دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نفت و گاز، سپتامبر 2001، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

صورت مستقيم در پي ارتباط با ايران بوده و به مذاكره با ايران در خصوص مسائل هسته‌اي بپردازد.
مبحث سوم: ضرورت و اهميت تحقيق
تا پيش از تأسيس جامعه اقتصادي اروپا صادرات ايران به كشورهاي عضو آن با مسئله خاصي روبرو نبود، اما از سال 1958 كه جامعه اقتصادي اروپا تأسيس شد، صادرات كالاهاي ايراني با دشواري‌هايي روبرو شد. اين دشواري‌ها حاصل اتخاذ سياست مشترك گمركي از سوي كشورهاي عضو بود. براي رفع اين مشكلات ايران از سال 1962 با جامعه اقتصادي اروپا وارد مذاكره شد كه به امضاي يك قرارداد بازرگاني بين طرفين در سال 1963 منتهي شد. بر اساس اين قرارداد حقوق گمركي براي برخي از كالاهاي صادراتي ايران كاهش يافت. مدت اين قرارداد پنج سال بود اما تا 1972 تمديد شد.
با انقلاب اسلامي ايران، روابط ايران با جامعه اقتصادي اروپا دچار فراز و نشيب زيادي شد كه تا امروز ادامه دارد. بر اين اساس روابط ايران با اتحاديه اروپا را مي‌توان به چند دوره تقسيم كرد.
دوره اول، دوره (1997-1992) است كه اتحاديه سياست “گفتگوي انتقادي با ايران” را اتخاذ كرد و از سياست آمريكا كه تحريك اقتصادي ايران بود، پيروي نكرد. با وجود اين روابط اقتصادي ايران با اتحاديه همچنان غير فعال بود.
دوره دوم، مربوط به سال‌هاي (2001-1997) است. در اين دوره سياستي مبني بر تنش‌زدايي و انعطاف‌ بيشتر در مناسبات منطقه‌اي و بين‌المللي، فصل جديدي در روابط اقتصادي ايران با اتحاديه اروپا گشوده شد. به طوري كه اتحاديه سياست “گفتگوي انتقادي” را كنار گذاشت و بجاي آن سياست جديدي كه مبتني بر “مشاركت اقتصادي” در طرح‌هاي توسعه اقتصادي ايران بود، در پيش گرفت. در اين مورد مي‌توان به مشاركت اروپا در طرح‌هاي نفت و گاز ايران اشاره كرد.
تنش‌زدايي در روابط ايران با اتحاديه بسيار مهم مي‌باشد زيرا اقتصاد ايران از ديرباز به اروپا گره خورده است. اروپا از مهمترين شركاي تجاري ايران است و صنايع ايران از نظر تجهيزات، لوازم يدكي و قطعات به اروپا نياز شديد دارد. با توجه به اينكه صنايع نفت و گاز ايران نياز فوري به سرمايه و دانش فني داشت و اروپا نيز نيازمند نفت ايران بود، در اين راستا اروپا پس از آمريكا مي‌توانست اين نياز را تأمين كند. كشور ما همواره يكي از سه كشور تأمين كننده نفت اتحاديه اروپا بوده است. علاوه‌بر آن، نياز صنايع نفت ايران به سرمايه‌گذاري خارجي و ايجاد انگيزه فراوان براي شركت‌هاي نفتي اروپايي جهت سرمايه‌گذاري سبب شد كه اتحاديه اروپا قانون داماتو را كه از سوي آمريكا وضع شده بود رد كند. با توجه به اين قانون، شركت‌هاي غير آمريكايي كه بيش از 40 ميليون دلار در صنايع نفت و گاز ايران سرمايه‌گذاري كنند، مورد تحريم و مجازات اقتصادي آمريكا قرار خواهند گرفت.
