دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نقشه راه، تعاملات اجتماعی، مبانی اسلامی، نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ه اجمال بررسی و در پایان نسبت هر کدام را با تلقی مورد نظر به بحث می‌گذاریم.
1-1-1- الگو به‌مثابه مدل
واژه مدل در ادبیات علوم اجتماعی کاربردهای متعدد دارد؛ گاه در معنایی مترادف با نظریه و گاه به‌معنای بازنمودِ نموداری ریاضیاتی به‌کار می‌رود. در مواردی مقصود از مدل، بیان یک واقعیت در قالب تشبیه و تمثیل است. گاه ممکن است مدل در معنای نمونه و الگوی هنجاری به‌کار رود. نیز ممکن است مدل، یک معیار مقایسه یا به اصطلاح وبری تیپ ایده‌آل اراده شود. یکی از رایج‌ترین کاربردهای آن نیز که در مباحث روش تحقیق بیشتر مورد توجه است، معنایی است که از آن با عنوان مدل تحلیلی یا مدل نظری یاد می‌شود.28 به طور کلی، در علوم اجتماعي، مدل مجموعه فيزيکي، رياضي يا منطقي است که نشان‌دهنده ساخت‌هاي اساسي يک واقعيت است. مدل می‌تواند تام يا جزئي باشد بدين معني که تمام جوانب واقعيت را شامل شود يا بخشي از آن را مدنظر قرار دهد. به‌عقيده‌ي بيرو تلاش‌هاي زيادي براي کاربرد نظريه مدل‌ها در علوم انساني انجام شده اما به‌سبب پيچيدگي و کيفي بودن پديده‌هاي اجتماعي و انساني، مدل‌ها جز رهيافت و تخمين درباره آينده سودمند نيستند. هنگامي که از مدل رفتار صحبت می‌شود بيشتر معناي الگو از آن استنباط می‌شود.
رويكردهاي فلسفي نسبت به ‌مدل نيز قابل‌توجه است؛ دايره‌المعارف فلسفه‌ي استنفورد در بررسی مدل، رويكردهاي معناشناختي29، هستي‌شناختي30، معرفت‌شناختي31 و فلسفه علم32 را در خود گنجانده است.
درباره رابطه الگو و مدل بايد گفت که اصطلاح انگليسي Pattern توسط جامعه‌شناسان فرانسوي به‌شکل Model به‌کار گرفته مي‌شود و در بسياري از موارد و طبق نظر اکثر جامعه‌شناسان، اين دو واژه در يک معني به‌کار مي‌رود. بنظر اشتریان، استفاده از واژگانی چون الگو یا مدل و … بیش از آنکه تعریف دقیق داشته باشد، تابع سلایق پژوهشگران و شرایط خاص هر رشته است.33
برخي بين اين دو تفاوت‌هايي را قايل شده‌ و گفته‌اند که واژه Model کمي پيچيده‌تر از واژه Pattern است. واژه Pattern بيشتر به ‌»ساخت و روابط بين عناصر يک واقعيت» توجه دارد و طرح ساده شده‌ايي است که خطوط اساسي يک مجموعه اجتماعي و نسبت‌هاي موجود بين آن‌ها را مشخص مي‌کند. واژه Patternبراي ساده‌تر و قابل‌فهم کردن پديده‌ها، به تنظيم عناصر آن پديده و ايجاد نظمي در آن‌ها، مي‌پردازد و آن‌را به‌شکل يک طرح منطقي و يک پيکره در می‌آورد و به‌نوعي يک ابزار توصيف‌کننده است.34
به‌سختي مي‌توان الگو را از مدل تفكيك كرد و مي‌توان آنها را معادل هم در نظر گرفت. اما اگر بخواهيم تفاوتي ميان آنها قائل شويم بايد بگوييم الگوها واقعيت‌هاي اجتماعي و خارجي هستند كه نظام يافته‌اند و ما آنها را مشاهده مي‌كنيم. اما مدل از روي واقعيت ساخته مي‌شود كه به تقليل و ساده‌شدن آن مي‌انجامد.
