دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، نویسندگان، فکر و اندیشه، لیلی و مجنون

دانلود پایان نامه ارشد

به همین دلیل است که ما از دیر باز با این نوع شخصیتها آشنا هستیم و رفتار و گفتار آنها را میتوانیم پیشاپیش حدس بزنیم (میر صادقی، 1380:104)
2-8-3- شخصیتهای نوعی
شخصیت نوعی یا تیپ نشان دهنده خصوصیات گروه یا طبقهای از مردم است که او را از دیگران متمایز میکند. شخصیت نوعی نمونهای است برای امثال خود. برای آفریدن چنین شخصیتی باید حقیقت را از چند نمونه واقعی و زنده گرفت و با هنرمندی در هم آمیخت تا شخصیت نوعی مورد نظر آفریده شود (همان، 105)
2-8-4- شخصیتهای تمثیلی
شخصیتهای تمثیلی، شخصیتهای جانشین شونده هستند، به این معنا که شخصیت یا شخصیتهایی جانشین فکر و خلق و خو و خصلت و صفتی میشوند. مثل آقای دیو سیرت، خانم خوش طینت. در این صورتهای ابتدایی تمثیل، صفات و خلقیات در قالب شخصیتهایی تجسم مییابند یا فکر و نظری مخصوص، تصویر میشود مثل «شیطانک، دیر آمد» یا «تنبل خان پیدایش شد». بنابر این این نوع شخصیتها دو بعدی هستند، بعد فکری و خصلتی که مورد نظر نویسنده یا گوینده بوده است و بعدی که در آن مجسم میشوند. وقتی میگوییم: «تخم جن، دیر آمد» دو منظور داریم یکی خصلت «شیطنت» و دیگر عینیت دادن به آن است (همان، 107)
2-8-5 شخصیتهای نمادین
شخصیتهای نمادین، نویسنده را قادر میسازد مفاهیم اخلاقی یا کیفیتهای روحی و روشنفکرانه را به قالب عمل در آورد. وقتی اعمال و گفتار شخصیتی، فکر یا عقیده یا کیفیتی را ارائه میدهد، ممکن است او را چون شخصیت نمادین گرفت. بنابراین، هیچ شخصیتی نمیتواند نمادین باشد مگر آنکه نماد چیز دیگر باشد، این چیز فقط به شکل نمادین خود قابل درک است. در نهایت، فرد نمادین کسی است که حاصل جمع اعمال و گفتارش، خواننده را به چیزی بیشتر از خودش راهنمایی کند؛ مثلا او را همچون تجسمی از وحشیگری یا نیروی رهایی بخش یا مظهری از امید ببیند. در قصههای گذشته فارسی تمثیل و نماد مورد استفاده بسیار اولیاء و عارفان بوده است؛ مثلا قصههای عقل سرخ و رساله الطیر جنبهای نمادین و تمثیلی دارند و بالطبع شخصیتهای قصه نیز نمادین و تمثیلی هستند. اصولا «دین» و «اسطوره» منبع بسیاری از قصههای تمثیلی گذشته ماست (میر صادقی، 1380: 108)
2-8-6- شخصیتهای همه جانبه
این شخصیتها در داستانها، توجه بیشتری را به خود جلب میکنند. این شخصیتها با جزئیات بیشتر و مفصلتر تشریح و تصویر میشوند. خصلتهای فردی آنها، ممتازتر از شخصیتهای دیگر رمان است. نویسنده ممکن است ذهن شخصیتها را بکاود و احساسات درونیشان را تشریح کند و ما را در جریان فعل
و انفعالات روحی و معنوی آنها بگذارد؛ در زندگی واقعی، ما فقط میتوانیم این افکار درونی و این احساسات را از رفتار بیرونی اشخاص حدس بزنیم (همان، 110).