پس از حوادث تروريستي 11 سپتامبر 2001 دوره سوم آغاز شد. در اين دوره چرخش مهمي در روابط اقتصادي ايران و اتحاديه اروپا صورت گرفته است و مواضع اتحاديه اروپا در برابر ايران به مواضع آمريكا نزديك‌تر شده است. به گونه‌اي كه اتحاديه اروپا ادامه گفتگو با ايران را مشروط كرده است. اين گفتگوها در مورد انعقاد يك موافقت‌نامه تجارت و همكاري بوده است. كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در ژوئن 2003 با تصويب بيانيه‌اي، ادامه مذاكرات با ايران را مشروط به پيشرفت مثبت ايران در زمينه احترام به حقوق بشر، جلوگيري از گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي، تروريسم و روند صلح خاورميانه دانستند.
در ميان اين مسائل، فعاليت هاي هسته‌اي ايران ابعاد وسيع‌تري به خود گرفته است. در 21 سپتامبر 2003 وزراي خارجه سه كشور انگليس، فرانسه و آلمان براي مذاكره درباره برنامه هسته‌اي ايران به تهران آمدند. به دنبال آن با صدور بيانيه‌اي اعلام شد كه ايران پروتكل الحاقي موسوم به 2+93 را امضاء خواهد كرد. موضع اروپا و آمريكا نسبت به برنامه هسته‌اي ايران بسيار به هم نزديك است، زيرا دولت‌هاي آنها نمي‌خواهند انحصار قدرت هسته‌اي از دست آنان خارج شود و در دسترس كشورهاي ديگر قرار بگيرد. به نظر مي‌رسد موضع فن‌آوري هسته‌اي ايران، روابط آمريكا و اروپا را كه پيش از اين به خاطر مسائل عراق رو به واگرايي بود، همگرا كرده است. هر چند در بررسي تاريخچه روابط ايران با اتحاديه اروپا، شاهد بوده‌ايم كه در مواقع بروز بحران در روابط اين دو، اتحاديه اروپا همواره حل مسائل را با گفتگو و در بلندمدت امكان‌پذير كرده و به آن اعتقاد داشته است. البته اين مسئله خللي در مبادلات تجاري ايران با اتحاديه اروپا ايجاد نكرده است و اتحاديه همچنان بزرگترين شريك تجاري ايران است.
مبحث چهارم: چارچوب نظري
همزمان با رشد و گسترش منطقه‌گرايي در عرصه عملي، در عرصه نظري نيز نظريه‌پردازان مختلفي براي تبيين تحولات در اين حوزه تلاش كرده‌اند. در نظريه‌هاي مختلف از ديدگاه‌هاي گوناگون، همگرايي منطقه‌اي توصيف و تحليل شده است و در هر كدام، برخي پيش‌شرط‌ها و سازوكارها در موفقيت روند منطقه‌گرايي بيان شده است. جمع‌بندي بسياري از نظريه‌ها نشان مي‌دهد كه همگرايي منطقه‌اي، پديده‌اي كثيرالاضلاع است كه براي تبيين آن، بايد از نظريه‌هاي همساز استفاده كرد و فقط با يك نظريه يا تأكيد بر يك دليل، نمي‌توان به تبيين آن پرداخت. نظريه‌هاي نوكاركردگرايي1 و صلح دموكراتيك، از مهمترين نظريه‌ها در اين زمينه هستند .
منظور از همگرايي، فرآيندي است كه در آن دولت‌هاي ملي براي حفظ منافع جمعي به همكاري گسترده با يكديگر در زمينه‌هاي تجاري، اقتصادي، فرهنگي و سياسي مي‌پردازند و به سوي وحدت گام مي‌بردارند.
طبق نظريه ديويد ميتراني،2 پيشگام نظريه كاركردگرايي در همگرايي منطقه‌اي، دولت‌ها با مشاهده نتايج موفقيت‌آميز همكاري در امور فني ـ اقتصادي به گسترش همكاري در حوزه سياسي نيز گرايش مي‌يابند. وي “نظريه انشعاب”3 و “نظريه تدريجي”4 را مطرح مي‌كند كه بر اساس آن، همكاري در يك زمينه فني، به تدريج به همكاري در بخش‌هاي ديگر مي‌انجامد. يعني همكاري در يك بخش، كه در نتيجه نياز پديده آمده و عملاً موفق بوده است، خود نياز به همكاري را در بخش‌هاي ديگر پديد مي‌آورد. نياز كشورها به همكاري، آنها را به يكديگر پيوند مي‌دهد و باعث مي‌شود كه فعاليت و تجربه همكاري در زمينه‌هاي اقتصادي، بنياني را براي همكاري و توافق‌هاي سياسي فراهم كند. به اعتقاد وي، ادغام‌هاي اقتصادي يا فني نمي‌توانند به تنهايي به صلح منجر شوند، ولي بنيان‌هايي را ايجاد مي‌كنند كه موجب شكل‌گيري موافقت‌نامه‌هاي سياسي مي‌شود كه زمينه‌ساز صلح مي‌گردد .
