دانلود پایان نامه ارشد با موضوع هنر معاصر، ارتباط جمعی، جهانی شدن، وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه ارشد

ر مثال: «کلکسیونری که عکسی از یک علامت را می خرد که نقاشی به طور سر دستی بر روی نمایی از طبیعت یا یک شهر گذارده است، و یا حتی سند مالکیت یک اثر هنری غیر مادی را خریداری می کند و به خانه می برد، بدون شک از خود می پرسد که چنین مقولات جدیدی چه نسبت همخوان یا متضادی می توانند با تابلوها، مجسمه ها، یا دیگر اقلام موجود در مجموعه ی او داشته باشند. برخی از آثار هنری اخیر، خود ویرانگر{یا مخرب خود} بوده اند؛ چنین آثاری با عناصر کهنه شونده و زوال پذیر کند یا سریع ساخته شده اند تا خود فی نفسه نوعی «رخداد» به شمار آیند.» (لینتن، 1382، ص.381)
به معنای دیگر، این تنها آزادی مطلق است که به هنرمند و مخاطبینش اجازه می دهد هر آنچه می خواهند خلق کنند و از هر هنری که می خواهند لذت ببرند. در همین رابطه، دیوید هیوم11 می گوید: “غیر ممکن است هنر در میان مردمی شکل گیرد مگر اینکه آنها از موهبت حکومتی آزاد بهره مند باشند.” 12 و از نظر کانت13 آزادی برای هنر شرط ضروری است. (صحاف زاده، 1388، ص.23)
لذا در هنر معاصر و به ویژه هنر جدید، آزادی دنیای هنر و هنرمند دلیلی است برای رسیدن به جایی که هنر دیگر در هیچ اسلوب و چهارچوب معینی قرار نگیرد. لذا از این منظر، هنر امروز والا و پست ندارد و تنها مخاطبان اثر هنری هستند که میزان برتر بودن یک اثر را نسبت به آثار دیگر تعیین می کنند. مخاطبین و تماشاگرانی که نگاهی نو به این گونه آثار دارند و تنها از قشر ویژه و خاصی نیستند. بلکه عموم مردم یک جامعه را شامل می شوند و در نهایت این ایده ی اثر هنری است که با انتخابی مناسب جهت ارائه، فارغ از هر دستورالعمل سبکی و شیوه ای بر مخاطب اثر می گذارد. در همین راستا آثار گوناگونی از تعامل رشته ها و شیوه های قدیمی و جدید و حتی علوم و رسانه های جدید پدید می آید و گاهی هنرهایی همچون نقاشی و انیمیشن که هردو ریشه هایی سنتی دارند چنان در هنر جدید، با رویکرد و نگرشی نو و تازه به کار برده می شوند که محصول و اثر هنری نهایی را نمی توان در قالب مشخصی گنجاند. و از این رو نیز می توانند در حوزه ی هنر جدید قرار گیرند.
در این میان، نوشوندگی‌ و تغییر مداوم‌ روشها و رسانه های بیانی در هر روز و هر لحظه تازگی اثر را به ساعت و دقیقه نزدیک می کند. در چنین اوضاعی‌ آن‌چه‌ اهمیت پیدا می کند، نه‌ رؤیای‌ پیشتازبودن‌ بلكه‌ واقعیت‌ انعطاف‌پذیری‌ و هم‌ترازی‌ هنرمند و مخاطب با وضع‌ تازه‌ است‌.