1-1-2- الگو به‌مثابه نظریه
در برخی زمینه‌ها، الگوها به‌مثابه ‌نظریه‌های ساخته و پرداخته کامل عمل می‌کنند، که از آنها نتایج خاصی به‌دست می‌آید. در واقع بعضی مولّفان، اصطلاحات الگو و نظریه را مترادف می‌دانند.35 اما به عقیده کاپلان، این کاربرد را نمی‌توان کاملا موجه دانست.36 توجه خاص وی در این‌باره از این عقیده ناشی است که فقط اقسام به‌خصوصی از نظریه‌ها را باید الگو نامید و به‌عکس، می‌توان گفت که بسیاری از نمونه‌هایی که الگو خوانده می‌شوند در آزمون‌های ویژه نظریه‌های بی‌تناسب علمی مردود شناخته می‌شوند.37
پاره‌ای نوشته‌ها نظریه‌پردازی را مقدم بر الگو قلمداد کرده‌اند. «بدون خلق نظریه‌ نمی‌توان در حوزه عمل به پیشرفت و توسعه دست یافت. چرا که بر اساس این مدل، ابتدا باید در همه حوزه‌های مورد نیاز نظریه‌پردازی کرده و سپس با طراحی الگوهای متناسب با نظریه‌های تدوینی، زمینه‌های اجرای آن‌ها را در حوزه عمل از طریق تجربه فراهم آورد.»38
در حقيقت نظريه، بدون ارجاع به مدل، به‌شکل بي‌واسطه و مستقيم، امور اجتماعي را تبيين مي‌کند. در حالي‌که مدل از طريق تشابه، به شناخت واقعيت کمک مي‌کند و با برجسته‌کردن عنصر تشابه، درک روشن‌تري از شباهت ميان واقعيت و مدل ذهني فراهم مي‌سازد. البته بايد دانست که مدلِ يک شيء برحسب تعريف، عين آن نيست؛ بلکه به‌ شيء مورد نظر شباهت دارد. مثلا مدل يک کارخانه، صورت کوچک و فرضي از کارخانه ارائه مي‌دهد. در علوم اجتماعي نيز مدل‌هايي براساس واقعيت مي‌سازند و سپس روي ميزان تطبيق آن با واقعيت بحث مي‌کنند. «انسان اقتصادي»، مدلي فردي است که با امور اقتصادي برخوردي منطقي دارد؛ براي چنين مدلي مفروضاتي در نظر گرفته مي‌شود؛ اما ممکن است تمام آن مفروضات، با واقعيت تطبيق نکند. پس در رابطه مدل و واقعيت، بايد به ‌وجه تشابه کلّي آن‌ها توجه و از جزئيات صرف نظر کرد.39
1-1-3- الگو به‌مثابه انگاره
برحسب نظر اکثر جامعه‌شناسان، اصطلاحات ساخت، نوع، انگاره و الگو کم‌و بیش یکسان به‌کار رفته‌اند. لیکن تفاوت‌های جزئی و معنی‌داری مابین این مفاهیم دیده می‌شود:
به‌کارگیری واژه انگاره، کوشش در راه ساده‌ترکردن و آسان‌فهماندن واقعیت از طریق تنظیم عناصر و داخل‌کردن نظمی در آن‌هاست. مثلا می‌توان طرح منطقی روابطی را که بین برخی از عناصر یک نظام وجود دارد به‌شکل یک پیکره درآورد.40
1-1-4- الگو به‌مثابه نقشه راه
پاره‌ای اظهارنظرها درباره الگو به‌ویژه آنچه بعد از تاسیس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از سوی افراد مختلف ارائه شده است به‌گونه‌ای است که الگو را به‌مثابه یک نقشه راه در نظر گرفته است. از این اظهارات می‌توان برداشت نمود در باور این افراد الگو مجموعه‌ای از برنامه‌های خرد و کلان و زمانبند برای رسیدن به نقطه مطلوب است. این تلقی به‌خصوص در ارتباط با پیشرفت پررنگ‌تر می‌گردد. با تحلیل اصطلاح «پیشرفت» به این نکته مهم دست پیدا می‌‌کنیم که پیشرفت، حرکت از وضعیت موجود به‌سمت وضعیت مطلوب (به‌سوی اهداف) است. این حرکت باید به‌صورت کاملا آگاهانه صورت گیرد و گام‌های رو به جلو با توجه به اهداف تنظیم