2-9 زاویه دید
زاویه دید یا زاویه روایت نمایش دهنده شیوهای است که نویسنده با آن مصالح و مواد داستان خود را به خواننده ارائه میکند و در واقع رابطه نویسنده را با داستان نشان میدهد. از این نظر زاویه دید، حاوی چند معنی مخصوص است:
1)زاویه دید جسمانی با وضعیت زمانی و مکانی سر و کار دارد که به اتکای آن نویسنده به مواد و مصالحش میپردازد و این مواد و مصالح را از نظر میگذراند و آنها را توصیف و تشریح میکند.
2)زاویه دید ذهنی، با احساس و شیوه پرداخت نویسنده نسبت به «موضوع» سر و کار دارد.
3)زاویه دید شخصی که مربوط است به روایتی که به کمک آن نویسنده موضوعی را نقل یا مطرح میکند. این نقل یا طرح موضوع ممکن است از طریق شخص یا دوم شخص یا سوم شخص صورت بگیرد.
زاویه دید ممکن است درونی باشد یا بیرونی. در زاویه دید درونی، گوینده داستان یکی از شخصیتهای (شخصیت اصلی یا شخصیت فرعی) داستان است و داستان از زاویه دید اول شخص گفته میشود. در زاویه دید بیرونی افکار و اعمال و ویژگیهای شخصیتها از بیرون داستان تشریح میشود، یعنی فردی که در داستان هیچ گونه نقشی ندارد، در واقع نویسنده، راوی داستان است و داستان از زاویه دید سوم شخص نقل میشود (میر صادقی، 1380: 384).
2-10 گفت و گو
گفت و گو به داستان نیرو میدهد و زندگی میبخشد. در زندگی روزمره یکی از مهمترین توجهات ما به گفت و گوی مردم است. در صف اتوبوس، در بازار و در خیابان صحبتهای مردم را میشنویم و نسبت به آنها واکنش نشان میدهیم. گاهی ممکن است حتی صحبتکننده را نبینیم اما اغلب از نحوه حرف زدن او، پی به شخصیت او میبریم و احیانا متوجه میشویم که از کجا آمده و در چه سنی است و از چه قماش آدمی. اینجاست که میگوییم «گفت و گو» باید معرف شخصیتهای داستان باشد که اغلب سه خصوصیت عمده را در بر میگیرد: خصوصیت جسمانی، روانی و خلقی، و اجتماعی (میر صادقی، 1380: 464).
«گفت و گو» اغلب بخش اعظم داستانها را به خود اختصاص میدهد حتی در داستانهایی که تحرک و هیجانش زیاد است و بر محور عمل جسمانی و زورآزماییها و مسابقات میگردد. در واقع گفت و گو خود در حکم «عمل داستانی» است زیرا در گفت و گو هم چیزی اتفاق میافتد، چیزی که بر اثر صحبت دو نفر با هم صورت میگیرد. از این نظر گفت و گو حالت ایستایی ندارد و پویایی آن به داستان طراوت و تحرک میدهد. پرحرفیهای بیهدف و درازگوییها خواننده را دلزده میکند و باید از آن پرهیز کرد، مگر آنکه نویسنده بخواهد با پر حرفی خصوصیت شخصیتی را نشان بدهد و غرضی پشت پر حرفی شخصیت یا شخصیتهای داستان پنهان باشد و این البته مهارت و استادی میخواهد تا خواننده را خسته نکند و داستان را از قدرت نیندازد (همان، 465).
2-11 درونمایه و موضوع داستان
درونمایه از دو بخش درون به معنای داخل و میان و مایه به معنی اصل و بن هر چیز تشکیل شده است که در مجموع به معنی اصل درونی هر چیز است. مضمون نیز در لغت به معنی در میان گرفته شده و آنچه از کلام و عبارت فهمیده میشود، است (داد، 1375: 101).
