دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدل کسب و کار، مسئولیت اجتماعی، محیط زیست، استراتژی ها

دانلود پایان نامه ارشد

مختلف کار می کنند و پول به دست می آورند، کالاهای شرکت های دیگر را خریداری می کنند و به آنها پول می دهند. شرکت ها مالیات پرداخت می کنند و دولت ها با پول حاصل از مالیات به ساخت راه های جدید، مدارس، بیمارستان ها،…. اقدام می کنند. توجه به منافع شخصی و خودخواهی افراد و حتی شرکت ها مانع از نوآوری و پیشرفت بوده و بر عکس همکاری و مشارکت با یکدیگر و کار کردن با دیگران و برای دیگران می تواند یک انگیزه ی قوی برای افزایش نوآوری و پیشرفت باشد [9, p. 283]. پورتر و کرامر [2] بیان می کنند که «شرکت های موفق نیاز به جامعه ی سالم دارند….، و همزمان، یک جامعه ی سالم نیاز به شرکت های موفق دارد».
یک سازمان نسبت به کارکنان خود برای ایجاد یک محیط خوب کاری (شامل امنیت، بهداشت و سلامتی، ساعات کار، دستمزد،…)؛ نسبت به مشتریان خود برای ایجاد رضایت در آنان و تبعیت از اصول و ارزش های رقابت منصفانه و نسبت به جامعه برای حفظ محیط زیست، حقوق انسان ها، توسعه پایدار،… مسئول است [10, p. 4].
وقتی یک شرکت محیط مناسب و مطلوبی برای کارکنان خود ایجاد می کند آنها با کارایی بیشتری کار می کنند. این دیدگاه می تواند به مدیران این بینش را دهد که CSR باعث خلق ارزش هم برای سازمان و هم برای کارکنان می شود. مدیران باید بدانند که CSR چیزی بیش از هزینه، اجبار و اضطرار و عمل خیرخواهانه است؛ CSR می تواند منبع فرصت، نوآوری و مزیت رقابتی باشد [2].
با دستیابی به درکی شفاف و واضح از CSR و مدل کسب و کار، این مفاهیم برای خلق مدل کسب و کار مسئولانه ترکیب خواهند شد. به همین منظور ابتدا مفاهیم مدل کسب و کار، ذینفعان و CSR مورد بررسی قرار گرفته و سپس چارچوب مدل کسب و کار مسئولانه با استفاده از این مفاهیم طراحی می شود و در پایان نیز موقعیت رقابتی که از طریق مدل کسب و کار مسئولانه برای سازمان ایجاد خواهد شد مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.

4-1-2) مسئولیت اجتماعی سازمان (CSR)
اگر چه در طول سال های گذشته افراد زیادی تلاش نموده اند تا CSR را تعریف نمایند اما مفهوم آن همچنان سر بسته و تا حدودی مبهم است [25]. هوارد بوون141 ، که اغلب به عنوان پدر CSR یاد می شود، مسئولیت های اجتماعی یک تاجر را وظایفی می داند که از طریق آنها باید سیاست ها، تصمیمات و عملکرد هایی که متناسب با اهداف و ارزش های جامعه هستند را دنبال کند [26, p. 304]. برخلاف این تعریف بسیار قدیمی از بوون، برخی محققان چنین دیدگاهی نداشته اند. به طور مثال میلتون فردمن در مقاله ای که در سال 1970 در مجله ی نیویورک تایمز142 به چاپ رسید بیان می کند که: «مسئولیت اجتماعی کسب و کار افزایش سود آن است.»
برخی از محققان نیز مانند فریمن و همکاران [28] مسئولیت های اجتماعی سازمان را مسئولیت در قبال ذینفعان می دانند و در این تحقیق نیز محقق با همین رویکرد مسئولیت اجتماعی سازمان را مسئولیت در قبال ذینفعانی می داند که جامعه و نسل های آتی از جمله ی این ذینفعان می باشند و لذا در صورتی که سازمان به مسئولیت های خود در قبال ذینفعان توجه نماید مشارکت آنان را در توجه به اجتماع و محیط زیست خواهد داشت. این مسئولیت ها بنا بر مدل سه بخشی CSR شوارتز و کرول [25] شامل مسئولیت های اخلاقی، قانونی و اقتصادی می باشند.
برای پرداختن به مباحث CSR رویکرد های مختلفی از سوی محققین مختلف ارائه شده است. مایکل پورتر و مارک کرامر [2] چارچوب جدیدی را با رویکرد استراتژیک برای CSR مطرح نمودند که با توجه به آن سازمان ها می توانند اهداف و فعالیت های سازمان خود را به طور موثری با منافع جامعه پیوند بزنند. پورتر و کرامر مشارکت سازمان در جامعه را به سه بخش تقسیم نموده اند:
– مسائل اجتماعی عمومی که ممکن است برای جامعه مهم باشد ولی به عملکرد سازمان وابستگی چندانی نداشته و بر موقعیت رقابتی بلند مدت آن نیز تاثیر چندانی ندارد؛
– تاثیرات اجتماعی زنجیره ارزش که به طور قابل توجهی تحت تاثیر فعالیت های سازمان هستند؛
– ابعاد اجتماعی زمینه رقابتی که عواملی در محیط خارجی هستند و به طور قابل توجهی بر موقعیت رقابتی سازمان تاثیر گذارند [2].
رویکرد استراتژیک پورتر و کرامر بر انتخاب مسائل اجتماعی که باید از سوی سازمان مورد توجه قرار گیرد تاکید داشته و توجه سازمان را به تمامی مسائل اجتماعی ضروری نمی داند و بر این عقیده استوار است که هیچ سازمانی نمی تواند به تمامی مسائل اجتماعی توجه نموده و در پی رفع آنها باشد و هر سازمانی باید بر اساس نوع فعالیتی که انجام می دهد و تاثیری که این فعالیت ها بر جامعه می گذارند به مباحث و مسائل اجتماعی مربوطه بپردازد [2].
اگر چه رویکرد پورتر و کرامر مسیر سازمان را در انتخاب نوع مسائل اجتماعی که باید بدان توجه نماید، مشخص می کند اما به نحوه ی انتخاب و اینکه کدام مسائل توسط چه کسانی انتخاب می شوند، اشاره نمی کند. به طور مثال پورتر و کرامر انتشار کربن را یک مساله اجتماعی عمومی برای یک بانک، یک اثر منفی در زنجیره ی ارزش برای یک سازمان حمل و نقل و یک مساله اجتماعی عمومی و یک اثر منفی در زنجیره ی ارزش برای یک تولید کننده ی اتومبیل مانند تویوتا می دانند [2]. توجه به این موضوع که هر مساله ی اجتماعی تاثیرات متفاوتی بر سازمان های مختلف دارد کاملا ضروری می باشد ولی همیشه انتخاب مسائل اجتماعی مرتبط با فعالیت های سازمان به این سادگی نیست و اینکه چه مسائلی و توسط چه کسانی به عنوان مسائل اجتماعی مرتبط شناخته شوند نیازمند توجه و بررسی بیشتری می باشد. علاوه بر این پورتر و کرامر به مسئولیت در قبال ذینفعان اشاره ای نداشته اند در حالیکه توجه به سایر ذینفعان نیز ضروری است چرا که تمامی ذینفعان بخشی از جامعه محسوب شده و مسئولیت در قبال آنان در واقع مسئولیت در قبال جامعه خواهد بود. به طور مثال اگر یک سازمان نسبت به سلامت و امنیت شغلی کارکنان خود توجهی نداشته باشد سلامت جامعه و همچنین وضعیت اشتغال را تهدید خواهد نمود چرا که کارکنان سازمان همان اعضای جامعه می باشند.
اکلز و همکارانش [119] در مقاله ای با عنوان «چطور می توان به یک شرکت پایدار143 تبدیل شد؟» به مقایسه ی شرکت های پایدار و شرکت های سنتی144 پرداخته اند که مقصود آنان از شرکت های پایدار شرکت هایی است که به مسائل اجتماعی و محیط زیستی همراه با خلق ارزش برای سهامداران و سایر ذینفعان توجه می نمایند. روشی که اکلز و همکارانش برای خلق یک شرکت پایدار ارائه می کنند بر قرار دادن sustainability در استراتژی ها و عملیات های شرکت از طریق یک مدل دو مرحله ای استوار است که دو مرحله ی این مدل شامل ساختن مجدد هویت سازمان از طریق تعهدات رهبری145 و مشارکت خارجی و همچنین تدوین هویت جدید از طریق مشارکت کارکنان و مکانیزم های اجرایی می باشد و این دو مرحله باعث ارتباط بهتر با ذینفعان جهت مشارکت آنان خواهد شد [119].
شرکت های پایدار قادر به خلق فرآیند های جدید، محصولات جدید و مدل های کسب و کار جدیدی هستند که عملکرد های کنترلی، اجتماعی و محیط زیستی را بهبود بخشیده و منجر به ترقی در عملکرد های مالی از طریق کاهش هزینه ها، درآمدهای جدید، تقویت برند و مدیریت ریسک بهتر خواهند شد [119].
رزابت کانتر[121] نیز به بررسی یکپارچه نمودن منافع اجتماعی با استراتژی های سازمان پرداخته و در مورد تاثیر تمرکز بر منافع جامعه در ماموریت سازمان بر عملکرد بلند مدت آن به بحث و گفتگو می پردازد.
همان طور که در رویکرد های محققین مختلف دیده می شود اغلب آنان سعی در یکپارچه سازی منافع جامعه با استراتژی های سازمان نموده اند ولی روش بکار گرفته شده برای این یکپارچه سازی متفاوت می باشد. توجه به مسائل خاص اجتماعی مرتبط با نوع فعالیت های سازمان [2]، تغییر هویت و فرهنگ سازمان جهت مشارکت و مداخله ی کارکنان و بالتبع ذینفعان خارجی [119] و تمرکز بر منافع جامعه در ماموریت سازمان [121] از جمله تلاش هایی است که محققین جهت اجرای بهتر و موفق تر سازمان در ارتباط با مسئولیت های اجتماعی داشته اند که در بخش های قبل به آنها اشاره شد.
در طول چند دهه ی گذشته تئوری ذینفعان به یکی از مراجع و رویکرد های اساسی در بحث و تبادل نظر در حیطه ی CSR تبدیل شده است .[69] مدیران به طور پیوسته با تقاضاهایی از سوی گروه های مختلف ذینفعان جهت اختصاص دادن برخی از منابع به CSR مواجه هستند [65]. فریمن و همکاران بر این باورند که هدف اصلی CSR خلق ارزش برای ذینفعان کلیدی است و “مسئولیت” بیانگر آن است که نمی توان آنچه که در سازمان انجام می شود را از مباحث اخلاقی تفکیک نمود [28].
بر اساس نظر فریمن و همکاران هم اکنون زمانی است که باید “مسئولیت اجتماعی سازمان”146 را با ایده ی “مسئولیت ذینفعان شرکت”147 با اختصاص یک مفهوم متفاوت به CSR جابجا نمود [28, p. 5].
این رویکرد را نمی توان بدون درک و تحلیل تئوری های ذینفعان دنبال نمود.

