فعال در این زمینه می شناسید؟
از باربد گشیری صحبت کرد: یک حسنی که دارد، سوای اخلاقهای ویژه ی خودش، به نظرم در حوزه ی تئوری کارش ادعا دارد و بچه ی با هوشی است. او هم از نقاشی رفته به سمت تصویر متحرک و آدم مسلطی است. هم تحلیل گر خوبی است، هم کارهای خوبی دارد.

– کاربرد انیمیشن در هنر جدید چگونه است؟ در این فضا انیمیشن را جزء کدام دسته از هنرها می توان جا داد؟
هنر جدید یا نیو مدیا یا هنر معاصر از قابلیت هر چیزی استفاده می کند برای بیان. خوب حرکت تصویر یا انیمیشن هم یک ویژگی است که می تواند کمک کند. در آثار هنرمندهای زیادی هم استفاده شده مثل کنتریج. خصوصا این که قابلیتهای نرم افزارهای جدید که در حوزه ی انیمیشن بیشتر کاربرد دارند، فوق العاده است. برای دادن ویژگی خاص به تصویر، خیلی کمک می کنند. یعنی قابلیتهای انیمه کردن در هنرهای معاصر بخش قابل توجهی را دارد. از آن جمود خشک تحمیل شده جدایت می کند. ما در نقاشی درگیریمان با کارد است. و در دل کادر یک چیز صلب منجمدی را باید خلق کرد. و هر چه قدر هم توهم حرکت ایجاد کنی، داستان در یک کادر خلق می شود. اما با استفاده از انیمیشن، شما در هر ثانیه 25 فریم یا کادر دارید. این هم به شما محدودیت می دهد، هم امکان. ما الان راجع به امکاناتش صحبت می کنیم. در یک ثانیه 25 بار این کادر را عوض می کنید. شما به عنوان یک نقاش 25 کادر را تعریف کرده اید. این ارتباط متراکم این دو رشته با هم است. و ویژگیهای تکنولوژی هنر معاصر به شما امکاناتی می دهد که روز به روز بیشتر می شود.
اخیرا در یک نمایشگاه، شرکت سونی ال سی دی هایی تولید کرده بود که هنرمند نقاشیهایی روی آنها کشیده بود و زیر آن فیلم پخش می شد. این همان درگیری این دو با هم است. یک نفر این طور برخورد می کند، یک نفر مثل کنتریج، یکی مثل مرحوم لاشایی یا شیرین نشاط و …
به هر حال مسئله ی تصویر ثابت و متحرک همیشه مسئله بوده است. و جذاب بوده و الان در هنرهای معاصر و ویدئوآرت هم هست.
– مرز نقاشی و انیمیشن؟
امروز مرزی ندارند. امروز مرزش را مدرسه های هنری، دانشگاهها و فستیوالها اگر بتوانند، تعیین می کنند. عملا مرزی وجود ندارد وقتی مثلا در همین بینال مجسمه سازی تهران، ویدئویی روی دیوار از سایه ی پرنده ها پخش می شد. واقعا چطور می توانیم بگوییم مجسمه نیست؟ به هر حال یک محیط است، ما در هنرهای محیطی، فضایی را خلق می کنیم که شخص در آن قرار بگیرد، کسی نگفته آن فضا باید سنگ یا سیمان و … باشد. وقتی با نور هم فضایی خلق کنی، مخاطب را در یک محیط قرار داده ای. من می گویم باید یک اسم کلی برایش بگزاریم و مرز هم نگزاریم.
– رابطه ی حرکت محسوس ادراک شونده در نقاشی با انیمیشن چیست؟
کلمه ی مهمی به کار بردید. حرکت محسوس ادراک، الزاما حرکت ندارد. یعنی تمام کارهای کنتیک آرتهای مثل وازارلی که بر مبنای یک خطای دید هم شکل می گیرد، محسوس ادراک هستند. یا همه ی هنرمندان آپ آرت. ولی حرکت در انیمیشن یعنی تصاویری که پشت سر هم چیده شده و خروجی به صورتی است که تصاویر را ممتد پخش می کند. هر چند این هم در واقع یک خطای دید است ولی یک تفاوت وجود دارد. یک ماشین یا یک وسیله که می تواند پروژکتور باشد، دستگاه اسلاید باشد، یک سری تصاویر را در یک بازده زمانی معینی جلوی چشم شما حرکت می دهد. یعنی اساسا به یک ماشینی وابسته است.
– آیا آثار فوتوریستها با توجه به حرکت محسوس، می توانند قرابتی با انیمیشن پیدا کنند؟
کشف حرکت در قالب کادر را اینها داشتند. تفاوت است بین القای حرکت تا حرکت محسوس. به نظر من کار فوتوریستها توضیح حرکت است تا القا ی حرکت.
– نظر شما در رابطه با هنرهای تعاملی و حضور نقاشی و انیمیشن در این دسته از هنرها چیست؟
بسیاری از هنرمندان معاصر به عنوان یک متفکر یا اندیشمند مطرح می شوند. لزوما نقاش نیستند. آدمی مثل پیستولتو، الان به عنوان یک اندیشمند است. هنرمند امروز بیشتر از همه، یک اندیشه مطرح می کند. یعنی حتی برا ی اجرای کارها یا همان اندیشه، یک نفر مشاور را می گیرد که برایش کار کند. این جا نقاشی یا هر هنر دیگری با همه ی پیشینه ی خود می رود کنار و یک ابزار می شود در دست یک هنرمند نیو مدیا که در راستای کارش آن را ترکیب کند و استفاده کند. نیومدیا روی سکوی بلندی است که از تمام این امکانات بهره می گیرد. در همین راستا می تواند از مخاطب خود نیز بهره بگیرد.
– اهمیت ایده؟
همه چیز ایده است.
– به طور کلی خودتان را در کدام دسته از هنرمندان قرار می دهید؟ خودتان را در چه قالبی معرفی می کنید؟
اگر قرار است من به عنوان آرتیست مطرح بشوم؛ من نیستم واقعا. اگر می خواهید من را کنار کسانی که کار هنری مفصلی کردند، بگزارید؛ من کار زیادی نکردم. من اول راهم و دارم تجربه می کنم. یک گل شکل گرفته ای ندارم که بخواهم از مواضعم خیلی دفاع کنم. فردا ممکن است همه ی این تجربه ها را بگزارم کنار و یک کار تازه بکنم.
– صحبت آخر
خسته نباشید.