جایگاه مخاطب در آثار هنر جدید
اهمیت موزه های هنر جدید و گالریها در ایجاد فضای مناسب برای ارائه ی هنرهای معاصر و ارتباط بهتر با مخاطب، بسیار زیاد است. به طور کلی در هنر جدید؛ «تماس مستقیم و شخصی با تماشاگر، جانشین تشریفات خشک و سردی می شود که هنرمند باید در عرضه ی اثرش در یک گالری رعایت کند، و سپس در کناری بایستد و نظاره کند که تماشاگرانش چگونه درگیر اثر می شوند، یا از درگیر شدن در آن امتناع می ورزند. از سوی تماشاگران نیز می توان گفت که آنها آماده اند تا وقت و توجه خود را به رخدادی اختصاص دهند که در هیئت یک تئاتر یا سیرک عرضه می گردد. امتیاز آخر اینکه یک هنرمند فرصت می یابد که آفریده ی خود را با مقتضیات یک مکان یا زمان خاص سازگار گرداند.» (لینتن، 1382، ص.372،374،375)
همچنین در مورد مخاطب؛ «اکنون دیگر از تماشاگر خواسته می شد تا فعالانه در هنر شرکت کند و اغلب باید برای فهم آن بسیار می کوشید.» (مارزونا، 1390، ص.9)
ولی به طور ویژه، مخاطب در هنر جدید، مهم ترین جایگاه را دارد. شاید بهتر باشد بگویم مخاطب در گونه های هنر جدید از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی اثر است. چنانکه گاه اثر هنری در این نگرش با حضور و دخالت مخاطب خود کامل می شود و معنی پیدا می کند. همچنین، گاه اثر هنری به تعداد مخاطبین و تعامل با آنها، می تواند توسعه یافته و بیانهای متفاوتی بیابد.
مثلا به طور ویژه در این پژوهش، ارتباط مخاطب با یک اثر هنر جدید که شیوه های انیمیشنی برای بیان آن به کار برده شده است، با یک فیلم انیمیشن که به طور سنتی و بر اساس اصول و قواعد خاص و نگرش سنتی این قالب هنری ساخته شده، بسیار متفاوت است. و حتی نحوه ی تعامل و نمایش آن برای مخاطب با آن چه که به طور معمول در سینما و تلویزیون عرضه می شد، تفاوت دارد. مخاطب اثر هنری در نگرش هنر جدید، آماده ی دیدن این اثر در نوعی تعامل جدید و فعال و حتی غیر معمول است. مثلا به صورت ویدئویی قابل پخش در کلیت فضای یک اتاق با دیوارهایی قوس دار یا بر روی پرده های زنده و متحرک. مخاطب چنین اثری ممکن است تنها لحظاتی از آن را ببیند و از آغاز تا پایان آن را دنبال نکند چون نه مخاطب جدید، دیگر به دنبال داستان و روایت است، و نه اثر مبتنی بر روایت خلق شده است.

نقاشی و انیمیشن در رویکرد جهانی هنر جدید
هنر جدید در تمام مراحل رشد خود با پدیده ی “جهانی شدن” سریع در هنر معاصر، همراه بوده است.
لوسی اسمیت عوامل تسریع بخشی در جهانی شدن هنر، در دهه های اخیر، را چنین تشریح می کند: «کارآمدی رو به گسترش سیستمهای جدید ارتباطات، کتابها و مجلات هنری، تلویزیون و اینترنت نیز همگی در آشنا ساختن هر چه بیشتر مخاطبان با آثار هنری در سراسر جهان بسیار موفق عمل کردند. حتی نمایشگاههای بین‏المللی که به کرات بر پا می‏گردیدند، در تبشیر گوناگونی عرصه فرهنگی جهان، بسیار موثرتر و نتیجه‏بخش‏تر از موزه‏های بزرگ ظاهر شدند. در عین حال در این سالها، چندین بینال جدید همانند بینال هاوانا14 و بینال استانبول15 به بینالهای قدیمی همچون بینال ونیز16 و سائوپولو17 اضافه شدند. بینال هاوانا به طور اخص تاکید بیشتری را به روی آثار هنرمندان کشورهای جهان سوم معطوف می کرد.» (همان، ص.23)
