دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نفس اماره، آیات و روایات، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

متصرد واكنش مثبت از سوي ديگران هستند. در نتيجه آنان بيشتر در پي تاييد ديگران و آماده پذيرش باورها و رفتار افراد مورد احترامشان مي‌باشند. كساني كه اين ويژگي را دارند (ولي نه در حالت بسيار شديد) هنگامي‌كه در پست مدیریت سازمان قرار گيرند همواره درصدد خشنود ساختن ديگران هستند، از اين رو احتمال كمتري دارد كه پايگاه ناآشنايي را انتخاب كنند.
2-16-4 سازگاري با موقعيت27
ويژگي شخصيتي ديگري را كه به تازگي بسيار مورد توجه قرار گرفته سازش با موقعيت مي‌نامند.یعنی توانايي فرد در هم سوكردن رفتار خود با عوامل خارجي و موقعيتي،كساني كه چنين خصوصيتي دارند، مي‌توانند رفتار خود را با عوامل محيطي و موقعيتي وفق دهند. آنان نسبت به علائم و نشانه‌هاي خارجي حساسيت زيادي نشان مي‌دهند و در موقعيت‌هاي گوناگون رفتار متفاوتي دارند. كساني كه اين ويژگي شخصيتي در آنها شديد است مي‌توانند در جمع و در خلوت رفتارهاي بسيار متفاوتي داشته باشند. اما آنان كه اين ويژگي شخصيتيشان شديد نيست نمي‌توانند در موقعيت‌هاي مختلف رفتارهاي چندان متفاوتي از خود بروز مي‌دهند. آنان هميشه تمايل دارند تا در هر وضع و موقعيتي نگرش و خوي حقيقي خود را نشان دهند. بنابراين، بين آن چيزي كه هستند و آنچه كه انجام مي‌دهند (از نظر ثبات رويه در رفتار) رابطه بسيار مستحكم وجود دارد.
تحقيقات پيرامون اين ويژگي شخصيتي هنوز در ابتدای راه است. بنابراين،نمي‌توان بر آن اساس چيزي را پيش بينی كرد. ولي، نتيجه نخستين تحقيقاتي كه در اين زمينه به دست آمده نشان مي‌دهد، كساني كه اين ويژگي شخصيتي در آنها شديد است تمايل دارند به رفتار ديگران توجه بيشتري بكنند (و نسبت به كساني كه اين ويژگي شخصيتي در آنها ضعف است)سازگاري بيشتري داشته باشند.همچنين مي‌توان چنين فرض كرد كه كساني كه اين ويژگي شخصيتي در آنها شديد است در پست‌هاي مديريتي، يعني در مقامهايي كه افراد بايد چندين نقش ايفا نمايند (و گاهي اين نقشها ضد و نقيض هستند) موفق تر خواهند بود. آنان مي‌توانند در برابر ارباب رجوع يا افراد گوناگوني كه با آنها روبرو مي‌شوند. (چهره‌هاي) مختلف را نشان دهند.
2-16-5 خطر پذيري
انسانها از نظر گرايش به خطر پذيري متفاوت اند اين ميل كه مبتني بر پذيرش يا اجتناب از خطر است (ثابت شده است) كه بر موارد زير اثرات شديدي مي‌گذارد. مدت زماني كه طول مي‌كشد تا مدير تصميمي‌بگيرد و مقدار اطلاعاتي را كه وي براي گرفتن تصميم به آن نياز دارد. براي مثال، در يك تمرين شبيه سازي مربوط به تصميم گيري درباره استخدام كارمندان جديد، 79 مدير شركت كردند، مديراني كه خطر پذيري بالايي داشتند، سريع تر تصميم گرفتند و (در مقايسه با مديراني كه خطر پذيري كمتري داشتند) از اطلاعات كمتري استفاده كردند.نكته جالب توجه اين است كه صحت و دقت تصميم گيري در مورد هر دو گروه يكسان بود.