به اعتقاد كاركردگرايان، فرآيند همگرايي ممكن است از سطوح بين دولتي5 به فوق ملي6 آغاز شود. دولت‌هايي كه نمي‌توانند به تنهايي از عهده مشكلات برآيند، يا گروه‌هاي منتفع كه در ميان مرزهاي ملي كشورها قرار دارند، ممكن است سازمان‌هاي كاركردي ايجاد كنند. در هر دو، بنيان رشد سازمان‌ها، خودمختاري فني است، يعني اينكه سازمان‌هاي كاركردي بر اساس كاركرد و موفقيت شكل مي‌گيرند. همچنين پيچيدگي روزافزون زندگي بشر، موجب كاهش اهميت كارشناسان سياسي و سياستمداران شده و در عوض، كفه را به نفع كارشناسان فني سنگين كرده است. از سوي ديگر، سودمند بودن همكاري در يك زمينه فني، موجب گسترش همكاري‌ها در زمينه‌هاي سياسي نيز مي‌گردد. براي مثال، همكاري در زمينه نفت مي‌تواند به همكاري در زمينه پتروشيمي، حفظ محيط زيست، حمل و نقل دريايي و در نهايت، همكاري‌هاي سياسي منجر شود. به اعتقاد ميتراني، تقسيم جهان بين دولت‌هايي كه منافع متضاد دارند، فقط به بحران و جنگ مي‌انجامد. به اعتقاد وي، ايجاد شبكه گسترده‌اي از سازمان‌هاي اقتصادي و اجتماعي بين‌المللي كه موجب ايجاد همگرايي بين‌المللي مي‌شود، بهترين راه براي مقابله با وضعيت بحران‌آميز است.
خلف ميتراني، يعني ارنست هاس،7 ضمن پذيرش بسياري از مفروضات و مدلولات نظريه همگرايي كاركردگراياني مانند ميتراني، همگرايي را فرآيندي مي‌داند كه “در آن بازيگران سياسي در كشورهاي مختلف ترغيب مي‌شوند وفاداري، انتظارات و فعاليت‌هاي سياسي‌شان را به ركن جديدي تفويض كنند كه نهادهايش اختيارات قانوني را در دولت‌هاي ملي تشكيل دهنده آن داشته باشند يا خواهان آن اختيارات باشند”. البته نوكاركردگراياني نظير هاس، دولت‌هاي ملي و منافع ملي را دست‌كم نمي‌گيرند، اما معتقدند هنگامي كه دولت‌هاي ملي دريابند كه منافع آنها در يك نوع اجتماع يا اتحاديه جديد، بهتر تأمين مي‌شود، به چنين مركزي رو مي‌آورند. ارنست هاس با توجه به موقعيت جامعه زغال سنگ و فولاد اروپا كه باعث گسترش همكاري در زمينه‌هاي مختلف شد و سرانجام راه را براي تشكيل بازار مشترك اروپا باز كرد، از اصطلاح “سرريز شدن”8 يا “تسري” استفاده مي‌كند. منظور از سرريز شدن اين است كه همكاري در يك حوزه، به همكاري در حوزه‌هاي ديگر مي‌انجامد. نكته‌اي كه هاس در نوشته‌هاي خود تأكيد كرد و باعث ظهور پردازش جديدي از نظريه كاركردگرايي با عنوان نوكاركردگرايي گرديد، اهميت دادن وي به همكاري‌هاي نخبگان سياسي براي رشد همگرايي منطقه‌اي است. وي تأكيد مي‌كند كه صرف همكاري هاي فني و ديدگاه‌هاي فايده‌گرايانه اقتصادي فرآيند همگرايي را تقويت نمي‌كند.
