دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایهی شرکت تغییر کند و متفاوت باشد (واتز، 1997). انگیزههای مدیران برای ارائهی صورتهای مالی با کیفیت بالا با سطح کشمکش نمایندگی سهامداران – دارندگان اوراق بدهی که با میزان اهرم در ساختار سرمایه شرکت سنجیده میشود، افزایش مییابد (بارتون و ویمیر59، 2004).

2-2-16 مبانی نظری اثرات اقتصادی کیفیت گزارشگری مالی
با مطالعات تجربی انجام شده روی ارتباط بین کیفیت سود و هزینه سرمایه، کیفیت سود به عنوان یک متغیر برونزا و مستقل در نظر گرفته شده است. در این مطالعات هرگونه جنبهی احتیاطی مربوط به انتخاب سطح کیفیت سودهای گزارششده نادیده گرفته شده است. از اینرو ارتباط مشاهده شده بین کیفیت اطلاعات حسابداری و هزینه سرمایه در پژوهشهای قبلی، عوامل تعیینکنندهی انتخاب سطح کیفیت گزارشگری مالی توسط شرکت گزارشگر را نادیده گرفتهاند (فرانسیس و همکاران، 2005).
اساس تصمیمات متنوع شرکت، هزینهی سرمایه آن است. هزینه سرمایه، عملیات و به تبع آن سودآوری شرکت را تحت تأثیر قرار داده، بنابراین تلاش برای کاهش هزینه سرمایه، مسألهای غیر عادی به نظر نمیرسد. بهدلیل آنکه سرمایهگذاران آگاه بهتر میتوانند سبد سهامشان را با اطلاعات جدید تغییر دهند، بازار برای نگهداشتن سهامی که اطلاعات محرمانه دارند، بازده بیشتری مطالبه میکند. اطلاعات محرمانه، ریسک سرمایهگذاران ناآگاه را افزایش میدهد. کیفیت گزارشگری مالی پایینتر، منجر به عدم ثبات و نهایتاً منجر به ریسک اطلاعاتی بالاتر میشود.بر این اساس شرکتها میتوانند از طریق میزان دقت اعمالشده و کمیت اطلاعاتی که به بازار میدهند، هزینه سرمایه خود را تحت تأثیر قرار دهند.
مطابق تئوریهای اقتصادی، ارتباط معکوسی بین کیفیت افشا و سطح عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران شرکت وجود دارد (ورچیا، 2001). کیفیت افشا مستقیماً با عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط دارد، زیرا مقدار اطلاعات محرمانه را نسبت به اطلاعات عمومی کاهش داده و انگیزهی جستجو برای اطلاعات محرمانه را کم میکند. درک این ارتباط بسیار مهم است؛ زیرا عدم تقارن اطلاعاتی به صورت معکوس با هزینهی سهام عادی مرتبط است. دلیل این ارتباط معکوس این است که سرمایهگذاران آگاه، هزینهی معاملات سرمایهگذاران ناآگاه را بالا میبرند. سرمایهگذاران منطقی، این زیانهای احتمالی آتی را پیشبینی کرده و با تقاضای صرف ریسک پیشبینی شده بر مبنای سطح عدم تقارن اطلاعاتی مورد انتظار از منافع خود حمایت میکنند. سرمایهگذاران ناآگاه همیشه در مقایسه با سرمایهگذاران آگاه ضرر بیشتری را تحمل میکنند. شرکتها میتوانند با انتخاب سطح کیفیت افشا روی هزینه سرمایه خود اثر بگذارند، زیرا اساساًافشا، اطلاعات محرمانه را به اطلاعات عمومی تغییر شکل میدهد. طبق برخی مطالعات انجام شده، عدم تقارن اطلاعاتی کمتر با هزینه سرمایه سهام عادی کمتر مرتبط است. باور گستردهای بین استانداردگذاران و مسئولان حرفهای حسابداری وجود دارد که افشا با کیفیت بالا، هزینه سرمایهی شرکت را کاهش میدهد (ایزلی و همکاران60، 2002).

2-2-17 مدیریت سود
در سالهای اخیر در حوزه پژوهشهای حسابداری، موضوع مدیریت سود مورد توجه محققان قرار گرفته است. فرضیه مدیریت سود، در ابتدا با عنوان هموارسازی سود توسط هپورث61 (1953)، ارائه و بعداً توسط گوردن62 (1964)، معرفی شد. برای اولین بار توسط نیچلسون63 (1988)، عبارت “مدیریت سود” جایگزین عبارت “هموارسازی سود” شد. از این جهت، مدیریت سود در کانون توجه قرار گرفت؛ بر این اساس که میتواند در تهیه خلاصهای از عملکرد شرکت اعمال نفوذ کند و نتایج مورد انتظار خود را منعکس کند (بلکویی64، 2000).