اینک جهان هنر معاصر بزرگتر از قرار گیری در محدوده ای خاص است. «اطلاعات و آگاهیها در مورد اندیشه‏های جدید، با سرعت بی‏سابقه‏ای از یک منطقه به منطقه‏ای دیگر نفوذ کرده است. این حرکت قطعاً به مدد وسایل ارتباط جمعی که هر روز پیشرفته‏تر می‏شوند، میسر گردیده است. کتابهای مصور هنری و مجلات، در کنار شمار فزاینده نمایشگاههای بین‏المللی از جمله بینالهای وینز و سائوپولو و نمایشگاه داکیومنتا18 در کاسل19 آلمان، همگی نقش خطیری را در بسط و گسترش اندیشه‏های هنری نو ایفاء نمودند. اما آنچه که واقعاً به تقویت وسیع این اطلاع‏رسانی منتهی شد، گزارشهای تلویزیونی و اخیراً اینترنت بوده است. نکته جالب توجه آن است که این ازدیاد وسایل ارتباط جمعی، عملاً تنوع و گوناگونی را توسعه داده است، و نه هم‏شکلی و یکنواختی را.» (همان، ص.18) از این رو، همچنین شاهد بسیاری از انواع هنرهای ارائه شده در فضای مجازی و وب هستیم که هر روز و هر لحظه بر تعداد مخطبانشان از سراسر دنیا افزوده می شود. در خلق چنین آثاری به کرات هنرمندان و نقاشانی را می بینیم که از این امکانات جدید برای بیان ایده هایشان بهره برده اند. و در بسیاری موارد کاربرد روشهای انیمیشن و تصاویر نقاشی که با امکانات تازه به حرکت درآمده و بیانی نو پیدا کرده اند، مخاطب را به چالشی تازه می طلبند.

1-2 اهمیت ایده در هنر جدید
«سوال درباره چیستی هنر در واقع از بافتی می پرسد که در آن ایده ها ، اشیاء و تصاویر ایجاد و درک می شوند.» (مارزونا، 1390، ص. 13)
پس ایده، در چیستی هنر اهمیت دارد. و شاید این موضوع زمانی بیشتر درک شد که؛ «چرخش تند دوشان از تاکید بر اشیاء به جای تاکید بر مفهوم این امکان را فراهم آورد تا روشهای چند گانه‏ای در بازتعریف اثر آفرینی هنرمندانه شناخته شود. اهمیت او در مطالعه کنونی نه تنها در مورد کارهایی است که انجام داد بلکه در آن چیزی است که در هنر امکان‏پذیر کرد. نوع تفکری که او مروج آن بود، کنکاش در رسانه‏های مختلف و فرمهای هنری‏ای بود که بسیار عادی و قابل انتظار به نظر می‏آمد. رویکرد آزادانه‏ی دوشان به مواد و فرمها برای کسانی که «تجارت» هنری را ناخوشایند می پنداشتند، میان اثرهنری با تقاضای بازار، حداقل در ابتدا، فاصله می‏انداخت زیرا در این آثار ایده مهم بود و هنوز روشن نبود که چگونه می‏توان یک ایده را فروخت (بعدها هنرمندان مفهومی، اگر چنین نامیده شوند، همچون سل لوویت20، دونالد جاد21 و ژوزف کاسوث22 راهی برای آن یافتند).» (راش، 1389، ص.23)
در این راستا، «هنرمند مفهومی [یا کانسپچوال] می خواهد با حذف ابژه [یا شیء] ای که می تواند به تملک درآید و به نمایش گذاشته شود و تکثیر گردد، با این وضعیت به مقابله برخیزد. هنرمندان مفهومی- که ابتکار و خلاقیت بزرگی از خود نشان داده اند- می خواهند با شیوه های منتخب خود در هر فرصت، ایده یا مفهومی را در برابر ما قرار دهند. می توانیم، با قصد قبلی یا بدون قصد قبلی، از توجه به آن مفهوم خودداری کنیم، درست همانگونه که می توانیم به دیگر آثار هنری اعتنایی نداشته باشیم. همچنین ممکن است بعد از توجه به آن، چیز در خور اعتنایی را در آن نیابیم. چنانکه سل لویت، هنرمند امریکایی، گفته