دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، انواع ارتباطات

دانلود پایان نامه ارشد

میان‌فرهنگی را بيشتر مبتني بر مليت توضيح دهد.
ريچارد پل338 مسئله ارتباطات میان‌فرهنگی را هويت می‌داند. گسترش تکنولوژي و ارتباطات جمعي اين ترس از ديگري339 را گسترش داده است. منتقدان جهان‌گرايي معتقدند که تکثرگرايي فرهنگي بايد تقويت شود.
ناوينگر معتقد است اختلاف‌هاي فرهنگي بيش از آن‌که ناشي از سوء تفاهم باشد ناشي از مباني ادراکي آن‌هاست و به‌سادگي نمی‌توان اين تفاوت‌هاي عميق را پاک کرد. نبايد تاريخ را فراموش کرد؛ اما در عين‌حال نبايد تاريخ مبناي قضاوت باشد؛ بلکه می‌بايست ديگري را بر اساس رفتارهاي شخصي او بدون درنظرگرفتن فرهنگ و مليت مخاطب قرار داد. تحقيقات در حوزه ارتباطات میان‌فرهنگی نشان می‌دهد مردم تمايلي به قضاوت در خصوص ديگران بر اساس رفتارهاي يک شخص ندارند؛ بلکه کساني که با آن‌ها تفاوت دارند را به‌عنوان ديگري طبقه‌بندي می‌کنند و نسبت به ان استرس دارند.340
ناوينگر در مطالعه‌اي ميداني سعي کرده است موانع میان‌فرهنگی در مناسبات تجاري و اجتماعي را که مهم‌تر، معمول و تکرار بيشتري دارد شناسايي کند:341
1- اولين‌گام از نظر او خودآگاهي نسبت به قواعدي است که در ما دروني شده است.
2- داشتن نگرش مثبت: حسن نيت در ارتباطات میان‌فرهنگی نکته‌اي اساسي است.
3- داشتن انگيزه براي ارتباط: تلاش براي برقراري ارتباط نياز به انگيزه‌اي دارد که ما را براي غلبه بر موانع ارتباط تحريک کند. براي نمونه سعي می‌کنيم ناخودآگاهي که رفتار ديگران را منفي تفسير می‌کند کنار بگذاريم.
4- کنارگذاشتن قوم‌مداري: بايد غفلت و جهالت را با دانش جايگزين کنيم. اين دانش مانع از رفتارهاي منفي ناخودآگاه ما می‌شود.
5- شناخت فرهنگ هدف
6- مشخص کردن جايگاه ارتباطات میان‌فرهنگی در طبقه‌بندي «زمينه بالا» و «زمينه پايين»
7- منعطف‌بودن: سازگاري در ارتباطات میان‌فرهنگی مهم‌ترين شرط تلقي می‌شود.
8- مسئوليت‌پذيري: براي موفقيت در ارتباطات میان‌فرهنگی شايد لازم باشد اکثر کارها را خودتان انجام دهيد.
9- ديدگاه‌هاي ذهني که جهاني‌تر هستند می‌تواند در موفقيت ارتباطات میان‌فرهنگی موثرتر باشند.

2-۴-۴- هالیدی: مدلهاي کاربردي و مفاهيم نظري
هاليدي و همكارانش در كتاب ارتباطات میان‌فرهنگی خود چارچوب مفهومي مناسبي را پديد آوردند. آن‌ها سه مفهوم هويت، ديگرسازي و بازنمايي را از جهت مفهومي، كاربردي و نظري مورد مطالعه قرار داده‌اند. آن‌ها معتقدند تمام انواع ارتباطات، میان‌فرهنگی است از اين‌رو ديدگاه‌هاي آن‌ها نوعي مهارت‌هاي ارتباطي را توضيح داده‌است. آن‌ها با يك نمونه واقعي و تفسير آن نمونه مدل‌هايي را ارائه مي‌كنند كه به‌نتايجي عملي براي ارتباط منجر مي‌شود.
هويت
هويت در اين تحقيق آن‌چيزي است كه يك فرهنگ تلاش مي‌كند خود را آن‌گونه بازنمايي كند.342 توصيه‌هاي هاليدي در اين بخش چنين است:
1. واكنش شما نسبت به ديگران بر اساس آنچيزي باشد كه شما از آن‌ها فهميديد نه آنچه درخصوص آنها شنيده‌ايد.