مفهوم مدیریت سود از زوایای مختلفی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است و هر یک از صاحبنظران تعاریف مختلفی ارائه نمودهاند. برخی از آنها عبارتند از:
اسکیپرز65 (1989)، مفهوم مدیریت سود را به این صورت تعریف میکند: مداخلهی عمدی در فرایند گزارشگری مالی برای به دست آوردن سطح مورد انتظار سود.
اسکات (2003)، مدیریت سود را اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص بهگونهای که منطبق با اصول حسابداری باشد، تعریف مینماید.
دیجورج و همکاران66 (1999)، مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظارسود برای بعضی تصمیمات خاص (از جمله تحلیلگران و یا برآورد روند سودهای قبلی برای پیشبینی سودهای آتی) تعریف میکند. به نظر ایشان، در واقع انگیزه اصلی مدیریت سود، مدیریت تصور سرمایهگذاران در مورد واحد تجاری است.
هلی و والن (1999)، مدیریت سود را اینگونه تعریف میکنند: مدیریت سود زمانی رخ میدهد که مدیران از قضاوت در گزارشگری مالی و ساختار معاملات برای دستکاری گزارشهای مالی و گمراه کردن برخی افراد ذینفع در مورد فعالیتهای تجاری شرکت یا اثرگذاری بر نتایج قراردادهای مبتنی بر ارقام حسابداری گزارش شده استفاده کنند.
کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا67 مدیریت سود را اینگونه تعریف کرد: کاربرد اصول پذیرفته شده حسابداری به شکلی نامناسب.
لویت(1998) چنین اظهار کرد که: انعطاف پذیری در حسابداری بهطور همزمان منجر به بدعتهای تجاری میشود. استفادههای نادرستی همچون مدیریت سود زمانی اتفاق میافتد که از این انعطافپذیری استفاده میشود.
لی جونگ و چین ون68 (2007)، مدیریت سود عبارت از مداخلهی هدفمند در فرآیند گزارشگری مالی با توجه به محدودیتهای اصول پذیرفته شدهی حسابداری برای به دست آوردن سطح مورد انتظار سود است. با توجه به مقاصد مدیریت، مدیریت سود میتواند به صورت افزایش، کاهش یا هموارکردن سود گزارش شده باشد.
به طور کلی مدیریت سود به عنوان اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مدیریت جهت رسیدن به اهداف خاصی در چارچوب رویههای حسابداری تعریف میشود. مدیریت نسبت به سایرین به اطلاعاتی دسترسی دارد که برای افراد دیگر قابل دسترسی نیست. در صورتی که مدیران با استفاده از مدیریت سود قصد انتقال اطلاعاتی را داشته باشند که معرف واقعیات و ارزش واقعی واحد تجاری باشد، نمیتوان ایرادی بر آن وارد دانست، اما نگرانی زمانی ایجاد میشود که هدف مدیران از مدیریت سود، به عنوان عاملی برای گمراهی استفادهکنندگان از اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت باشد (دیچو و همکاران، 2000).
سود گزارش شدهی شرکتها به عنوان یکی از معیارهای مهم تصمیمگیری و از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین ارزش بنگاه اقتصادی تلقی میشود، که همواره مورد استفادهی طیف وسیعی از استفادهکنندگان نظیر سهامداران، سرمایهگذاران، کارگزاران بورس و … قرار میگیرد. از آنجایی که محاسبهی سود بنگاه اقتصادی متأثر از روشهای برآوردی حسابداری بوده و تهیهی صورتهای مالی بر عهدهی مدیریت واحد تجاری میباشد، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیریت اقدام به مدیریت سود نماید. بیشتر محققان حسابداری معتقدند که مدیریت سود نوعی دستکاری صورتهای مالی است و مستلزم انتخاب روشهای حسابداری و یا قواعد گزارشگری در چارچوب الگوی خاصی است که سبب میشود انحراف سودهای گزارش شده کاهش یابد (کوپلند، 1968).
از جمله انگیزههایی که موجب مدیریت سود میشود میتوان به تأثیر بر قیمت سهام، افزایش حقوق و مزایای مدیریت و جلوگیری از نقض قرادادهای وام اشاره کرد. اکثر این انگیزهها به منافع آنی مانند پاداش، یا به جلوگیری از زیان آنی مانند افت قیمت سهام مربوط میشود (دوپنیک69، 2008).

