دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

حالى كه براى آنان مَهرى معين كرده‏ايد، پس نصف آنچه را تعيين نموده‏ايد [به آنان بدهيد]، مگر اينكه آنان خود ببخشند، يا كسى كه پيوند نكاح به دست اوست ببخشد و گذشت كردنِ شما به تقوا نزديكتر است. و در ميان يكديگر بزرگوارى را فراموش مكنيد، زيرا خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست.
قرب در اين آيه معناي مجازي دارد و مراد از أقرب به تقوا بودن اين است كه آن نزد خدا بهتر است. و نزديك بودن بخشش به تقوى از دو نظر است:
1- كسى كه از حق خود مى‏گذرد و آن را مى‏بخشد قطعاً حق ديگرى را به ستم نميگيرد بنا بر اين گذشت به تقوى نزديكتر است.
2- كسى كه از حق قانونى و شرعى خود صرف نظر ميكند نزديكتر است كه نافرمانى و گناه خدا نكند در گرفتن آنچه حق او نيست.222

ب- معناي حقيقي؛
(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ(223؛ مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعاً كسانى را كه گفتند: “ما نصرانى هستيم”، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت، زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ورزند.
در اين آيه أقرب به معني نزديكترين آمده است. در اين آيه خداوند جهت نزديكتر بودن نصاري با اسلام را سه چيز معرفي كرده است:1- زياد بودن علماي نصاري 2- زياد بودن زهاد و پارسايان آنها 3- متكبر نبودن آنها.
توصيف يهود به دشمنى با اسلام و مسيحيان به دوستى با آن و توصيف عداوت به أشدّ و مودّت به أقرب اشاره است به تفاوت [روحيه و خط مشى اجتماعى‏] ميان اين دو گروه.224

حوزه معنايي أقرَبُ
از جمله واژگان مترادف اقرب، أدني است:
(وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا(225؛ و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد، هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گيريد. پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد، به يك [زنِ آزاد] يا به آنچه [از كنيزان‏] مالك شده‏ايد [اكتفاء كنيد]. اين [خوددارى‏] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‏وار گرديد].
رفتار عادلانه طبقات مردم در باره تشكيل خانواده، بر حسب نيروى بدنى‏ و روانى و قدرت مالى متفاوت است، گروهى در اثر فقدان نيروى بدنى و مالى قدرت تشكيل خانواده را ندارند، و بانتظار فرصت به سر مي برند، و چه بسا بعضى كه هرگز در صدد آن نيستند.
ولى كسانى كه داراى قدرت مالى و نيروى روانى هستند، ناگزيرند از اينكه در دوره جوانى خانواده‏اى تشكيل داده، و براى انتظام زندگى، خود همسرى اختيار نمايند، كه هم خواسته غريزه جنسى را رعايت نموده، و نيز غريزه ديگر كه علاقه به فرزند و ثمره زندگى است، تأمين نمايند. و طبقات ديگر كه داراى ثروت و تدبير بيشترى در زندگى هستند، با كمال نشاط مي توانند زياده بر يك خانواده تشكيل داده، و وسايل آسايش هر يك از آنها را فراهم نمايند، و اختلاف و ناسازگارى نيز در محيط آنان رخ ندهد گرچه بدين وسيله كه از يكديگر جدا بوده و تماسّ نداشته باشند. به هر تقدير ميتوانند دو يا بيشتر همسر اختيار نمايند، و قسمتى از همّت خود را صرف سرپرستى چند خانواده نمايند. در باره اين طبقه از مردم نبايد فقط جنبه رعايت غريزه جنسى را در نظر بگيرند، زيرا تمايل به آن محدود است، و غالب مردم از ارضاء آن ناگزيرند.226

5- 1- 7- معناشناسي أقربون و أقربين؛
اين واژه ها 7 بار در قرآن آمده است. تنها وجه اقربين و اقربون خويشان و نزديكان است. و از جمله واژگان همجوار آن والدان و والدين است:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقيراً فَاللَّهُ أَوْلى‏ بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً(227؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، پيوسته به عدالت قيام كنيد و براى خدا گواهى دهيد، هر چند به زيان خودتان يا [به زيان‏] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد. اگر [يكى از دو طرفِ دعوا] توانگر يا نيازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است پس، از پىِ هوس نرويد كه [در نتيجه از حق‏] عدول كنيد. و اگر به انحراف گراييد يا اعراض نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.
(لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضاً(228؛ براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى [خواهد بود]- خواه آن [مال‏] كم باشد يا زياد- نصيب هر كس مفروض شده است.