اشميتر9 انديشمند نوكاركردگرا معتقد است كه نظريه برون‌سازي يا تبعيض نسبت به غير اعضا،10 در پيشبرد فرآيند همگرايي منطقه‌اي، بسيار تأثير دارد. وي در اين زمينه مي‌گويد انگيزه‌هاي همگرايي در داخل يك اتحاديه منطقه‌اي، موجب بروز تبعيض نسبت به ساير بازيگراني مي‌شود كه خارج از اين جامعه قرار گرفته‌اند. در نتيجه، آنهايي كه خارج از جامعه قرار دارند، ممكن است با استفاده از يكي از دو روش، يعني تشكيل اتحاديه منطقه‌اي ديگر با پيوستن به اتحاديه حاضر، از خود واكنش نشان دهند. در هر دو وضعيت، احتمال همكاري گسترده‌تر بين اعضا در منطقه افزايش مي‌يابد كه به اثر “دومينو” نيز معروف است. منظور از اثر دومينو، اين است كه پيدايش يك موافقت‌نامه منطقه‌اي و يك فرآيند همگرايي منطقه‌اي موفق سايرين را نيز به پيوستن ترغيب مي‌كند تا جايي كه همه كشورها در روند همگرايي درگير مي‌شوند. كارل دويچ11 نيز درباره همگرايي، موضوع مهمي را مطرح مي‌كند كه بسيار گوياست. به اعتقاد دويچ، ارتباطات در نزديك شدن جوامع تأثير مهمي دارند، بنابراين هر چه ارتباطات در زمينه‌هاي حمل و نقل، توريسم، مراودات پستي، تجارت و مهاجرت بيشتر باشد، اين جوامع بيشتر به هم نزديك مي‌شوند و به جاي منازعه، به همكاري رو مي‌آورند و جوامع امنيتي را تشكيل مي‌دهند.
ايمانوئل كانت در 1795 در كتاب “صلح ابدي” خود، يك “اتحاديه صلح طلب” را توصيف كرد كه جمهوري‌هاي ليبرال آن را تشكيل مي‌دهند. وي استدلال كرد كه دموكراسي‌ها از انواع ديگر حكومت‌ها كمتر ستيزه جو و جنگ‌طلب هستند. با وجود اين تا دو قرن بعد از نگارش كتاب مذكور، بحث و استدلال‌هاي كانت ناديده گرفته شد. به اعتقاد كانت، عدم تمايل دموكراسي‌ها براي ورود به جنگ، بر سه اصل استوار بود .اين اصول و مباني به قانون اساسي، امور اخلاقي، فرهنگي و اقتصادي مربوط مي‌شوند. دموكراسي‌ها، حكومت‌هاي نمايندگي هستند. حكومت از طريق رأي‌دهندگان انتخاب مي‌شود و اگر در برآوردن خواسته‌هاي آنها قصور كند يا براي انجام اين كار ناتوان باشد، از كار بركنار مي‌شود.
جنگ‌ها تعهدات پرهزينه‌اي هستند و براي تأمين مخارج آنها، ماليات‌ها به طور اجتناب‌ناپذيري افزايش مي‌يابند. رأي دهندگان به هيچ وجه خواهان ماليات‌هاي بيشتر نيستند. دولت‌ها نيز از اين موضوع آگاه هستند و گرايش دارند از صرف مخارج جنگ پرهيز و جلوگيري كنند. جنگ با تجارت و بازرگاني نيز ارتباط دارد. بيشتر دموكراسي‌هاي عصر كانت، كشورهاي پيشتاز و عمده‌اي در تجارت بودند و جنگ‌ها با دخالت در تجارت، منافع تجاري را به خاطر مي‌انداختند و ثبات رژيم تجارت بين‌الملل را كاهش مي‌دادند .
بر اساس نظريه صلح دموكراتيك در يك دموكراسي، كه مبتني بر ارزش‌هاي معين و مسلمي مانند آزادي و حقوق فردي است، وضعيت به اين صورت نيست، زيرا اين ارزش‌ها به سياست خارج

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره تجاري، گذاري، زماني Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اقتصاد کشور