2. از قضاوت‌هاي سطحي نسبت به ديگران پرهيز كنيد.
3. بپذيريد كه هر اجتماع داراي ابعاد پيچيده‌ و مختلف فرهنگي همچون اجتماع شماست.
4. اتفاقاتي كه ميان شما و ديگران رخ مي‌دهد را مورد تامل عميق قرار دهيد و بر اساس آن ارتباط خود را پي بگيريد.343
ديگرسازي
ديگرسازي يك از موانع مهم ارتباطي است كه نشان مي‌دهد چگونه ما ديگر فرهنگ‌ها را به كمتر از چيزي كه هستند تقليل مي‌دهيم. هاليدي سعي مي‌كند موانع شناخت واقعيت ديگر فرهنگ‌ها را توضيح دهد. مهمترين علت اين مشكل وجود پيش فرضهايي است كه ما نسبت به ديگران داريم پيش از آنكه آنها را به‌خوبي بشناسيم.344
هاليدي اين موانع را بدين صورت تصوير كرده‌است: هنگامي كه دو فرهنگ با هم تعامل مي‌كنند ابعاد پيچيده‌تري به ارتباط اضافه خواهد شد. هاليدي توضيح مي‌دهد كه آنچه ميان يك فرد با ديگري اتفاق مي‌افتد به‌شدت متاثر از محيطي است كه ارتباط در آن روي مي‌دهد. از اين رو بايد اين محيط و تمايلاتمان را به‌خوبي بشناسيم تا بدين وسيله واكنش ديگر فرهنگ‌ها را نسبت به ان تمايلات درك كنيم.
هاليدي دو مفهوم قدرت و گفتمان را به‌عنوان يكي از چالش‌هاي ارتباطات مي‌داند. هنگامي كه افراد صحبت مي‌كنند كلمات آنها معناهايي را در چارچوب قدرت و گفتمانهاي خاصي منتقل مي‌كند. او دو توصيه را در اين خصوص پيشنهاد مي‌كند:
1. مفتون تجربيات گذشته درباره ديگران قرار نگيريد.
2. زبان خود را به‌دقت واكاوي كنيد و نسبت به ابعاد مخرب و فرهنگراي آن باشيد.345
بازنمايي
هاليدي براين باور است كه افراد در ارتباطات میان‌فرهنگی بايد از تاثيرات سياسي، نهادي و رسانه‌اي در اجتماع خود آگاه باشند تا ديدگاه‌شان نسبت به‌ ديگر فرهنگ‌ها كاناليزه نشود. جستجوي بازنمايي‌هاي جايگزين در خصوص ديگر فرهنگ‌ها مي‌تواند از تاثيرات مخرب اين بازنمايي‌ها بكاهد. علاوه بر اين آگاهي نسبت به روش‌هاي رسانه‌اي براي برانگيختن احساسات مي‌تواند واقعيت را روشن‌تر نمايد.
2-۴-۵- گادیگانست: انتظار، ابهام و اضطراب
گاديکانست تلاش مي‌کند مشکلات ارتباط ميان گروه‌هاي مختلف را برطرف نمايد. از نظر او مهم‌ترين علت منازعات ميان گروه‌ها، ارتباط قطبي‌شده است: «ما درست مي‌گوييم و ديگران اشتباه مي‌کنند». هاول معتقد است كه اين آگاهي و توانش، فرآيندي چندمرحله‌اي است:
1. ناتواني ناخودآگاه: در اين‌حالت رفتار ديگران را غلط تعبير می‌كنيم اما از اين امر آگاه نيستيم.
2. ناتواني خودآگاه: در آن از درك نادرست رفتار ديگران آگاهي داريم، اما قادر به كاري نيستيم.
3. توانايي خودآگاه: در آن به رفتار ارتباطي فكر می‌كنيم و آگاهانه براي كارآمد كردن رفتارمان به اصلاح آن می‌پردازيم.
4. توانايي ناخودآگاه: در آن فنون ارتباط كارآمد را به اندازه‌اي تمرين كرده‌ايم كه ديگر به استفاده از آن‌ها فكر نمی‌كنيم.
