دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

شامل مي‌شود.

شكل 2-5
(مايكل دانيز،(1372)، خود شناسي با روش يونگ، ت اسماعيل فصيح)

يونگ معتقد بود كه طرز برخوردهاي ما ذاتاً و به طور مادرزاد تعيين شده است. بر طبق نظريه‌ او افراد درون‌گرا اغلب از محيط خارجي كناره مي‌گيرند اين افراد به منظور حفظ انرژي‌شان در درون‌ خود از وابسته شدن و علاقه بستن به دنياي خارج پرهيز مي‌ كنند و ممكن است از تماس با دنيا و اشياء و افراد روگردان شوند و در نتيجه حالتي تدافعي دارند به طور كلي تيپ درون‌گرا فردي تودار و خجالتي و ديرجوش است كه بامحيط سازگاري ندارد. اين افراد با دنياي دروني خود سازش داشته و ديدگاه‌هاي ذهني خويش راواضح مي‌شناسند نقطه‌ي مقابل اين گروه افراد برون‌گرا هستند كه هر آنچه را در جهان خارج است جالب مي‌بينند. اشيا، افراد ، حوادث و تمام عقايد جمعي. ضمناً هر آنچه فكر مي‌كنند يا احساس مي‌كنند، يا انجام مي‌دهند، مستقيماً با شرايط خارجي ارتباط دارد در نتيجه بهتر خودش را با موقعيت‌هاي خارجي وفق مي‌دهند، عموماً زودجوش، باشهامت، متكي به نفس، خوش‌برخورد و اجتماعي بوده و علاقه به جهان خارج، معمولاً باعث مي‌شود از مسائل ذهني خويش غافل بمانند و اغلب شادند.

2-23-6 تيپ‌هاي روان‌شناختي يونگ
با تركيب دو تيپ برخوردي با هشت تيپ كاركردي، جمعاً شانزده حالت ممكن به وجود مي‌آيد. اين شانزده حالت رواني در ذيل آمده است.

نكته: يونگ خودش تنها روي هشت تيپ «خالص»، (يعني تركيب برخورد با كاركرد واحد) بحث كرده است. با شناخت دو تيپ موجود در تيپهاي خالص مي‌توان تيپ آميخته را به خوبي درك نمود. به عنوان مثال، متفكر حسي برون‌گرا اساساً آميخته‌اي از تيپ حسي برو‌ن‌گرا و متفكر برون‌گرا است.

