دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

اللَّهُ مِنْ بَحيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (118؛ خدا [چيزهاى ممنوعى از قبيل:] بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است. ولى كسانى كه كفر ورزيدند، بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشترشان تعقّل نمى‏كنند.
بحيره شتر يا گوسفندي بود كه دوشيدن و سوار شدن بر آن جايز نبود و وقتي مي مرد گوشت آن بر زنان حرام و بر مردان جايز بود. و گفته شده شتري بود كه وقتي 5 شكم مي زاييد اگر آن شكم مذكر بود آن را سر مي بريدند و مرد و زن از آن مي خوردند و اگر مؤنث بود گوش آن را مي بريدند و آن را بحيره مي ناميدند كه پشم و سوار شدن بر آن جايز نبود و بر زنان شير آن هم حرام بود و منافع آن فقط براي مردان بود.119
سائبه شتر يا گوسفندي بود كه براي نذر رها مي شد و بر آن سوار نمي شدند و از آب و خوردن منع نمي شد. و گفته شده كه سائبه مادر بحيره است، وقتي ناقه اي ده شكم مي زاييد و همه مؤنث بودند سوار آنها نمي شدند، و شير آنها را جز بچه آنها نمي خورد. و اگر مي مرد مرد و زن گوشت آن را مي خوردند و گوش آخرين آنها را مي بريدند و بحيره ناميده مي شد.120
وصيله ناقه اي است كه به ده شكم مي رسيد يا گوسفندي است كه به هفت شكم مي رسيد و يا گوسفندي است كه ده مذكر در ده شكم به طور متوالي مي آورد كه بين آنها مذكر نبود. و اما حام شتري است كه ده بچه بزايد.121
4- هدي و قلائد
قلائد قرباني نشانداري بود كه به خانه خدا هديه مي كردند. و براي كسي جايز نبود كه آن را شكار كند يا قلاده آن را باز كند. ولي برخي اين كارها را مرتكب مي شدند و بر هدي چيره مي شدند و از رسيدن آن به موضعش درخانه خدا جلوگيري مي كردند. ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب(122؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حرمت شعاير خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانيهاى گردن‏بنددار، و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه داريد. و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‏توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است.
5- بُدن
و به شتر يا گاوي كه به مكه هديه مي كردند بدنه مي گفتند و بر آن جز در موقع ضرورت سوار نمي شدند و اين بدنها گاوها و شتران چاق بودند. ( وَ الْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكمُ مِّن شَعَئرِِ اللَّهِ لَكمُ‏ْ فِيهَا خَيرٌْ فَاذْكُرُواْ اسْمَ اللَّهِ عَلَيهَْا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبهَُا فَكلُُواْ مِنهَْا وَ أَطْعِمُواْ الْقَانِعَ وَ الْمُعْترََّ كَذَالِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكمُ‏ْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (123؛ و شتران فربه را براى شما از [جمله‏] شعاير خدا قرار داديم: در آنها براى شما خير است. پس نام خدا را بر آنها- در حالى كه برپاى ايستاده‏اند- ببريد و چون به پهلو درغلتيدند از آنها بخوريد و به تنگدست [سائل‏] و به بينوا [ى غير سائل‏] بخورانيد. اين گونه آنها را براى شما رام كرديم، اميد كه شكرگزار باشيد.
6- نُسُك
در سوره انعام به اشيايي كه اهل جاهليت به وسيله آنها به آلهه خود تقرب مي جستند اشاره شده است و از اين انعام و كشتزار و حرث خود چيزهايي را حرام مي كردند. و مي گفتند آنچه براي آلهه ماست بر ما حلال نيست. ( وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى‏ شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ (124؛ و [مشركان،] براى خدا از آنچه از كِشت و دامها كه آفريده است سهمى گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: “اين ويژه خداست و اين ويژه بتان ما.” پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمى‏رسيد، و [لى‏] آنچه خاص خدا بود به بتانشان مى‏رسيد. چه بد داورى مى‏كنند.
مفسرين ذكر كرده اند كه مشركين بر برخي حيوانات سوار نمي شدند و لي از ديگر قسمتهاي آنها بهره مي بردند. و گفته اند منظور از اين حيوانات بحيره و سائبه و حام است. آنها شير بحيره را بر مردان حلال و بر زنان حرام مي كردند. و اگر مي مرد مرد وزن از آن مي خوردند. و اگر گوسفند مذكر مي زاييد آن را ذبح مي كردند و گوشت آن فقط براي مردان بود و اگر مؤنث بود آن را ذبح نمي كردند.125
َ(وْلو لا نَصَرَهُمُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ (126 ؛ پس چرا آن كسانى را كه غير از خدا، به منزله معبودانى، براى تقرّب [به خدا] اختيار كرده بودند، آنان را يارى نكردند بلكه از دستشان دادند؟ و اين بود دروغ آنان و آنچه برمى‏بافتند.
مسلك وثنيت معتقد است كه خداي سبحان بزرگتر از آن است كه ادراك انسانها بشود. ناگزير بايد از راه مقربين به او تقرب جست. آنها براي بتها قرباني مي كردند تا بتها آنها را نزد خود مقرب كنند. از رسوم مشركين اين بود كه بتها را مي پرستيدند و در پاي آنها قرباني مي كردند. اعتقاد آنها به اين امر چندان راسخ نبود. قرباني كردن و تعظيم براي بتها از روي عادت بود نه از روي خلوص نيت. طبق آيات قرآن عربها بتها را شفيع نزد خدا و وسيله نزديك شدن به او مي دانستند:
(أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّار(127 ؛ آگاه باشيد: آيينِ پاك از آنِ خداست، و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه:] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمى‏پرستيم، البتّه خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد كرد. در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغ‏پردازِ ناسپاس است هدايت نمى‏كند.
(زلفى) به معنى (قربى) مى‏باشد و آن اسمى است كه در اينجا، جاى مصدر را گرفته است.128معناي خالص بودن دين براي خدا اين است كه: خدا عبادت كسي را كه فقط براي او عبادت نمي كند نمي پذيرد. مسلك وثنيت معتقد است كه خداوند بزرگتر از آن است كه مورد ادراك انسان قرارگيرد، درنتيجه منزه از آن است كه ما روي عبادت را متوجه او كنيم.129
آنها معتقد بودند بايد از راه تقرب به مقربين او كه شامل ملائكه، جن، قديسين از بشر،و آلهه و ارباب آنها بودند به خداوند يكتا تقرب جوييم. و اين آلهه همان كساني هستند كه خداوند تدبير امور عالم را به آنها واگذار كرده است. و اين بتها كه در بتكده ها و معابد نصب مي كنند، تمثالهايي از آن ارباب و آلهه هستند نه اينكه راستي خود اين بتها خدا باشند. اما عوام آنها بين بتها و ارباب آنها فرق نگذاشته، خود بتها را هم مي پرستند. عرب جاهليت هم اين طور بودند. اين ارباب و آلهه نزد وثنيت موجودات ممكن هستند، و در نظر آنها خداوند اين موجودات را موكل بر تدبير عالم كرده است و خود خداوند به غير از خلق كردن كار ديگري ندارد و او رب ارباب و اله آلهه است.130

3-3- قرباني در قرآن
ضمن جستجو در قرآن دريافتيم كه قُرباني در قرآن به صورت واژه هاي قُربان و هَدي(هديا) و نسك آمده است. واژه هدي در سور مكي نيامده است؛ ولي واژه قُربان يك بار در يك آيه مكي و يك بار در يك آيه مدني آمده است. در آيات زير واژه هدي آمده است:
(وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (131 ؛ و براى خدا حجّ و عمره را به پايان رسانيد، و اگر [به علت موانعى‏] بازداشته شديد، آنچه از قربانى ميسّر است [قربانى كنيد] و تا قربانى به قربانگاه نرسيده سر خود را مَتراشيد و هر كس از شما بيمار باشد يا در سر ناراحتيى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفّاره [آن، بايد] روزه‏اى بدارد، يا صدقه‏اى دهد، يا قربانيى بكند و چون ايمنى يافتيد، پس هر كس از [اعمال‏] عمره به حجّ پرداخت، [بايد] آنچه از قربانى ميسّر است [قربانى كند]، و آن كس كه [قربانى‏] نيافت [بايد] در هنگام حجّ، سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتيد هفت [روز ديگر روزه بداريد] اين ده [روزِ] تمام است. اين [حجّ تمتّع‏] براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [مكّه‏] نباشد و از خدا بترسيد، و بدانيد كه خدا سخت‏كيفر است.
اين آيه در حجة الوداع نازل شده و در آن حج تمتع تشريع شده است.
كلمه (هدى) پيش‏كش كردن چيزى از نعمتها به كسى و يا به محلى، به منظور تقرب جستن به آن كس و يا آن محل است و اصل كلمه از هديه گرفته شده، كه به معناى تحفه است، و يا از هدى است كه به معناى هدايتى است كه انسان را به سوى مقصود سوق مى‏دهد، و كلمه (هدى و هديه) همان فرقى را با هم دارند كه كلمه (تمر و تمره) با هم دارد، كه اولى جنس خرما است، و دومى يك خرما، و مراد از هدى در مساله حج آن حيوانى است كه انسان با خود به طرف مكه مى‏برد تا در حج خود آن را قربانى كند.132 از ظاهر آيه بر مى‏آيد كه هدى نسكى است على حده، نه اينكه جبران اين باشد كه شخص متمتع نتوانسته و يا نخواسته احرام براى حج را از ميقات ببندد، و لا جرم از شهر مكه براى حج احرام بسته است، براى اينكه جبران بودن هدى احتياج به مئونه‏اى زايد دارد، تا انسان آن را از آيه شريفه بفهمد، و خلاصه عبارت مورد بحث را هر كس ببيند، مى‏فهمد كه هدى عبادتى است مستقل، نه جبران چيزى كه فوت شده..133
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (134 ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حرمت شعاير خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانيهاى گردن‏بنددار، و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه داريد. و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‏توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت‏كيفر است.
در اين آيه خداوند مؤمنان را در جهت اهتمام به رعايت حرمات الهي مورد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قرباني، هداياي، جاهلي Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسجد الحرام، ترس از خدا