در حالي كه معمولا اين گفتار درست است كه مديران سازمانها ضد خطر هستند، ولي هنوز هم افراد درباره اين بعد شخصيتي، متفاوت اند. در نتيجه عقل سليم حكم مي‌كند كه متوجه اين تفاوت شخصيتي باشيم و حتي درباره نوع شغل و پستي كه شخص بايد آن را احراز كند، مساله ميل او را به خطر پذيري مورد توجه قرار دهيم. براي مثال، در يك موسسه كارگزاري اوراق بهادار، ميل شديد به خطر پذيري، احتمالا به عملكرد بهتري منجر خواهد شد. نوع مشاغل، تعيين كننده سرعت عمل در تصميم گيري است. از سوي ديگر، اين ويژگي شخصيتي براي حسابداران يك عامل بازدارنده است. احتمالا كار حسابرسي شايسته كساني است كه ميل به خطر پذيري كمتري داشته باشند.
رابينز (پارسائيان واعرابي 1379)، ص 152
2-17 شخصيت از ديدگاه اسلام و قرآن
به قول يكي از دانشمندان اسلام شناس معاصر ايراني، انسان در جهان بيني اسلامي‌داستاني شگفت دارد، انسان مخلوقي است كه هنگام زاده شدن بالقوه كمالاتي دارد كه مي‌توان به آنها فعليت داد.
علي (ع) مي‌فرمايد بدي و ناسلامتي در طبيعت هر كس نهان است اگر شخص بر طبيعت خود غالب آيد بدي در ضمير، ناخودآگاه خود مخفي مي‌ماند و اگر غالب نيايد، بدي مانند آتش فشاني سرانجام دهان باز مي‌كند و خود و محيطش را به بيماري و تباهي مي‌كشاند.
(عبدالكريم 1361) (نوري تاجر 1376)
اسلام عوامل تكامل دهنده اش را شامل وراثت، محيط طبيعي و جغرافيايي، محيط اجتماعي و عوامل فرهنگي و تاريخي مي‌دانند، اسلام خيلي قبل از فرويد طبيعت انسان را به سه قسمت تقسيم نمود كه هر يك از اين سه قسمت در فطرت و طبيعت او موجود است. اين سه قسمت نفس اماره، نفس مطمئنه، نفس لوامه است كه معادل نهاد، خود و فرا خود در نظريات فرويد پدر علم روانكاوي در شخصيت مي‌باشد.
در اينجا مراد از نفس اماره طبيعت حيواني انسان است. نفس مطمئنه همان استعدادهاي او در اداره كردن، انگيزش‌هاي عقلاني، منطقي و واقع بينانه، كمك كنندگي و راهنمايي است و نفس لوامه راهنماي نيكي و زشتي و بر خلاف نظريات فرويد درباره ي فرا خود آموختني نمي‌باشد بلكه قسمتي از فطرت بشر است.
علي (ع) درباره ي جنبه‌هاي مختلف شخصيت انسان فرمود: “بينايي، چشم نيست زيرا كه گاهي چشمها به آرنده خود دروغ مي‌گويند، در شناخت حقائق بايد بعقل اعتماد نمود نه به حس، زيرا بسا محسوس و بديهي كه معلوم نيست و بسا عقلي و نظري كه نزد دلهاي روشن از هر بديهي آشكار تر است پس يقينيات همان معقولات است نه محسوسات، زيرا حكم حس در مظنه ي غلط است و بسيار حس دروغ مي‌گويد ما را به نادرست واميدارد چنانكه بزرگ را كوچك و كوچك را بزرگ و متحرك را ساكن و ساكن را متحرك مي‌پنداريم و اما عقل در هر چه راه يابد و پيشش بديهي است گردد اشتباه در آن راه ندارد، بنابراين اين گفتار نادانان است كه مي‌گويند دليلي بزرگتر و بالاتر از حس و ديدن با چشم نيست باطل و نادرست است”
(حضرت علی (ع)،1365، نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، جزء ششم، خطبه 273)
2-17-1 شخصيت در قرآن
قرآن معتقد است كه انسان بايد تحت تربيتي عميق و معنوي قرار گيرد تا راه زندگي را بيابد و اگر رسالت خود را در جهان فاني دريافت زندگي وي توام با خوشبختي خواهد بود. اگر ياد خداوند در ذهن كسي ريشه ندواند انديشه‌هاي شيطاني آنرا فرا مي‌گيرد و ملعبه اي در چنگال غريزه‌هاي حيواني خويش خواهد شد (پروا، 1370، ص 154)
“ادعوني استجب لكم”
بخوانيد تا اجابت كنم شما را
) سوره غافر – آيه 60(
“ان الانسان لفي خسرو الا الذين امنو ع‍‍‍ُمو الصالحات”
همه انسان‌ها در زيان هستند مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند
سوره عصر آيه های 2 و 3 (
“كلا ان الانسان ليطغي، آن راه استغني”
باز چرا انسان سركش و مغرور مي‌شود چونكه بغنا و دارائي مي‌رسد كه محققا بسوي پروردگار باز خواهد گشت.
(سوره علق آيه های 7 و 6 )
“لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم”
ما انسان را در مقام نيكو و احسن آفريديم
(سوره تين، آيه 4)
“الذي خلقك فسوك فعدلك “
آن خدايي است كه را از عدم بوجود آورد بصورتي تمام و كامل بياراست و با اعتدال برگزيد
(سوره انفطار، آيه 7)
“ينبوالانسان يومئذ بما قدم و اخر”
آنروز آدمي‌بهر نيك و بدي كه در ابتدا و انتها انجام داده آگاه مي‌شود (سوره قیامت ایه 13)
“الذي خلق الموت و لحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا”: خدائيكه مرگ و زندگاني آفريد كه شما بندگان را بيازمايد تا كدام يك نيكو كارتر (و خلوص اعمال بيشتر) است (سوره ملك، آيه 2)
و بسیاری آیات و روایات دیگرکه از ذکر آنها درین مقوله صرف نظر می شود.
انسان از نظر اسلام داراي خلقتي مستقل و جدا از خلقت ساير موجودات عالم است و سرانجام موجودي است كه در نهاد او مجموعه اي از خصوصيات متضاد يافت مي‌شود و اوست كه تصميم مي‌گيرد چگونه باشد. (جاسبي 1378 و ص 42) (نوري تاجر 1376)
2-18 تیپ شناسی28
اين تصور كه مردم را مي‌توان به تيپها، يا دسته‌هاي مختلف از افراد تقسيم كرد دست كم به زمان “بقراط” (حدود 400 سال قبل از ميلاد)، كه “جالينوس” (حدود سال 150 ميلادي) بعدها به عقايد وي شاخ و برگ داد باز مي‌گردد. در آن دوران قديم اين اعتقاد وجود داشت كه افراد را مي‌توان به چهار گروه: صفراوي (به معني تحريك پذير)، سوداوي (يا افسرده)، دموي (خوش بين)، بلغمي‌(آرام) تقسيم كرد. اين فرض وجود داشت كه تيپ شخصيتي فرد بازتابي از غلبه يكي از چهار خلط بدني- مايعاتي در بدن كه تصور مي‌رفت كه براي حيات جنبه ي بنيادي دارداست.
“شيخ الريئس ابوعلي حسين بن عبدالله بين سينا”، طبيب، فيلسوف و دانشمند بزرگ ايراني نيز در هزار سال قبل در انسان اين چهار نوع خلط را تحليل نمود و صفات و خصوصيات آنها دارد در چهار طبقه خون دموي مزاج‌ها29، بلغمي30 مزاج‌ها، صفراوي31‌ها و سوداوي‌ها32 تقسيم كرد.