2-23-7 توصيف تيپ‌هاي شانزده‌گانه
تيپ حسي برو‌ن‌گرا
– اين تيپ، گرايش به تجربه‌ي عميق اشيا مادي و فعاليت‌هاي جسماني دارد لذا خود‌آگاه او به سمت بيرون و به سوي آن دسته از اشياء وفعاليت‌ها گرايش دارد كه انتظار مي‌رود قوي‌ترين تجربه حسي را بدهند. فردي واقع بين متمايل به دست يافتن به حداكثر تجربه عيني و ترجيحاً لذت بخش. افراد طبيعي اين تيپ، زيبا پرستهايي هوس ‌بازند كه مجذوب ويژگي‌هاي فيزيكي افراد و اشيا مي‌گردند، خوب مي‌پوشند، خوب مي‌خورند، مهمان‌نوازند، اهل تامل نيستند و هيچ ايدآلي جز لذت حسي ندارند. به فرآيندهاي دروني و رواني ايمان ندارند و اگر روان رنجور باشند امكان دارد به طرزي نامعقول سوءظن يا حسادت پيدا كنند.
تيپ حسي درون‌گرا
اين تيپ از صافي ذهنيت عبور مي‌كنند، درك حسي از تصور يك شي نشات مي‌گيرد. و آنقدر لايه‌هاي متعدد از برداشت ذهني به وجود مي‌آيد به طوري كه ديگر نمي‌توان تصور اوليه شي رامجسم نمود اساساً متكي بر فرآيند‌هاي رواني دروني كه در افراد مختلف متفاوت است. مثبت ‌ترين شكل حسي درون‌گرا در شخصيت هنرمند خلاق مشاهده مي‌شود. در افراطي‌ترين شكل آن توهمات روان 38پريشانه وبيگانگي باواقعيت است. اين افراد در برابر واقعيات و اشيا عيني بي‌تفاوتند و دنياي اطراف را بعضاً مضحك مي‌بينند ياوهم. در موارد روان‌رنجوري ناتواني در تميز خطاي حسي از واقعيت مي‌گردد، عالم تصورات به طور كامل خود آگاه فرد مستولي مي‌شود و فرد در دنياي خيالي كاملاً افسانه‌اي زندگي مي‌كند و احساس تهديدهاي مبهم و خيالي با دلشوره از احتمال بروز حوادث ناگوار، جلوه‌گر مي‌شود.
تيپ شهودي برون‌گرا
اين تيپ سعي در پيش ‌بيني كليه‌ي احتمالات نهفته در يك موقعيت عيني را دارد. افراد اين تيپ، وقايع عادي را به صورت مجموعه‌اي از اشارات و كليدهاي رمزي مي‌بينند كه ميتوان از روي آنها به فرايندهاي نهفته و احتمالات بالقوه پي برد. اين تيپ، با متخصص شناخت و استفاده از موقعيت‌هاست. اين افراد در هر كار و اقدام جديد فرصتهاي هيجان‌انگيزي مي‌يابند و در تشخيص استعدادهاي ديگران فوق‌العاده‌اند، اين افراد مناسب مشاغل دنياي تجارت، بازار بورس، راه‌اندازي پروژه‌هاي جديد هستند تيپ شهودي برون‌گرا افراد موفق دارد ولي ممكن است دچار از اين شاخه به آن شاخه پريدن شوند و عمر و استعداد خود راتلف كنند يا آنقدر به نظر خود مطمئن شوند كه ديگران را ناديده بگيرند. در افراد عصبي اين تيپ حس وابستگي به افراد و اشيا يافعاليت‌هايي كه باعث احساس لذت، ترس وارد مي‌شوند بروز مي‌كند و نهايت اين وابستگي مي‌تواند به شكل هراس، ماليخوليا يا وسواس فكري بروز نمايد.
تيپ شهودي درون‌گرا
درك شهودي يا فراستي درون‌گرا در اين تيپ به سمت ناخودآگاه گرايش دارد. اين فرد سعي مي‌كند پديده‌هاي دروني را با ارتباط به فرايندهاي روان شناختي همگاني يا باساير تصورات كهن الگويي39 شناسايي مي‌كند لذا اين درك جنبه‌اي افسانه‌اي، سمبوليك ياپيشگويي دارد. به گفته يونگ، نيپ شهودي درون‌گرا مي‌تواند هنرمند، پيشگو يا خل باشد اين فرد داراي آرمان رويايي و خيالي است. ممكن است مرموز و غير دنيوي باشد و علاقه‌اي به توضيح و توجيه رويايي شخصي خود نداشته و با اظهار نمودن صرف آن راضي مي‌شود در نتيجه كسي او را درك نمي‌كند. ديد هنرمندان اين تيپ معمولاً كاملاً در سطح درك شهودي مي‌ماند ولي خيالباف استعاري و اهل تصوف و يا «خل»‌هاي اين تيپ احتمال دارد در بينش خود غرق شوند و زندگي آنها حالتي سمبوليك پيدا مي‌كند. افراد عصبي اين تيپ در شكل سركوب شده شهودي دچار ماليخوليا و وسواس مي‌شوند.

تيپ متفكر برون‌گرا
متفكر برو‌ن‌گرا از شواهد عيني حواس يا عقايد عيني (جمعي) ناشي از سنت يا دانش اكتسابي الهام مي‌گيرد. هدف آن ، استنتاج رابطه‌ي مفاهيم ازتجربه‌ي عيني و ارتباط دادن عقايد به طرز منطقي و عقلاني است ضمناً نتيجه‌گيري‌ها هميشه به سمت محصولي عيني يا پيامد عملي گرايش دارد. تفكر به صورت ذهني صورت نمي‌گيرد. هر اقدامي ‌بر پايه تحليل هوشمندانه‌ي داده‌هاي عيني پايه‌ريزي مي‌شود. طبق يك فرمول كلي فكري يا آيين معنوي دنيوي از حقيقت ياعدالت زندگي مي‌كنند و انتظار دارند ديگران هم عمل كنند. اين تيپ كاركرد احساسات (وابستگي احساسي، دوستيها تقوا) را سركوب كرده و ممكن است به مسائل شخصي مانند سلامتي يا رفاه مادي نيز بي توجه باشند درحالت افراطي يا عصبي اين افراد مي ‌توانند خرده‌گير، متعصب يا ظالم باشند، يا اميال سركوب شده آنها به صورت انواع مسائل خلاف اخلاق (از قبيل خود‌خواهي، خلاف جنسي، تقلب يا نيرنگ) بروز كند.
تيپ متفكر درون‌گرا
اين تيپ در اصل اهل انديشه است و درگير با عقايد دروني. تفكر همواره گرايش به سمت درون و عقايد ذهني و اعتقادات شخصي دارد، نه به سوي پيامدهاي عملي. هدف اصلي اين نوع تفكر، پرداختن به كليه‌ي تفصيلات و جزئيات فرعي عقيده‌اي نطفه‌اي است، در نتيجه تفكر درون‌گرا مي‌تواند پيچيده، سنگين و حتي بيش از حد وسواسي و موشكاف شود و به علت كناره‌گيري از واقعيت عيني ممكن است حالتي انتزاعي، سمبوليك و يا اسرار‌آميز به خودگيرد. و كلاً در موردمسائل عيني بي‌تفاوت و ناتوان است. عبوس و متكبر به نظر مي‌رسد. افراد اين تيپ غالباً غرق در افكار و انديشه‌هاي خود هستند. در افراد افراطي و عصبي اين تيپ سرسختي، ترشرويي ديده مي‌شود و آنقدر درك ذهني‌شان ازحقيقت با شخصيت‌شان عجين مي‌شود كه هر گونه انتقادي به تفكر آنها به عنوان حمله اي عليه وجودشان تلقي مي‌شود.
تيپ احساساتي برون‌گرا
كاركرد اين تيپ عبارت است از به طور كلي انطباق وسازش ‌پذيري در برابر شرايط عيني به منظور برقراري سازش و همخواني با جهان خارجي. از آنجا كه افراد اين تيپ به محرك‌هاي خارجي متكي هستند تابر عقايد ذهني ممكن است بي‌احساس، تصنعي يا متظاهر به چشم بيايند. افراد اين تيپ پيرو چيزهاي باب روز و احساسات و ارزشهاي عمومي‌جامعه هستند. يعني اگر تفكر و منطق نتيجه‌گيري اعتقادات قلبي را تاييد نكند ناديده گرفته مي‌شود چون تفكر اين فرد تابع احساس مي‌باشد. در افراد افراطي يا نيوروتيك اين تيپ احساسات زياده از حد شديد و قوي است، دچار هيجان لحظه‌اي مي‌شوند و ممكن است با تغيير شرايط صد و هشتاد درجه از اين رو به آن رو شوند. در نتيجه ممكن است هيستريك، بي‌ثبات، دمدمي‌يا چند شخصيتي به چشم بيايند، تفكر سركوب شده‌ي اين تيپ هم ممكن است به شيوه بچه‌گانه و وسواسي بروز كند از جمله نسبت دادن حرفها و خصلتهاي منفور به اشيا يا افرادي كه بسيار دوست دارد.
تيپ احساساتي درون‌گرا
احساساتي درون‌گرا سعي دارد به نوعي تمركز دروني دسترسي يابد كه از هر گونه ارتباط با اشيا خارجي به دور باشد. براي واقعيت عيني ارزشي قائل نيست. اگر احساسي از او بروزكند عموماً منفي و بي‌تفاوت به نظر مي‌رسد. اغلب روي فرايندهاي دروني و تصاوير نهفته و ازلي تمركز داشته و در شكل افراطي مي‌تواند در خلسه راز ورمزهاي دروني غرق شود يا در پس صورتكي كودك‌گونه پنهان شود. چنين فردي اغلب در پشت صحنه است. تلاشي براي شناساندن خود نشان نمي‌دهد و عموماً ظاهرش سرد، بي‌تفاوت و خنثي است، با اينكه ممكن است احساسات دروني او شديد، عميق و پرشور باشد. امثال اين افراد به گرايش مذهبي يا شاعرانه اشتغال ذهني دارند. در حالت افراطي اين تيپ مي‌تواند سلطه‌جو و خودبين باشد. تفكر واپس‌رانده شده و منفي در نزد اين افراد به ديگران نسبت داده مي‌شود به طوري كه تصور مي‌كنند فكر ديگران رامي‌خوانند در نتيجه مي‌تواند به صورت پارانويا (جنون سوءظن) و رقابت‌ها و چشم‌ و هم‌چشمي‌مخفيانه تظاهر نمايد.

2-23-8 اهميت شناخت تيپ‌هاي روانشناختي
شناخت تيپ‌هاي روانشناختي به چند دليل حائز اهميت است. مهم‌تر از همه به ماكمك مي‌كند كه گرايشهاي خود‌اگاه خويش را درك كرده و تشخيص دهيم. به عقيده يونگ يكي از وظايف عمده نيمه‌ اول زندگي آن است كه نحوه ابراز كاركرد و طرز برخورد غالبمان را فراگيريم و از بروز مشكلات در سازش ‌پذيري جلوگيري كنيم. در رابطه با حرفه، شك نيست كه تيپهاي خاصي براي بعضي از مشاغل مناسب يا نامناسب هستند به عنوان مثال مي‌توان انتظار داشت كه فردي از تيپ برون‌گراي شهودي در مديريت، سياست يا تجارت پيشرفت مي‌كند ولي در نقاشي امپرسيونيسم چندان موفق نيست و تيپ متفكر درون‌گرا مي‌تواند رياضي‌داني عالي شود يا متصدي كتابخانه ولي در حرفه‌ي پرستاري يا مددكاري اجتماعي دچار مشكل مي‌گردد. در نظر گرفتن تيپ روانشناختي اساسي هنگام انتخاب حرفه، امكان تصميم‌گيري‌هاي موثرتري را در اين زمينه فراهم مي‌نمايد (مايرز و مكاولي 1985). تئوري تيپ‌هاي روانشناختي در توضيح ناسازگاريها و بروز درگيريهاي بين افراد نيز كمك مي‌كند. احتمال دارد كه فرد درون‌گرا با برون‌گرا دچار مشكل شود، مي‌توان انتظار داشت كه فردي حسي تيپ شهودي را درك نكند و تيپ احساساتي و منطقي متفكر باهم درگير شوند.
علاوه بر تشخيص كاركرد و طرز برخورد آگاهانه مي‌توانيم با استناد به اصل جبران رواني در مورد گرايشهاي ناخودآگاهمان نيز بينش پيدا كنيم بنابراين هر كاركرد يابرخوردي كه در خودآگاه غالب باشد مقابل آن در ناخودآگاه غالب خواهد بود. اين اميد هست كه بتوانيم با شناختن گرايشهاي خود و ناخود‌آگاهمان آثار عجيب و منفي آن راكاهش دهيم. از اين مهمتر، با ارتقاء دادن به كاركرد سطح پايين روحيه خود و آوردن آن در حيطه‌ي خودآگاه مي‌توانيم اين تسلط را بيابيم كه خصلتهاي مثبت اين كاركرد يا برخورد را بروز دهيم. شناسايي و تشخيص آگاهانه گرايشهاي سطح پايين تكليف بسيار دشوار روانشناختي است كه يونگ معتقد بود بهتر است در نيمه دوم زندگي يعني حدود سن 35 سالگي به آن بپردازيم. البته هر چند در تئوري ارتقا دادن هر چهار كاركرد و هردو برخورد و آوردن آنها به حيطه خودآگاه و ايجاد شخصيتي كامل مي‌تواند امكان‌پذير باشد ولي در عمل بيشترين اميدي كه ميتوان داشت اين است كه شخص برخورد و كاكرد غالب شخصيت خود را تشخيص داده، دو كاركرد فرعي خود را ابراز كند و راه‌هاي بروز برخورد و كاركرد پست ‌تر (ناخود‌آگاه) را شناسايي نمايد.

2-23-9 نقد تيپ شناسايي يونگي
در صدر ريخت‌ شناسي‌ها بايد به تمايزي كه توسط يونگ در 1960 بين درون‌گري و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع كاركرد، بدني، ريخت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اثربخشي، سازماني، سيستم