گاديکانست به موقعيت‌هايي توجه دارد كه در برقراري ارتباط با غريبه‌ها دچار ناتواني ناخودآگاه هستيم. او معتقد است که مردم موقع ارتباط با ديگران در مورد تاثيرات يا پيامدهاي رفتارهاي ارتباطي‌شان به پيش‌بيني مي‌پردازند، يعني بر مبناي اين پيش‌بيني که در مورد واکنش گيرنده چه واکنشي نشان خواهد داد، از بين راهبردهاي مختلف ارتباطي، يكي را انتخاب می‌كننند. پيش‌بيني‌ها هم آگاهانه است و هم ناآگاهانه هستند. اگر دانش ما از فرهنگ ديگران اندك يا ناچيز باشد، ديگر مبنايي براي پيش بيني رفتار آن‌ها نخواهيم داشت و تعاملات به سوء تفاهم منجر خواهد شد.346
تلاش براي رفع ابهام موقعيت‌هاي جديد، مستلزم به‌كارگيري نوعي الگوي كسب اطلاعات با هدف «كاهش ابهام» و «كاهش تنش و اضطراب» است. گاديکانست دو مفهوم نظري را مطرح مي‌کند: عدم اطمينان و اضطراب. عدم اطمينان ناشي از نبود اطلاعات است و اضطراب يک واکنش عاطفي (نه شناختي و رفتاري) است.347
انتظار
انتظار يک مفهوم محوري در ديدگاه‌هاي گاديکانست به‌حساب مي‌آيد. نظريه تجاوز از انتظار او از مهم‌ترين نظريات ارتباطات به‌شمار مي‌آيد. هنگامي که فردي از انتظارات ما تخطي می‌کند، معمولا برانگيخته مي‌شويم. اما تفسير اين تخطي بستگي به پاداشي دارد که تخطي‌کننده به‌ما مي‌دهد. براي نمونه اگر فردي بيش از حد به‌هنگام گفتگو به‌ما نزديک شود و پاداش خوبي نيز به‌ما بدهد اين کار او را نشانه صميميت مي‌دانيم. وقتي تخطي از انتظار مثبت ارزيابي شود پيامدهاي مثبتي براي تقض‌کننده خواهد داشت؛ اما ارزيابي منفي به کاهش صميميت و سوء تفاهم منجر مي‌گردد.348
گاديکانست نگرش‌هاي منفي و تصورات قالبي را به‌عنوان عواملي که موجب اختلال و انتظارات بي‌دليل از ديگر فرهنگ‌ها مي‌شود توضيح مي‌دهد. نگرش‌های قوم‌مدارانه، تعصب، سن‌گرایی و جنسیت‌گرایی مهم‌ترین عوامل منفی برای انتظار هستند.
تصورات قالبي انتظاراتي در مورد چگونگي رفتار اعضاي ديگر گروه‌ها در آينده ايجاد مي‌کند. ما بيش از آن‌که ديگران را براساس گفته خودشان مقوله‌بندي کنيم آنان را براساس رنگ پوست، لباس، لهجه و … طبقه‌بندي مي‌کنيم و ريشه‌ي ديگر نادرستي پيش‌بيني‌هاي مبتني بر تصورات قالبي اين است که مرز بين بسياري از گروه‌هاي اجتماعي مشخص نيست.
عدم نسبيت اخلاقي
گاديکانست با ارجاع به ديدگاه‌هاي پيتر برگر سرايت نسبيت فرهنگي به اخلاق را نادرست مي‌داند: «شناسايي و قبول اصلي نسبيت فرهنگ به‌هيچ‌وجه ناقض مسئوليت فرد در يافتن مسيري اخلاقي براي زندگي خود نيست.»349
گاديکانست از اين مسئله نگران است که اگر نسبيت اخلاق حکم فرما شود هيچ مبناي مشترکي براي ارتباط وجود نخواهد داشت. او به‌فهرستي از محدوديت‌هاي اخلاقي سيسلا باک اشاره مي‌کند که مي‌تواند اصول جهان‌شمول فرهنگي باشند.
به‌نظر گاديکانست اولويت اخلاق بايد از عمده‌ترين موضوعاتي باشد که در هنگام برقراري با غريبه‌ها مدنظر داشته باشيم. ارزشهاي اخلاقي مدنظر او از قرار زير هستند:
• منزلت و درست‌کاري: اخلاقي‌بودن به‌عقيده گاديکانست پاس‌داشتن احساس منزلت خود در عين‌حال پاس‌داشتن احساس منزلت ديگران است. براي آن‌که يک فرد درست‌کار نيز باشد بايد اصولي را رعايت کند که هر فرد منطقي آن را مهم مي‌داند.