اين تيپ شناسي به طور همزمان ايجاد دو خط فكري در نظريه شخصيت را آغاز كرد، خطوطي، كه به لحاط مفهومي‌مجزاي از يكديگرند، هر چند غالبا باهم آميخته اند. خط اول عبارت از اين تصور است كه شخصيت افراد به نوعي در يك تيپ يا دسته ي خاص جاي مي‌گيرد خط دوم اين تصور را در بر دارد كه شخصيت افراد تا حد بسيار زيادي از طريق متغيرهاي زيست شناسي تعيين مي‌شود. پس از آن يونگ معتقد بود كه مردم در يكي از دو دسته ي درون گرا و برون گرا قرار مي‌گيرند. اين تيپ شناسي به ما امكان مي‌دهد تا تمايز مفهومي‌بين يك رويكرد تيپ ويك رويكرد خصيصه به شخصيت را آشكار سازيم.
تيپها معمولا به عنوان طبقاتي از اعضا كه متمايز وناپيوسته هستند قلمداد مي‌شوند دو رويكرد اصلي در تيپ شناسي به شرح زير است:
“رويكرد قانون نگر” (كه بر چگونگي متغيير خصيصه‌ها در افراد مختلف تاكيد مي‌ورزد) چنين فرض مي‌كند كه ابعاد براي همه كس يكسان است.
“رويكرد فردنگر” (كه بر منحصر به فرد بودن افراد تاكيد مي‌ورزد) با برخي از اين ابعاد به منزله ي ابعادي منحصر به افرادي خاص برخورد مي‌كند.

شكل 2-3 مايكل دانيز، خود شناسي با روش يونگ، ت اسماعيل فصيح

2-19 نظريه‌هاي تيپ شناسي
هرمان رور شاخ (1924-1884)
2-19-1 زندگینامه
هرمان رور شاخ فرزند يك خانواده كهن سوئيسي ايالت تور گوي لاست بود كه در سال 1884 در شهر زوريخ متولد شد. وي پسر ارشد يك دبير نقاشي بود با اينكه در نقاشي استعداد خارق العاده اي داشت به تشويق هگل زيست شناس بزرگ به تحصيلي در پزشكي مشغول شد وي در ضمن تحصيل با خانواده‌هاي روسي زوريخ، رفت و آمد داشت و ضمن آشنايي با آنان با يك دختر روسي ازدواج كرده و تا 1914 در روسيه كار كرد. ولي در كلينيك روانپزشكي زوريخ كه يونگ نيز حضور داشت مشغول به كار شد زماني كه”يونگ” براي اولين بار مفاهيم روان تحليل گري را در مورد روان گسستگي‌ها بكار مي‌بست. در 1912 رساله پزشكي خود را درباره توهمات باز تابي و پديده‌هاي وابسته نوشت، او كوشيده بود حضور واكنش‌ها وكنش ادراك‌هاي جنبشي را در “خواب ديده‌ها”و “توهمات” تبيين كند. سپس او شروع به “روان تحليل گري” در مورد بيمارانش كرد، او مقالاتي با گروه روان تحليل گران نوشت كه با وقوع جنگ جهاني اين جمعيت پراكنده شد. وي به گفته يخودش نمونه ي بازر نوع “درون نگر”خلاق كه خود توصيف كرده بود. و سپس به وجود آوردن “تست روان تشخيص گري” را شروع كرد. وي تاليف وسيعي بين مشاهدات مرضي و پژوهش‌هاي اجتماعي را انجام داد. در 1921 كتاب “روان تشخيص گري” را منتشر كرد و در آوريل 1922 بر اثر يك بيماري ديده از جهان فرو بست.
2-19-2 نظريات رورشاخ در سنجش شخصيت
كشف روش “روان تشخيص گري33″دور از دانشگاهها، آزمايشگاه و كتابخانه‌هاي بزرگ در يك بيمارستان كوچك رواني، توسط مردي كه نه روانشناسي خوانده بود، نه در كنگره‌هاي جهاني شركت كرده بود ونه عناوين رسمي‌داشت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، استقلال عمل Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع كاركرد، بدني، ريخت