دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، ابعاد شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

حتی در سالهای پیری دست به کاری بزنند و منتپذیر فرزندان خویش نباشند؟
گفت و گو:
این جوان عابر، که پیر خشت زن را مشغول کار میبیند از روی دلسوزی ناسنجیدهای مزاحم مرد میشود و با بیهودهگویی خویش برای او مایه کارفزایی میشود چون شوق او را در این کار حقیر خالی از شگفتی نمییابد، وی را به باد ملامت میگیرد که این کار در خور او نیست. پیر هم با لحنی آمیخته به سرزنش به وی پاسخ میدهد که تحمل این سختی برای وی از قبول منت غیر دشوارتر نیست. حکایت البته از گفت و شنودی عادی، با یک صحنهسازی کوتاه تجاوز نمیکند.
زاویه دید داستان
زاویه دید در این داستان سوم شخص است.
محتوا و پیام حکایت
دروصف پیری است. باتوجه به این که نظامی در هنگام سرودن مخزن الاسرار دوران جوانی خود را میگذراند و هنوز به سن چهل سالگی نرسیده بود پا به دنیای پیری میگذارد و از ویژگی این دوره سخن به میان میآورد. به نظر شاعر کسی که به سن پیری میرسد باید به حاصل دسترنج خود قانع باشد و از هیچ کس توقعی نداشته باشد. قناعت تنها راه آرامش انسانهای پیر است. همین قناعت آنها رابسیار از دردسرها نجات خواهد داد.
4-6- داستان ششم: سگ و صیاد و روباه
خلاصه داستان
صیادی ماهر و تیزبین، سگی با وفا داشت. که در تمامی سفرها یار او بود. روزی سگ او گم میشود. صیاد بیتاب و بیقرار به جستجوی سگ میپردازد. روباهی به صیاد نزدیک میشود و به او میگوید غم مخور. او صید خوبی کرد ولی جانش را بر این راه نهاد. منتظرش نباش. صیاد جواب میدهد، من یقین دارم که او بر میگردد. در همین حین سگ ازدور پیدا میشود. و به روباه حمله میکند و او را میگیرد.
*
صیاد پیر گاه بر میخاست و مضطرب و نگران به افق مینگریست و گاه مینشست و دریغ میخورد که سگ باوفایم که چون شیر صیدگیر بود و چون دوست باوفا و مهربان از برم رفت، نمیدانم در کدام کوه و دشت افتاده است، آیا زنده است؟ شاید نیم مرده باشد! روباهی در آن نزدیکی بود و از غیبت سگ شادمان شده بود، خرامان و خندان به نزد صیاد آمد و گفت: سلام. صیاد شیر. بدون سگ چه میکنی؟سرت سلامت.
صیاد: سر به سرم نگذار. خیلی ناراحتم.
روباه: سگ تو صید فربهی کرد و خودش هم جان بر سر آن گذارد. باز خوب است که غذا داری و دیگر روبهان ضعیف را شکار نمیکنی، بلند شو کبابی درست کن، گوشت را خودت بخور و پوست را به ما محتاجان بده.
صیاد: غصه مرا نخور، هر غمی شادی در پی خود دارد. من یقین دارم که سگم برمیگردد. در همین وقت گردی از دور برخاست و سگ از دور پیدا شد و خود را به پای صیاد انداخت و خود را بدو چسباند و به دورش چرخید، پس از آن پرید و روباه را گرفت و رو به صیاد کرد و گفت:
«راه یقین جوی ز هر حاصلی نیست مبارکتر از این منزلی
پای به رفتار یقین سر شود سنگ بپندار یقین زر شود
گر قدمت شد به یقین استوار گرد ز دریا نم از آتش برار» (همان، 65)
یقین داشته باش که خدا روزی رسان است و خود را خوار و ذلیل کس مکن.
«روزی تو باز نگردد ز در کار خدا کن غم روزی مخور» (همان، 66)
بررسی شخصیتها
بنابر آنچه پیشتر در بنیاد نظری ذکر شد، شخصیت به طور حتم همیشه انسان نیست و ممکن است درخت، شئی یا حیوان که وجوه انسانی داشته باشد، شخصیت به حساب بیاید. نظامی در این داستان از سگ و روباه به عنوان شخصیتهاي داستان استفاده میکند.
با توجه به این مطالب، شخصیتها در این داستان از نوع ایستا هستند. صیاد، سگ و روباه شخصیتهای ایستایی هستند چون حوادث داستان، بر آن یا تأثیر نمیگذارد و یا اگر تأثیری بگذارد، این تأثیر بسیار اندک است یعنی در شخصیتها دگرگونی و یا تغییری در شکل ظاهری آنها صورت نگرفته است.
تعداد شخصیتها در این حکایت نیز کم است (صیاد، سگ و روباه). این شخصیتها با یکی از ابعاد شخصیتیشان به خواننده معرفی میشوند و از نظر خلقیات پیچیده نیستند به همین دلیل آنها را جز شخصیتهای ساده به شمار آورند. پس صیاد، سگ و روباه در این حکایت شخصیتهای ساده هستند و همگی با نام عام در داستان حضور دارند. هر سه تا شخصیت، شخصیتهای اصلی هستند.
آنچه در شیوة شخصیت پردازي نظامی در این داستان جلوهگري می کند این است که نظامی حیوانات در اینجا سگ و روباه را در جرگۀ شخصیت هاي اصلی داستان و تیپ شخصیتی به طور مستقیم قرار میدهد. چون سگ در داستان نقش اندرزگو را دارد که بر مقولۀ یقین بر حق تاکید می کند و نقشی تأثیرگذار در داستان دارد. در ضمن داستان در محیط بسته صورت میگیرد.
بررسی موضوعی داستان
درونمایه داستان تمثیلی و تعلیمی با مضمون پند و حکمت است. نظامي در قالب اين داستان اين حقيقت ديني و عرفاني را مطرح ميكند كه هر كس طبق احكام دين و آيات قرآن در مصائب و سختيها صبر و استقامت كند سرانجام به پيروزي و رستگاري خواهد رسيد. نظامي اين حقيقت را از زبان سگ شكاري خطاب به صياد بيان ميكند. سگ خطاب به صياد ميگويد: صبر كردن تو طبق احكام دين همانند طوقي بود كه به گردن من افكنده شد و مرا به سوي تو باز گردانيد و يقين تو مانع شد كه روباه بتواند با مكر و فريب ترا از راه حق دور كند. نظامی معتقد است که با یقین میتوانی سنگ را به زر تبدیل کنی.
صحنهپردازی داستان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، تحلیل محتوا، تحلیل محتوایی، عدل و داد Next Entries پایان نامه ارشد درمورد بازاریابی، آمیخته بازاریابی، روش آنتروپی، رتبه بندی