2-2-18 مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی
به طور کلی، مدیریت سود از دو طریق امکانپذیر است:مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری و مدیریت واقعی سود.در حالت اول مدیریت از طریق اقلام تعهدی اختیاری بهآرایش ارقام حسابداری مطابق با اهداف مطلوب خود میپردازد.اما در حالت دوم، مدیریت با اتخاذ برخی تصمیمات عملیاتی و به عبارت دیگر دستکاری فعالیتهای واقعی به مدیریتواقعی سود روی آورده و به سود مورد نظر خویش دست مییابد. تعریف هلی و والن که در بخش قبلی ارائه شد به دو شیوهی مدیریت سود اشاره دارد. طبق این تعریف مدیریت حسابداری سود (مدیریت اقلام تعهدی) زمانی رخ میدهد که مدیریت، سود گزارش شده را با استفاده از اختیار حسابداری خود بر اساس اصول پذیرفتهشدهی حسابداری دستکاری کند. در مقابل، مدیریت واقعی سود شامل تلاش مدیریت برای دستکاری سود گزارششده با استفاده از تغییر زمانبندی و معیار اندازهگیری فعالیتهای تجاری میباشد.بهمنظور پژوهش اهداف سود، مدیران میتوانندتا پایان سال صبر کرده و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود استفاده کنند. اما این استراتژی این ریسک را درپی دارد که ممکن است به دلیل محدود شدن این اقلام توسط استانداردهای پذیرفتهشدهی حسابداری، مبالغ لازم برای دستکاری، بیش از اقلام تعهدی اختیاری موجود باشد. در نتیجه، اهداف سود ممکن است در پایان سال از طریق استفاده از اقلام تعهدی اختیاری حاصل نشود(تایلر و دوگان70، 2007).
دستکاری فعالیتهای واقعی، انحراف از روشهای عملیاتی عادی بوده و انگیزهی مدیران از انجام آن گمراه کردن برخی افراد ذینفع است، بصورتی که باور کنند اهداف گزارشگری مالی از طریق فعالیتهای عادی محقق شده است. مدیریت واقعی سود از طریق روشهایی مانند اعطای تخفیف قیمت و کاهش مخارج اختیاری مانند مخارج پژوهش و توسعه انجام میشود. پژوهشها نشان میدهد معمولاً شرکتها علیرغم اثر معکوسی که مدیریت واقعی سود بر جریان نقدی آتی دارد، به انجام این شکل از مدیریت سود برای تحقق اهداف کوتاهمدت سود تمایل دارند (چن و همکاران، 2008).
شکل اول، شامل انتخاب روشهای حسابداری مناسب برای دستیابی به سطوح مطلوب و موردنظر سود (به عبارت دیگر، مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری) است، و شکل دوم از زمانبندی و یا میزان تصمیمات عملیاتی برای دستیابی به سود مطلوب و مورد نظر بهره میگیرد (به عبارت دیگر، دستکاری فغالیتهای واقعی). شکل اول مدیریت سود یعنی مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری، نسبتاً در سال وقوع تغییر مشخص است که ممکن است حسابرس آن را به شیوهای مرسوم مشخص سازد. ممکن است تشخیص شکل دوم که از طریق تصمیمات عملیاتی صورت میگیرد، برای شخص خارج از شرکت سخت باشد (شیپر71، 1989). و بعید به نظر میرسد که به عنوان تخلف از قوانین تشخیص داده شود. تفاوت اساسی بین مدیریت اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی در زمانبندی مدیریت سود است. در مقایسه با مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری، هر دستکاری در فعالیتهای واقعی باید در دورهای از سال به وقوع بپیوندد. دستکاری فعالیتهای واقعی هنگامی رخ میدهد که پیشبینی مدیران حاکی از آن است که سود در برآورده ساختن اهداف مورد نظرشان با شکست مواجه خواهد شد. مگر آنکه آنها اعمالی را صورت دهند که از رویهی عادی شرکت نشأت میگیرد و یا هنگامی که برخی عوامل دیگر (استانداردهای حسابداری سختگیرانه) مدیریت اقلام تعهدی اختیاری را با محدودیت مواجه میسازند (بارتون و سیمکو72، 2002).
از آنجا که مدیریت سود به طور مستقیم قابل اندازهگیری نیست ادبیات مدیریت سود چند روش برآورد مدیریت سود بالقوه را پیشنهاد میکند. در این پژوهش از روش اقلام تعهدی اختیاری و جمع اقلام تعهدی استفاده شده است. و از مدل تعدیل شده جونز برای اندازهگیری دو روش فوق استفاده شده است. که در اینجا لازم است برای درک و فهم مدل تعدیل شده جونز دو متغیر اقلام تعهدی و اقلام تعهدی اختیاری تعریف شوند.
فرانسیس و همکاران (2005)، اقلام تعهدی را به عنوان تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجه نقد تعریف کرده است.
احمدی نژاد و هرمزی (1390)، اقلام تعهدی اختیاری را به معنی اختیار مدیران در تعیین زمان شناسایی و سقف فروشهای نسیه تعریف کردهاند.

2-2-19 محافظهکاری حسابداری
محافظهکاری به عنوان یکی از اصول محدودکننده حسابداری، سالهاست که مورد استفاده حسابداران قرار میگیرد و علیرغم انتقادهای فراوان بر آن، همواره جایگاه خود را در میان سایر اصول حسابداری حفظ نموده است. بهطوری که میتوان دوام و بقای محافظهکاری در مقابل انتقادهای وارده بر آن در طول سالیان طولانی را گواهی بر مبانی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری، کیفیت گزارشگری مالی، صورتهای مالی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی