دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدیریت ذینفعان، استراتژی ها، نوع شناسی، مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

شکل 2-7: طبقه بندی ذینفعان بر اساس فوریت، حقانیت و قدرت
منبع: [72]

نوع شناسی میشل و همکارانش[72] نشان می دهد که سازمان بر ذینفعان اساسی خود بخصوص ذینفعان قاطع تمرکز می نماید چرا که آنها ویژگی های لازم برای ایجاد کردن مزیت رقابتی یا مانع شدن از توسعه ی آن را دارند.

2-4-2) ارتباط ذینفعان و سازمان
مباحث مربوط به ارتباط بین ذینفعان و سازمان در مرکز تئوری ذینفعان قرار دارد [71,84]. برخی از مدل های ارتباطی مانند مدل فرومن [71] با تئوری مبتنی بر منابع پیوند خورده اند. شکل (2-8) نشان دهنده ی مدل ارتباطی ذینفعان و سازمان و پتانسیل ذینفعان برای مشارکت و یا تهدید سازمان می باشد. بر اساس این مدل ذینفعان می توانند امکان دسترسی به منابع و یا عدم دسترسی را بر اساس موقعیت خود تعیین نمایند [85]. سویج92 و همکارانش چهار نوع استراتژی را برای مدیریت ذینفعان پیشنهاد می دهند: مداخله، دیده بانی، مدافعه و همکاری [85].

پتانسیل ذینفعان برای تهدید سازمان

بالا
پایین
پتانسیل ذینفعان برای همکاری با سازمان
بالا
ذینفع نوع 4:
برکت آمیخته
استراتژی همکاری

ذینفع نوع 1:
حمایتگر
استراتژی مداخله

پایین
ذینفع نوع 3:
بدون حمایتی
استراتژی مدافعه
ذینفع نوع 2:
حاشیه ای و مرزی
استراتژی دیده بانی

شکل (2-8): نوع شناسی تشخیصی ذینفعان سازمان
منبع: [85]

مدل سویج و همکارانش [85] تمرکز یکسانی بر همکاری و تضاد دارد ولی هیل و جونز93 [86] با مخالفت با این ایده بیان می کنند که ارتباط به جای این که متحمل هزینه های ناشی از تضاد آشکار شود باید بر همکاری تمرکز نماید.
کلرکسون94 [84] تئوری ذینفعان را به طور شفاف تری با یکپارچه کردن با تئوری عملکرد اجتماعی سازمان (به عنوان چارچوبی برای مواجهه با ذینفعان) درون حوزه ی تفکر استراتژیک پایه ریزی نموده [58] و بیان می کند که اهمیت موضوعاتی که استراتژی سازمان را تعیین می کنند واکنش ذینفعان را به شکل پی در پی شکل خواهند داد.
تئوری مبتنی بر منابع این گونه بحث می کند که دسترسی به یک منبع، میزان برتری ذینفعان را تعیین می نماید [30]؛ یک برتری که بنا به نظر جاواهار و مک لالین95 [87] به دلیل تغییر نیاز سازمانی در طول چرخه ی حیات سازمان تغییر خواهد کرد. می توان این گونه بحث کرد که یک استراتژی سازمانی در طول مراحل اوج و رشد روی ذینفعان خارجی تمرکز می کند اما هنگام بلوغ سازمان توجه و سیاست های آن روی نیازها و انتظارات ذینفعان داخلی است [73]. فرومن [71] معتقد است که ارتباط بین سازمان و ذینفعان مبتنی بر رقابت است نه همکاری، و ذینفعان از برتری خود برای کنترل دسترسی به منابع برای رسیدن به انتظارات خود استفاده می کنند. وی چهار نوع استراتژی که ذینفعان بر اساس تئوری مبتنی بر منابع و توانایی در کنترل دسترسی به منابع بکار می برند را بدین صورت عنوان نموده است:
مضایقه: ذینفع یک منبع را از سازمان مضایقه می نماید؛
استعمال: ذینفع تامین یک منبع را ادامه می دهد ولی جریان منبع را محدود می کند؛
مستقیم: ذینفع جریان منابع را اداره می کند، یا از طریق مضایقه و یا از طریق محدود کردن آنها؛
غیر مستقیم: ذینفع از طریق یک هم پیمان جریان منابع را اداره می کند ( از طریق تشویق هم پیمان به مضایقه ی منبع یا آزاد کردن آن تنها در شرایط خاص)؛
با استفاده از مجموعه حالات بالا می توان ماتریس استراتژی های ذینفعان در مقابل سازمان را ترسیم نمود (شکل 2-9)
بر اساس ماتریس 2×2 فرومن [71] جایی که سازمان قدرت را در اختیار دارد، این ذینفع است که به سازمان وابسته است (حالت1) و در این حالت سازمان مانع نفوذ ذینفع می شود ولی از طرف دیگر ذینفع با یک ذینفع قدرتمند تر متحد شده و رفتار سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد. در سایر خانه ها نیز به همین شکل است و جایی که ذینفع از قدرت کافی برخوردار باشد خود بر رفتارهای سازمان اثر می گذارد و جایی که خودش قادر به این کار نباشد از قدرت دیگری بهره می گیرد و به طور مستقیم یا غیر مستقیم سعی در کنترل منابع سازمان دارد.
مدل فرومن [71] از دو ضعف عمده رنج می برد: اول اینکه تخمین و ارزیابی سطح وابستگی بین سازمان و ذینفع در این مدل مشکل است و دوم اینکه سازمان و ذینفع بازی مجموع صفر (تئوری بازی ها) را دنبال می کنند [73]. از سوی دیگر مدل فرومن با ادعای هیل و جونز [86] متناقض است و آنها بیان می کنند سازمان و ذینفع علاقه به مشارکت در یک ارتباط هم افزا دارند چرا که چنین رابطه ای برای هر دو گروه منابع بیشتری خواهد داشت.