در تعریف درونمایه آمده است که فکر اصلی و مسلط هر اثر ادبی است. خط یا رشتهای که در خلال اثر کشیده میشود و وضعیت و موقعیتهای داستان را به هم پیوند میزند. به بیانی دیگر درونمایه را به عنوان فکر و اندیشه حاکمی تعریف کردهاند که نویسنده در داستان اعمال میکند. و به همین جهت است که درونمایه هر اثری جهت فکری و ادراکی نویسندهاش را نشان میدهد (میر صادقی، 1385: 160).
همان گونه که گفته شد درونمایه فکر حاکم بر داستان است. بنابراین به طور مستقیم نتیجهی تفکر و اندیشهی نویسنده در مورد موضوع خاصی است. ایدئولوژی و نگاه نویسنده به جهان هستی سبب میشود که درونمایه اصلی داستان شکل بگیرد. ذکر این نکته ضروری است که باید به تفاوت دو عنصر درونمایه و موضوع توجه کرد. موضوع و مضمون دو عنصر جداگانه هستند که اگرچه بر یکدیگر مؤثرند اما نباید آنها را یکی دانست. موضوع شامل پدیدهها و حادثههایی است که داستان را میآفرینند و درونمایه را تصویر میکند. به عبارت دیگر موضوع قلمرویی است که در آن خلاقیت میتواند درونمایهی خود را به نمایش بگذارد (میر صادقی، 1385: 217).
موضوع یک اندیشهی کلی و زیربنایی است که با توجه به مناسبات ملموس و وقایع داستان توصیف میشود، اما درونمایه دارای بیانی انتزاعی است (انوشه، 1376: 470). معمولا موضوع داستان، در یک کلمه قابل بیان است: عشق، انتقام، حسادت، مرگ، نبرد، خوبی و بدی و تمام اندیشههای اساسی انسان دربارهی زندگی. درونمایهی یک اثر نیز معمولا در یک جمله خلاصه میشود. در واقع درونمایه نگاه نویسنده به هر یک از موضوعات است. به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که به تعداد نویسندگان، دربارهی یک موضوع خاص، درونمایه وجود دارد. برای مثال موضوع عشق را در نظر بگیریم. عشق یک موضوع اصلی و شاید زیربناییترین موضوع داستانی است که از آغاز مورد توجه نویسندگان در سراسر دنیا واقع شده است. تا کنون هزاران داستان کوتاه و بلند با این موضوع به رشته تحریر در آمده است، اما هیچ یک از این داستانها به یکدیگر شباهت کامل ندارند. حتی داستانهایی که به تقلید از یک اثر نوشته شدهاند، بازهم به طور کامل بر هم منطبق نیستند. این تفاوت همان درونمایه است که تجربیات و دیدگاه نویسنده در شکلگیری آن نقش مستقیم دارد (همان، 473)
اگرچه درونمایه، یکی از عناصر اصلی داستان است، اما برخی از داستانها فاقد این عنصر هستند، مانند داستانهای جنایی و پلیسی یا داستانهای ترسناک که هدف آنها صرفا سرگرمی مخاطب است. به طور خلاصه میتوان گفت: وظیفهی درونمایه، ایجاد هماهنگی و انسجام اجزا و عناصر داستانی دیگر است. چون زمانی که نویسنده فکر خاصی را بر اثر خود مسلط میکند، بر اساس آن به چینش سایر عناصر دست میزند. از سوی دیگر، سایر عناصر نیز میتوانند در روند شکلگیری و تکامل درونمایه مؤثر باشند (مستور، 1379: 30)

فصل سوم:شرح احوال و آثار نظامی گنجهای

فصل سوم
شرح احوال و آثار نظامی گنجهای

3-1 احوال نظامی
3-1-1 نام و نسب
«نام ونسب وی را عموما الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید ضبط کردهاند. برخی از مؤلفان لقب وی را جمال الدین ضبط کردهاند. در بسیاری از کتابهای قدیم تخلص وی را نظامی مطرزی ضبط کردهاند. مطرز در زبان تازی به معنی زردوز یا گل دوز و کسی است که تراز جامه بدوزد و یا ببافد و مطرزی درباره کسی گفته میشده است که نسبت وی به کسی که مطرز بوده است برسد» (نفیسی، 1362: 2).