است: “هنر مفهومی فقط هنگامی خوب است که ایده ی آن خوب باشد” (1967). هر چیزی که بتواند یک نام یا یک موضوع را تشریح کند، احتمالاً اثری هنری به شمار می‏رود که توسط کسی به وجود آمده است. این امر حاکی از دغدغه هنرمند معاصر در یافتن بهترین ابزار ممکن برای بیان نظر شخصی در هنر است. در پی مسیر روان‏شناسانه و پیچیده‏ای که توسط نیچه و فروید بیان شده بود و در طی آن موضوع در مرکز ماجرا قرار داشت، هنر نیز با ایده شخصی در هم آمیخت.» (لینتن، 1382، ص.383)
اما «شدت و ضعف جذب شدن ما به یک ایده، به ارزش خاصی که آن ایده برای ما دارد و حساسیت کلی مان نسبت به ایده ها بستگی دارد.» (همانجا)
بنابراین، ایده یا ساختار مفهومی یک اثر هنری در اواخر دهه ی 1960 کم کم خود را از تحقق مادی رها ساخت؛ چیزی که بسیاری از هنرمندان آن را امری تابع یا حتی زائد می دیدند. به همین دلیل، باید روشهای جدیدی برای عرضه ی این هنر اغلب “بی مایه” یافت می شد تا به طور چشم گیری با صورتهای مرسوم عرضه فرق می کرد . (مارزونا، 1390، ص. 9)
لذا در یک نگاه کلی می توان گفت؛ ایده همیشه با هنر همراه بوده است. اما ایده در هنر جدید از این جهت اهمیت یافته و مورد تاکید است، که در هنر جدید توجه به مسائل و موضوعات اجتماعی، سیاسی، روزمره و … که عموم مردم را به چالش می کشد، مورد توجه قرار گرفته است. و ایده و تفکر و اندیشه ی هنرمند می تواند در هر قالبی و به هر شکلی بیان شود و مخاطب را با خود درگیر نموده و به چالش بکشاند. بدین شکل، مخاطب براساس ذهنیت خود از موضوع و ایده ی هنرمند و در ارتباط قرار گرفتن با آن از طریق رسانه ی بیانی به کار رفته در اجرا، مفهوم و ایده را ارزیابی می کند. و انتخاب درست رسانه و روش بیانی مناسب برای نمایش هرچه بهتر آن ایده، اهمیت دارد. در همین راستا هنرمندان استفاده از همه ی روشهای سنتی و علوم و تکنولوژی جدید را در کنار هم به کار بستند. همچون هنرمندانی که تصاویر و تابلوهای نقاشی تک فریم را، دیگر مناسب برای بیان خود نمی بینند و به دنبال راهی برای نشان دادن ایده هایی که نیاز به حرکت و پویایی دارند، فیلم، انیمیشن، ویدئو و تکنولوژیهای جدید را به کار گرفتند تا نقاشیهای خود را متحرک کنند و بتوانند ایده های پویای خود را هر چه بهتر به نمایش گذارند.
در همین معنا یعنی عدم اصالت بخشیدن به قالب و فرم، هنرمند آلمانی ولف فستل23 اساس چیزی را پایه ریزی کرد که بعدها منتقد آمریکایی، لوسی لیپارد24 آن را “ماده زدایی از مقصود هنر”25 نامید، کاری که در آن شکل مواد نسبت به مفاهیم و ایده های نهفته در هنر اهمیتی ثانوی دارد. (راش، 1389، ص.139) دوشان نیز در نیمه اول قرن بیستم این موضوع را به گونه ی دیگری تاکید نموده و می گوید: «من به ایده ها علاقه مند بودم، نه فقط به محصولات بصری. من میخواستم نقاشی را درخدمت ذهن قرار دهم »(مارزونا، 1390، ص. 12)
در نتیجه، بسیاری از آثار هنر معاصر بیش از هر زمان دیگری ذهنی و مبتنی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع هنر معاصر، فرهنگ عامه، زندگی روزمره، بحران هویت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع هنر معاصر، مجسمه سازی، قرن نوزدهم، واقع گرایی