آیا ذینفع به سازمان وابسته است؟

خیر
بله
آیا سازمان به ذینفع وابسته است؟
خیر
4
وابستگی پایین
غیر مستقیم/مضایقه

1
قدرت سازمان
غیر مستقیم/کاربرد

بله
3
قدرت ذینفع
مستقیم/مضایقه
2
وابستگی بالا
مستقیم/کاربرد

شکل (2-9): نوع شناسی استراتژی های نفوذ ذینفعان
منبع: [71]

2-4-3) علاقمندی های ذینفعان
هنگامی که بحث علاقمندی های ذینفعان به میان می آید محققان مختلف رویکرد های متفاوتی به این موضوع دارند. سویج و همکاران معتقدند که ذینفعان را می توان برحسب علاقمندی های آنان تعریف نمود که این علاقمندی ها می توانند شکل های مختلف شامل حقوق (قانونی یا اخلاقی)، مالکیت یا مالکیت قانونی را به خود بگیرند: ذینفعان مجریان اجتماعی هستند که یک سهم (یا علاقمندی) در اعمال سازمان دارند زیرا تحت تاثیر رفتار های سازمان (مفید یا مضر) قرار می گیرند [85].
بسیاری از محققان بر ایجاد تعادل بین ذینفعان تاکید دارند و برخی نیز از رابطه ی جایگزینی حمایت می کنند و آنچه که اغلب در عمل اتفاق می افتد نیز حذف یک ذینفع به خاطر ذینفع دیگر و یا نادیده گرفتن انتظارات برخی از ذینفعان برای برآوردن انتظارات ذینفعان دیگر می باشد. یافتن راهی که با علاقمندی های تمام ذینفعان منطبق باشد همیشه آسان نیست و جایگزین کردن یکی به جای دیگری معمولاً ساده ترین راه است [20]. البته بین علاقمندی های ذینفعان تضادهایی وجود دارد اما این تضادها باید برطرف شوند تا ذینفعان از معامله خارج نشوند و یا در حالت بدتر آن از فرآیند های سیاسی برای تخصیص ارزش ها به خود و یا کنترل ارزش های خلق شده برای دیگران استفاده نکنند [88].
فریمن معتقد است مدیریت ذینفعان به معنای خلق بیشترین ارزش ممکن برای ذینفعان، بدون متوسل شدن به رابطه ی جایگزینی می باشد [20] . نظر فرومن آن است که ذینفعان تلاش می کنند تا از طریق مدیریت کردن سازمان به علاقمندی هایشان دست یابند [82]. با این رویکرد ذینفعان مجریان منطقی ای هستند که از طریق مطلوبیت اعمالشان (بر حسب نائل شدن به علاقمندی های خودشان) تحریک به عمل می شوند بنابراین ارتباط مفهومی شفافی بین علاقمندی ها و اعمال ذینفعان در ادبیات ذینفعان وجود دارد [89]. وقتی انتظارات یک گروه از ذینفعان برآورده نمی شود، آنها یا سازمان را به قصد وارد شدن به شبکه ی دیگری که رضایت خاطر آنها را فراهم سازد ترک می کنند و یا به ریسک های کارآفرینانه دست می زنند.[20]
هیچ تردیدی وجود ندارد که بین علاقمندی های سهامداران، مشتریان، تامین کنندگان، کارکنان و انجمن ها و سایر ذینفعان یک سازمان تضاد وجود دارد [90]. اما همان طور که بین برخی از انتظارات و علاقمندی های ذینفعان تضاد وجود دارد، ممکن است آنها علاقمندی های مشترکی نیز با یکدیگر داشته باشند. اگر از زاویه ی دید اقتصاد دانان نگاه کنیم، رابطه ی جایگزینی همیشه وجود دارد و با منابع محدودی که در اختیار داریم می توانیم تعداد مشخصی سیب و پرتغال تولید کنیم و تعداد سیب بیشتر به معنی تعداد پرتغال کمتر می باشد؛ این روابط جایگزینی درون توابع مطلوبیت مصرف کنندگان و تولید کنندگان ساخته می شوند[20] . از زاویه ی دید مدیریتی، اگر مدیران در جستجوی رابطه ی جایگزینی بین ذینفعان باشند، رابطه ی جایگزینی ایجاد خواهند کرد و ممکن است هرگز نتوانند نقاط حساس را که حاکی از علاقمندی های مشترک همه ی ذینفعان کلیدی است، بیابند [20].
وقتی نگرش جایگزینی در مدیریت ذینفعان وجود نداشته باشد، حتی با وجود تقابل ارزش ها، همه ی ذینفعان و حتی آنهایی که به سختی راضی و متقاعد می شوند (مانند منتقدان و برخی از کارکنان)، می توانند منابع خلق ارزش باشند ولی مدیران باید به جای توجه به رابطه ی جایگزینی ابتدا سوالاتی از این قبیل را در ذهن خود بازسازی کنند:
