دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نمایشنامه، داستان کوتاه، پیامبر اسلام(ص)

دانلود پایان نامه ارشد

قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب‏» و از آیهی 42 تا 48 نیز داستان مریم و تولّد عیسی(ع) آمده است: « وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ، يا مَرْيَمُ اقْنُتي‏ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدي وَ ارْكَعي‏ مَعَ الرَّاكِعينَ، ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ، إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبين، وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحينَ، قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ، وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ»؛ در این بین یعنی از آیهی 38 تا 41 داستان درخواست زکریّا ازخداوند مبنی بر صاحب ذریّه شدن مطرح گردیده است: « هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ، فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحينَ، قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتي‏ عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ، قالَ رَبِّ اجْعَلْ لي‏ آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ». میتوان این برش از نمای کلّی داستان را به عنوان اپیزود نام برد.
4) داستان کوتاهِ کوتاه (داستانک)
داستانک را میتوان یکی از انواع داستان کوتاه برشمرد و تعریف مستقلّی نمیتوان برای آن قائل شد. «داستان … ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلاً حدود پانصد کلمه بیشتر نداشته باشد، در این صورت به آن داستان کوتاهِ کوتاه میگویند» (شمیسا، 1389، ص189).
«ویژگیهای داستان کوتاهِ کوتاه (داستانک) را میتوان تا حدودی با ماجرای حضرت ایّوب(ع) و حضرت زکریّا(ع) تطبیق داد و تحلیل کرد» (غلامرضایی، 1389، ص39).
5) نمایشنامه22
به متن قابل اجرا در تئاتر (نمایش) نمایشنامه‌ گفته می‌شود. نمایشنامه معمولاً در قالب گفتگو بین شخصیت‌ها نوشته می‌شود. مکان و زمان رخ دادن حوادث و نیز توضیح درباره صحنه قبل از نوشتن متن نمایش اهمیت دارند. در نمایشنامه حالات چهرهی بازیگر نیز ذکر می‌شود (ناظرزاده، 1383، ص8).
در سورهی غافر داستان مردی از آل فرعون آمده است که از وی نامیبرده نشده است، امّا با عنوان «مؤمن آل فرعون» از وی یاد شده است: «وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْن» (غافر:28).
ساختار این داستان و نوع گفتگوهای برقرار شده در آن، این داستان را به نوع ادبی«نمایشنامه» نزدیک میکند، هرچند به طور قطع نمیتوان این داستان را نمایشنامه به حساب آورد امّا اگر به آن عنوان «داستان نمایشنامه گونه» بدهیم به بیراهه نرفتهایم. بستانی پس از پرداختن به ویژگیهای مختلف این داستان چنین مینویسد: «این نحوهی گفتگو، واقعیّتهای جلسه را با تمام تضادها و جدیّتهای آن که توسّط فرعون و مؤمن به نمایش گذاشته میشود روایت میکند. البتّه این نقلِ واقعیّتهای جلسه به گونهی مستقیم و نمایشنامه نیست بلکه به صورت غیر مستقیم و به شکل داستانی است، هر چند شباهت به نمایشنامه دارد. این گفتگو که واقعیّتهای جلسهی فرعون را روایت میکند، ساختار ویژهای دارد که با ساختار معمول در دیگر گفتگوها در دیگر داستانهای قرآن کریم متفاوت است و همین ساختار، خوانندگان و یا شنوندگان را وادار میکند که حرکت تازهای را در داخل داستان کشف و استنباط کنند» (بستانی، ترجمهی جعفرزاده، 1372، ج2، ص403).
ویژگیهای داستانهای قرآن
در این بخش برآنیم تا به ویژگیهای داستانهای قرآن بپردازیم، این ویژگیها را از سه منظر میتوان بررسی کرد: اهداف، اسلوب و موضوع.
الف) اهداف داستانهای قرآن
1) عبرتآموزی
شاید مهمترین هدف خداوند از بیان داستانهای گوناگون در قرآن، تنبّه دادن به مخاطبین و جلب نظر آنان برای دقّت و تأمّل در رفتار و کردار اقوام و انبیای پیشین و کسب عبرت از زندگی آنان باشد. از برخی آیات قرآن چنین بر میآید که یک سری قوانین لایتغیّر در زندگی انسانها جاری است که گریزی از آنان نیست. در قرآن کریم از این قوانین به سنّت تعبیر شده است، نظیر آیهی 38 سورهی احزاب «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِن قَبل» و یا آیهی 137 سورهی آل عمران «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبين». و نیز در قرآن به تغییر ناپذیر بودن این سنّتها تصریح شده است: « فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلا» (فاطر:43).
«سنّت الهی را میتوان چنین بیان نمود: قوانین ثابت خدایی هستند که در اقوام و جوامع گذشته به صورت مستمر تجربه شده و تکرار گردیده و سنّتهایی غیر قابل تغییر و در سطح فهم همگان و برای عبرتآموزی است» (اشرفی، 1385، ص131).
امام علی(ع) نیز با علم به جریان این سنّتهای تاریخی، در خطبهای میفرمایند: «عِبَادَ اللهِ إنّ الدَّهرَ یَجرِی بِالبَاقِینَ کَجَریِه بِالمَاضِینَ: ای بندگان خدا! گردش روزگار بر آیندگان چونان است که بر گذشتگان» (نهج البلاغه، خطبهی 156، ص208) و یا در نامهای به حارث همدانی میفرمایند: «واعتَبِر بِمَا مَضَی مِنَ الدّنیَا مَا بَقِی مِنهَا فَانَّ بَعضَهَا یُشبِه بَعضاً وَ آخِرُها لاحِقٌ بِأوّلِهَا: از گذشتهی دنیا برای آیندهی آن عبرت گیر، چرا که بعضی از حوادث روزگار به یکدیگر مانند و پایان آن به ابتدایش میپیوندد» (همان، نامهی69، ص434).
از نظر قرآن کریم خردمندی در آن است که از کردههای پیشینیان عبرت گرفته شود و اساساً این اهل خرد هستند که از وقایع گذشته پند میگیرند، چنانکه در سورهی یوسف میفرماید: «لَقَدْ كانَ في‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْباب» (یوسف:111).
تأمّل در آیات سورهی تحریم به خوبی میتواند روشنگر این هدف قرآنی یعنی عبرتآموزی باشد. آیات اوّلیهی این سوره پیرامون موضوع تظاهر و توطئهی دو تن از همسران پیامبر علیه ایشان میباشد که در کتب تفسیر و حدیث نام آنان برده شده است (ر.ک صحیح بخاری،1401، ج6، ص69). در ادامهی سوره و در آیهی 10، خداوند داستان زن نوح(ع) و زن لوط(ع) را یادآوری میکند که به سادگی میتوان دریافت که مخاطب اصلی این آیه، آن دو همسر پیامبر میباشند که خداوند با یادآوری وضع زنان دو تن از پیامبران پیشین، به آنان هشدار میدهد که همسر پیامبر خدا بودن برای کسی حاشیهی امن ایجاد نمیکند و ممکن است آنان نیز در صورت توبه نکردن، به سرنوشتی شبیه همسران آن دو پیامبر مبتلا گردند و گرفتار عذاب الهی شوند. داستانهای دیگری نیز که در قرآن بیان شدهاند، هر یک میتوانند به نوعی برای افراد و جوامع مختلف تکرار شوند، لذا عبرتگرفتن از آنها اجتناب ناپذیر مینماید.
2) اثبات نبوّت پیامبر اسلام(ص)
رسول گرامی اسلام(ص) در طول تاریخ، چه در صدر اسلام و چه در سدههای بعدی، همواره مورد تهمتهای فراوانی قرار گرفته است که هدف همهی آنها وارد آوردن خدشه به نبوّت ایشان و انکار وحیانی بودن آموزههای متعالی وی بوده است. یکی از این اتّهامات که بی اساس بودن آن را محقّقین و دانشمندان متعهّد در تحقیقات و تألیفات متعدّد به اثبات رساندهاند، وامگیری پیامبر اسلام از کتب عهد عتیق میباشد. تأکید کسانی که مدّعی این فرضیه میباشند، بیشتر بر قصّههای قرآنی است. آنان به دلیل برخی مشابهتها بین داستانهای قرآن و عهد عتیق، چنین عنوان میکنند که پیامبر اسلام داستانهای قرآن را از کتب عهد عتیق أخذ کرده است (ر.ک زمانی، 1388 ، صص142-165).
آیات قرآن کریم بیانگر این مطلب است که پیامبر اکرم(ص) قبل از نزول وحی بر ایشان از قصص موجود در تورات بی اطّلاع بودهاند و فقط از دریچهی وحی بوده است که بر آن حقایق اشراف پیدا کردهاند، آن هم حقایق ناب و نه تحریف شده.
در آغاز سورهی یوسف میخوانیم: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلين» (یوسف:2).
در سورهی آل عمران و در ابتدای داستان مریم چنین آمده است: «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُون» (آل عمران:44).
و نیز در سورهی هود پس از ذکر داستان نوح(ع) این آیه آمده است: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين» (هود:49).
تمامی این آیات و آیات مشابه آن، بر وحیانی بودن قرآن و ارتباط پیامبر با عالم غیب دلالت دارد و جای تردیدی در این زمینه باقی نمیگذارد که فردی که به هیچ روی خواندن و نوشتن نمیدانسته «وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُون» (عنکبوت:48) چنین داستانهایی را از عالمی دیگر دریافت کرده است.
3) اثبات حق بودن وعدهی خداوند
در برخی آیات، خداوند برای اثبات تحقّق وعدهی خود، داستانی را به عنوان شاهد مثال میآورد. مثلاً در ابتدای سورهی قصص به مستضعفین زمین وعدهی پیشوایی و وراثت داده است23: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين» (قصص:5). ممکن است کسی در تحقّق این وعده تردید کند. از همین روی بلافاصله در آیات بعد از وعدهی خداوند به مادر موسی سخن میرود؛ «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي‏ وَ لا تَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين». در نگاه نخست، تحقق چنین وعدهای بسیار دشوار به نظر میرسد، به ویژه اینکه در آیهی بعد شاهد آنیم که جریان آب موسی را به دست دشمن میرساند: « فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْن»، امّا با ادامه پیدا کردن داستان به یقین درمییابیم که تمامی وعدههای خداوند حق است و همانطور که موسی به طرز شگفتآوری به دامان مادرش بازگشت داده شد: « فَرَدَدْناهُ إِلى‏ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَق»، مستضعفین نیز روزی پیشوایان زمین خواهند شد.
4) تثبیت قلب پیامبر و ایجاد امید در مؤمنین
رسول خدا(ص) در راه تبلیغ دین و دعوت به توحید با مشکلات و موانع بسیاری رو به رو بودند. از طرفی در برابر ایشان مشرکینی قرار داشتند که باورهای نادرست جاهلی در آنها به شدّت ریشه کرده بود و در تکذیب پیامبر هر گونه کوششی میکردند؛ و از طرف دیگر در ابتدای رسالت پیروان ایشان بسیار اندک بودند. تذکّر و یادآوری مشکلات مشابهی که انبیای پیشین با آن دست و پنجه نرم میکردند و بیان صبر و استقامت آنان در برابر مکذّبین و کافران، میتوانست باعث دلگرمی پیامبر شود، «از این رو از هدفهای مهم قصّههای قرآن نشان دادن فرجام پیروزی پیامبران و نابودی تکذیبکنندگان است. این مطلب سبب آرامش خاطر پیامبر و مؤمنان و استحکام موضع آنان میگردد» (معرفت، ترجمهی خرقانی، 1387، ص30). قرآن کریم نیز در سورهی هود به این مطلب اشاره کرده است: «وَ كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، عناصر داستان، عناصر داستانی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ایجاز حذف، امام خمینی، اعتقادات دینی