4-1-3) ذینفعان
بر اساس تعریف فریمن ذینفعان « هر گروه یا افرادی هستند که می توانند بر سازمان اثر گذاشته یا از طریق دستاوردهای حاصل از اهداف سازمان تحت تاثیر قرار گیرند» [19, p. 25]. گودپستر148 [92] بیان می کند که این تعریف به دو دسته ذینفع اشاره دارد: استراتژیک و اخلاقی [82].
ذینفعان استراتژیک همان هایی هستند که بر سازمان تاثیر می گذارند و در واقع در اینجا مدیریت علاقمندی ها مطرح می شود؛ این ذینفعان و علاقمندی هایشان باید به خوبی مدیریت شوند [19, p. 126] تا سازمان به علاقمندی هایش نائل شود [82]. در اینجا ادبیات ذینفعان با ادبیات استراتژی پیوند می خورد [19,82,84,86]. ذینفعان اخلاقی همان هایی هستند که بوسیله ی سازمان تحت تاثیر قرار می گیرند و در اینجا تئوری های ذینفعان در جستجوی تعادل بین علاقمندی ها هستند [82]. در اینجا ادبیات ذینفعان با ادبیات اخلاقیات پیوند خورده و یک حساب دوسویه از سازمان و ذینفعانش به دست می دهد [56,82].
ابتدا باید این بینش را که ذینفعانی که تحت تاثیر سازمان هستند و ذینفعانی که بر سازمان اثر گذارند، از هم منفک و جدا می باشند را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. اگر ارتباط سازمان و ذینفعان یک ارتباط دوطرفه در نظر گرفته شود، می توان به این نتیجه رسید که هر عملی در این ارتباط یک عکس العمل از سوی طرف مقابل خواهد داشت و این اعمال و عکس العمل های متقابل آنان هم اثر استراتژیک دارند و هم اثر اخلاقی. نمی توان برخی ذینفعان را استراتژیک دانست و برخی را اخلاقی و همچنین نمی توان برخی از رفتار ها یا علاقمندی ها را استراتژیک دانست و برخی دیگر را اخلاقی.
در عصر شبکه های اجتماعی، هر ذینفع را باید یک منبع گسترده ی اطلاعاتی در نظر گرفت که به سرعت می تواند اطلاعات مربوط به رفتار ها و مسئولیت های سازمان را بین شبکه ی گسترده ی ذینفعان از جمله جامعه و مصرف کنندگان منتشر سازد؛ بنابراین هیچ ذینفعی تنها متاثر از سازمان نخواهد بود و می تواند بر سازمان و بخصوص اعتبار و شهرت آن تاثیر گذار باشد.
با توجه به تعریف اولیه ای که از CSR شد، یعنی مسئولیت های اقتصادی، اخلاقی و قانونی سازمان در قبال ذینفعان، باید گفت که ارتباط بین ذینفعان و سازمان تنها به یک مسئولیت ختم نمی شود و سازمان علاوه بر اینکه وظیفه دارد منافع اقتصادی و مالی ذینفعان را تامین نماید، این تامین منافع نمی تواند بدون در نظر گرفتن مسئولیت اخلاقی و قانونی سازمان در قابل خود ذینفع و سایر ذینفعان انجام شود. در این خصوص دیدگاه های متضادی وجود دارد.
اغلب محققان حوزه ی کنترل سازمانی149 سنتی معتقدند که در چارچوب محدودیت های قانونی و عادات و رسوم اخلاقی، تنها وظیفه ی مدیران حداکثر سازی ارزش سهامداران است [27,130,131]
بر اساس اصول کنترل سازمانی سنتی، مدیران

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدل کسب و کار، پیش آزمون، مزیت رقابتی، استراتژی ها Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مدل کسب و کار، مسئولیت اجتماعی، استراتژی ها، مسئولیت اجتماعی سازمان