– چطور می توانیم در کالاهای جدید سرمایه گذاری نموده و سود بالاتری کسب کنیم؟
– چطور می توانیم به این اطمینان برسیم که کارکنان ما سالم و شاد بوده و قادرند خلاقانه کار کنند تا بتوانیم مزایای حاصل از تکنولوژی اطلاعاتی جدید مانند سیستم کنترل موجودی را بدست آوریم؟ [20]
2-4-4) مشارکت ذینفعان
مشارکت ذینفعان را می توان در یک حالت بسیار عمومی بدین صورت تعریف کرد: «فرآیند مداخله افراد و گروه هایی که بر سازمان تاثیر گذاشته یا از آن تاثیر می پذیرند» و این مداخله از طریق ذینفعانی که به سازمان نزدیک بوده و منابع آن را تامین می کنند مانند سهامداران، کارکنان، مشتریان و تامین کنندگان و همچنین ذینفعان با فاصله ی دورتر که در بخش های اجتماعی یا سیاسی مربوط فعالیت دارند مانند سازمان های غیر دولتی، گروه های فعال و انجمن های محلی، انجام می شود [22]. گرین وود مشارکت ذینفعان را به عنوان شیوه هایی که سازمان بکار می گیرد تا ذینفعان اش را به شکل مثبتی در فعالیت های سازمان درگیر نماید تعریف کرده است .[23]
بسیاری از محققان زمانی که به بحث در خصوص علاقمندی های ذینفعان و همچنین مشارکت ذینفعان می پردازند داشتن یک رویکرد مشخص در طبقه بندی ذینفعان را ضروری می دانند. پست96 و همکاران [91] ذینفعان را بر اساس ارتباط با سازمان و تاثیرات استراتژیک بر سازمان به سه طبقه تقسیم کرده اند که این سه طبقه مبتنی بر منابع، ساختار صنعت و اجتماعی- سیاسی بوده و هر یک از این سه طبقه مجموعه ای از نقش ها و تاثیرات ویژه ی خود را بر جایگاه استراتژیک سازمان خواهند داشت.
رویکرد های دیگر به طبقه بندی ذینفعان مانند اولیه و ثانویه[58] ، یا استراتژیک و اخلاقی [92] با هدف درک ارتباطات متفاوت ذینفعان با سازمان (علاقمندی، حقوق و قدرت) و یا مسئولیت های اخلاقی سازمان [56,84,93] انجام شده است [89].
در سال های اخیر تئوری ذینفعان با تمرکز بر اهمیت حضور ذینفعان در خلق ارزش های بلند مدت توسعه یافته [94] و تمرکز تئوری ذینفعان از مدیریت ذینفعان توسط سازمان به تعامل سازمان با ذینفعان از زوایه دید فرآیندی و رابطه ای تغییر یافته است[94, p. 19]. این دیدگاه بر توجه به درک این مطلب اشاره دارد که مدیران به جای مدیریت ذینفعان باید ارتباط با ذینفعان را مدیریت نمایند [95]. ارتباطات ذینفعان در این رویکرد فرایندی به عنوان منبع مزیت رقابتی پیشنهاد می شود [91,94,96].
برخی از محققان ارتباط سازمان و ذینفعان را با اهداف و استراتژی های CSR متناسب دانسته و از این زاویه به بررسی موضوع پرداخته اند. مرسینگ و شالتز97 [95] بر اساس ویژگی های مدل ارتباطات عمومی گرونیگ و هانت98 [97] سه نوع استراتژی ارتباطی ذینفعان را با این رویکرد که چطور سازمان ها در مسائل حوزه ی CSR و در رابطه با ذینفعان شان مشارکت می نمایند، ارائه داده اند: استراتژی اطلاعاتی ذینفعان، استراتژی واکنشی ذینفعان و استراتژی مشارکتی ذینفعان.
با توجه به اینکه استراتژی مشارکت ذینفعان بر پایه مشارکت کامل ذینفعان شکل می گیرد، سازمان ها نباید تنها تاثیر گذار باشند بلکه باید در جستجوی تاثیر پذیری از ذینفعان بوده و در زمان لازم تغییر نمایند [95]. استراتژی مشارکت ذینفعان در هارمونی کامل با استراتژی اطلاعات ذینفعان قرار داشته و فرض آن این است که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مسئولیت اجتماعی، محیط زیست، مدیریت ذینفعان، مزیت رقابتی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدل کسب و کار، عملکرد سازمان، مصرف کنندگان، عملکرد سازمانی