5- 2- معناشناسي مشتقات فعلي
مشتقات فعلي قرب عبارتند از: تَقرَبُ، لا تقربون، يقربكم و …

5-2- 1- معناشناسي تَقرَبُ( لا تَقرَبا، لا تَقرَبوا، تَقرَبوها، لا تَقرَبون، لا يَقرَبوا، يُقَرِبُكُم).
تقرب نيز به دو وجه معنايي حقيقي و مجازي در قرآن آمده است:

الف- معناي مجازي
(وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتي‏ تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏ إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ(229؛ و اموال و فرزندانتان چيزى نيست كه شما را به پيشگاه ما نزديك گرداند، مگر كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته كرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏ها [ى بهشتى‏] آسوده خاطر خواهند بود.
در اين آيه تقرب به معني قرب به خداست و نه قرب مكاني يا زماني و ايمان و عمل صالح را سبب قرب دانسته است نه اموال و اولاد را.

ب- معناي حقيقي
(أَوَ لَمْ يَنْظُرُوا في‏ مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ(230؛ آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد؟ پس به كدام سخن، بعد از قرآن ايمان مى‏آورند؟
در اين آيه اقترب به معني فرا رسيدن زمان اجل است و مفهومي حسي است نه مجازي. ْ
يعنى آيا نگاه نمى‏كنند در اين كه شايد اجل آنها نزديك شده باشد، پس آماده مرگ باشند و بين چيزهايى كه در حين مرگ سود مى‏رساند و بين چيزهايى كه ضرر مى‏زند فرق بگذارند. علّت بيان مطلب از آن رواست تا حقّ را ياد آورند، چه تميز بين حقّ و باطل موجب رفع پرده و كورى شده به بصيرت و بينايى كمك مى‏كند.231و شايسته است به كارهايي بپردازند كه اخلاص آنها را نزد خداوند بيشتر كند.232
واژه تقرب به صورت تركيبي در معناي مجازي نيز آمده است:
1- تقرب به مأكول به معناي خوردن؛
(وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ(233؛ و گفتيم: “اى آدم، خود و همسرت در اين باغ سكونت گير [يد] و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد و [لى‏] به اين درخت نزديك نشويد، كه از ستمكاران خواهيد بود.”
قرب در اين آيه معناي مجازي دارد و مراد از آن اين است كه از اين درخت نخوريد، لا تأكلا من هذه الشجرة كه به جهت تنوع تعبير و پرهيز از تكرار لفظ، اكل استعمال شده است.
2- تقرب به عمل به معناي انجام دادن؛
(أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(234؛ در شبهاى روزه، همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است. آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد. خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد، پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت. پس، اكنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان همخوابگى كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد. و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب‏] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن‏] شب به اتمام رسانيد. و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان‏] درنياميزيد. اين است حدود احكام الهى! پس [زنهار به قصد گناه‏] بدان نزديك نشويد. اين گونه، خداوند آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند، باشد كه پروا پيشه كنند.
قرب در اين آيه و آيه زير معني مجازي دارد و به معني دخول كردن است.
(قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(235؛ بگو: “بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم: چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت- چه علنى آن و چه پوشيده [اش‏]- نزديك مشويد و نَفْسى را كه خدا حرام گردانيده، جز بحق مكشيد. اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن‏] آن سفارش كرده است، باشد كه بينديشد.
قرب در اين آيه نيز معني مجازي دارد يعني مرتكب اين عمل زشت نشويد.
3- تقرب به مكان به معناي وارد شدن؛
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ(236؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند، پس نبايد از سال آينده به مسجد الحرام نزديك شوند، و اگر [در اين قطع رابطه‏] از فقر بيمناكيد، پس به زودى خدا- اگر بخواهد- شما را به فضل خويش بى‏نياز مى‏گرداند، كه خدا داناى حكيم است.
قرب در اين آيه نيز در معناي مجازي وارد نشدن آمده است.

حوزه معنايي تقرب
در اين بخش واژه هاي هم حوزه تقرب بررسي مي شود.

1-حوزه معناشناختي لا تقربا؛
در اين جا نيز لا تقربا به معناي مجازي نخوريد است.
(وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ(237؛ و گفتيم: “اى آدم، خود و همسرت در اين باغ سكونت گير [يد] و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد و [لى‏] به اين درخت نزديك نشويد، كه از ستمكاران خواهيد بود.”
نهى در اين جمله، نهى از خوردن ميوه آن درخت بوده، نه خود درخت، و اگر از آن تعبير كرده به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نزديك، ايمان، قريب Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عالم برزخ، مسجد الحرام