شکل 4-14/ مرتضی احمدوند/ پرواز/ ویدئو/ 1386/ http://www.dw.de

نتیجه

نقاشی و انیمیشن از گذشته دارای تاثیرات و ارتباط تنگاتنگی با هم بوده اند و در حوزه ی آکادمیک و سنتی، شاکله ی اصلی انیمیشن، از نظر زیبایی شناسی، در حوزه ی هنرهای تجسمی و بر نقاشی استوار بوده است. سوال و فرضیه ی اول این پژوهش با همین موضوع آغاز شد.
همانطور که از اولین نمونه های بدست آمده از نقاشی دوران باستان در درون غارها و روی سفالها شاهد این ارتباط نزدیک هستیم، در تمامی مراحل رشد این دو رشته در دوره های مختلف همچنان این ارتباط وجود دارد. هنر انیمیشن در ایران نیز، ابتدا به دست هنرمندان نقاش و طراحی بروز پیدا کرد که به طور تجربی شروع به متحرک کردن نقاشیهای خود کردند. هنرمندان صاحب سبک و صاحب نظری همچون استاد علی اکبر صادقی که همچنان مشغول نقاشی و خلق آثار منحصر به فرد خود هستند و خود را نقاش می دانند. و بهترین نتیجه را می توان از آثار این هنرمندان دریافت کرد.
امروزه در حوزه ی آکادمیک و سنتی هنوز هم شاهد این ارتباط و تاثیر زیربنایی نقاشی بر ساخت انیمیشنها هستیم. اما علاوه بر این ارتباط قدیمی نقاشی و انیمیشن، امروز با توجه به اتفاقات و تغییراتی که در هنر معاصر رخ داد، شاهد نوع دیگری از ارتباط و تاثیر این دو رشته هستیم که منجر به ایجاد تعاملی دو طرفه بین آنها شده است. و سوال این بودکه آیا در هنر معاصر، امکان و قابلیت نوینی از تعامل و یکی شدن این دو رشته به وجود آمده است؟
با نگاهی دقیق و جستجوگر در بسیاری از آثار هنر جدید در نمایشگاهها و جشنواره های نیومدیا در داخل و خارج ایران؛ شاهد نمونه های متعدد و متفاوتی از استفاده از قابلیتهای این دو رشته هستیم. در بعضی نمونه ها این دو رشته را در تعامل با رشته ها و حتی علوم و رسانه های جدید تر شاهدیم. اما به دلیل نزدیکی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روانشناسی، دانشگاه تهران، دانشگاهها Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سیاست بازنمایی، رسانه های نوین، کودکان و نوجوان، کانون پرورش فکری