• درون‌راني اخلاقي (شموليت قواعد اخلاقي براي همه): اگر افرادي را از حيطه شمول ارزش‌هاي اخلاقي خارج کنيم دچار برون‌راني اخلاقي شده‌ايم.
اسناد معنا به رفتار غريبه‌ها
گاديکانست نه تنها انتظارات که ادراکات را نيز موثر بر رفتار ارتباطي مي‌داند. او در پي ارائه روش‌هايي براي افزايش دقت و درستي ادراکات و اسنادهايمان است.350
اداکات گزینشی و طبقه‌بندی‌های انعطاف‌ناپذیر عوامل مهمی است که از نظر گودیکانست فرآیند اسناد معانی را با چالش مواجه می‌کند.
گودیکانست درخصوص فرآيند اسناد به‌نظريه هايدر(1958)، کلي(1978) و هيوستون و ياسپرس(1984) اشاره مي‌کند و مهم‌ترين خطاي اسناد را به‌نقل از پتي گرو، تعصب و پيش‌داوري مي‌داند. عوامل شخصيتي موثر بر اسناد از نظر گاديکانست دو چيز است: پهناي طبقه‌بندي‌هاي ذهني و ابهام جويي(ذهن باز به‌دنبال رفع ابهامات خود است اما کسي که اطمينان‌جو است از ابهامات پرهيز مي‌کند.)
گاديکانست سه روش را براي افزايش مهارت‌هاي ما در درک و اسناد پيشنهاد مي‌کند.351
1. چک‌کردن درستي ادراکمان: از غريبه بپرسيم که آيا آنچه من از شما فهميدم درست است يا نه.
2. گوش‌کردن موثر: در گوش‌دادن فعال سه‌دسته مهارت توجه، پي‌گيري و درک مطلب با هم وجود دارد.
3. بازخورد: بازخورد عبارت‌است از «پاسخ يا واکنشي که شنونده در مورد رفتار ديگران به انان بازمي‌گرداند. بازخوردي که از ديگران مي‌گيريم ما را از تأثير رفتارمان بر ديگران، آگاه مي‌سازد و به‌ما امکان مي‌دهد براي رسيدن به اهداف موردنظر، رفتارمان را اصلاح نماييم.
تشکيل اجتماع
گودیکانست معتقد است که اصولی جهان‌شمول داریم که ارتباطات میان‌فرهنگی می‌تواند مبتنی بر آن شکل‌گیرد. او برای رسیدن به این اصول به‌تحقیق در خصوص عوامل تشکیل اجتماع روی می‌آورد. واژه اجتماع از واژه لاتين communitas مشتق شده است که دو معناي مرتبط به‌هم اما مجزا دارد:352
• حالات علايق مشترک و در نتيجه حالت معاشرت و دوستي
• مجموعه از مردم، که نوعي پيوند بيروني بين آنان برقرار است.
مارتين باربر، اجتماع را نوعي انتخاب براي يک هدف مشترک مي‌داند، نوعي گردهمايي ارادي و داوطلبانه افراد، در يک رابطه مستقيم که شامل توجه به‌خود، ديگران و گروه می‌گردد. او معتقد است که اجتماع بايد از گروه‌هاي کوچک آغاز شود و آن‌را نمی‌توان به‌زور در سازمان‌ها يا ملل ايجاد کرد. وي می‌گويد که براي ارزشمند‌کردن زندگي و معنابخشيدن به ان، وجود شکلي از اجتماع ضروري است. اجتماع گروهي از افراد همفکر نيست بلکه گروهي از افراد مکمل يکديگرند که افکار مختلفي دارند.
به‌نظر گودیکانست می‌توان هفت فرضیه را در خصوص اصول تشکیل اجتماع در نظر گرفت:
1. ضرورت جامعه براي افزايش صلح و آرامش
2. تشکيل اجتماع، مسئوليت فرد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع انواع ارتباطات، تحمل ابهام، آموزش زبان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع علوم اجتماعی، روش‌شناسی، دیپلماسی فرهنگی، رفتار انسان