3-1-2- ولادت
«تاریخ ولادت وی را در هیچ کتابی ضبط نکردهاند، لیکن با دقت در بعضی از اشعار او میتوان آن را نزدیک به سال 530 هجری دانست» (ذبیح الله صفا، 1370: 315). «در مخزن الاسرار تصریح میکند که هنگام نظم آن کتاب جوان بوده، یعنی هنگام نظم مخزن الاسرار که از 570 تا 572 بدان مشغول بوده جوان بوده یعنی نزدیک به سی سال داشته است و چون آخرین تاریخ مرگ وی را 606 ضبط کردهاند در حدود شصت سال زیسته است» (نفیسی، 1362: 4).
3-1-3- مولد و مسکن
در همه کتابها همیشه نظامی را گنجوی دانستهاند. تقریبا تمام تذکره نویسان مینگارند که در گنجه متولد شده اما پدر و نیاکانش اهل عراق عجم بودهاند. گویا انتساب نیاکان او به عراق عجم باید به استناد این دو بیت از منظومه اقبال نامه حکیم گنجه باشد: (صفا، 1370: 315)
«چو در گرچه در بحر گنجه گمم ولی از قهستان شهر قم
به تفرش دهی هست تا نام او نظامی از آنجا شده نامجو» (همان، 315)
پس حکیم بزرگوار ما در خاندانی در گنجه به دنیا آمده که اصل آن خاندان از روستایی در تفرش بوده و به گنجه مهاجرت نمودهاند (دلیری مالوانی، 1376: 366).
مسلم است که همواره در گنجه سکنی داشته است و تنها یکبار از آن شهربیرون رفته است و سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان به یکی از بلاد نزدیک گنجه کرده است و سپس بدان شهر بازگشته است و در آنجا هم در گذشته است. خود در آثار خویش مکرر بدین نکته اشاره داشته است از آن جمله در مخزن الاسرار که میگوید: (صفا، 1370: 315)
«گنجه گره کرده گریبان من بی گرهی گنج عراق آن من
بانگ برآورده جهان کای غلام گنجه کدامست و نظامی کدام
باد مبارک گهرافشان او بر ملکی کین گهرست آن او» (همان، 315)
3-1-4 زن و فرزند
نظامی خود در آثار خویش چند بار به زن و فرزند خود اشاره میکند: نخست در خسرو و شیرین جایی که بر مرگ شیرین افسوس میخورد این را بهانه برای گریستن بر مرگ کنیزکی میداند که حکمران دربند برای او فرستاده بود، این کنیز ترک که همسر وی بوده در جوانی در گذشته و در 576 که خسرو وشیرین را میسروده است زنده نبوده و نظامی از او فرزندی داشته است (دلیری مالوانی، 1376: 367). نظامی درباره یگانه فرزندی که از کنیز ترک، نخستین همسر خود داشته در آثارش بیان میکند که نام وی محمد بوده و در هنگام نظم لیلی و مجنون یعنی در 584 در حدود چهارده سال داشته است (نفیسی، 1362: 11).
3-1-5 اخلاق و افکار و معیشت
از آثار نظامی میتوان کاملا پی به اخلاق و افکار و زندگی او برد. چیزی که در نظر اول مجسم میشود این است که نظامی مردی حکیم، دانشمند و عارف مشرب و گوشه نشین بوده و از صحبت اهل زمانه اعراض میکرده و در گوشه عزلت و انزوا به اندیشهها و طبع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، داستان کوتاه، تحلیل محتوا، تحلیل محتوایی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، تحلیل محتوا، تحلیل محتوایی، عدل و داد