گردد. بنابراین پیشرفت شامل تبیین وضعیت مطلوب، تحلیل وضعیت موجود، و ترسیم راهبرد حرکت خواهد بود و به هر میزان که به اهداف تعریف شده دست بیابیم، به‌همان میزان پیشرفت حاصل خواهد شد. پس، پیشرفت یک نقطه نیست؛ بلکه گام‌های مثبتی است که در جهت دستیابی به اهداف محقق می‌‌گردد. به‌عبارت دیگر، پیشرفت نقاط مقبول و نقطه مطلوب دارد و لذا الگوی اسلامی‌ ایرانی باید علاوه بر تعیین اهداف، مسیر یا مسیرهای حرکت به‌سوی آن را نیز ترسیم کند. بدین ترتیب، الگو نقشه راه است.41
چنین الگویی زمانی مطرح می‌شود که افراد به‌دنبال راهی برای دستيابی به وضعيت مطلوب باشند؛ اینجاست که همواره گروه‌ها و اندیشه‌های مختلف سعی می‌کنند با تصویرسازی‌هایی از وضعيت مطلوب، وضعيتی را بر اساس مفاهيم ارزشی ترسيم کنند که انگيزۀ حرکت به آن سمت ميان مخاطبان ایجاد شود. بنابراین، هر الگویی که مطرح می‌شود، ناظر به گذار از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب است. به‌همين سبب، داشتن یك آرمان و مطلوب، امری ضروری برای الگوست42 که پیروزمند آن را نرم‌افزار و منطق اداره جامعه می‌نامد43 و همایون اسم چنین الگویی را «الگوی خردگرا» نام می‌نهد. الگوی خردگرا در مقابل الگوی «گام به گام»، که ناظر به رفع اختلال‌های بوجود‌آمده در نظام اجتماعی است، قرار دارد. الگوی خردگرا همواره در پی به‌حرکت درآوردن جامعه به‌سمت آرمان نهایی است. سیاست‌گذاری در کشورهایی که ایدئولوژی مشخصی بر آنان حاکم است(مانند کشورهای اسلامی و نظام‌های کمونیستی)، در این الگو جای می‌گیرد. تکیه این الگو بر مجموعه‌ای از اصول و آرمان‌هاست.44 احتمالا الگوی مورد نظر شهید صدر هم با الگوی خردگرای مورد نظر همایون، همخوانی داشته باشد. شهید صدر، انسان‌ها (و به تبع آن جوامع) را با توجه به مطلوب‌ها(ایده‌آل‌ها)ی خودشان به سه دسته تقسیم می‌کند: دسته اول انسان‌هایی هستند که مطلوب‌های خودشان را از واقعیت‌های عینی و خارجی می‌گیرند. این انسان‌ها ورای وضع موجود، آرزوی رسیدن به هیچ مقصود دیگری را ندارند و تمام همت آن‌ها به‌دست آوردن غذا، مسکن و لباس است. دسته دوم، انسان‌هایی هستند که علاوه بر نیازهای محدود مادی، از مطلوب‌های معنوی بسیار محدود هم برخوردارند ولی محدود را به‌جای نامحدود می‌پندارند. در جوامعی که این انسان‌ها زندگی می‌کنند، حرکت جامعه تا زمان رسیدن به مطلوب جدید است و به‌محض رسیدن به آن از حرکت باز می‌ایستند. و دسته سوم، انسان‌هایی هستند که مطلوب و آرمان‌شان «الله» است. این انسان‌ها ضمن این که به مطلوب نوع اول و دوم توجه دارند، آنها را در جهت و خواست مطلوب مطلق و نامحدود یعنی «خدا» می‌خواهند؛ زیرا دنیا را مزرعه آخرت می‌دانند.45 تحولی که پیامبر اکرم(ص) در جامعه جاهلی ایجاد کرد، تحولی از مطلوب نوع اول به مطلوب نوع دوم بود.46 تعریف مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از الگو چنین است:
«نقشه راه جامع و کلان فرآیند حرکت تکاملی جامعه از وضعیت موجود به‌سوی وضعیت آرمانی مبتنی بر مبانی اسلامی و در چارچوب اصول و احکام اخلاقی و فقهی اسلام».47
1-1-5- الگو به‌مثابه اسوه
برداشت دیگری از الگو به‌معنای اُسوه است. راغب در مفرداتش در معناي «اسوه» مي نويسد: «أسا، الأسوه و الاسوه همانند قُدوه و قِدوه حالتي است كه انسان از غيرش متابعت مي‌كند. اين متابعت مي‌تواند نيكو باشد يا زشت، مفيد باشد يا مضر. نكته‌اي قابل ذكر در اين خصوص اين است كه واژگان «الگو» و«اُسوه» هر چند استعمال فراوان در متون كتبي و محاورات روزمره دارند؛ ولي تنها واژگان نيستند و در اين خصوص واژگاني همچون سرمشق، مثال، قهرمان، قدوه، مراد، پير طريقت، شيخ و پير ميخانه نيز كاربرد فراوان دارند كه بعضاً در زبان‌هاي خاص و حلقات ويژه به‌كار مي‌روند. به‌هرحال وجه مشترك همة واژگان از اين دست، همان رهنمون بودن و خط دهي انسان‌ها در راستاي حركت به‌سمت و سوي مشخص است. همانطور که سید قطب می‌نویسد: «عملی‌ترین و پیروزمندانه‌ترین وسیله تربیت، تربیت کردن با یک نمونه عملی و سرمشق زنده است. الگو به مردم عرضه می‌شود تا هر کس به اندازه ظرفیت و استعدادش از آن شعله فروزان نور برگیرد. اسلام سرمشق دادن را بزرگترین وسیله تربیت می‌داند.»48
از جانب ديگر وجود مترادف و معادل اين واژگان در ساير زبان‌ها و فرهنگ‌ها حكايت از آن دارد كه انسان‌ها طبيعتاً تقليدگر بوده و در شكل‌دهي رفتار و سلوك‌شان، شخص يا اشخاصي را مقتدا، الگو و اسوه قرار داده و مدل رفتاري آنان را سرمشق خويش ساخته‌اند. چنانکه امروزه هم الگوسازي در زمينه‌هاي گوناگون مطمح‌نظر آناني است كه در صدد معرفي و بعضاً تحميل فرهنگ و باورشان بر ساير ملل هستند.
1-1-6- الگو به‌مثابه نظم
نظم به‌معنای قاعده‌مندی، هم‌گوني و هماهنگي، در دو سطح قابل‌ تحلیل است. الف) سطح کلان و ناظر به ساختار که مساوی جامعه است؛ چرا که اساساً تحقق جامعه یا شکل‌گیری زندگی اجتماعی بدون نظم و انضباط اجتماعی ممکن نمی‌شود. بدین معنا جامعه همان نظم است و ب) سطح ناظر به تعاملات اجتماعی که عمدتا با انضباط اجتماعی از آن تعبیر می‌شود. همینطور الگو نیز در دو سطح قابل تحلیل و بررسی است. سطح کلان که ناظر به سیاست‌گذرای عمومی است و سطح خرد که ناظر به کنش‌ها در عرصه‌های خاص است.
همینطور هم الگو و هم نظم را می‌توان به الگو و نظم موجود و مطلوب تقسیم‌بندی کرد. آنچه در نظم و انضباط اجتماعی مطلوب از اهمیت شایان برخوردار است، عبارت از مبنا و منطق حاکم بر نظم و انضباط اجتماعی است. از آنجا که هیچ جامعه‌‌ی بی‌نظم قابل تصور نیست، می‌توان از نظم مطلوب و نامطلوب سخن گفت؛ همانطور که می‌توان از رفتار بهنجار و نابهنجار سخن گفت. از آنجا که ارتباطات میان‌فرهنگی معطوف به تعاملات اجتماعی افراد است، الگو در سطح رفتار مطمح‌نظر خواهد بود. الگو در سطح رفتار به قاعده رفتار (هنجار) اطلاق می‌گردد. پس رفتار الگومند همان رفتار قاعده‌مند یا بهنجار یا منضبط است. چیزی که قاعده‌مندی در رفتارهای اجتماعی مطلوب را مشخص می‌کند،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع غیرمسلمانان، شبکه مفهومی، رویکرد انتقادی، رویکرد ارتباطی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تعاملات اجتماعی، جامعه اسلامی، نقشه راه، آموزش عالی